دانلود پایان نامه

1-جهت گیری به سوی ساختهای حکومتی؛ که خود به چند بعد مجزا می شود:
الف) جهت گیری به سوی رژیم: اینکه فرد چگونه نهادهای اساسی حکومتی جامعه اش، نمادهایش، مقامات و هنجارهایش را(که مجموعاً رژیم اطلاق می شود) ارزیابی کرده و به آنها پاسخ می دهد.
ب) جهت گیری به سوی ورودی ها وخروجی های نظام سیاسی یا چگونگی احساس و پاسخ افراد به تقاضاهایی که از نظام سیاسی صورت می گیرد و پاسخهایی که نظام سیاسی به این تقاضاها می دهد.
2- جهت گیری به سوی دیگران در نظام سیاسی؛ که خود شامل زیر مجموعه هایی از قبیل هویت های سیاسی، اعتماد سیاسی و قواعد بازی می باشد که در ذیل به شرح آن می پردازیم:
الف) هویتهای سیاسی: شامل شناسایی واحدهای سیاسی نظیر سیاست،دولت،شهرو منطقه،مناطق جغرافیایی وگروههایی که شخص احساس تعلق به آنها دارد.
ب) اعتماد سیاسی:که به ((نگرش روادارانه، همیارانه و باز شخص در کار کردن با دیگران در زندگی مدنی بر می گردد. اعتماد سیاسی ذاتاً بیانگر عمق تعهد شخص است که شاخص زندگی سیاسی اوست)). (1975 ،6 و7)
ج)قواعد بازی: بر دریافت و درک شخص از قواعدی که باید در زندگی مدنی رعایت گردد دلالت دارد. این ترجیحات ذهنی ممکن است در تطابق با قانون غالب و سایر هنجارهایش که برای هدایت رفتارهای مدنی هستند باشد یا نباشد.
3- جهت گیری شخص به سوی فعالیتهای سیاسی اش :[توانایی سیاسی وکارایی]
الف)توانایی سیاسی: به فراوانی و شیوه های مشارکت شخص درزندگی مدنی و فراوانی استفاده ازمنابعی که در دسترس شخص برای اهداف مدنی است اشاره دارد. این ممکن است ارزشگذاری شخص از منابع سیاسی را نیز دربر بگیرد.(1975، 7)
ب)کارایی: احساس اینکه فعالیت سیاسی فرد بر فرایندهای سیاسی تاثیر دارد یا خیر. این احساس شخص را به این نکته آگاه می سازد که قادر به ایجاد تغییر سیاسی است. روزنبام معتقد است که افراد را می توان بر طیفی از کارایی سیاسی از پایین ترین سطح احساس کارایی درجه بندی نمود(همانجا) .
این جهت گیریها و عناصر سازنده آن در تبیین رفتار سیاسی افراد کاربرد دارند و می توان مشارکت سیاسی افراد را برآورد نمود، اگر افراد ازاعتماد سیاسی بالا،کارایی بالا وبا احساس توانایی بالا باشند، بیشتردرمعرض فعالیتهای سیاسی قرارمی گیرند. با این حال دو متغیر اعتماد سیاسی و احساس کارایی از بقیه مهمترند، آلموند و وربا معتقدند که تقاضای شهروندان از نظام سیاسی همان ورودی های نظام سیاسی است و خروجی های آن اشاره به تصمیمات اتخاذ شده توسط حکومت وکنشها وعملکرد سازمانهای اجرایی اش دارد؛ با مدنظر قرار دادن اعتماد به خروجی ها و احساس کارایی به ورودیها می توان تقاطعی بین آنها برقرار نمود که نوع کنش مورد انتظاردرحالات مختلف، نوع رابطه میان فرد و یا گروه با نظام سیاسی(اجباری یا غیر اجباری بودن) و نوع نظام سیاسی را (جدول شماره2-4) نشان داد.
جدول شماره2-4 – رابطه بین اعتماد و کارایی سیاسی
اعتماد سیاسی
احساس کارایی سیاسی
بالا
پایین
بالا
وفاداری به نظام سیاسی، مشارکت بالا، نظام سیاسی پاسخگو، دموکراتیک و
غیر اجباری
تعارض با نظام، نظام سیاسی
نا پایدار، غیر پاسخگو و
غیر اجباری