دانلود پایان نامه
نمونه های زیادی از تصمیمات و بیانات حضرت امام (ره) ، مقام معظم رهبری و نیز مواد قانون اساسی وجود دارد که دلالت بر لزوم مشارکت سیاسی  زنان می نماید. به عنوان مثال در جریان انتخاب یک هیأت عالی رتبه برای ارسال پیام توحید به دنیای کمونیست آن زمان، حضرت امام (ره) یک زن را به عنوان نماینده خود انتخاب می کنند و با این حرکت به دنیا می فهمانند که زنان می توانند و باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند.
البته اگر معمولاً در مشارکت سیاسی به پارامتر تعداد نمایندگان زن در مجلس نگاه کنیم ، شاهد هستیم که به ترتیب در دوره اول مجلس شورای اسلامی 4 نفر، دور دوم 4 نفر، دور سوم 4 نفر، دوره چهارم 9 نفر، دوره ی پنجم 14 نفر و دوره ی ششم 13 نفر و در دوره هفتم نیز 12 نفر و دوره هشتم 8 نفر به عنوان نماینده زن وارد مجلس شده اند.
نکته قابل توجه تر از بحث تعداد نمایندگان زن، رشد تعداد کاندیداهای زن است که نشانه ی اعتماد به نفس، خودباوری و وجود زنان تحصیل کرده، آگاه و آشنا به مسائل و تصمیم گیری سیاسی است و رأی آوردن آنها نشان از اعتماد جامعه نسبت به این زنان می باشد. آمار تعداد کاندیداهای زن در مجلس شورای اسلامی طی دوره های اول تا هفتم رشد قابل توجهی است. در دوره ی اول 90 داوطلب زن داشتیم و در دور دوم با یک افت قابل توجه مواجه شدیم به این دلیل که در دوره ی اول به دلیل تعدد گروههای سیاسی جامعه که به دلیل شرایط خاص بعد از انقلاب به وجود آمده بودند ، هر گروه حتی اگر دو کاندیدا معرفی می کرد ، یکی از آن دو خانم بود و در واقع بعد از اصلاح سیاسی جامعه در دور دوم 32 نفر داوطلب شدند. از دور دوم به بعد رشد متناسبی را شاهد هستیم. دوره ی سوم 47 نفر ، دوره ی چهارم 86 نفر ، دوره ی پنجم 351 نفر و در دوره ششم 504 نفر و دوره هفتم 827 نفر از زنان جامعه کاندیدای انتخابات شدند.
رشد 44 درصدی کاندیداهای زن بین دوره ی پنجم و ششم در واقع حاکی از این است که اعتماد به نفس و خودباوری بین زنان افزایش یافته است.بنابراین چنانکه ملاحظه می شود در تعداد نمایندگان زن مجلس، تغییر چندانی رخ نداده است. اما مشارکت سیاسی زنان، به عنوان داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی، افزایش داشته است. با این وجود، در کشور ما به علت محدودیت های موجود، مشارکت پائین زنان در سطح مدیریتی و مسئولیت سیاسی، عمده ترین مانع در این بخش می باشد. در حال حاضر 97% پست های مدیریتی کشور در اختیار مردان است .
بنابراین گرچه در دهه اخیر عواملی نظیر ارتقاء سطح آگاهی زنان ، اصلاح برخی از نگرش ها و تأثیرپذیری کشور از تحولات جهانی ، موجب افزایش مشارکت زنان و اقبال برنامه ریزان نسبت به حضور زنان در فعالیت های توسعه ای شده است . با این حال آنچه که مشارکت مردمی را در کشور ما محدود و کمرنگ کرده است ، نهادینه نشدن این امر می باشد.
زنان و تصدی مناصب مدیریتی
 علی رغم حرکت گسترده ای که در کشور در زمینه مشارکت سیاسی زنان جریان دارد ، هنوز زنان در بیشتر سطوح دولت ، به ویژه در هیأت وزیران و دیگر هیأتهای اجرایی و تصمیم گیری ، حضوری بسیار اندک دارند.در بحث مدیریت ، در حال حاضر در ایران ، در حالی که زنان شاغل تحصیل کرده به مراتب سهم بیشتری را در میان کل بانوان شاغل دارند (22 درصد در مقابل 9/7 درصد سهم مردان) ، ولی سهم مردان مدیر در کل اشتغال بسیار بیشتر است.
 
نگاه تطبیقی به وضعیت مدیریتی زنان در ایران و سایر کشورها
 درصد مدیران اجرایی زن در بین 76 کشور جهان حاکی از آن است که ایران در زمره کشورهای دارای پائین ترین سطح حضور زنان در سطح مدیریتی می باشد. برای اینکه تصویر بهتری از وضعیت این شاخص در کشور به دست آید ، به گزارش توسعه انسانی سال 1998 دفتر توسعه ملل متحد در این زمینه اشاره می شود،
 
گزارش توسعه انسانی دفتر توسعه ملل متحد در این زمینه :
 بالاترین امتیاز : کشور سوئد با ارزیابی 790/0
 پایین ترین امتیاز : نیجریه با ارزیابی 121/0
و ایران درمیان102کشوررتبه87 و امتیاز261/0 را احراز کرده است.
 حقیقت آن است که زنان جمعیت را افزایش می دهند ولی به ندرت دیده می شود که آن را اداره کنند.
نتایج پژوهشها نشان می دهد موانع مشارکت سیاسی زنان شامل موارد زیر است که باید از طریق اقدامات مثبت از جمله اصلاح نگرش جامعه و مسئولین ، به مقابله با آنها پرداخت :
1-    حاکمیت و غالب بودن تفکر مردانه در انتخاب مدیران و برنامه ریزان در سطح کلان ( عامل فرهنگی)
2-    عدم باور جامعه به توانایی زنان در اداره امور در صحنه های مدیریتی ، سیاستگذاری و برنامه ریزی در سطح کلان ( عامل فرهنگی )
3-    نبود امکان استفاده از فرصتهای شغلی برابر در مقایسه با مردان در تصدی پستها و مشاغل رده بالای سازمانی (عامل اجتماعی)
4-    ساختارمردانه عرصه های مدیریتی و سیاستگذاری و برنامه ریزی و نبود انعطاف آن با نقشهای مختلف زنان ( عامل اجتماعی )
5-    ضروری ندیدن استفاده از زنان در مشاغل بالای مدیریتی (عامل فرهنگی )