دانلود پایان نامه
– فرجی سبکبار و همکاران (1391)، پژوهشی را با عنوان “بررسی سازوکار تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توانمندی زنان روستایی بر مبنای مدل تحلیل پوششی داده ها”،انجام دادند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر افزایش کارایی و توانمندی زنان روستایی، با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده ها بوده، که به بررسی ساز و کار تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کارایی و توانمند سازی زنان روستایی در روستای قرن آباد گلستان پرداخته است. در این مطالعه با استفاده از روش پیمایشی، تعداد 38 نفر کاربر فناوری و 25 نفر غیر کاربر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. زنان کاربر فناوری اطلاعات از نظر سطح کاربری به هفت سطح طبقه بندی شدند، به نحوی که میزان استفاده از فناوری به ترتیب از سطح یک تا هفت افزایش می یافت. بر اساس نتایج به دست آمده میزان شاخص کارایی زنان روستایی در سطوح ابتدایی کاربری فناوری، دارای وضعیت بهتری نسبت به سطوح بالاتر بودند. نتایج این پژوهش همچنین ضمن تأیید نظریه ی شکاف دیجیتالی، تأثیرات مثبت فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی را بر توانمند سازی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی و افزایش کارایی زنان روستایی نشان دادند.
– عیسی زاده و چراغی (1390)، مطالعه ای با عنوان “علل شکاف دیجیتالی و درآمدی” انجام دادند. هدف این مقاله بررسی علیت شکاف دیجیتالی و شکاف در امدی بین کشورها بود. برای این منظور از اطلاعات ضریب جینی به عنوان شاخص نابرابری درآمد و از شاخص فرصت دیجیتالی برای میزان شکاف دیجیتالی دوره ی زمانی برای 14 کشور توسعه یافته و 14 کشور درحال توسعه استخراج شد. نتایج نشان داد که اولاً رابطه ی شکاف دیجیتالی و شکاف درآمدی دو سویه است، ثانیاً در کشورهای با سطح پایین نابرابری درآمد با افزایش شکاف درآمدی فرصت دیجیتالی بیشتر می شود و با افزایش فرصت دیجیتالی شکاف درآمدی بیشتر می شود. درحالی که در کشورهای باسطح بالای نابرابری درآمد، با افزایش شکاف درآمدی فرصت دیجیتالی کمتر می شود و با افزایش فرصت دیجیتالی شکاف درآمدی کمتر می شود.
– “بررسی نقش اینترنت در ارتقای جایگاه زنان”، پژوهشی است که توسط مجیدی قهرودی و آذری (1389) انجام گرفت. هدف از این مطالعه بررسی نقش اینترنت به عنوان یک رسانه ی نوین ارتباطی در ارتقای جایگاه زنان بود که به روش پیمایشی انجام شد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه جمع آوری شد و در این پژوهش اینترنت به عنوان متغیر مستقل و مؤلفه های: حس استقلال و اعتماد به نفس زنان، انعکاس رویدادهای زندگی، تعاملات زنان، کاهش انزوای اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تغییر باورها و اندیشه های سنتی زنان، آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود، افزایش سطح آگاهی، ایجاد فضای عمومی، تحرک اجتماعی و عضویت زنان در جامعه ی اطلاعاتی جهت سنجش ارتقای جایگاه زنان، به عنوان متغیرهای وابسته بررسی گردیدند. یافته ها نشان دادند که، اینترنت امکان حضور زنان را بدون محدودیت زمانی و مکانی فراهم می کند و باعث می شود حس استقلال و اعتماد به نفس آنان بالا رود. زنان باحضور در فضای مجازی، جنبه های شخصی و رویدادهای زندگی خود را منعکس می کنند و این باعث کاهش انزوای اجتماعی و تعاملات زنان با عقاید مشابه هم می شود. زنان با حضور در اینترنت، سطح دانش و آگاهی خود را بالا می برند و خود را عضوی از جامعه ی اطلاعاتی می دانند. آنان با استفاده از فرصت هایی که اینترنت برایشان فراهم می کند و با ایجاد تحرک اجتماعی، و تغییر عقاید و اندیشه های سنتی می توانند حضور و مشارکت خود را در جامعه افزایش دهند و در نتیجه نقش و جایگاه واقعی خود را در جامعه تثبیت کنند.
– افشار کهن و زمانی (1388) پژوهشی با عنوان “جوانان و شکاف دیجیتالی” انجام دادند. روش انجام این پژوهش، پیمایشی و جامعه ی آماری جوانان شهر همدان بود. یافته های این پژوهش نشان داده است که میان فقدان سواد اطلاعاتی، فقدان سواد رایانه ای و فقدان مهارت در استفاده از اینترنت و ایجاد شکاف دیجیتالی در جوانان رابطه وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد میان پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین و ایجاد شکاف دیجیتالی نیز رابطه ی معنی داری وجود داشته است. سطح تحصیلات جوانان در دستیابی آنان به اینترنت مؤثر بوده و رابطه ی معناداری نیز میان سطح تحصیلات افراد و ایجاد شکاف دیجیتالی دیده شد.
– حمیدی و یاراحمدی (1388)، پژوهشی با عنوان “کاربرد فناوری اطلاعات در توانمند سازی شغلی کارکنان کتابخانه ی منطقه 5 دانشگاه آزاد اسلامی”، انجام دادند. هدف پژوهش آگاهی از دیدگاه کارمندان کتابخانه های منطقه ی 5 دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد در مورد نقش فناوری های اطلاعاتی در عملکرد شغلی آن ها و نشان دادن اهمیت و جایگاه تأثیرگذار فناوری بر پیشرفت کاری و توانمندسازی آن ها بوده است. نمونه ی این پژوهش 65 پاسخگو، شامل کلیه ی نیروهای شاغل اعم از مدیران، کارشناسان و کارمندان بوده است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. شاخص های مختلف توانمند سازی سازمانی مانند بهبود عملکرد، استقلال و آزادی کاری، افزایش مسئولیت، رضایت مندی شغلی، مسئولیت پذیری و خودکنترلی و در نهایت توسعه و پیشرفت حرفه ای، مؤلفه هایی بودند که در شکل فرضیه ی پژوهش مطرح شدند. فرضیه پژوهش استفاده از فناوری های اطلاعاتی و بهبود عملکرد کارکنان کتابخانه های منطقه 5 دانشگاه آزاد اسلامی بود. یافته ها نشان داد که کتابخانه های منطقه ی 5 از حداقل 5-1 نفر نیرو بهره مند بوده است. (64.6 درصد) آن ها در رشته ی کتابداری تحصیل کرده اند. در (69.2 درصد) موارد، در هر کتابخانه یک رایانه برای هر کارمند موجود بوده است. از نرم افزارهای صفحه گسترده و اینترنت نزدیک به 25% جامعه ی پژوهش بهره گرفته اند. ولی از نرم افزارهای کاربردی و شبکه های کامپیوتری بیش از 50% استفاده شده است.
– “شکاف جنسیتی در کاربرد کامپیوتر و اینترنت”، پژوهشی است که توسط باستانی و میزبان (1386) انجام گرفته است. این پژوهش شکاف میان زنان و مردان را از نظر میزان، شیوع، و نوع استفاده از کامپیوتر و اینترنت مورد بررسی قرار دادند، این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و گردآوری اطلاعات با پرسش نامه انجام شد و جامعه ی آماری آن را دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاههای دولتی تهران در پایه ی کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته های علوم فنی و مهندسی، علوم انسانی، علوم پایه و هنر تشکیل میدادند. بر اساس یافته های پژوهش، جنسیت بر میزان استفاده از اینترنت تأثیرگذار بود و دانشجویان پسر زمان بیشتری را صرف استفاده از کامپیوتر و اینترنت می کنند. نوع استفاده از اینترنت نیز بین دختران و پسران دانشجو متفاوت بود؛ دختران دریافت و ارسال پست الکترونیکی، خرید کالا، و سرگرمی را ترجیح می دادند و پسران از اینترنت به منظور جست و جوی اطلاعات و دریافت خبر استفاده می کنند.
– محمدی (1386)، پژوهشی با عنوان “عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر توانمندی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی استان کرمانشاه” را انجام داده است. این پژوهش در بین 340 نفر از زنان سرپرست خانوار 15 سال به بالا انجام گرفت. نتایج نشان داد از بین تمامی متغیرهای تأثیرگذار بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار، بیش ترین تأثیر را متغیرهای وضعیت سلامت، وضعیت تحصیلات، سن فعلی، تعداد کل فرزندان و بعد خانوار بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار داشته است.
– افشاری و رمضانی (1385)، پژوهشی را با عنوان “تأثیر فناوری اطلاعات بر اشتغال زنان”، انجام داد ند. در این پژوهش اثر فناوری به ویژه فناوری اطلاعات بر اشتغال زنان با به کارگیری داده های مقطعی بین کشوری بررسی شد. سپس دو گروه از کشورها، ایران (کاربران پویا و واپسین ها) با کشورهای دیگر (رهبران و رهبران بالقوه) مقایسه شدند. متغیرهای مستقل آزمون نوآوری در فن آوری، نوآوری های تازه (فناوری های اطلاعات)، نوآوری های پیشین و مهارت های انسانی، و متغیرهای وابسته ی آزمون نیز نرخ فعالیت های اقتصادی، درآمد و افزایش توانمندی زنان بوده اند. داده های پژوهش از آمارهای آمده در گزارش توسعه ی انسانی 2001 گرد آمده است. یافته ها نشان داد که فناوری اطلاعات تأثیری معنادار بر نرخ فعالیت اقتصادی زنان نداشته است، اما تأثیر آن بر میزان درآمد و افزایش توانمندی آنان مؤثر بوده است؛ با این تفاوت که تأثیر فناوری اطلاعات بر درآمد زنان در کوتاه مدت مثبت بوده و سپس با گذشت زمان کاهش یافته است.
– قبادی (1384)، “اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نابرابری جنسیتی” را مورد بررسی قرار داد. این مقاله با استفاده از داده های پانلی مستخرج از پایگاه آماری بانک جهانی، سعی در بررسی اثر سه شاخص فناوری اطلاعات و ارتباطات در رفع نابرابری جنسیتی شامل: نابرابری جنسیتی در کار و نابرابری جنسیتی در تحصیل داشت. نتایج، حاکی از رابطه ی مثبت و معنی دار بین شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات و برابری جنسیتی در اغلب موارد بوده است.
کتابی و همکاران (1382)، “توانمند سازی زنان برای مشارکت در توسعه” را مورد مطالعه قرار دادند. این پژوهش درباره ی 380 زن 20 تا 50 ساله ی ساکن در مناطق ده گانه ی شهر اصفهان بود. یافته های پژوهش نشان داد عواملی چون افزایش سطح تحصیلات، دسترسی به منابع مالی، بهبود وضع سلامت، برخورداری از حق مالکیت قانونی، رفع تبعیض از بازار کار و حذف باورهای سنتی عوامل مؤثری در توانمندسازی زنان بوده اند.
2-3-تحقیقات خارجی

مطلب مرتبط :   دانلود مقاله با موضوع قانون آیین دادرسی مدنی، آیین ...

– پژوهشی با عنوان “پرکردن شکاف دیجیتالی: افزایش سرمایه ی اجتماعی و توانمند سازی”، توسط چورلسن (2012)، انجام شد. هدف این پژوهش بررسی برآیندها و به طور کلی فرایند تولید رسانه ای و متمرکز بر روی رسانه های جدید و تولید رسانه ای بوده است. چورلسن این پژوهش را در سال 2011 به عنوان جزئی از یک برنامه ی علمی که در دانشگاه کاتولیک استرالیا انجام شد و هدفش شکستن چرخه ی فقر، نابرابری اجتماعی، محرومیت گروه های حاشیه ای بود، انجام داد و در آن برآیندهای مثبت که در نتیجه ی روابط فردی قدرت ظاهر می گشت مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه ی آنچه چورلسن انجام داد این بود که تولید رسانه ای جدید و نقش های قابل تغییری که در زندگی دارد به پر کردن شکاف دیجیتالی بین دانشجویان کمک کرده است.
– هیلبرت (2011)، پژوهشی را با عنوان “آیا شکاف دیجیتالی جنسیتی و فناوری زنان را در کشورهای درحال توسعه قدرتمند می کند؟”، انجام داد. در این مطالعه داده های مرتبط با 12 کشور آمریکای لاتین و 13 کشور افریقایی از سال 2005 تا 2008 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است هدف از این پژوهش، بحث پیرامون دسترسی زنان به و استفاده از آگاهی دیجیتالی و فناوری ارتباطات در کشورهای در حال توسعه بود. نتایج تحقیق نشان دادندکه دسترسی و استفاده ی کمتر زنان از این فناوری ها به طور مستقیم از شرایط نامساعد آن ها با توجه به اشتغال، آموزش و درآمد ناشی می شده است. زمانی که این متغیرها کنترل شود زنان به کاربران فعال ابزارهای دیجیتالی در مقایسه با مردان تبدیل می شوند.
– “دولت الکترونیک و شکاف دیجیتالی جنسیت”، عنوان پژوهشی است که توسط ابوشنب و الربابه (2010)، انجام گرفت. هدف از این تحقیق بررسی تجربه ی ادغام مسائل برابری جنسی با پروژه ی دولت الکترونیکی در همه ی جهان، و توجیه معرفی نیاز زنان فقیر برای دسترسی به اطلاعات و خدمات دولت الکترونیک بود. این پژوهش در اردن صورت گرفت و ابتکارات بسیاری را که در ارتباط با زنان و توسعه و حمایت مناطق روستایی به کار برده شده بود را بررسی کرد. این مطالعه 50 زن را که از حمایت این ابتکارات در اردن برخوردار بودند را مورد مصاحبه قرار داد. نتایج نشان داد که پروژه ی دولت الکترونیک در اردن برای سطح مورد نیاز خدمات به سمت کمک در پر کردن شکاف دیجیتالی و کمک به زنان فقیر برای بهبود زندگی آنان در دسترس نبوده است.
– پژوهشی با عنوان “شکاف دیجیتالی: تفاوت در استفاده از اینترنت و تلفن همراه در بین زنان مراجعه کننده به درمانگاه شهری عفونت های مقاربتی” توسط سامال و همکاران (2009) انجام شد. این مطالعه یک پژوهش مقطعی از 200 زن انگلیسی زبان بود که به کلینیک بیماری مقاربت جنسی شهر بالتیمور، با شکایت از این بیماری مراجعه کرده بودند. شرکت کنندگان یک نظر سنجی خود مدیریتی را در مورد استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و ویژگی های جمعیت شناختی کامل کردند. محققان سه سؤال جداگانه در مورد علاقه به دریافت توصیه های بهداشتی ارائه شده از اینترنت، تلفن همراه و پیام کوتاه را مورد پرسش قرار دادند. سن متوسط پاسخگویان 27 سال بود. 87% آمریکایی آفریقایی تبار بودند و 71% دیپلم متوسطه داشتند. نرخ هرگونه استفاده از اینترنت 80%، گرایش به استفاده ی روزانه 16% و 22% استفاده ی کمتر گزارش شد. تقریباً همه ی پاسخگویان (93%)، استفاده از تلفن همراه و 73% پیام کوتاه را گزارش دادند. پذیرش توصیه های بهداشتی توسط هر یک از سه روش 60% بود. در تجزیه و تحلیل چند متغیره، تحصیلات بالاتر و سن جوانتر با استفاده از اینترنت، پیام کوتاه و استفاده از تلفن همراه مرتبط بود. همه ی نرخ های استفاده از اینترنت بالا گزارش شد، اما تفاوت در تحصیلات در استفاده از اینترنت مشاهده شد. استفاده از تلفن همراه در این نمونه عمومیت داشت و هر سه روش به یک اندازه شکل قابل پذیرشی از ارتباط با سلامت را داشتند.
– پارک(2009) مطالعه ای تحت عنوان “استفاده ی زیاد از اینترنت و رابطه اش با در معرض مطالب منفی قرار گرفتن: آیا شکاف جنسیتی در بین نوجوانان و بزرگسالان متفاوت است؟” انجام دادند. این مطالعه با هدف بررسی رفتار متنوع آن لاین بزرگسالان و نوجوانان، به خصوص تراکم در استفاده ی متفاوت از اینترنت و در معرض مطالب منفی بودن انجام شد. این مطالعه در سئول کره ی جنوبی بوده است. نتایج نشان داد، استفاده کنندگانی که به طور متنوعی از خدمات آن لاین استفاده کرده اند، کمتر در معرض مطالب منفی بودند. هم چنین شکاف جنسیتی در نسل جوان تر کم تر بوده، اما هنوز هم در ابعاد مختلف و در برخی از روش ها زیاد بوده است. نسل جوان تر از اینترنت به طور متمرکز تری استفاده می کردند و در معرض محتوای منفی بیشتری قرار داشتند. رابطه ی بین دامنه ی استفاده از اینترنت، قرار گرفتن در معرض محتوای منفی و جنسیت معنادار بود.
– جکسون و همکاران (2008) مطالعه ای تحت عنوان “نژاد، جنسیت و استفاده از فناوری اطلاعات” انجام دادند. این تحقیق تفاوت های جنسی و نژادی را در شدت و ماهیت استفاده ی فناوری های اطلاعاتی و اینکه آیا استفاده ی از این فناوری ها عملکرد دانشگاهی را پیش بینی می کند، مورد بررسی قرار دادند. نمونه مورد بررسی 515 کودک (172 آمریکایی آفریقایی تبار و 343 آمریکایی قفقازی)، با میانگین سنی 12 سال بوده است. یافته ها نشان داد که نژاد و جنسیت، در شدت استفاده از فناوری های اطلاعاتی تفاوت ایجاد کرده است. مردان آفریقایی آمریکایی تمایل کمتری در استفاده از کامپیوتر و اینترنت، و زنان آمریکایی آفریقایی بیشترین تمایل را در به کاربردن کامپیوتر داشتند. مردان بدون در نظر گرفتن نژاد، بیش ترین تمایل را به استفاده از بازی های ویدئویی داشتند و زنان بدون در نظر گرفتن نژاد، متمایل ترین افراد برای به کاربردن تلفن همراه بودند. استفاده از این فناوری ها عملکرد تحصیلی کودکان را پیش بینی میکرده است. طول مدت زمان استفاده از کامپیوتر و اینترنت، پیش بینی کننده ی مثبتی در عملکرد تحصیلی بود، در حالی که زمان صرف شده برای بازی های ویدئویی پیش بینی کننده ی منفی بوده است.
– لییه (2007) پژوهشی با عنوان “رسانه های گروهی، فرهنگ و جامعه” انجام داد که در آن ماهیت زنان جوان مصرف کننده از اینترنت در روستای فنلاند و برزیل مقایسه شد. در پژوهش مذکور ویژگی های استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بین زنان روستایی در دو کشور، در سال های 2000 تا 2005 بررسی شد. این پژوهش با هدف شناسایی ماهیت استفاده از اینترنت و ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو کشور کاملاً ناهمگون به لحاظ فرهنگی انجام شد. بر اساس یافته های بررسی در روستای کشور فنلاند، دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار گسترده تر بود، در مقابل در روستاهای کشور برزیل، وابستگی به ابزار مذکور وابستگی بسیار زیادی به سطح اقتصادی و درآمد روستاییان، و در مجموع، وضعیت رفاهی منطقه داشته است. همچنین نگرش ها درباره ی استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در میان هر دو طیف از زنان روستایی دو کشور، مشابه و مثبت و در هر دو جامعه، وابستگی فراوانی بین نگرش ها و عقاید افراد و ماهیت استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات مشاهده شد. در فنلاند زنان روستایی بسیار توانمندتر از برزیل بوده اند.
– ترلکی و نیوکمب (2005) پژوهشی با عنوان “شکاف دیجیتالی تا چه حد مهم است؟ ارتباط کامپیوتر و کاربرد بازی های ویدئویی و تفاوت های جنسی در توانایی چرخش ذهنی” انجام دادند. در این مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه ی جدید به نام بررسی بازنمایی و فعالیت های فضایی، تجربه ی فضایی با کامپیوتر و بازی های ویدئویی را در یک نمونه نزدیک به 1300 دانشجوی مقطع کارشناسی مورد بررسی قرار دادند. یافته ها، تفاوت های جنسی زیادی در تجربه های کامپیوتری را نشان داد. اگرچه مردان و زنان در نمرات آزمون استعداد تحصیلی متفاوت بودند، تفاوت جنسی در تجارب کامپیوتری هنوز با عامل خارج از آزمون استعداد تحصیلی آشکار می شد. علاوه بر این مردان و زنان با سطح بالا و پایین تجربه های کامپیوتری که برای مشاهده ی فشرده تر انتحاب شده بودند، دیده شده اند که در آزمون چرخش ذهنی اختلاف داشتند. تحلیل مسیر نشان داد تجارب کامپیوتری به طرز قابل توجهی واسطه ی تفاوت های جنسی در توانایی فضایی مشاهده شده در آزمون چرخش ذهنی بود. مجموع نتایج نشان داد که شکاف دیجیتالی یک پدیده ی مهم است و اینکه تشویق زنان و دختران برای رسیدن به تجارب فضایی ممکن است در پر کردن شکاف کمک کند.
– “دسترسی، خودپنداری و توانمندی: آموزش کامپیوتر برای زنان کارآفرین در کاستاریکا” ،پژوهشی است که توسط لی (2004)، انجام شد. این مطالعه مبتنی بر مطالعه ی موردی سازمان های غیر دولتی در کاستاریکا (یک برنامه ی آموزشی در سال 2002 به منظور گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات برای 100 نفر از زنان در سراسر کشور، از طریق یک کلاس کامپیوتر رایگان)، بود. این برنامه به منظور افزایش دسترسی زنان و کنترل بر تکنولوژی، توسعه داده شد. تجزیه و تحلیل موفقیت این و دیگر برنامه ها از دیدگاه شرکت کنندگان، و فهم اینکه چگونه چنین برنامه هایی رفتارها را در حوزه ی عمومی و خصوصی و سطح خرد و کلان تغییر می دهند، مورد اهمیت بود. این مقاله به طور خاص ارزیابی کرده است که چگونه و در چه راهی این برنامه ها، تجربه ی کاری زنان، اصلاح نقش زنان در درون خانواده، دوباره سازی دیدگاه فرد درباره ی خودش و توانمندی دانش آموزان را برای زنان شرکت کننده تغییر داده است. داده ها با بیش از چند ماه کار میدانی جمع آوری شد و شامل بیش از 20 مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ی عمیق و دوگروه متمرکز با 33 پاسخ دهنده بود. روش های کیفی برای تجزیه و تحلیل تجارب فردی دانش آموزان، برای درک بهتر شکست و موفقیت این نوع برنامه در زمینه ی توسعه ی زنان در جهان سوم مورد استفاده قرار گرفت.
– ایمن (2004)، پژوهشی را با عنوان “شکاف دیجیتالی در دسترسی به کامپیوتر و استفاده در بین جوانان فقیر و غیر فقیر” انجام داد. هدف از این مطالعه بررسی شکافدیجیتالی در دارندگان کامپیوترهای خانگی و برای بررسی تفاوت در کامپیوترهای دانشگاهی و غیردانشگاهی میان جوانان فقیر و غیر فقیر بود. داده ها از یک نمونه ی ملی 1029نوجوان 10-14 ساله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که جوانان فقیر 36% دوست داشتند کامپیوتر خانگی داشته باشند اما به همان اندازه دوست داشتند از کامپیوترهای خانگی برای مقاصد علمی به اندازه ی جوانان غیرفقیر استفاده کنند. جوانان فقیر از جوانان غیر فقیر در اینکه چگونه آن ها از کامپیوتر برای مقاصد علمی استفاده می کردند متفاوت نبودند اما شباهت کمتری در استفاده ی غیر دانشگاهی داشتند.
– دونرمییر و هالی فلد (2003)، “شواهد شکاف دیجیتالی در 4 منطقه ی روستایی” را مورد مطالعه قرار دادند. در این مقاله استفاده ی ایمیل و وب را بر پایه ی یک نمونه از 471 ساکن از 4 جامعه ی شهری در نبراسکا و ووسیکنسین را مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها به لحاظ دو متغیر شکاف دیجیتالی مورد بررسی قرار گرفت، اول: شکاف دیجیتالی بین جوامع شهری بر اساس محل سکونتشان در میان شبکه ای از دوستان و همکاران بود که به نوبه ی خود در جهت تأثیر دانش، آگاهی و تصویب نهایی فناوری اطلاعات بوده است. دومین شکاف، در بین جوامع روستایی بود که اقتصاد و جمعیت در حال رشد و کسانی که در حال رشد نبودند را بر اساس موقعیت آنها در ارتباط با نواحی شهری و مصرفی مورد بررسی قرار داد.
فصل سوم