دانلود پایان نامه
استدلال کریپکی :در موارد متعارف «تحویل»، ابتدا احساس پدیداری خود را از مبدأ تحویل کنار می گذاریم تا تحویل آن به امر بنیادی تر ممکن شود (فرض این است که مقصد تحویل امر بنیادینی است که همه ویژگی های ظاهری و سطح کلان مبدأ تحویل را به طور مستوفا تبیین می کند)؛ برای مثال، اگر بخواهیم «گرما» را به «میانگین انرژی جنبشی مولکولی» تحویل ببریم، گرما را بر اساس احساسی که در ما ایجاد می کند تصور نمی کنیم بلکه آن را «عینی سازی» می کنیم سپس با توجه به اینکه همه ویژگی های ظاهریِ آن به وسیلهی «میانگین انرژی جنبشی مولکولی» قابل تبیین است، آن را تحویل می بریم. اما انجام چنین کاری در مورد حالات پدیداری قابل تصور نیست زیرا اگر قرار باشد احساس پدیداری خود را از حالات پدیداری کنار بگذاریم تا تحویل آنها به حالات عصبی امکان پیدا کند، حالت پدیداری ای باقی نمی ماند که تحویل برود؛ به عبارت دیگر، عینی سازیِ حالات پدیداری مستلزم تناقض است. تصور امر واحدی که هم عینی است هم سابجکتیو ممکن نیست. در مورد «گرما» می توان تصور کرد که امر واحدی وجود عینی منحازی داشته باشد و در عین حال، در ما هم احساس پدیداری خاصی را ایجاد کند اما در مورد حالات ذهنی، بحث بر سر همان احساس پدیداری است؛ اگر هم حالات ذهنی را عینی سازی کنیم و آنها را با حالات عصبی یکی بگیریم و بگوییم که در ما هم احساس پدیداری خاصی را ایجاد می کنند، به همان احساس پدیداری نقل کلام می کنیم و همین طور تا تسلسل لازم آید.
استدلال تصورپذیری: این استدلال بر تصورپذیری و امکان منطقی زامبی ها مبتنی است. زامبی موجود مفروضی است که همه حالات فیزیکی (از جمله رفتارهای گفتاری و غیرگفتاری) ما را دارد اما فاقد آگاهی است؛ تصورپذیری چنین موجودی به معنای نفی فیزیکالیسم است زیرا فیزیکالیسم رابطه حالات فیزیکی و حالات ذهنی را رابطه ای ضروری می داند نه یک رابطه امکانی(چالمرث،2002).
چگونگی موانع مشارکت سیاسی زنان در حاکمیت دولت
اگر لحظه ای در بافت جوامع بشری مکث گردد و به خصوص مختصر نگاهی به ساختار قدرت دولتی هر کشور از جهان کنونی به طور جداگانه صورت گیرد ، به خوبی مشاهده می گردد که قدرت سیاسی در انحصار مطلق و قاطعانه جنس هژمونیگر مذکر چنین کشورها یعنی آن مردان متعصب ، سرکش ، قدرت پرست ، انحصارگر ، استثمارگر ، استحمارگر ، شهوت پرست ، زورگو و ستمگر قرار دارد .
با ظهور نظام مستبدانه طبقاتی و برده داری تا کنون عملا قدرت و حاکمیت سیاسی به طور سنتی در زیر نگین خصمگرانه و مشت طاغوتی مردان لجام گسسته و یکه تاز میدان متمرکز بوده و حضور زنان در ساختار سیاسی یا قطعا وجود نداشته و یا خیلی ها در موارد سمبولیک و یا هم در بعضی از جوامع کاملا کم رنگ می باشد . در این صورت اگر تمام دولت های جهان را در مقابل دیدگان بینای خویش مجسم سازیم ، نیم در صد زنان حتا به طور سمبولیک هم به حیث رئیس دولت و یا معاون رئیس جمهور یا وزیر خارجه ، وزیر دفاع و … در آن حضور ندارد . و این بیانگر خود محوری سبک سرانه مردان ( جای مردان خدمتگار به بشریت محفوظ است .) شؤنیست در جوامع بشری است که قدرت سیاسی را نیز صد در صد خلاف ارادهء مردم در انحصار خودها در آورده اند .حتا در جوامع صنعتی پیشرفته جهان به گمان اغلب ، بیش از پانزده الی بیست در صد حضور سیاسی زنان را در حاکمیت سیاسی دولت های مذبور و آنهم در صفوف پائین آن شاهد نیستیم . ولی در حدود 80 تا 85 در صد قدرت سیاسی در دولت های متمدن صنعتی و سرمایه داری که شعارهای برابری ، تساوی حقوق زن و مرد ، عدالت سیاسی ، رعایت حقوق بشر و دموکراسی را سر می دهند باز هم در انحصار مطلق مردان ظالم و عظمت طلب و طبقات حاکمه می باشند . مضاف برآن معاش همین پانزده تا بیست در صد زنان شاغل در حاکمیت معادل معاش مردان هم سویه و هم تحصیل و همکاران شان نمی باشد . یعنی اگر یک دختر و پسر با یک کیفیت مساوی از یک دانشگاه فارغ هم شده باشند ، معاش هردو در زمان تصدی و شغل با هم مساوی نیست و عملا حقوق پسر بیشتر از حقوق دختر می باشد .
موانع اجتماعی مشارکت سیاسی زنان در حاکمیت دولت
قدرت سیاسی ظالمانه مرد سالاران و متولیان سیاسی مستبد ، اولا با مشارکت انحصاری و یکه تاز مردان متمرد و لجام گسسته و غصب مالکیت از جامعه شکل گرفته است . یعنی حاکمیت سیاسی دولت هم منحصر به جنس مذکر می باشد . از همین رهگذر بوده که منجمله کشور ما از بستر تکامل طبیعی و شکوهمندی مادی ، معنوی و اجتماعی کاملا به عقب افتاده است . زیرا ، انگیزه های عدم رشد جامعه و توسعه نیافتگی ایران بی وارث ما ، منجمله نبود حضور نیرومند حقوقی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، روانی و سیاسی خردمندانه زنان در ساختار نظام اجتماعی و سیاسی جامعه می باشد .
در حالیکه زنان حتا در دشوار ترین بحران و شرایط ناگوار روزگار در جوار مردان شان بوده و همچنان طاقت فرسا ترین مشکلات ، بد بختی ها ، بی سرنوشتی ها ، تلخ کامی ها ، اسارت ها و حتا قتل ها را در بستر روزگار سیاه متحمل شده اند ، ولی مردان شان را تنها نگذاشته اند . اما در عوض پس از ماستمالی و کاهش موقتی بحران و دشواریهای تحمیل شده ، بازهم زنان به صورت مستمر از ابتدایی ترین حقوق خویش در نظام مرد سالاری و فرهنگ قبیلوی جامعه محروم می ماند . و جبران زحمات ، قهرمانی های شان کاملا از سوی مرد سالاران ناسپاس و نمک حرام نادیده گرفته می شوند .
مثلا هر زمانیکه اجانب بر حریم کشور ما یورش برده ، و یا بیگانگان با تبانی شاهان و حکام جابر ما در ایران قدم های ناپاک خود را گذاشتند ؛ زنان میهن ما نیز جانثارانه در کنار مردان خویش علم مبارزه و جهاد را با افتخار بلند نموده اند . و با پاهای برهنه و سران لچ با رشادت بی سابقه با انواع گوناگونه در مداوای مبارزین مرد ، تهیه غذا ، حراست اطفال ، ساماندهی اسلحه وغیره از حریم مقدس میهن و مردم و مردان مبارز شان در برابر ظلم بیگانگان دعوت شده منجمله انگلیس ، روس ، پاکستان ، القاعده و تمام عوامل آنان مقاومت کرده اند . اما پس از رفع و دفع دشمنان خارجی و عوامل شان از کشور بازهم زنان از حقوق طبیعی ، سیاسی و اجتماعی خویش بهره مند نشدند و زنجیرهای اسارت مرد سالاری به سرو صورت شان شدیدا سنگینی می کنند . به قول مشهور : « همان آش و همان کاسه . »
در حال حاضر مشارکت زنان در حاکمیت سیاسی دولت یکی از دشوارترین بحران کشور ما را تشکیل می دهد . از یک سو شاهد روزنه آزادی شکننده و بی پایه در ایران هستیم . و از جانب دیگر بناء بر تسلط نظام مستبد کهنه در تمام هسته های جامعه و از همه بد تر اینکه شاهد ترورها و جنگ های خونین و فرسایشگر از سوی طالبان ، حزب اسلامی و القاعده از خاک پاکستان درداخل ایران نیز می باشیم . مضاف بر آن ، استبداد تفنگ بدوشان ، سایهء شوم دزدان مسلح ، حضور قدرتمدان جمود نگر محلی ، قوماندان تازه به دوران رسیده ، قاچاقبران بومی با حمایت مستقیم مافیای بین المللی و منطقوی ، قاتلان مردم و … در جامعه بوده که زمینه های سهم گیری لازم و مشارکت سیاسی خردمندانه زنان را در حاکمیت دولت کاملا به تحلیل برده اند . از این جهت با چنین بحران ویژه است که مشارکت سیاسی زنان را در حاکمیت سیاسی و نهادهای اجتماعی کشور خیلی ها دشوار ساخته است .
در این اینجا به خوبی به مشاهده می رسد که اصلا اجتماع اسیر سنت های خرافی بوده که دشمن ترقی ، سعادت و مخالف تعیین سرنوشت سازنده برای یک فردای روشن ، تابناک و دموکراتیک در جامعه می باشد . وقتیکه اجتماع آزاد نباشد ، هیچ گاه جرقه ها و بلوغ آزادی ، خود باوری ، خود سازی و … در بستر جامعه خلق نخواهد شد . لذا ، نهادهای تاریخ زده ، عقب مانده و … اجتماعی مانع بزرگی دیگری را در برابر مشارکت سیاسی زنان ایجاد کرده است که باید این موانع اجتماعی تدریجا و مسالمت آمیز رفع گردد .
در باور این قلم ، تا وقتیکه زنان در جوار مردان با وحدت آگاهانه و پیگیر در تمام شؤن و نظام اجتماعی به صورت متساوی الحقوق و قانونی شناخته نشوند . و زنان جایگاه مناسب ، پایدار ، دموکراتیک و عملی خودها را در بطن سیستم جامعه کسب نکنند ؛ جرقه های آزادی ، ظهور نو آوری های طبیعی و سازنده ، شکوهمندی های اقتصادی ، اجتماعی و معنوی در کشور به طور اساسی در ایران خلق نخواهند شد . به هر اندازه که مشارکت همه جانبه یی زنان در جامعه ریشه های عینی و استوار پیدا می کند و زنان آگاهانه و مسؤلانه از حقوق و تعیین سرنوشت اجتماعی خود و جامعه خویش شجاعانه در جوار مردان سازنده حراست می نمایند ؛ به همان اندازه شاهد ایجاد و نهادینه سازی طبیعی تکامل جامعه مدنی ، ترقی های اقتصادی ، اجتماعی ، معنوی و تحقق نظام دموکراسی مسالمت آمیز و طبیعی در تمام هسته ها و ساختار جامعه خویش خواهیم بود . 
مشارکت سیاسی زنان از دیدگاه قرآن ، روایات ، و نگاه بزرگان
 بدون شک ، تشکیل و اداره خانواده تنها وظیفه شرعی زن در اسلام نیست، اگر چه بزرگ ترین و مهم ترین وظیفه خوانده می شود و برای پایداری و سلامت خانواده، شرط اصلی و اساسی به شمار می رود ، اما این به معنای نفی دیگر وظایف و نقش های اجتماعی و حتی سیاسی برای بانوان نیست. مقامی که اسلام برای زن به موازات مرد در تمام مشترکات طبیعی و توانایی ها مقرر داشته است این امکان را به زن می دهد که تا در حد احترام به تکالیف شرعی و مسئولیت های زناشویی و خانوادگی، در فعالیت های سیاسی نیز وارد شود. شارع مقدس، زن را در قبال حوادث جامعه بی تفاوت قرار نداده است و توصیه های کتاب و سنت در این زمینه، مرد و زن _ هر دو _ را شامل می شود. (آیه 71 سوره مبارکه توبه). یکی از مهمترین شواهد قرآنی بر جواز حضور زن در اجتماع و مشارکت سیاسی وی ، آیات سوره مبارکه ” نمل ”  در خصوص ملکه سبا است ، زنی که حاکم سرزمین خود بود و در اعمال حاکمیت ، از مشورت با بزرگان و سران مملکتی کوتاهی نمی کرد. مهمترین پیام آیه ، معرفی یک زن خردمنداست. زنی مدبر، فرمانروا و اهل مشورت که هیچگونه مذمتی از سوی خداوند درباره اش وارد نشده است.آیه 12 سوره مبارکه ” ممتحنه ” شاهد دیگری بر جواز حضور زن در جامعه است .
در این آیه ، تبعیت از حکومت ، که از جمله حقوق انتخاباتی و بارزترین فعل سیاسی در جامعه است، برای بانوان تأکید شده است.
 سیره رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز در برهه های گوناگون ناظر براین مطلب است.
بنابراین از نظر اسلام، منعی برای مشارکت سیاسی زنان وجود ندارد وتنها در برخی از مناصب بالای حکومتی است که زنان به ظاهر ، از دست یافتن به آنها منع گردیده اند.
حضرت امام(ره) نیز همواره در مناسبت های مختلف، زنان را با حفظ قداست، به حضور فعال تر و پرشورتر در صحنه های اجتماع تشویق می کردند و توانستند تا حدود زیادی هم ابهامات موجود در زمینه فعالیت زنان در اجتماع را برطرف نمایند. چنانکه می فرمایند: ” زن باید دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی زن و مرد تکیه کرده است و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشت را داده است. یعنی اینکه باید از همه آزادی ها بهره مند باشند. آزادی انتخاب کردن ، انتخاب شدن، آزادی آموزش خویش و کارکردن و مبادرت به هر نوع فعالیت اقتصادی ” .
لیکن در عمل و هنگام تداوم دوره استقرار نظام ، این نظر جای خود را به طبیعی جلوه دادن شکاف جنسی داده است. در واقع همین شرایط سبب شده که طرز فکر منفی نسبت به مشارکت سیاسی زنان در مجلس شورای اسلامی توسط برخی نمایندگان هنگام طرح تشکیل کمیسیون زنان و خانواده در مجلس ارائه گردد. این در حالی است که اصول 3 و 20 قانون اساسی به برابری حقوق زن ومرد اذعان دارد . چنانکه بند8 اصل 3 همین قانون می گوید : ” هیچ تبعیضی بین زنان و مردان در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیست.” و اصل 20 نیز مدعی است ” همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند . “
مشارکت زنان در فرایند توسعه ، هم حق آنهاست زیرا روند توسعه و تصمیم گیری ها باید با نقش ها و نیازهای زنان نیز هماهنگ باشد و هم وظیفه آنهاست زیرا نیمی از نیروی فعال جامعه را تشکیل می دهند.
از سوی دیگر ، زن به واسطه استعدادهای طبیعی خود می تواند مسیر کمال و رشد را طی کند و توسعه اجتماعی پدید آورد. امام (ره) زنان را آزاد و به لحاظ حقوق انسانی ، برابر با مردها می دانند. ایشان معتقدند که آنان باید در مسایل اجتماعی و سیاسی دخالت کنند. در این راستا حضرت امام (ره) تأکید می نمایند که امروز باید خانم ها وظایف اجتماعی و دینی خودشان را عمل کنند و در فعالیتهای اجتماعی ، سیاسی همدوش مردان به ساختن ایران پرداخته و عفت عمومی را حفظ کنند و بر مبنای عفت عمومی کارهای اجتماعی ، سیاسی را انجام بدهند.(صحیفه امام ، ج 2، ص 329)
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: ” زن را می شود از سه دیدگاه مورد ملاحظه قرار داد تا بینش اسلامی نسبت به زن آشکار شود : دیدگاه اول ، نقش زن به عنوان انسان در راه تکامل معنوی و انسانی است. در این دیدگاه زن و مرد با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند. دیدگاه دوم در زمینه فعالیت های اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی است. از نظر اسلام میدان فعالیت و تلاش علمی ، سیاسی و اقتصادی برای زن کاملاً باز است. دیدگاه سوم نگاه به زن به عنوان خانواده که این از همه مهم تر است. ( کار پایه عمل پکن ، دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری ، 1375)