دانلود پایان نامه
سیدنی وربا فرهنگ سیاسی را اینگونه تعریف می کند:((نظامی از باورهای تجربی، نمادهای عاطفی و ارزشهایی است که موقعیت و نوع کنش سیاسی را تعیین و تعریف می کند.)) ( 1965 ، 513). فرهنگ سیاسی بنا به تعریف وربا آن بخشی از فرهنگ است که نوع رفتار فرد را در حوزه سیاسی معین می کند؛ لوسین پای نیز فرهنگ سیاسی را اینگونه تعریف می کند: (( فرهنگ سیاسی ساخت و معنای فضای سیاسی را به همان ترتیبی که فرهنگ به طور کلی معرف تلاطم و یکپارچگی حیات اجتماعی است به دست می دهد.)) ( به نقل از محمدی،1377 ، 337 ).
آلموند و وربا برای ارزیابی سطح سیاسی فرهنگ سیاسی به چهار مورد اشاره کرده اند؛ که تحت تاثیرکار پارسونز و شیلز قرار گرفته است :
1-فرد چه شناختی درمورد علت نظام سیاسی – به مفهوم کلی آن– و چه شناختی از تاریخ آن، اندازه، موقعیت، قدرت، خصوصیات”قانون اساسی” و مانند آن دارد؟ احساساتش نسبت به نظم اجتماعی چیست؟
2-از ساختها ونقشهای نخبگان سیاسی مختلف و خط مشی های سیاسی پیشنهادی که در جریان رو به بالای خط مشی سازی وجود دارد، چه شناختی دارد؟ احساسات و عقایدش در مورد این ساختها، رهبران و خط مشی های سیاسی چیست؟
3-درباره جریان رو به پایین اجرای خط مشی ها ، ساختها ، افراد و تصمیمات مربوط به این روندها چه شناختی دارد؟ احساساتش و عقایدش درباره آنها چیست؟
4-چگونه خود را به عنوان عضوی از نظام سیاسی تصور می کند؟ در مورد حقوق، قدرتها، تعهدات، و استراتژیهای مربوط به دسترسی به نقطه نفوذ چه شناختی دارد؟ و درباره قابلیتهایش چگونه فکر می کند ؟ (1972، 16 و 17 )
آلموند و پاول در باب معنی فرهنگ سیاسی اینگونه می گویند: ((هر فرهنگ سیاسی توزیع خاصی از ایستارها، ارزشها، احساسات، اطلاعات و مهارتهای سیاسی است. همانگونه که ایستارهای افراد براعمال آنان تاثیر می گذارد، فرهنگ سیاسی یک ملت نیز بر رفتار شهروندان و رهبران آن در سراسرنظام سیاسی تاثیر می گذارد.)) ( به نقل از طیب،1375، 23 )
رابرت دال نیز ((فرهنگ سیاسی را عامل مهم تعیین کننده الگوهای متفاوت سیاسی)) می داند. عناصر مهم فرهنگ سیاسی از نظر وی عبارتند از:1-سمت گیری نسبت به حل مسائل؛ یا سمت گیری آنها درحل مسائل، عملگرایانه است یا عقلانی؟2-سمت گیری نسبت به اقدام جمعی؛آیا سمت گیری آنها نسبت به عمل جمعی مشارکت جویانه است یا تفردگرایانه؟3- سمت گیری نسبت به سیستم سیاسی؛آیا سمت گیری آنها نسبت به سیستم همگرایانه است یا واگرایانه؟ 4- سمت گیری نسبت به مردم؛آیا سمت گیری آنها نسبت به مردم براساس اعتماد است یاعدم اعتماد؟(وربا،1963، 16 و 17). ملاحظه می گردد که جهت گیریهای دال در فرهنگ سیاسی، دوقطبی است که می توان در جدول شماره 1 نشان داد :
جدول شماره 2-1 – سمت گیری افراد به موضوعات مختلف
سمت گیری
دموکراتیک و توسعه یافته
غیردموکراتیک و توسعه نیافته
نسبت به حل مسایل
عملگرا
عقیدتی
نسبت به اقدام جمعی
مشارکت جویانه
تفردگرایانه
نسبت به سیستم سیاسی
اعتماد
عدم اعتماد
قوام نیز فرهنگ سیاسی را اینگونه معرفی می کند: ((تلقی مردم و جهت گیری آنها نسبت به نظام سیاسی وکارکردهای آن، که دراین زمینه ها انگاره ها و ایستارها نسبت به اقتدار، مسئولیتهای حکومتی و الگوهای مربوط به جامعه پذیری سیاسی است)) و به همین خاطر فرهنگ سیاسی رامحصول تاریخ نظام سیاسی قلمداد نموده که ریشه دررفتارعمومی و نیز تجارب شخصی داشته ومطالعه دقیق آن به فرآیند تبدیل تقاضاها وخواستها را به تصمیمات، استراتژیها وسیاستها نشان می دهد(قوام،1388،105).