دانلود پایان نامه

3-رساندن مهمات و غذا به رزمندگان در خطوط پشتیبانی و عقبه های رزمندگان.
4- تعمیر تجهیزات و بازسازی وسائل و البسه ، پتو و وسایل زیستی رزمندگان در جبهه ها.
5- راه اندازی ستادهای امداد و درمان در شهرها و بسیج خواهران و کادر درمانی و پزشکی در بیمارستانها و پرستاری از مجروحان و مراقبتهای ویژه و تهیه اقلام دارویی.
6- ایجاد ستادهای جمع آوری کمک های مردمی در مساجد ، مدارس و محلات ، کارخانجات ، ادارات دانشگاهها و بسته بندی و ارسال انواع نیازمندیهای عمومی و فصلی و منطقه ای رزمندگان جبهه ها.
7- حضور در عرصه های فرهنگی و تبلیغ و تجلیل و تکریم مقام شهیدان و عیادت مجروحان و سرکشی به خانواده های شاهد ، اسرا و رزمندگان و مقابله با شایعات و عوامل تخریب روحیه ، مقابله با منافقان و ضد انقلابیون و شرکت یکپارچه در تشییع پیکر شهیدان ، مجالس و محافل بزرگ داشت یاد و خاطره آنان.
8- راه اندازی کاروانهای خانواده شهدا و خواهران برای حضور در جبهه ها و خطوط عقبه رزمندگان و توزیع هدایا، ایراد سخنرانی و کاروانهای زیارتی برای تقویت روحیه.
9- حضور فعال نظامی در بسیج و گذراندن آموزشهای نظامی و انجام نگهبانی و مراقبت و گشت داخل شهر و دست گیری عوامل منافق و ستون پنجم.
10- جمع آوری کمکهای نقدی و کمک مستقیم برای خرید تجهیزات نظامی مورد نیاز.
11- صبر و بردباری در مقابل شهادت ، مجروحیت و اسارت عزیزان و تحمل دوری آنان به دلیل حضور چندساله در جبهه ها و تقبل سهم تربیت مردان در قبال فرزندان.
12- تشویق و ترغیب مردان به پیوستن به صف رزمندگان و اعزام به جبهه ها.
در مجموع آنکه روند تحولات اجتماعی و سیاسی بعد از انقلاب اسلامی ایران و زمان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس حاکی از آن است که جریانهای سیاسی- اجتماعی کشور زمینه های سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی مساعدی را برای افزایش مشارکت سیاسی زنان در جامعه به صورت فعالانه و داوطلبانه فراهم کرد. فی الواقع زنان در شرایط جنگ تحمیلی و دفاع مقدس دوشادوش مردان به صورت فعالانه شرکت می کردند و نقش مؤثر و مفیدی در پیروزیها داشتند(بشیریه،1385).
د)دوران کنونی
اما آیا بعد از جنگ تحمیلی و در زمان کنونی ، باز هم زنان نقشی فعال در عرصه سیاسی داشته و مشارکت سیاسی دارند؟ و در شرایط موجود آگاهی سیاسی آنها تا چه حد است؟
علی رغم آنکه مطابق قوانین کشور ، برای فعالیت زنان منع و محدودیتی وجود ندارد ، اما در زمان حاضر ، حضور بانوان در صحنه های سیاسی کمتر مشاهده می شود و اغلب فعالیتهای سیاسی به مردان اختصاص یافته و مباحث سیاسی در بین مردان بیشتر مطرح است. حتی با وجود طرح مباحثی چون توسعه سیاسی و دعوت به مشارکت سیاسی برای تمام اقشار جامعه ، باز مشاهده می شود که زنان کمتر خود را درگیر مسائل سیاسی می کنند و در مقایسه با سایر جنبه های زندگی اجتماعی ، در این مورد علاقه و توجه چندانی نشان نمی دهند. در تحقیقی با عنوان سنجش گرایش دانشجویان دختر نسبت به مشارکت سیاسی ، میزان گرایش آنها سنجیده شده است. این تحقیق نشان می دهد که در دوران کنونی ، گرایش زنان حتی در قشر تحصیل کرده و دانشجو که فعال ترین قشر جامعه در بعد سیاسی محسوب می شوند و باید در مورد مسائل سیاسی ، حساسیت بیشتری نسبت به دیگران داشته باشند ، در سطح نسبتاً پایینی قرار دارد.
مرور تاریخ ایران و وضعیت و نحوه مشارکت سیاسی زنان در دورانهای مختلف تاریخ و مقایسه میان میزان و نحوه مشارکت زنان در مقاطع زمانی مختلف ، این سؤال را به وجود می آورد که چرا در هر برهه ای از زمان ، زنان نسبت به سیاست و مشارکت در فعالیتها و امور سیاسی جامعه خویش به اشکال مختلف و گاه متضاد ، عکس العمل نشان میدهند؟
این امر می تواند از عوامل متعدد ناشی شود که به برخی از آنها اشاره می شود:
از یک دیدگاه مشارکت سیاسی زنان ناشی از نقش و کارکرد و تأثیری است که مشارکت آنها در تصمیم گیریها و تحولات سیاسی جامعه به جا می گذارد ، چنانچه برای مشارکت زنان در مسائل سیاسی جامعه ، کارکردی تصور نشود یا این کارکرد در حد بسیار پایینی قرار گیرد ، زنان نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت شده و میزان مشارکت سیاسی آنان تنزل خواهد کرد. تمایل زنان به مشارکت سیاسی تابع عواملی نظیر «احساس بی قدرتی» در زنان و تحلیل آنان از «فایده مشارکت» است. چنانچه در نظر آنان هزینه های مشارکت سیاسی بیش از فواید آن باشد ، کمتر به مشارکت سیاسی روی می آورند. (بشیریه،1385).
ساختارهای گوناگون حاکم بر جامعه نیز از علل دیگری است که بر نحوه و میزان مشارکت سیاسی زنان مؤثر است. مشارکت سیاسی زنان در هر جامعه ای در چارچوب ساخت اجتماعی و سیاسی آن جامعه معنا خواهد یافت. مطابق با این دیدگاه مشارکت سیاسی زنان در ارتباط با ساختهای جامعه و روابط پایدار آن شکل می گیرد و تحت تأثیر نظامهای اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و تغییرات اجتماعی است. ساختارهای متفاوت اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی ، سبب تفاوت مشارکت سیاسی زنان در جوامع مختلف و مقاطع زمانی متفاوت می شود. جریانهای سیاسی – اجتماعی کشور – در آغاز انقلاب اسلامی و در هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران –فعالیتهای سیاسی و اجتماعی مساعدی برای افزایش نقش زنان در فعالیتهای سیاسی و مشارکت آنها در این عرصه فراهم کرد. اما در زمان حاضر ، زنان نتوانسته اند در میدان سیاست جایگاه واقعی خود را پیدا کنند.
بیگانگی سیاسی زنان نسبت به مسائل و رویدادهای سیاسی در این مقطع زمانی ، از دیگر عوامل مؤثر بر کاهش مشارکت سیاسی آنهاست. بیگانگی سیاسی که با متغیرها و شاخصهایی مثل بی قدرتی ، انزوا ، میزان اطلاعات و آگاهی از مسائل سیاسی و … سنجیده می شود ، در میان زنان نسل جدید در خور تأمل است.
برخی دیگر از علل مؤثر بر میزان و نحوه شرکت زنان در فعالیتهای سیاسی عبارتند از : بی ثباتیهای شدید سیاسی و اجتماعی ؛ نارضایتی از اوضاع سیاسی حاکم بر جامعه و تشتت آرا ؛ تغییرات فرهنگی و فقدان بستر فرهنگی مناسب برای ارتقای شعور ، بینش و آگاهی سیاسی زنان ؛ ناهماهنگی ، و نبود صداقت در قول و فعل مسئولان (هرگاه نظر مسئولان با رفتار آنان مغایر باشد ، بی تردید بر نگرش و عمل کرد اعضای جامعه تأثیر منفی خواهد داشت ؛ و باعث بی اعتمادی و خودناباوری در میان زنان ؛ ناامنی و … است) (بشیریه،1385).
آگاهی
هر کسی روزانه تجربه های آگاهانه فراوانی دارد. برای نمونه، آگاهی از گل قرمزی که در باغچه ی حیاط است؛ یا صدای هواپیمایی که در آسمان در حال پرواز است؛ یا مزه ی شکلاتی که روی زبان فرد است و … نمونه ی نخست از سنخ تجربه آگاهانه دیداری، دومی شنیداری و سومی چشایی بود. هر یک از این تجربه های آگاهانه «خصیصه پدیداری» دارند به این معنی که کیفیت خاصی برای تجربهی آنها وجود دارد.