دانلود پایان نامه
معلم ممکن است تکلیفی به فراگیر واگذار کند که انجامش روز ها و یا هفته ها به طول بینجامد. او ممکن است دانش آموز را برای انجام این کار از حضور در کلاس رسمی معاف کند.
برای مطالعه مستقل، معلمان اغلب باید چند نکته را برای دانش آموزان روشن کنند: الف) چه باید آموخته شود؛ ب)روشی که دانش آموزان می توانند اطلاعات یا مهارت لازم را بدست آورند؛ ج) منابع مورد استفاده؛ د) مراحل انجام کار در اجرا؛ ه) زمان مورد نیاز؛ و) روش ارزشیابی کار. البته درجه استقلال در انجام تکالیف متفاوت است. گاه معلم می تواند موضوع را به دانش آموزان بدهد، یا معلم و دانش آموز با هم به انتخاب موضوع همت بگمارند، و یا اینکه دانش آموزان تا چه حد باید مستقل باشند، به عواملی همچون میزان رشد و بلوغ و هدفهای آموزشی بستگی دارد(همان منبع،ص211).
2-24 ساختار الگوی آموزش انفرادی
در سال 1968، کلر مقاله هیجان انگیزی را در زمینه آموزش انفرادی منتشر کرد. این مقاله، برای آموزش انفرادی در کالجها و دانشگاهها یک تجدید حیات بود تا سال 1975 حدود 2000 واحد درسی براساس طرح کلر سازماندهی شد. در طرح کلر یک واحد درسی به 15 الی 30 بخش تقسیم می شود، دانش آموز هر بخش را مطالعه می کند و سپس امتحانی در آن زمینه می دهد، و در صورت موفقیت در امتحان، بخش بعدی را ادامه می دهد. طرح کلر ساختار آموزشی را به خوبی نشان می دهد این ساختار عبارتند از:
1. پیشرفت بر اساس توان فردی
دانش آموز می تواند، بخشها را با توجه به توان خود و زمانی که در اختیار دارد، مطالعه کند. هر وقت احساس کرد که مطالب آن بخش را یاد گرفنه است، آمادگی خود را برای امتحان اعلام می دارد. امتیاز این روش این است که پیشرفت و میزان یادگیری دانش آموز هیچ ارتباطی با کار سایر همکلاسانش ندارد، و هر کس بر اساس تواناییهای خود در مطالعه و یادگیری پیشرفت می کند.
2. یادگیری تا حد تسلط
تا وقتی که یک دانش آموز بخش مورد نظر را تا حد تسلط یاد نگرفته باشد، نمی تواند مطالب جدید را شروع کند؛ در ضمن هیچ مجازاتی برای عدم موفقیت او وجود ندارد. لازمه این روش این است که آزمونهای همترازساخنه شود؛ زیرا امکان تجدید امتحان وجود دارد. در این روش، دانش آموز آنقدر به مطالعه و امتحان ادامه می دهد تا در یادگیری به سطح قابل قبولی برسد. معیار قابل قبول معمولا 80 الی 90 در صد پاسخ صحیح است(همان منبع،212).
3. تدریس خصوصی
بسیاری از دانش آموزان پیشرفته، قادرند در زمینه های مختلف مانند حل مسائل، صحبت کردن در باره موضوع، نشان دادن کاربرد نکات خاص تشویق و حمایت، به دانش آموزان مبتدی کمک کنند.
4. راهنمایی
راهنمایی مطالعه هدف واحد های مختلف را بیان می کند و پیشنهاد هایی را برای مطالعه ارائه می دهد؛ بعلاوه به منابع قابل دسترسی اشاره می کند، تجارب و طرحهای ممکن را شرح می دهد، و نمونه آزمون فراهم می کند(همان منبع،ص212).
5. تکنیکها و روشهای مکمل، همراه با آموزش سنتی
سخنرانیها، فیلمها، تلویزیون، کنفرانسها و غیره ممکن است برای تحریک و تشریح مطالب آموزشی طراحی شوند؛ اما به اندازه روشهای سنتی به کار برده نمی شوند. حضور دانش آموز در این گونه برنامه ها داوطلبانه است. طرح کلر، «نظام فردی کردن آموزش» نیز نامیده می شود. یکی از مزایای طرح کلر، نداشتن تآثیرات منفی آموزشی است. تحقیقات زیادی برتری این روش را نسبت به روش های سنتی دیگر نشان می دهد (آزوبل،1968،ص 463-470).
در یکی از تحقیقاتی که به وسیله هیستینگز در سال 1972 انجام گرفته است، دو گروه آزمایش و گواه با هم مقایسه شده اند. در این آزمایش، یک گروه 90 نفره ( گروه آزمایش ) بدون استفاده از روش رسمی کلاسیک، آموزش دیدند و پس از آمادگی، به طور انفرادی امتحان دادند. گروه دیگر ( گروه گواه ) همان واحد درسی را با آموزش رسمی شامل سخنرانیها، کنفرانس، نمایش، بحثهای گروهی و انجام پروژه فرا گرفتند. هر واحد درسی، شامل 223 هدف رفتاری بود که اکثرا در حیطه شناختی قرار داشتند. به دو گروه تا مدتی آموزش دادند؛ پس از تعقیب و ادامه آموزش دادند؛ این گروه در هیچ کلاس رسمی دیگر حضور نیافتند، و خودشان بر اساس هدفهای رفتاری، با استفاده از مطالب اضافی و منابع داده شده، مطالعه می کردند و به انجام آزمایش و حل تمرین می پرداختند و به محض اینکه احساس می کردند که در آن بخش به حد تسلط رسیده اند، آمادگی خود را برای امتحان دادن اعلام می کردند. به دانش آموزانی که نتیجه امتحان آنها به سطح معیار تعیین شده در ارزشیابی می رسید، برنامه درسی به بخش بعد داده می شد، و به دانش آموزانی که نتیجه ارزشیابی آنها به سطح معیار تعیین شده نمی رسید، بر اساس هدفهای آموزشی و برای تکمیل و تسلط بر درس، تکالیف اضافی داده می شد؛ اما دانش آموزان گروه شاهد آموزش خود را با همان شیوه قبلی ادامه دادند. در پایان آزمایش، از دو گروه ارزشیابی نهایی به عمل آمد. نتایج بدست آمده نشان داد که معدل امتیازات فراگیران گروه آزمایش، به طور قابل توجهی از امتیازات دانش آموزان که در گروه گواه آموزش می دیدند، بالاتر است. همچنین در پاسخ به سؤال پرسشنامه ای که در بین دانش آموزان توزیع شد، 54 نفر از61 نفر گروه آزمایش اظهار کردند که می خواهد با این روش درس را ادامه دهند. اگر معلمی هدفهای آموزشی یک واحد درسی را معین کند، به طور صریح و روشن انتظاراتی را که از دانش آموزان دارد بیان نماید، در سازمان دادن آموزش انفرادی موفق خواهد بود. هدفهای صریح و روشن آموزشی، به دانش آموزان کمک می کند که به دقت دریابند چه مسؤلیتی دارند، و چه فعالیتهای را باید انجام دهند؛ بعلاوه چنین هدفهای روشن و صریحی قادرند هر گونه احساس ناتوانی دانش آموزان را کاهش دهند(شعبانی، 1385).
2-25 روشهای مختلف آموزش انفرادی
آموزش انفرادی، ممکن است با توجه به امکانات و شرایط به روشهای مختلف سازماندهی و اجرا شود. که در ادامه تعدادی از این روشها را سازماندهی می کنیم:
2- 25 – 1 یادگیری تا حد تسلط
روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط بر یک فرض اساسی استوار است که با فرض های سنتی متداول در آموزش و پرورش مغایر است. فرض زیر بنایی روش یادگیری در حد تسلط این است که اگر شرایط مناسب آموزشی فراهم شوند و زمان کافی در نظر گرفته شود، همه یا تقریبا همه یادگیرندگان می توانند همه یا تقربیا همه هدفهای آموزشی یک درس را بیاموزند، یعنی بر آن تسلط یابند(سیف ، 1380،ص 410).
نظریه زیر بنای روش آموزشی برای یادگیری در حد تسلط ابتدا در مدل یادگیری جان کارول ( 1963، 1965) ارائه شد و بعدها این نظریه به وسیله بلوم (1968) گسترش یافت و به صورت یه روش آموزشی با نام روش یادگیری در حد تسلط آموزی تدوین گردید.
طبق مدل یا الگوی یادگیری کارول، یادگیری آموزشگاهی پدیده ای مبتنی بر زمان است. یعنی هر چه زمان یادگیری بیشتر باشد مقدار یادگیری بیشتر خواهد بود. کارول، برخلاف روانشناسان پیش از او، استعداد را نه به عنوان یک پدیده ثابت ارثی، بلکه به صورت مقدار زمانی که شخص نیاز دارد تا مطلبی را بیاموزد یا مهارتی را کسب کند تعریف می کند بنابراین تعریف، اگر به یادگیرندگان زمان مورد نیاز او برای رسیدن به سطح معینی از یادگیری داده شود، و اگر او از این زمان برای یادگیری مورد نظر استفاده کند، در این صورت به سطح تعیین شده در یادگیری خواهد رسید اما اگر به دانش آموز زمان کافی برای یادگیری داده نشود یا به او زمان کافی داده شود اما از زمان داده شده به طور کامل استفاده نکند، آنگاه میزان یادگیری او به صورت تابعی از زمانی که عملا صرف یادگیری می کند.
بلوم (1968) این الگوی نظری را به یک الگوی عملی برای یادگیری آموزشگاهی تبدیل کرده است او معتقد است که اگر استعداد یادگیری بیانگر زمانی است که دانش آموز برای یادگیری نیاز دارد، پس می توان شرایطی را فراهم آورد که همه دانش آموزان کلاس در یادگیری به سطح دلخوا (حد تسلط) برسند. این فرض اساس روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط راتشکیل می دهد در روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط این گونه باور می شود که عملا همه دانش آموزان و دانشجویان می توانند همه آنچه را که در آموزشگاه به آنان آموزش داده می شود یاد بگیرند، مشروط بر انکه به آنان وقت لازم برای یادگیری داده شود، هر زمان که نیاز به کمک داشته باشند به آنان کمک بشود و برای رسیدن به حد تسلط یک ملاک مشخص وجود داشته باشد(همان منبع،411).
2-25-2 تدریس خصوصی
یکی دیگر از انواع روشهای آموزش انفرادی روش تدریس خصوصی است. این روش را می توان در تمام سطوح تحصیلی به کار گرفت. اساس کار در این نوع آموزش توجه به زمینه ها، علایق و تواناییهای شخصی شاگردان است و شاگرد فردی است که معمولاً نمی تواند در آموزشهای گروهی چندان موفقیتی کسب کند.
در اکثر برنامه های آموزشی، به جای استفاده از معلم معمولاً از شاگردان استفاده می شود. در این حالت معلم خصوصی، معلم متخصص و با مهارتی نیست. بلکه تنها ممکن است نسبت به شاگردان چند سال تجربه آموزشی بیشتری داشته باشد یا ممکن است بزرگسالی باشد که قبل از دریافت برنامه هیچ گونه آموزش خاصی در زمینه تعلیم و تربیت ندیده باشد. در این حالت هدف از آموزش علاوه بر کمک به شاگرد کمک به یاددهنده نیز هست؛ زیرا با فعالیتهای تدریس در آموزش خصوصی، پاره ای از مهارتهای معلم نیز تقویت می شود. به هر حال در تدریس خصوصی، معلم باید به یک مجموعه عوامل تقویت کننده مثبت مجهز باشد. در این روش اکثر شاگردان تجربه تلخی از شکست در ذهن دارند و اگر آموزش آنان نتیجه بخش نباشد، تجربه ناموفق دیگری به تجربیات قبلی آنان افزوده خواهد شد و ممکن است اعتماد به نفس خود را در پیشرفت تحصیلی از دست بدهند. بنابراین معلم باید با محترم شمردن و ارزش قائل شدن برای شاگرد محیط آموزشی صمیمی و گرمی به وجود آورد و نباید شاگرد خصوصی اش را با سایر شاگردان مقایسه کند، بلکه باید پیشرفت کارش را با کارهای گذشته اش مقایسه کند و اگر پیشرفت تحصیلی او حتی از حد معمول پایین تر باشد، ولی نسبت به گذشته اش بیشتر شده باشد باید مورد تشویق قرار گیرد. جلسات آموزشی باید به اندازه کافی کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش خسته و بیزار و یا متنفر نشود.
محیط آموزشی باید راحت، همراه با تفریح و مناسب با سن و وضعیت تحصیلی فرد سازماندهی شود. معلم باید سعی کند که رابطه خود را با شاگرد دلپذیر و مثبت سازد. اکثر معلمان در فعالیتهای آموزشی برای تشویق شاگردانشان به آنان می گویند که «مباحث و تکالیف ارائه شده آسان است، نگران نشوید.» اما توصیه می شود به شاگرد گفته نشود که وظایف محوله آسان است، بلکه گفته شود وظیفه با مسأله داده شده نسبتاً مشکل، اما عملی است. در این صورت اگر شاگرد موفق شود اعتماد به نفس پیدا می کند و تأثیر پاداش بیشتر می شود و اگر احیاناً شکست بخورد اعتماد به نفس خود را از دست نخواهد داد(شعبانی، 1385).
روش آموزش تا حد تسلط ارزش روش های تدریس خصوصی را بخوبی نشان می دهد. این روش به خوبی ثابت می کند که آموزش یک فرد به فرد دیگر باعث سازگاری و تطابق بیش تر فعالیت های آموزشی با نیازهای شاگرد می شود و معلم سعی می کند روش های آموزشی خود را بر اساس تفاوت های فردی تنظیم می کند(شلدره ای و همکاران،1390).