دانلود پایان نامه

1
1
منبع: آلموند و وربا، فرهنگ مدنی،ص17.
1-فرهنگ سیاسی ناقص یا محدود : این نوع فرهنگ در جوامع ساده ابتدایی و سنتی که در آنها تخصص در سطح پایینی است و هنوز ساختارهای آنها سنتی است و تخصصی نشده اند، یافت می شود . در این نوع جوامع بازیگر ترکیبی از نقشهای سیاسی، اقتصادی، مذهبی و… را به عهده دارد. در این نوع جوامع هرجند افراد تحت حکومت، از جامعه به عنوان یک کل آگاهند ولی هیچگونه آگاهی نسبت به نظام سیاسی ای که تحت حکومت آن هستند، ندارند یا از خود بروز نمی دهند. شخص نسبت به موضوعات چهارگانه سیاسی(نظام به عنوان یک کل، ورودیهای نظام سیاسی، خروجی نظام سیاسی، خود به عنوان یک کنشگر سیاسی) نیز هیچ نوع جهت گیری ندارد و در اینجا مشارکت سیاسی نیز وجود ندارد.
2-فرهنگ سیاسی تبعی : در این نوع از فرهنگ سیاسی افراد نسبت به نظامهای سیاسی و خروجیهای نظام سیاسی جهت گیری نشان می دهند؛ اما این جهت گیری نسبت به ورودیها و نقش خود شخص هنوز شکل نگرفته است. در چنین فرهنگی شخص ممکن است نسبت به نظام سیاسی اش احساس غرور کند و یا نسبت به آن بی میل باشد. حتی نسبت به آن به قضاوت بنشیند، اما ارتباط با نظام سیاسی در سطح کلی است و البته این ارتباط نسبت به بروندادهای نظام سیاسی بیشتر معطوف است و می توان اینگونه گفت که بیشتر جریان رو به پایین یا از حکومت به سوی شهروندان است که مورد شناخت فرد قرار می گیرد. پس ارتباط جامعه و گروهها با حاکمیت یکطرفه است و از بالا به پایین صورت می گیرد.
3-فرهنگ سیاسی مشارکتی : در این نوع فرهنگ افراد جامعه نسبت به موضوعات چهارگانه نظام جهت گیری دارند، البته این جهت گیری لزوماً مثبت نیست بلکه می تواند منفی هم باشد. شهروندان نقش فعالی در نظام سیاسی دارند، مشارکت بالایی از خود نشان می دهند و این نوع از فرهنگ سیاسی ویژه مردم جوامع پیشرفته است که نقش فعال و مشارکتی در تمامی ابعاد جامعه دارند. در این نوع فرهنگ افراد از دروندادها و بروندادهای نظام سیاسی آگاهی دارند و به عبارتی دیگر از حقوق و وظایف خود اطلاع دارند(1974، 17و18).
باید توجه داشت که این تقسیم بندی از فرهنگ سیاسی، در عالم واقع به صورت ناب و خالص وجود ندارد بلکه همیشه ترکیبی از آنها دیده می شود که وزن یکی از آنها نسبت به بقیه بیشتر است . لذا آلموند و وربا در ادامه از سه نوع جهتگیری دیگر که تکمیل کننده تقسیم بندی قبلی خودشان است نام می برند:الف)فرهنگ سیاسی ناقص – تبعی؛ ب)فرهنگ سیاسی تبعی – مشارکتی؛ ج)فرهنگ سیاسی ناقص – مشارکتی( همانجا، 23).
صرفنظر از موارد بالا، آلموند و وربا در مورد سازگاری ساختار نظام سیاسی با فرهنگ سیاسی معتقدند امکان دارد که ساختار نظام سیاسی با فرهنگ سیاسی خود بتواند تناسب داشته باشد یا نداشته باشد. به این ترتیب فرهنگ سیاسی ناقص با نظام سیاسی سنتی منطبق است، فرهنگ تبعی با نظام اقتدارطلب و فرهنگ سیاسی مشارکتی با نظام سیاسی دموکراتیک و پاسخگو سازگار است. منظور از فرهنگ سازگار فرهنگی است که بین جهت گیریهای سیاسی(شناختی، احساسی و ارزشی)، نظام سیاسی و نهادهای آن هماهنگی وجود داشته باشد. آلموند و وربا رابطه بین فرهنگ سیاسی با نظام سیاسی را در جدول شماره2-3 نشان داده اند:
جدول شماره 2-3 – رابطه بین فرهنگ سیاسی و ساختار نظام سیاسی
سازگار
بی طرف
ناسازگار
جهت گیری شناختی
+
+
+
جهت گیری احساسی
+
.

جهت گیری ارزشی
+