دانلود پایان نامه
نگرانیهایی که در انسان مدرن در خصوص رابطهی اجتماعیاش با دیگران و قضاوت آنها دربارهی خودش به وجود آورده از مهمترین عرصهی این نگرانیهاست(اینالو، رضایی و فکری 1389، 78).
گیدنز(2003) معتقد است زنان به ویژه بر اساس ویژگیهای جسمانیشان مورد قضاوت قرار میگیرند، و احساس شرمساری نسبت به بدنشان رابطهی مستقیمی با انتظارات اجتماعی دارد. زنان در مقایسه با مردان بیشتر در معرض اختلالات تغذیهای قرار میگیرند که وی آن را ناشی از چند دلیل عمده میداند: اول این که هنجارهای اجتماعی ما در مورد زنان به نسبت بیشتری بر جذابیت جسمانی تأکید دارد. دوم این که، آنچه به لحاظ اجتماعی تصویری مطلوب از بدن تعریف میشود، درمورد زنان تصویری لاغر اندام و نه عضلانی است. سوم این که، هر چند امروزه زنان در عرصهی عمومی و زندگی اجتماعی نسبت به قبل، فعالتر شدهاند، اما همچنان همان قدر براساس پیشرفتها و موفقیتهایشان مورد ارزیابی قرار میگیرند که بر پایه وضعیت ظاهریشان.
در عصر حاضر زندگی روزمره به موضوع انتخاب شخصی تبدیل شدهاست، بدین معنا که مردم میتوانند کاری را انجام دهند که میخواهند و میتوانند چیزی بشوند که خودشان میخواهند بشوند، رویهای که حاکی از فردی شدن است. امروزه مردم به طور فزایندهای بر مبنای علایق و منافع فردی دست به کنش میزنند(گیبینز و ریمر1381، 110).
نکتهی مهم برای ما این است که تأکید فزاینده بر مدیریت بدن (رژیم غذایی، اهمیت ورزش در حفظ شادابی و تناسب اندام، آرایش و جراحی صورت و بدن) و نیز مسئولیت اخلاقی در قبال حفاظت از بدن و نمایاندن بدن به مثابه یک تصویر، نشانگر شکلهای مدرن تمایز و تشخص اجتماعی است و دیگر اینکه نظارت و تنظیم و تعدیل دقیق بدن را میتوان داستان یا روایتی دانست که فرد از چگونگی زیستن خود در چارچوبهای متفاوت زندگی جمعی نقل میکند.”اگر فرد در مقام راوی نگریسته شود آنگاه روایت وی تا حد زیادی به خود وی به مثابه عامل بستگی خواهد داشت و از همین جاست که مفهوم شیوه زندگی که تأکید بیشتری بر خلاقیت و آزادی کنشگر در ساختن هویت خود از طریق انتخابهای مصرفی دارد. از مفهوم روش زندگی که بیانگر شیوههای رفتاری و الگوهای کنشی رایج در یک خرده فرهنگ یا قوم است متمایز میشود” (چاوشیان 1381، 60).
نتایج تحقیقات متعدد در ایران (از جمله تحقیق ارزش و نگرشهای ایرانیان، موج دوم، که از سوی وزارت ارشاد به انجام رسیده و تحقیق احمدنیا و مهریار 1383) اهمیت معیار زیبایی ظاهری را در انتخاب همسر ایدهآل از سوی مردان ایرانی تأکید میکند، جای تعجب ندارد که زنان به زیباییهای ظاهری اهمیت بسیاری داده و در صدد تأثیر گذاری بر بدن خویش برآیند و از روند همگانی توجه افراطی به وضعیت ظاهری خود در جهان تبعیت نمایند. صحبتهای یکی از زنان در روزنامه همشهری نشانگر برخی از این واقعیتهاست: علت اینکه بعضی خانمها به سمت جراحی پلاستیک و آرایش میروند این است که همسرانشان این گونه دوست دارند. روزگار به گونهای پیش میرود که برخی فکر میکنند دیگر نمیتوان حتی بدون آرایش از منزل خارج شد وگرنه فردی عقب مانده و متحجر به حساب میآیند(روزنامه همشهری14 اسفند 1382، 4 ضمیمه بازارچه).
در تحقیق دیگری که در شهرهای تهران، شیراز و استهبان توسط خواجه نوری و مقدس در ارتباط با فرایند جهانی شدن و تصور از بدن انجام شده است، یافتههای تحقیق نشان داده است که تفاوت تصور از بدن در این سه شهر از لحاظ محل سکونت (به ترتیب تهران ، شیراز و استهبان) معنی دار بوده است.
سوزان براون میلر (1984، مورد ارجاع توسط گروگن 2000، 357) نشان میدهد که چگونه بدن زنان در طول تاریخ محدود و کنترل شده تا با معیارهایی زیبایی شناختی از طریق پوشیدن گنهای مخصوص و اخیراً از طریق رژیمهای لاغری هماهنگ شود و چگونه این مراقبت فوق العاده موجب ضعف و ناتوانی جسمانی ایشان میشود.
تأکید بر رژیمهای غذایی، استفاده از داروها و وسایل بدنسازی و مسئولیت در قبال سلامتی و نمایاندن بدن و دیگر نظارتها و تنظیم دقیق بدن به عنوان شکلهای مدرن تمایز و تشخص اجتماعی میباشد اعتقاد به رابطهی مصرف و متغیرهای ساختاری در دیدگاه کلاسیک و در نظریهی پسامدرن رد میشود. از نظر پسامدرنها اولاً رفتار مصرفی کنش استراتژیک به مثابه نماد پایگاه و معطوف به حفظ انسجام گروهی نیست و به علاوه این کنش غیر استراتژیک بیش از هر زمان دیگری حول محور بدن سامان میگیرد (بوکوک 1993، 144 به نقل از فاضلی 1382، 54). از پی طرح، نظریهی مصرف مدار بودن هویت در جامعهی کنونی، ایدهی “پروژه بدن” مطرح میشود که بر اساس آن بدن به مثابه وسیلهای برای تحقق بخشیدن به هویت فرد قلمداد میگردد (شیلینگ 1993 به نقل از کیوانآرا 1389، 61).
در این عصر زنان و جوانان هویت خود را در ارتباط با ظاهر خود تعریف میکنند، آن چنان که ظاهر بدن و هویت با مصرفگرایی قرن بیست و یک پیوند خوردهاست. به عبارت دیگر ظاهر به منبع هویت و مصرفگرایی به نمایشگاه منزلت و پرستیژ تبدیل شدهاست (رفعت جاه 1386، 169).
دستکاری در نمای ظاهری بدن بر اساس ارزشهای جهانی شده اتفاق میافتد. بدن به عنوان مکانی برای مصرف محصولات جهان سرمایهداری متأثر از ابزارهایی چون ماهواره، اینترنت، تبلیغات تجاری و غیره میباشد و در اشاعهی این ارزشهای خاص به عنوان جهانی شدن ایران هم از این قاعده مستثنی نیست، مخصوصاً کلان شهر تهران به شدت تحت تأثیر این عوامل قرار دارد که در نتیجهی آن بسیاری از ارزشهای ارائه شده مربوط به زیبایی و دستکاری در بدن به خصوص میان زنان به ارزشهایی بدیهی تبدیل شده است.
احمدنیا (1380) یادآور میشود که هنگامیکه لاغری به عنوان شرایط مطلوب بدنی در رسانهها تبلیغ میشود، دختران و پسران جوان در طلب رسیدن به وزن ایدهآل، خود را در معرض رژیمهای سخت غذایی قرار میدهند و در واقع خود را در حساسترین دوران رشد بدنی، از شرایط تغذیه سالم و متعادل محروم میسازند.و از آن جا که بسیاری از این اقدامها بدون مشورت با پزشک انجام میگیرد این افراد با عوارض جانبی گوناگونی مواجه میشوند.
رژیمهای بدنی افراد بیاشتها اغلب افراط آمیز است. برای مثال ممکن است شخصی چند کیلومتر بدود، در یک کلاس تأدیبی و تمرینهای طولانی شرکت کند و بعد برود مدتی هم ورزشهای بدنی کار کند(گیدنز 1388،155).
در ریاضت کشی ارادی مرتبط با رژیم غذایی مورد بحث نوعی ” اضطرار و سرسختی” دیده میشود که فقط از سر هوس یا صرفاً برای باریک اندامی نیست. موضوع در ذات خود نوعی نفی خویشتن است. چنان که جان سورز مینویسد “از گرسنگی مردن در دریایی از وفور و نعمت نوعی نفی خویشتن است که با تناقضی ظاهری داعیهی اثبات بازتاب هویت شخصی و عرضهی پیکری مطلوب دارد (گیدنز 1388، 155). با وجود این، ریاضت کشی اجباری کاملاً متفاوت از نظارت بازتابی بر جسم خویش است، و بنابراین شگفت انگیز نیست که فرد مبتلا به بیاشتهایی عصبی اغلب احساس میکند که عملاً تحت سلطهی همان رژیمی قرار گرفته است که شخصاً به بدن خویش تحمیل کرده است. به گفته وینیکات و لینگ، بدن جزئی از یک “خود” کاذب میشود که، در عین بیاعتنایی به خواهشهای نفسانی فرد، دقیقاً تحت سلطه و فرماندهی آنها قرار میگیرد. احساس ویرانگری ناشی از شرمساری ناخودآگاهانه بر رژیمهای بدنی متمرکز میگردد. شدت خارقالعادهای که ریاضت کشی رژیمگرایانه میتواند تحمل کند در بردارنده انگ و عیار نوعی پیشکش سنگدلانه درونی است که فرد از سرچشمهی آن در طرح کلی هویت شخصی آگاهی درستی ندارد. “بیگانگی” بدنی- که “خود” نمیتواند آن جا را خانه خویش احساس کند- بیانگر این نکته است که چرا رژیمهای غذایی در پارهای موارد ممکن است به “روزه داری تا سرحد مرگ” پیش برود. در چنین وضع و حالی، فرد فقط هنگامی خود را “ارزشمند” احساس میکند که بتواند براساس رژیمی چنان کامل به زندگی ادامه دهد که کمترین انحراف از آن خطرناک باشد. بی اشتهایی عصبی در حقیقت تلاشی برای کسب امنیت خاطر در دنیای آکنده از گزینشهای متعدد، ولی ابهام آمیز است (گیدنز 1388،155-156).
بدن نیز در جریان فردی شدن اختصاصیتر و تابع استانداردهای جدیدی شده است و افراد سعی در تنظیم یا انضباط بدن خود یا با بیان ترنر “بدن، خود به منزله پروژه” به عنوان یک بازآفرینی دارند. این تحقیق سعی خواهد کرد عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر روی اصلاح بدن در شهر تهران به عنوان مدرنترین منطقه کشور و عواملی که بر این گونه شیوههای رفتاری، انتخاب مصرفی، تأکید فزاینده بر رژیمهای غذایی و مسئولیت در قبال تناسب اندام در این شهر را برعهده دارند بررسی کند.
بدن و چهره مطلوبتر میتواند فرصتهای بهتر و بیشتری در اختیار زنان و دختران قرار دهد و دستیابی به ایدهآلهای آنان در زمینه ازدواج، توجه همسر و احراز ، ترقی یا حتی حفظ و دوام شغل، و نظایر آن را فراهم سازد. از آنجا که بدن به عنوان جلوهگاه فردی نشان دهندهی تفکرات و نظامهای ارزشی و هنجاری به شمار میرود، فقدان تحقیقات در ارتباط با مسائل فوق در حوزه جامعه شناسی بدن در ایران، بسیاری از سؤالات در این زمینه را در حد حدس و گمان باقی گذاشته است. مسأله محوری پژوهش حاضر این است که چه عواملی میتواند در شکل دادن به الگوهای تغییر و اصلاح بدن مؤثر باشد.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
از جمله معیارهایی که نشانگر اهمیت و ضرورت یک پژوهش است میتوان به چند مورد اشاره کرد. یکی مربوط بودن به مسئلهای عملی، مربوط بودن به جمعیتی بزرگ، یا جمعیتی پر نفوذ و سرنوشت ساز و پر کردن شکاف پژوهش (میلر 1380، 20).
جمعیت زنان نیمی از جمعیت جامعه را شکل میدهند و به لحاظ کارکردشان بسیار پرنفوذ و سرنوشت ساز هستند.
از آنجا کهزنان نسبت به مردان به وضعیت زیبایی ظاهری خود و آنچه به چشم میآید دقت بیشتری دارند و حساسیت و توجه افزونتری نشان میهند این توجه وافر آنان را وا میدارد تا رفتارهایی گاه افراطی را به منظور تطبیق ویژگیهای بدن با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام که در رسانههای جمعی و عوامل تبلیغاتی صنعت زیبایی تبلیغ میشود اتخاذ کنند که تبعات سوئی را به بار میآورد در بیشتر مواقع نمایش اندام انسانها با هدف تبلیغ تجاری و برای فروش انواع کالاها صورت میگیرد. در برخی موارد ارتباط آشکاری بین اندام فردی که کالایی را در تلویزیون تبلیغ میکند و خود آن کالا وجود دارد. بارزترین نمونه آن تبلیغ لباس وکفش ورزشی است (کریلک 2002، 74).
مسئله مدیریت بدن برای زنان و دختران به قدری مهم است که آنان ممکن است نسبت به چاق شدن خود حالت وسواسی پیدا کنند، ادامه این وسواس احتمال بروز نوعی بیماری به نام بهداشت عصبی را تشدید میکند که همراه با تحمیل محدودیتهای شدید در رژیم غذایی، کاهش شدید در رژیم غذایی و ترس از افزایش وزن است، همچنین میتوان به ابتلای مکرر پرخوری و مصرف فوق العاده زیاد غذایی که باز عمدتاً در کسانی اتفاق میافتد که به وزن خود حساس هستند اشاره کرد(لطف آبادی 1378،171).
با توجه به ارتباط بین نارضایتی از بدن و بینظمی در خوردن و تفاوتهای جنسیتی در نارضایتی از بدن، شناسایی عوامل خطر برای ایجاد نارضایتی از بدن و منابعی که باعث بالا بردن رضایت از بدن میشود بسیار مهم است(بارکر و گلامبوس 2003، 25).