دانلود پایان نامه
بند اول-تعریف مسوولیت قهری و مبنای آن
در فرضی که دو شخص هیچ پیمانی با یکدیگر ندارند و یکی از آن دو به عمد یا به خطا به دیگری ضرر می رساند، مسئولیت غیر قراردادی یا خارج از قرارداد محقق است. مسئولیت قهری مسئولیت جبران ضرر ناشی از فعل یا ترک فعلی است که از نظر قانون و عرف خطا محسوب می شود. (النقیب، 1984 ، 30) همچنین گفته می شود که مسئولیت قهری، مسئولیت ناشی از نقض تکلیفی است که ابتدائاً توسط قانون مقرر شده است. چنین تکلیفی در مقابل اشخاص بطور کلی است و نقض آن از طریق اقامه دعوی برای مطالبه خسارت تقویم نشده، قابل جبران است. 
بند دوم-ماهیت مسوولیت قهری
حقوقدانان بر این عقیده اند که الزام به جبران خسارت در مسئولیت قهری منطبق با وقایع حقوقی می باشد که در دسته بندی اسباب ایجاد تعهد از آن نام برده شده و مشتمل است بر رویدادهایی که اثر آن به حکم قانون معین می شود. چنانکه در قانون مدنی به اثر این وقایع تحت عنوان الزامات خارج از قرارداد و ضمان قهری اشاره شده است. از اینرو برخی معتقدند که «هیچ اصطلاحی همانند وقایع حقوقی نمی تواند اسباب پراکنده و گوناگون تعهدات قهری را در خود جمع کند و بر این اساس استدلال می کنند
بند سوم-انواع مسوولیت قهری
گاه واقعه ای است قهری و خارج از اراده اشخاص مانند ولادت و مرگ.گاهی نیز اراده شخص مرتکب در آن مؤثر بوده لیکن قانون آثار آن را مشخص می کند مانند غصب و دزدی.گاهی هم واقعه حقوقی عملی است که ضمانی(ضمانتی)را بوجود می آورد مانند تصادفات رانندگی که عمل خطایی میباشد.وقایع ضمان آور وقایعی هستند که چه عمدی باشند مانند غصب و چه غیر عمدی و در نتیجه قصور و بی موالاتی فرد مانند تصادفات رانندگی یا خطای پزشکی سبب ضمان است .در قانون مدنی به اینگونه وقایع الزامات خارج از قرارداد و ضمان قهری داده شده که در مواد ۳۰۱ الی ۳۳۷ ق.م مورد توجه است.
گفتار سوم- خسارت
خسارت یکی از ارکان مسوولیت مدنی است.در اینجا لازم است به بررسی آن پرداخته شود.
بند اول-تعریف خسارت و مبنای آن
«صحاح اللغه، ضرر را خلاف نفع می داند و صاحب قاموسآن را «ضدنفع»، «سوءحال» و نهایه ابن اثیر(عزالدین،۱۴۱۹ ،206)و مجمع البحرین (طریحی، ۱۳۸۷، 25)آن را، «نقص در حق» و مصباح المنیر (فیومی، 1405 ،۱۲۳)در عمل مکروه نسبت به یک شخص یا نقص در اعیان و بالاخره مفرادات راغب اصفهانی (راغب، ، 1369، 177)به سوءحال اعم از اینکه سوءحال نفس به خاطر قلت علم و فضل یا سوءحال بدن به خاطر فقدان عضوی از اعضاء و یا به خاطر قلت مال و آبرو معنی کردهاند.» (محقق داماد، ، 1375، 142.)و از مشتقات آن به معنی «کسی را نیازمند و محتاج ساختن، گزند، رنج و علتی که مرد را از جهاد و مانند آن باز دارد کور شده.» (السنهوری،بی تا ،775.)و همچنین به معنی «کسی را به چیزی مجبور کردن و ناچار ساختن»( ریکی، 1362 326 .) آمده است. شاید به این خاطر ضرر گفتهاند که منبع و منشاء ظهور خیر و نفع را کور میکند به طوریکه دیگر خیر و نفع حاصل نمیگردد مثل کور شدن چشم و خشکیدن چشمه.
مفهوم حقوقی ضرر به مراتب از معنای لغوی آن فراتر رفته تا جائیکه در معنای حقوقی آن گفتهاند «ممانعت از وجود پیدا کردن نفعی که مقتضی وجود آن حاصل شده» (لنگرودی، 1380، 415.)
ضرر در تفاهم عرف نقص مالی یا آبروئی یا جانی و هر ضرر دیگری است که درباره بعدی از ابعاد وجود و هستی شخص باشد، « به شرط اینکه مقتضی قریب آن تحقق یافته باشد، پس ممانعت از کشت زمین آباد، ضرر است…»( مدرسی،1370، ۷۶) و کاستن از دارایی شخص و پیش گیری از فزونی آن و در مواردی از دست دادن بخت و اقبال، موقعیتهای عملی، از دست دادن توان کار کردن و نیز از بین بردن امکان استفاده از موقعیتی که در نظر عرف، ارزش خاصی دارد مانند بلیط های بخت آزمایی یا شرکت در مسابقه ورودی دانشگاه. (کاتوزیان، ، 1380، 143 و 163 و پراکنده.)
بند دوم-ماهیت خسارت
خسارت به طور کلی در حقوق مدنی تحت دو عنوان بررسی می شود : الف) خسارت ناشی از قرارداد ب) خسارت غیر قراردادی و به عبارت دیگر مسئولیت قراردادی و غیر قراردادی در تمیز این دو نوع مسئولیت قراردادی باید گفت که مسئولیت در صورتی قراردادی است که دو شرط در آن جمع باشد :
خسارت به طور کلی در حقوق مدنی تحت دو عنوان بررسی می شود :
الف) خسارت ناشی از قرارداد
ب) خسارت غیر قراردادی
و به عبارت دیگر مسئولیت قراردادی و غیر قراردادی
در تمیز این دو نوع مسئولیت قراردادی باید گفت که مسئولیت در صورتی قراردادی است که دو شرط در آن جمع باشد :
بین زیان دیده و عامل ورود ضرر قرارداد ناقذی حکومت کند
خسارت ناشی از اجرا نکردن مفاد این قرارداد باشد
فقدان یکی از این دو شرط مسئولیت را از زمره مسئولیت های قراردادی خارج و تابع مسئولیت غیر قراردادی می سازد .قانون مدنی خسارت ناشی از نقض قرارداد را در فصل اثر معاملات آمده است .در دو مبحثی که به قواعد عمومی و خسارات حاصله از عدم اجرای قرارداد اختصاص داده شده است سخن از تقصیر مدیون و زیان های ناشی از آن دیده نمی شود و همه جا سخن از عهد شکنی است این وضع موجب شده است که بعضی مسئولیت متعهد در جبران خسارت را دنباله التزام او در قرارداد پندارند و ارتباط نزدیک میان مسئولیت مدنی و این بحث را از یاد ببرند .در حالی که تحلیل حقوقی این دو نهاد نشان می دهد که مسئولیت مبنای مشترک دارد نقض عهد نیز اگر به عمر صورت پذیرد یا آمیخته با تقصیر باشد از دیدگاه قانون گذار خطای نابخشودنی است که ضمان به بار می آورد .بر مبنای این تحلیل ضمان ناشی از عهد شکنی را نیز می توان شاخه ای از مسئولیت مدنی شمرد و هر دو بحث را به هم آمیخت .این اقدام از لحاظ نظری نادرست نیست و در عمل باعث دشواری و تکلَف می شود همین قضاوت را معیار تمیز تقصیر در مسئولیت مدنی تجاوز از قانون و عرف است و در مسئولیت قراردادی نقض عهد و پیمان شکنی کافیست که احکام آن دو را متفاوت سازد.