دانلود پایان نامه
هر یک از نظریات مطرح شده به گونه ای شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان را مورد بررسی قرار داده اند. در این پژوهش ابعاد شکاف دیجیتالی برتو و نظریه ی توانمندسازی لانگه به عنوان نظریاتی که بیشتر می توانستند موضوع تحقیق را تبیین کنند، انتخاب شدند.
تأکید بر مراحل توانمندی در پژوهشهای زنان ایده ی سارا لانگه می باشد. با توجه به آنچه پیرامون توانمندی مطرح گردید، اصولاً توانمندی یک فرایند محسوب می شود که مراحل بیان شده از سوی لانگه (رفاه، دسترسی، کنترل، مشارکت،آگاهی)، فرایند توانمندی را به خوبی بیان کرده است. این مراحل نشان می دهند که مدارج بالای برابری خود به خود به عنوان مدارج بالای توسعه و تواناسازی محسوب می گردد. وی تأکید می کند که تواناسازی نه تنها ناشی از کسب برابری است، بلکه به همان میزان برای تعقیب اهداف ضرورت دارد و زنان را بر کنترل بیشتر بر جنبه های زندگی خود تشویق می کند و مشارکت مستقیم را در حیات اجتماعی جامعه و توسعه، هم به عنوان نتیجه و هم به عنوان ابزار توانمند ساز زنانه، توصیه می کند (خانی و قاسمی، 1388: 374). از ایده ی لانگه در توانمندی زنان در بیشتر تحقیقات که توانمندی را مورد مطالعه قرار داده اند استفاده شده است که خود گواه بر جامع بودن این نظریه است.
آنچه برتو، در ابعاد شکاف دیجیتالی مطرح کرده است (فناوری، اقتصادی، سواد اطلاعاتی، ارتباطات، دسترسی به اطلاعات)، به خوبی مشخص می کند که بروز یک فناوری موجب می شود که تفاوت های کلی بین افراد را به لحاظ عوامل اجتماعی ایجاد کند. آنچه برتو ارائه می دهد باعث رشد درک هرچه بیشتر شکاف دیجیتالی می شود. ابعاد مطرح شده از سوی برتو می تواند یک تعریف منسجم را پیرامون شکاف دیجیتالی ارائه دهد. بنابراین این ابعاد را جهت سنجش شکاف دیجیتالی مناسب دیده شد.
مفاهیم مستخرج از نظریه ی توانمندسازی لانگه که در مدل تجربی تحقیق آورده می شود، شامل: دسترسی، آگاهی، مشارکت در تصمیم گیری و کنترل می باشد. علاوه بر نظریه ی لانگه، مفهوم تحرک و امنیت را از چارچوب مفهومی گاپتا و سریواتاوا گرفته ایم. هم چنین مفاهیم گرفته شده از ابعاد شکاف دیجیتالی برتو شامل بعد فناوری، سواد اطلاعاتی و دسترسی به اطلاعات است.
لانگه در بررسی های خود شکاف دیجیتالی را در فرایند توانمندسازی به کار نبرده، اما روش بررسی وی، راهی جدید در بررسی های توانمندی گشوده است. با بهره گیری از ابعاد شکاف دیجیتالی برتو و تلفیق آن با رویکرد توانمندسازی لانگه، می توان به موفقیت هایی دست یافت.
افرادی که دارای درآمد نیستند یا درآمد کمی دارند و خانواده هایشان نیز در همین وضعیت قرار دارند، امکان کمتری برای دسترسی و استفاده از فناوری های نوین را دارند، این امر برای کسانی که دارای سطح تحصیلات پایین و سطح سواد اطلاعاتی کمی هستند نیز صادق است. چراکه طبق تعریف سواد اطلاعاتی افراد بی سواد یا کم سواد قادر به استفاده از فناوری نمی باشند. افرادی که دارای سن بالایی هستند به دلیل عادت به وضع زندگی باشیوه ی سنتی (شیرمحمدی و شامی، 1382: 338)، و هم چنین کسانی که سن پایینی دارند به دلیل عدم نیاز به فناوری های جدید رغبتی جهت استفاده از فناوری ندارند. بنابراین زنانی که سواد کمتر، سن پایین یا بالا و درآمد کمتر دارند، کمتر از فناوری استفاده می کنند و از مزایای آن کمتر بهره می برند.
قابل توجه است، فناوری اطلاعات و ارتباطات امروزه به عنوان ابزاری توانمند در خدمت بشر قرار گرفته و امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشترکشورها را تحت تأثیر قرار داده است (قبادی، 1384: 72). فقر دانش و اطلاعات و نیز شکاف دیجیتالی اطلاعات از مهم ترین دلایل عقب ماندگی جوامع و افراد به خصوص زنان می باشد.
به لحاظ آنکه فناوری اطلاعاتی و ارتباطی فرصت های مهمی را برای شکوفایی استعداد افراد در زمینه های کاری و ارتقای مشارکت فعالانه و اثرگذار آنان در زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی افراد فراهم می آورد، فناوری اطلاعات و ارتباطات را به منزله ی ابزاری برای بهبود شرایط جنسیتی و افزایش توانمندی های اجتماعی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان در نظر می گیرند (یونسکو، 2002 به نقل از فرجی سبکبار، 1391: 126).
بنابراین توانایی فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندی زنان از طریق آموزش بهتر و ارتباطات گسترده در جهت تولید درآمد شخصی نباید نادیده گرفته شود، هم چنین اشکال جدیدی از ارتباطات را به وجود می آورد که زنان را از موقعیت های اجتماعی گذشته جدا ساخته و فرصت های نوینی برای اشتغال آنان در مشاغلی فراهم می کند که مستلزم مهارت جدید است. آگاهی زنان از فناوری دیجیتالی نوین، اطلاعات لازم را همانند دیگر افراد جامعه در اختیار آنان قرار می دهد. این امر شرایطی را مهیا می سازد که می تواند زنان را قادر به فروپاشیدن موقعیت اجتماعی بسته ای که غالباً در آن محصورند کند، هم چنین فرصت های نوینی را برای اشتغال زنان در مشاغلی فراهم می آورد که مستلزم مهارت های جدید است. باید گفت که دستیابی به ارتباطات یک ابزار کلیدی برای مشارکت و ادغام اجتماعی است که خود موجب هرچه بیشتر توانمند شدن زنان می شود.
3-5- مدل پژوهش
در پژوهش حاضر بر اساس چارچوب نظری تحقیق و همچنین تحقیقات پیشین، مدل زیر پیشنهاد میگردد.
3-5-1- مدل مفهومی پژوهش

مطلب مرتبط :   مقاله سازمان تامین اجتماعی، ارتباطات بین سازمانی

شکل 3-4- مدل مفهومی پژوهش
3-5-2-مدل تجربی پژوهش
شکل 3-5- مدل تجربی پژوهش
3-6-فرضیات پژوهش
بین تأهل و توانمندی زنان رابطه وجود دارد.
درآمد پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد.
بین درآمد خانواده و توانمندی زنان رابطه وجود دارد.
بین طبقه اجتماعی و توانمندی زنان رابطه وجود دارد.
بین تحصیلات پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد.
بین تحصیلات همسر و توانمندی زنان رابطه وجود دارد.
بین اینکه چه کسی سرپرست خانوار باشد و توانمندی زنان رابطه وجودارد.