دانلود پایان نامه
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای باورهای شناختی بین الگوهای ارتباطی خانواده و انگیزش پیشرفت میباشد. در این فصل در راستای نتیجهگیری از یافتههای بدست آمده در فصل چهار، به بررسی و تفسیر نتایج مربوط به سؤالات تحقیق پرداخته میشود. نگاهی به کاربردهای پژوهش، همراه با بیان پیشنهادات و محدودیتها، پایانبخش این فصل خواهد بود.
5-2-تفسیر نتایج سؤالات تحقیق
به منظور بحث و نتیجهگیری از یافتهها، بر اساس سؤالات تحقیق هر یک به طور جداگانه مطرح و سپس مورد بررسی قرار میگیرند.
1-آیا باورهای شناختشناسی انگیزش پیشرفت تحصیلی را پیشبینی میکند؟
2-آیا ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده انگیزش پیشرفت را پیشبینی میکند؟
3-آیا ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده باورهای شناختشناسی را پیشبینی میکند؟
4-آیا انگیزش پیشرفت تحصیلی توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده با واسطهگری باورهای شناختشناسی پیشبینی میشود؟
در فصل حاضر نتایج بدست آمده از تحلیل دادهها مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و تبیینهای احتمالی برای نتایج بدست آمده مطرح میشود. در ادامه پیشنهاداتی جهت هدایت پژوهشهای آتی ارائه میشود و در نهایت محدودیتهای پژوهش حاضر مورد بررسی قرار
میگیرد.
در این فصل با مرور یافتهها به تفسیر، بحث و نتیجهگیری از یافتههای بدست آمده در ارتباط با سؤالات پژوهش پرداخته خواهد شد. ابتدا سؤالات تحقیق را مورد بررسی قرار داده و با توجه به تحقیقات پیشین و یافتههای بدست آمده آنها را تفسیر میکنیم. سپس به تبیین نتیجهگیری کلی از پژوهش حاضر پرداخته و در نهایت نیز محدودیتها و پیشنهادات را در راستای جهتدهی به پژوهشهای آینده مطرح خواهیم کرد.
5-2-1-پیشبینی انگیزش پیشرفت توسط باورهای شناختشناسی
با استفاده از روش آماری رگرسیون چندگانه، قدرت پیشبینی انگیزش پیشرفت بر اساس باورهای شناختشناسی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج حاکی از آن بود که باورهای یادگیری سریع و دانشقطعی پیشبینی کننده مثبت و معناداری برای انگیزش پیشرفت و باورهای توانایی ثابت و دانش ساده پیشبینیکنندههای انگیزش پیشرفت نمیباشند. در تفسیر این نتایج میتوان گفت که شناسائی ابعاد باورهای معرفتشناختی و رابط این ابعاد با عوامل انگیزشی و شناختی مؤثر برعملکرد فراگیران، در حیطههای متفاوت تحصیلی، جدیدترین روند تحقیقاتی در این زمینه به شمار میآید (شومر، 1990؛ نبر و شومر –ایکینز، (2002)
فراگیران در بعد یادگیری سریع اعتقاد دارند که یادگیری به سرعت در همان مرحله اول رویارویی با دانش اتفاق میافتد و در صورتی که چنین اطلاعاتی در وهله نخست حاصل نگردد، تفحص و تعمق بیشتر بیفایده است و در بعد دانش قطعی اعتقاد بر این است که دانش قطعی و مطلق میباشد.
با تعمق و تفحص در این موضوع که باورهای ساده دانشجویان موجب انگیزش پیشرفت در آنان میگردد میتوان گفت خانواده و باورهای سنتی و قدیمی آنها در مورد یادگیری موجب شکلگیری باورهای ساده و شناختشناسی در دانشجویان میگردد. که این باورها انگیزش پیشرفت را پیشبینی مینمودند. در توضیح این مسئله میتوان گفت که داشتن باورهای ساده در مورد ماهیت یادگیری و دانش موجب میشود که فراگیران اضطراب کمتری را تجربه نمایند و این اضطراب کمتر و نداشتن نگرانی به نوبه خود انگیزش پیشرفت را در آنان بالا میبرد، چرا که فراگیران قابلیتهای خود را باور میکنند. با نگاهی عمیقتر و دقیقتر و استناد به تحقیقات پیشین در این زمینه میتوان دریافت که در هر حال انگیزش پیشرفت متأثر از باورهای شناختشناسی میباشد و باورهای شناختشناسی فراگیران با افزایش سن دچار تحول میشود. یعنی از باورهای ساده به سوی باورهای پیچیده تغییر میکند. اما در جامعه آماری این پژوهش هنوز این تغییر رخ نداده است، که بسی جای تعمق و تفحص را دارد. این مسئله ریشه در بسیاری از مسائل میتواند داشته باشد، از جمله نظام آموزشی غلط موجود و نوع نگاه خانوادهها که بایستی در اصلاح آن کوشید به دلیل بافت سنتی جامعه ما هنوز باورهای قدیمی و غلط در ذهن خانوادههای ایرانی بسیار غالب است، که این را میتوان نشأت گرفته از نظام آموزشی غلط گذشته دانست چرا که در مدارس روشهای نوینی چون ساختنگرایی و روشهای مشارکتی و … جایی نداشته در نتیجه باورهای خانوادهها در مورد یادگیری و دانش این گونه میباشد. خانواده به دلیل جایگاه مهمی که دارد مستقیماً این باورها را به فراگیر القا مینماید و دیگر اینکه نظام آموزشی غلط موجود در بسیاری از مدارس کشور باعث گردیده است که فراگیران نیز همانند خانوادههایشان نگاهی اینچنینی نسبت به ماهیت دانش و یادگیری داشته باشند.انفجار اطلاعات،پیشرفت علوم و فنون،پیچیده شدن نیازهای فردی و اجتماعی موجب شده که دیگر روشهای سنتی آموزش قادر به رفع نیازهای پیچیده امروزی نمی باشد(زمانی ولیاقت دار،1381) بنابراین میتوان گفت با اصلاح شیوههای آموزشی در مدارس و تغییر نگاه خانوادهها مسلماً باورهای هر نسل با نسل دیگر متفاوت خواهد بود. باید کاری کرد که باورهای پیچیده نسبت به ماهیت دانش و یادگیری در بچهها و خانوادهها شکل بگیرد. چرا که این باورهای پیچیده خود میتواند انگیزش پیشرفت را پیشبینی کند.با توجه به توصیه های فدراسیون جهانی آموزش پزشکی،روشهای سنتی دیگر جوابگوی نیازهای روبه رشد جوامع و انفجار اطلاعات نبوده و جاگزینهای مناسبی را می طلبد. (قریب و همکاران،1383). برای این کار میتوان با ایجاد جلسات و کارگاههای آموزشی دیدگاههای والدین و فراگیران را تحت تأثیر قرار داد و عوض نمود البته در هر حال با افزایش سن در بعضی از افراد باور پیچیده شکل خواهد گرفت، اما بهتر است با اتخاذ شیوههای آموزشی درست از همان مراحل کودکی به شکلگیری باورهای پیچیده شناختشناسی در فراگیران کمک میکند. تحقیقات پیشین در این زمینه نشان دادند که بافت فرهنگی و تربیتی جامعه است که باورهای شناختشناسی را تحت تأثیر قرار میدهند همچنین یافتهها نشان دادند که بین توانایی یادگیری ذاتی بودن یادگیری، قطعیت و حتمیت دانش، سادگی دانش و رویکرد یادگیری سنتی رابطه معنادار وجود دارد و نیز بین یادگیری از راه تلاش و دیدگاه سازندهگرایی رابطه معنادار میباشد. پس با تغییر نگاه و رویکرد جامعه و خانواده میتوان در نگرش و باورها فراگیران تحولات بزرگ و اساسی ایجاد نمود.
مطالعات پیشین (شونفلد، 1992؛ استودلکسی و همکاران ، 1991؛ نبروشومر – ایکینز، 2002؛ شومر – ایکینز و همکاران، 2005) نشان از تأثیر باورهای معرفتشناختی بر باورهای انگیزشی داشت و الگوهای معینی را از این تأثیرات، به ویژه در بعد سادگی دانش، وابستگی و قطعیت دانش- نقادی نشان میداد. این یافتهها در مطالعه برای الگوهای معرفتشناختی و انگیزش دانشآموزان تیزهوش تحلیلی در ایران نیز به تأیید رسیده است (رضویه، لطیفیان و سیف ، 1385 )
از دید هوفر و پینتریچ (2002) جهتگیری انگیزشی، از ویژگیهای ثابت شخصیتی نیست، بلکه میتواند تابعی از باورهای فرد در خصوص ماهیت دانش و نحوه دریافت آن در حوزهای خاص از معرفت باشد. بر همین اساس میتوان مدلهای انگیزشی – شناختی یادگیری را با توجه به باورهای معرفتشناختی تکمیل نمود. مطالعه رضویه، لطیفیان و سیف (1386) نشان داد که روابطی پیچیده بین باورهای معرفتشناختی دانشآموزان تیزهوش دبیرستانی با باورهای انگیزشی آنها درباره درس ریاضی برقرار است. افزون بر این مطالعه مذکور حاکی از آن بود که باورهای معرفتشناختی به طور مؤثری، مؤلفههای انگیزشی را پیشبینی میکنند.
با توجه به ارتباط عوامل شناختی، انگیزشی و عاطفی در رفتار آدمی، مدلهای متعددی به منظور تبیین عملکرد تحصیلی فراگیران در حوزههای متفاوت درسی شکل گرفته و به آزمایش گذاشتهاند. که ویژگی مشترک همگی آنها تأکید بر نقش فعال یادگیرنده در ایجاد ساختارشناختی خود توانایی بالقوه او در کنترل و نظارت یادگیری، هدفمندی در فرآیند یادگیری و فعالیت خود نظمدهی به عنوان میانجی ویژگیهای مربوط به زمینه شخصیت و پیشرفت فراگیر است. (ولترز ، پینتریچ و کارابنیک ،2003).
5-2-2-پیشبینی انگیزش پیشرفت توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده
با استفاده از روش آماری رگرسیون چندگانه قدرت پیشبینی انگیزش پیشرفت بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده مورد بررسی قرار گرفت و نتایج حاکی از آن بود که الگوی گفتوشنود پیشبینی کننده مثبت و معناداری برای انگیزش پیشرفت و الگوی همنوایی پیشبینی کننده معناداری برای انگیزش پیشرفت نمیباشد. در تفسیر این نتیجه میتوان گفت که با توجه به تحقیقات بسیار متنوعی که در حوزه خانواده و انگیزش پیشرفت انجام شده میتوان دریافت که تعاملات خانواده همیشه نقش بسیار مؤثری را در انگیزش پیشرفت داشته است.
در پژوهشی که توسط فونتن (1994)، کولمن (1993) و فاطمی (1990) انجام شد. آنها متغیرهای پذیرش فرزند، جو عاطفی خانواده ساختار زندگی خانواده، استقلال آموزی و انتظار موفقیت از فرزند را از مهمترین عوامل مؤثر در انگیزش پیشرفت تحصیلی میدانند. همچنین در نتیجه تحقیق دیانا بامریند (1988) نشان میدهد که یکی از ویژگیهای کودکان سبک مقتدرانه، رفتارهای هدفمند و پیشرفتگرا است.
در پژوهش ساخت خانواده یزدچی (1380) سه بخش سلسله مراتب قدرت، پرجمعیت و کم جمعیت در تعامل بین اعضاء خانواده مورد بررسی قرار گرفت و بین ساخت خانواده (تعامل بین اعضاء خانواده) و انگیزش پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری بدست آمد.
با استناد به نتایج فوق و پژوهش حاضر میتوان گفت در خانوادههایی که میزان
گفتوشنود بالا است دارای تعاملات زیادی با فرزندان خود هستند، به بچهها این امکان داده میشود که در بحثها و تصمیمگیریهای خانواده شرکت کنند. در نتیجه داشتن این موقعیت زمینهساز رشد و شکوفایی بیشتر فرزندان میگردد. چرا که فرزندان برای اینکه حرفی برای گفتن داشته باشند به دنبال مطالعه و پیگیری بیشتر میروند که این امر به نوبه خود باعث ایجاد انگیزش پیشرفت در آنان میگردد.
بنابراین با توجه به رسالت عظیمی که خانوادهها در این میان برعهده دارند، بهتر است که مشاوران تحصیلی مدارس با ایجاد جلسات و کارگاههای آموزشی، خانوادهها را نسبت به این امر مهم آگاه سازند، چرا که آرزوی هر خانوادهای داشتن فرزندان موفق و با انگیزه است. داشتن گفتوشنود بالا و تعمل در خانوادهها سببساز تأثیرات دیگری نظیر افزایش اعتمادبهنفس، خودکارآمدی، احساس پذیرفته شدن توسط دیگران و غیره در فرزندان میگردد. با اهمیتی که این بعد از ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده در رشد و تعالی فرزندان در تمامی سنین و در تمامی جنبهها دارد آموزشهای صحیح مربوط به هر سن میتواند برای خانوادهها بسیار راهگشا باشد.