دانلود پایان نامه

بر خود نمایان است و همچنین در فراخواندن راجرز به خود بودن و در اکنون بودن، گیرایی خاصی نهفته است. نظر دیگری که راجرز ابراز داشته است، وجود گرایش فطری به سوی رشد و کمال و سلامت روان فرد است،یعنی انگیزش ذاتی در افراد برای سلامت روان وجود دارد که ما را به پیشمی راند.

2-2-3- خصوصیات افراد سازگار
راجرز و مازلو بیشتر بر ویژگی های مثبت نظیر آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند. هر یک از این نظریه پردازان نگرش منحصر به فرد خود را برای سازگاری و رشد روانی عرضه می کنند و استعداهای بالقوه آدمی را برای بهتر شدن یا بیشتر شدن از آنچه هست متفاوت می بینند.

شاید کلی ترین ویژگی فرد سازگار آن است که نسبت به خود واقع بین است، به این معنا که درباره انگیزه هایش خود را فریب نمی دهد و هدف های قابل دسترسی برای خود طرح می کند، لذا از تعارضات غیرلازم پرهیز می کند و با مشکلات شخصی خود به طور عینی برخورد می کند. شخص سازگار کسی است که می تواند انگیزه ها و هدف هایش را تغییر دهد بدون آنکه آنها را با مکانیزم های دفاعی تغییر شکل دهد. فرد خوب سازگار یافته کسی است که صفات و ویژگی های گوناگون او با هم در ارتباطند. در عین حال که سازگاری کامل وجود ندارد، ولی سازگاری مطلوب احتمالاً هنگامی رخ می دهد که بین آنچه فرد راجع به خود می اندیشد با آنچه دیگران درباره او می اندیشند توافق منطقی وجود داشته باشد.
مک دونالد (1998)در مورد سازگاری و همچنین ناسازگاری معتقد است: فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کنند آموخته باشد تا در نتیجه در حالی که به طرق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار می کند، احتیاجاتی که در او هست نیز ارضا شوند.
از طرفی لااقل دو معنی را می توان با ناسازگاری مرتبط ساخت؛ یک معنا اساساً مفهومی اجتماعی است، فردی سازگار نیست که نتواند به طور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. معنای دیگر زمانی است که او نتواند ارضای احتیاج کند، حتی اگر رفتارش برای جامعه مناسب باشد. اشکال دائم در ارضای احتیاج یا عدم توانایی در یادگیری طرق مورد قبول اجتماعی برای ارضای آنها غالباً منجر به ایجاد الگوهای رفتاری ناسازگاری می شوند به طوری که فرد نمی تواند به طریق مناسبی در هر موقعیتی خود را سازگار کند.
فرد سازگار به میزان کافی می تواند فعالیت کند و برای کاری که به عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی بیند که شغل خود را مرتب تغییر دهد. از اضطراب و تعارضی که او را از فعالیت سودبخشی باز دارد، دوری می جوید. بتواند با مشکلات مواجه شود، درباره آنها بیندیشد و تصمیم بگیرد و عمل کند. از زندگی خانوادگی لذت ببرد و به بچه دار شدن و تربیت فرزندان علاقه مند باشد. بتواند نیازها و افکار و عواطف دیگران را بشناسد و پاسخ ها یا واکنش های متناسب از خود نشان بدهد. بیماری های جسمی نتواند شایستگی و فعالیت های او را کاهش دهد. بتواند با بهره گرفتن از امکانات وجودی خود و امکانات محیطش تا حد ممکن با مردم همکاری اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
دانستن این نکته که عوامل خارجی را نمی توان متناسب با احتیاجات خود تغییر داد و پذیرفت و از آنهایی که نمی توان تغییرشان داد، بدون رنجش عبور کرد. گسترش دادن صلاحیت و شایستگی خود برای تغییر اوضاع و کسب مهارت های لازم در روابط اجتماعی.تصدیق و قبول کردن عواطف خود. مشغول شدن شخص به کار سازنده ای که شخصاً آن را ارزشمند می داند. پرورش شوخ طبعی به خصوص درباره خود.شرکت کردن در فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی.
انسان سازگار خود واقعی را منشأ اعمال، افکار و رفتار می داند.انسان سازگار یا سالم مسئولیت همه اعمال، افکار و رفتار خود را می پذیرد و عاقلانه به آن نتایج می اندیشد.خودداری از به کارگیری دائم و طولانی مدت مکانیزم های دفاعی: استفاده همیشگی از مکانیزم های دفاعی شخص را به تدریج از واقعیت دور می کند، در حالی که شخص سازگار مقدار معینی از اضطراب را می پذیرد و طبعاً وقتی وجود اضطراب را بپذیریم بسیار کم احتیاج به استفاده از روش های دفاعی خواهیم داشت. برای شناخت انگیزه های خود تلاش می کند. روش های کاهش تعارض و ناکامی را می داند و به کار می گیرد.
شخص سازگار باید بپذیرد بعضی از ناکامی ها را تحمل کند، زیرا در حقیقت تحمل ناکامی مانند پذیرش اضطراب نشانه سازگاری مطلوب در شخص است و شخص سالم یاد می گیرد که ناکامی را به عنوان یک واقعیت عادی زندگی بپذیرد. سرگرم شدن به کارهای مفید یکی دیگر از نشانه های فرد سازگار و سالم است.

2-2-4- ابعاد سازگاری
منظور از سازگاری ، رابطه ای است که میان فرد و محیط او ،به ویژه محیط اجتماعی وجود دارد و به او امکان می دهد تا نیازه او انگیزه های خود را پاسخ گوید. فرد زمانی از سازگاری بهره مند است که بتواند میان خود و محیط اجتماعی اش رابطه ای سالم برقرار و انگیزه های خود را ارضا کند ، در غیر این صورت او را ناسازگار قلم داد می کنیم. در واقع سازگاری با محیط، مهارتی استکه بایدآموخته شود و کیفیت آن مانند سایرآموخته ها به میزان علاقه وکوشش فرد برای یادگیری بستگی دارد (اسلامینسب،1373)
انجمن روان پزشکان آمریکا (1994) سازگاری اجتماعی را چنین تعریف می کند: هماهنگ ساختن رفتار به منظور برآورده ساختن نیازهای محیط یکه غالباً مستلزم اصلاحت کانه ها، هیجان های نگرشه است.
صدیقی( 1384؛ به نقل از حجاری،1380) سازگاری اجتماعی را به عنوان جریانی تعریف کرده است که به وسیله ی آن روابط میان افراد،گروههاوعناصر فرهنگی دروضعیتی رضایت بخش برقرار باشد . به عبارت دیگر،روابط میان افراد وگروهها به گونه ای برقرار شده باشدکه رضایت متقابل آنها را فراهم سازد. بدین ترتیب سازگاری اجتماعی مکانیزم هایی است که توسط آنها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا می کند. به همین علت لازمه ی سازگاری اجتماعی ، بروز تغییراتی در فرد بوده،آن نیز مستلزم یکپارچگی مکانیزمه ایی است که توسط آنها ،گروهی کعض و جدید را می پذیرد(یمنیدوزی سرخابی،1371).

سازگاری اجتماعی دارای مؤلفه ها و نشانه های خاصی است. یکی از نشانه های سازگار بودن با محیط و اجتماع ، داشتن استقلال است. استقلالی عنی توانایی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران ، توانایی تحمل تنهایی و حتی لذت برد ناز آن. مسؤولیت پذیری نیز از نشانه های دیگرسازگاری اجتماعی است آینده نگری و درکاین امرکه تصمیمات و اقدامات امروز می تواند برزندگیوفردای فرد تأثیر بگذارد نیز از ویژگی های فرد سازگاراست. توانایی تصمیم گیری ، حفظ اعتدال و میان هروی در امور زندگی نیز از دیگر ویژگی های فردی می باشدکه دارای سازگاری اجتماعی است . فرد دارای سازگاری اجتماعی توانایی برنامه ریزی برای تمام ساعات خود را دارد و تا جایی که امکان دارد ، درتمام ابعاد زندگی خود جانب اعتدال را نگه می دارد و از افراط وتفریط خودداری می کند(حجاری،1384) .
جنبه ای دیگر از سازگاری اجتماعی ، مهارتهای اجتماعی است. مهارت های اجتماعی رفتارهای انطباقی فرا گرفته شده است که فرد را قادر می سازد با افراد دیگر روابط متقابل داشته باشد ، واکنش های مثبت بروزده دو از رفتارهایی که پیامد منفی دارند، اجتناب ورزد. مهارتهای اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه ، ارتباط گیری با گروه ، گوش دادن ، همدردی ، ارتباط غیرکلامی ، در تشخیص احساسات خویش و مهارت کنترل خویش است. شخصی که دارای مهارت اجتماعی است ، می تواند به انتخاب و ارائه رفتارمناسب در وضعیت معین دستبزند.
الیوتوگرشام) 2008 (ضمن تعریف مهارت های اجتماعی به عنوان رفتارهای انطباقی یادگرفته شده که فرد را قادر می سازد تا با افراد دیگر رابطه ای متقابل داشته باشد و از خود پاسخ های مثبت بروز دهد، این رفتارها را به پنج رفتار جزئی ترتقسیم می کنند که هریک از آنها میتواند موجب تسهیل روابط بین فردی شود. آنها شامل همکاری، گفتارمناسب ، مسؤولیت پذیری ، همدلی وخویشتن داری هستند. بروز مهارت های اجتماعی ضعیف، به عدم پذیرش فرد توسط دیگران منجرمی شود.
سیاری از دانش آموزان هرگز رفتار مناسب را برای موقعیتهای اجتماعی درتعامل با دیگران یاد نگرفت هاند . بدیهی است رشد مهارت های اجتماعی به منظور سازگاری اجتماعی درروابط بین فردی نیازمند سلامت عاطفی ـ روانی و هوشمندی هیجانی است.
بدین ترتیب، مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده ومقبول جامعه اطلاق میشود؛ رفتارهایی که شخص میتواند با دیگران به گونهای ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخهای منفی می انجامد و موجب سازگاری اجتماعی فرد میشود (نژادنادری، 1388).

2-2-5- شاخصهای سازگاری
معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلالات سازگاری
– ایجاد علائم هیجانی یا رفتاری در پاسخ به عامل (یا عوامل) مشخص استرس زا، که ظرف مدت 3 ماه پس از بروز این عامل(یا عوامل )رخ داده باشند.
– این علائم یا رفتارها از نظر بالینی قابل ملاحظه بوده و با هر یک از حالات زیر مشخص می شوند.
– ناراحتی قابل ملاحظه، بیش از حدی که بعلت مواجهه با عامل استرس زا انتظار می رود.
– اختلال قابل ملاحظه عملکردهای اجتماعی یاشغلی(تحصیلی) – اختلال مرتبط با فشار روانی یا معیارهای سایر اختلالات محورI مطابقت نمی کند و صرفاً ناشی از تشدید یک اختلال قبلی محور I با محور III نیست.
– علائم این اختلال نمایانگر سوگواری نیستند.
– پس از ختم عامل استرس زا (یا پی آمدهای آن)، علائم اختلال بیش از 6 ماه پایدار نمی مانند.
حاد: در صورتی که اختلال کمتر از 6 ماه طول بکشد.
مزمن: در صورتی که اختلال 6 ماه یا بیشتر طول بکشد. اختلالات سازگاری براساس زیر گونه های آن کدگذاری می شوند که با توجه به علائم بارز آنها انتخاب می گردند. عوامل اختصاصی مولدفشار روانی را می توان در محور IV مشخص کرد. همراه با خلق افسرده همراه با اضطراب شکل مخلوط همراه با اضطراب و خلق افسرده همراه با آشفتگی سلوک شکل مخلوط همراه با آشفتگی هیجانات وسلوک شکلغیر اختصاصی.
مقیاسها یا شاخصهای موجود برای سازگاری عبارتند از:
پرسشنامه کالیفرنیا
مقیاس سازگاری فیشر (FDAS)
پرسشنامه سازگاری بل
پرسشنامه سازگاری ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺳﺎزﮔﺎری داﻧﺶآﻣﻮزان سین ها و سینگ
پرسشنامه سازگاری روانی کودکان
که از مجموع آنها اینگونه بر می آید که این مقیاسها بر اساس خرد شاخصهای زیر تهیه شده اند:
در بالغین: اعتماد به نفس،جرأت ابراز وجود ، پشتکار، خود رهبری ، جاه طلبی ، تعادل ، سلطه گری ، نا مطمئن بودن و تکان شگری، اختلال در اجتماعی شدن،تحمل،خلاقیت،انعطاف پذیری، انطباق پذیری و تغییر پذیری ، وظیفه شناسی,مسئولیت پذیری، احساس خشم، افسردگی و اضطراب و در کودکان: خستگی، افت تحصیلی ، اشکال در دوست یابی، پرخاشگری، ترس، نگرانی، حسادت، عصبانیت، خجالت، بی تفاوتی ونفرت. در پژوهش حاضر، افسردگی، اضطراب، استرس و پرخاشگری به عنوان شاخص های سازگاری در کودکان در نظر گرفته شده است.

2-2-6- افسردگی:
اﻓﺴﺮدﮔﯽ از اﺧﺘلالات ﺧﻠﻘﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﺷﺎﯾﻌﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ دارای ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﻫﻤﭽﻮنا ﺣﺴﺎس دﻟﺘﻨﮕﯽ از دﺳﺖدادن ﻋلاﻗﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﻟﺬتﺑﺨﺶ زﻧﺪﮔﯽ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫای ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ و اﺧﺘلال ﻫﺎی ﺧﻮاب و ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻫﻤﭽﻮن دﯾﺪﮔﺎه ﻣﻨﻔﯽ در ﻣﻮرد ﺧﻮد ، اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه ، ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ در ﺗﻤﺮﮐﺰ و ﺑلاﺗﮑﻠﯿﻔﯽ اﺳﺖ ( ﻫﺎﻟﺠﯿﻦ و وﯾﺘﺒﻮرن ،2009).
اﻓﺴﺮدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ ﺷﺪت ، ﺑﻪ اﻓﺴﺮدﮔﯽ ﺧﻔﯿﻒ ، ﻣﺘﻮﺳﻂوﺷﺪﯾﺪ، ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪیﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻮارد اﻓﺴﺮدگی ﺧﻔﯿﻒ ﺗﺎ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻣﻌﻤﻮلا ﺗﺤﺖ روان درﻣﺎﻧﯽ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و در ﺻﻮرت ﺑﺮوز اﻓﺴﺮدﮔﯽ ﺷﺪﯾﺪﻏﺎﻟﺒﺎً دارو درﻣﺎﻧﯽ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. در اﻓﺴﺮدﮔﯽ ﻣﺘﻮﺳﻂ، وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻠﻖ ﭘﺎﯾﯿﻦ، اﻓﮑﺎر ﺑﺪ ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ و ﮐﺎﻫﺶ اﻧﺮژی وﻟﺬت وﺟﻮد دارد( ﮔﻠﺪر ، ﻟﻮﭘﺰ و آﻧﺪرﺳﻮن ، 2003).

 

مطلب مرتبط :   تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افسردگی بیماری درماندگی شخصی و شکست شخصی است. زمانی که خود را در دستیابی به هدفهای مان درمانده مییابیم، به افسردگی مبتلا می شویم. هرکس هرچه بیشتر خود را مهمتر از هر چیز تلقی کند و هرچه بیشتر برای هدفها، موفقیتها و رضایت خود ارزش بیش از حدی قائل شود ، در صورتی که شکست بخورد با ضربه سخت تری مواجه می شود و شکست و درماندگی را با شدت بیشتری تجربه می کند و این خود عامل خطر جدیدی برای افسردگی است ( سلیگمن ،2002).
افسردگی یکی از مهمترین اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان است که فراوانی آن با سن افزایش می یابد ( کارلسون و پاتاکی ،1995). در سالهای اخیر وجودا فسردگی در کودکان و نوجوانان نه تنها محرز شناخته شده بلکه نظر بر این است که افسردگی کودکی می تواند مشکلات جدی برای سلامت عمومی ایجاد کند (لامارین ،1995). به گونه ای که ممکن است پیامدهای جدی مانند غیبت از مدرسه و افت تحصیلی در بر داشته باشد (کارلسون،2000). فروپاشی و اضمحلال خانواده یک ویژگی پیوند خورده با افسردگی در دوران کودکی است. برای مثال شواهد مختلف ، کیفیت منفی ارتباط والدین و کودکان را با افسردگی در نوجوانان در این خانواده ها مربوط می دانند (نجاریان و داودی،1384). برخی پژوهشگران نیز نشان داده اند جدایی والدین ، سرپرستی توسط یکی از والدین ، پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین ، تجربه فقدان های مکرر ، اختلافات والد- کودک ، اختلافات زن و شوهر در مورد بچه داری ، کنترل بیش از حد والدین به رفتار کودک و روابط آسیب دیده با همسالان در بروز افسردگی دوران کودکی نقش دارد (فیروزبخت،1384). کودکانی که در خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند ، چه در باره مشکلات شخصی خود و چه درباره مشکلات جهان بدترین سناریوی ممکن را به ذهن می آورند. آنها به واسطه مسائل خارج از کنترل ، خودشان را سرزنش می کنند. آنها به طرف منفی ترین تفسیر از وقایع سوق پیدا میکنند. برای آنها تصور وقایع خوشبینانه دشوار است (سلیگمن،2002). اختلال افسردگی خاصی که غالبا در رابطه با کودکان مطرح می شود، اختلال افسردگی ماژور است. بر اساس متن 1 ویراست چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-IV، وقتی تشخیص افسردگی ماژور داده می شود که کودک در یک یا چند دوره 2 هفته ای شواهدی دال بر تغییر کارکرد نشان بدهد؛ از جمله اینکه افسرده یا تحریک پذیر شود ، بی علاقه شود و از خیلی چیزها لذت نبرد یا هر دو حالت را داشته باشد. در ضمن ، کودک باید حداقل چهار مورد از این نشانه ها را تقریبا هر روز داشته باشد و برخی از کارکردهای مهم او مختل شود:
لاغر شدن و نرسیدن به وزن مورد انتظار
اختلال خواب شامل پر خوابی یا بی خوابی
کندی یا تحریک روانی حرکتی شدید
خستگی یا کم انرژی بودن
احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه بیجا و افراطی
افت قوه تفکر، تمرکز و تصمیم گیری
فکرهای تکراری در مورد مرگ، خودکشی، اقدام به خودکشی یا داشتن نقشه برای خودکشی (فیروزبخت،1384).
درباره افسردگی کودکی توجه به سه نکته قابل ملاحظه است. نکته نخست این است که ملاک هایی که برای افسردگی بزرگسالان به کار رفته است می تواند برای افسردگی کودکان نیز به کار رود و ویژگیهای اساسی نشانگان افسردگی که در کودکان قابل تشخیص است همانند ویژگیهای بزرگسالان میباشد. نکته دوم چون برون نمود یا ایذایی کودکان در مقایسه با رفتار های درون نمود بیشتر مورد توجه قرار می گیرد گاه افسردگی دوران کودکی به عنوان یک رفتار درون نمود نادیده گرفته می شود و ممکن است تشخیص داده نشود یا ارزیابی نگردد. نکته آخر اینکه ویژگی های اندکی در مورد نشانگان افسردگی مانند خلق تحریک پذیر وجود دارد که بیشتر مخصوص کودکان می باشد (توزنده جانی، توکلی زاده ، جهانشیر و دهگانپور،1386).

2-2-7- اضطراب
اﺧﺘلالات اﺿﻄﺮاﺑﻲ از ﺷﺎﻳﻊﺗﺮﻳﻦ اﺧﺘلالات رواﻧﻲ و ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻣﻴـﺎن ﻛﻮدﻛـﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧـﺎن اﺳـﺖ . ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺷﻴﻮع ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺣﺪود 8% ﺗﺎ 12% ﻛﻮدﻛﺎن و 5% ﺗﺎ 10% ﻧﻮﺟﻮاﻧـﺎن ﺑـﺎ ﻳﻜﻲ از ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎی ﺗﺸﺨﻴﺼﻲ اﺧﺘلال اﺿﻄﺮاﺑﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﺧـﺘلال در ﻋﻤﻠﻜـﺮد و روﻧـد ﻃﺒﻴﻌـﻲ زﻧﺪﮔﻲ ﻛﻮدک ﻣﻲﺷﻮد، مواﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ(اﺳﭙﻨﺲ ،1998 اﺳﭙﻨﺲودﻳﮕﺮان، 2003). ﺑﺎ