دانلود پایان نامه
جدول شماره 5-32-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر سن و توانمندی زنان 94
جدول شماره 5-33-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر شکاف فناوری و توانمندی زنان 94
جدول شماره 5-34-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر شکاف سواد اطلاعاتی و توانمندی زنان 95
جدول شماره 5-35-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر شکاف دسترسی به اطلاعات و توانمندی زنان 96
جدول شماره 5-36-سازگاری درونی محورهای توانمندی زنان 98
جدول شماره 5-37-آزمون رگرسیون خطی چند متغیره برای تبیین متغیر توانمندی زنان 99
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل شماره 3-1-پذیرندگان نوآوری 37
شکل شماره 3-2-فرضیه شکاف آگاهی 40
شکل شماره 3-3-معیارهای تواناسازی لانگه 48
شکل شماره 3-4-مدل مفهومی پژوهش 53
شکل شماره 3-5-مدل تجربی پژوهش 54
فصل اول
کلیات
1-1-مقدمه
امروزه هم زمان با عصر اطلاعات، دانش و به طبع آن فناوری اطلاعات به عنوان مهم ترین عامل توسعه شناخته شده و سطح توسعه ی کشورها و جوامع با توجه به سطح دسترسی به این فناوری و میزان استفاده و بهره مندی از آن مشخص می شود. امروزه تأکید بر اهمیت فناوری اطلاعات بر توسعه ی آن تا آنجا پیش رفته که گفته می شود فناوری اطلاعات و توانایی در استفاده از آن و سازگاری با آن از عوامل مهم در ایجاد ثروت، قدرت و دانش است و یکی از معیارهای توسعه و پیشرفت اقتصادی و صنعتی محسوب می شود (نوری، 1385: 26). فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشتر ترکیبی از علم و تکنولوژی است. ظهور فناوری دیجیتال یکی از بارزترین پیشرفت های فناوری در نیم قرن اخیر به شمار می آید که نقش پیشرویی در رشد و توسعه ی اقتصادی در کشورهای صنعتی شده و آن هایی که به تازگی صنعتی شده اند ایفا کرده ( گریس و کیانگ، 2004؛ داتون،1999) و در زندگی کنونی بشر نقش بسزایی داشته است.
در این جا این سؤال قابل طرح است که آیا همگی افراد جامعه به میزان برابری به این فناوری ها دسترسی دارند؟ پاسخ منفی است. فاصله در دسترسی به فناوری های نوین (تلفن، کامپیوتر، دسترسی به اینترنت) و خدمات مرتبط با آن (متیک، 2006: 29) موجب عقب ماندن عده ای و تفاوت میان افراد در سطوح مختلف زندگی اعم از اقتصادی- سیاسی و اجتماعی می گردد که از آن به عنوان شکاف دیجیتالی یاد می شود. با شکل گیری مبحث جامعه اطلاعاتی و رشد سریع تکنولوژی ها به ویژه تکنولوژی های جدید اطلاعات و ارتباطات در سراسر جهان بخصوص در کشورها ی توسعه یافته و مطرح شدن بحث شکاف دیجیتال، توجه به راهبردهایی جهت دستیابی تمام افراد بشر به این فناوری ها لازم به نظر می رسد. همانطور که ذکر شد شکاف دیجیتالی نوعی نابرابری برخاسته از تحولات در عرصه ی اطلاعات و فناوری ارتباطات است. پدیده ایست که قبل از توسعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات وجود نداشت و از زمان انقلاب دیجیتال پدید آمد (عطاران، 5:1389). این نابرابری در چند سطح قابل بررسی است: می توان آن را در سطح جهان، میان کشورها، مناطق گوناگون و یا در درون یک جامعه میان اقشار مختلف بررسی کرد.
در این معنا، در سطح جهان در حالی که برخی از کشورها به طور گسترده در فناوری اطلاعات و ارتباطات سرمایه گذاری کرده اند، کشورهای دیگر هنوز از تکنولوژی ها عقب مانده اند، در سطح فردی کسانی که به لحاظ تکنولوژیکی، جامعه شناختی یا اقتصادی وضع نامناسبی دارند از دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات چشم پوشی می کنند و بین خود و دیگرانی که فناوری اطلاعات و ارتباطات را انتخاب می کنند و آن را بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره خود می دانند، شکاف ایجاد می کنند. درواقع، تغییرات قابل توجهی در دسترسی به فناوری در سراسر مناطق جغرافیایی وجود دارد (دوان و فردریچ، 2005: 4-3). تجربه ی جهانی نشان داده است که در آغاز پیدایش فناوری های دیجیتال، شکاف میان گروههای مذکور بسیار زیاد بود، ولی در کشورهای پیشرفته این شکاف دست کم در بعد دسترسی رو به کاهش است (عطاران، 5:1389). بنابراین شکاف دیجیتالی یک پدیده ی اجتماعی چند بعدی است که باعث نابرابری در سطح جهانی، ملی، و فردی می شود. بر این اساس نبود امکان دسترسی به امکانات دیجیتالی برای تعداد قابل توجه از جمعیت دنیا و عدم استفاده ی مناسب از مزایای آن، موجب پیدایش شکاف دیجیتالی در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، یا بین افراد جامعه با تحصیلات، درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، شغل، و استانداردهای مختلف زندگی و حتی بین زنان و مردان یک جامعه می شود (باستانی و میزبان، 1386: 46).
وعده ی فناوری اطلاعات و ارتباطات کمک به کاهش فقر می باشد که وابسته به قدرتی است که فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دسترسی مردان و زنان مستمند به اطلاعات و ارتباطات پیشرفته دارد (دانکامب و هیکز، 2005: 5). با این حال برخی معتقدند که این فناوری ها می توانند به نابرابری های موجود مبتنی بر جنسیت در زمینه ی فرصت ها و منابع تداوم بخشیده و اشکال جدیدی از نابرابری میان زنان و مردان را به وجود آورند (احمدنیا، 1384: 605) که از آن به عنوان شکاف دیجیتالی جنسیتی یاد می شود. درمتن شکاف دیجیتالی، شکاف جنسیتی به طور فزاینده ای مورد توجه است، به این معنی که اگر دسترسی و استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات پیوند مستقیمی با توسعه ی اقتصادی و اجتماعی دارد، پس باید این اطمینان حاصل شود که زنان در کشورهای در حال توسعه اهمیت فناوری های مذکور را درک کرده و آن را مورد استفاده قرار می دهند (صراف، 1385: 43).
جنبش جهانی زنان یکی از نمونه های جنبش های اجتماعی است که اثرات تعیین کننده و دامنه داری هم در جامعه و هم در دیدگاه های نظری جامعه شناختی داشته است، به گونه ای که نمود آن را می توان در تغییرات گسترده و اساسی دیدگاه ها، تعریف مجدد منابع و بازسازی روابط اجتماعی مشاهده کرد (لرستانی، 1382: 24). امیدهایی وجود دارد که جنبش جهانی زنان بتواند تا حد زیادی از پتانسیل و وعده های انقلابی ارتباط الکترونیکی، هم چنان که تمام دنیا از آن بهره مند می شوند، سود ببرند. همان طور که گیتلردر سال 1991 خاطر نشان کرده است، در سراسر دنیا زنان امروزه فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی را در جهت اهداف جنبش زنان به کار می گیرند. ارتباطات الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمایت برای ایشان را به روش هایی که قبلاً امکان پذیر نبود، تسهیل می کند. از این رو ارتباط الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمایت برای ایشان فراهم می گردد. گاه عنوان می شود که فن آوری های اطلاعات و ارتباطات می تواند آنچنان که در اعلامیه ی پکن و برنامه ی اقدام آن همانند سایر اسناد ملل متحد تشخیص داده شده است به عنوان ابزاری برای بهبود و شرایط برابری جنسیتی و افزایش توانمندی های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان به خدمت گرفته شود (احمدنیا، 1384: 604-605). در این جاست که مفهوم توانمندی زنان مطرح می شود.
1-2-بیان مسئله
فناوری اطلاعات و ارتباطات از یک سو، قابلیت ارتقای ترویج ارتباط جهانی، رفاه اقتصادی، توسعه ی اجتماعی، حکمرانی مناسب و دموکرات و در نتیجه ایجاد یک محیط مناسب برای کاهش فقر را دارد ( گریس و کیانگ، 2004و داتون،1999)، شواهد تاریخی نقش فراگیر فناوری که منجر به نوسازی سریع شده است را نشان می دهد، مانند توسعه ی صنعت چاپ و راه آهن . علاوه بر این کاستلز (1995)، بر اهمیت ایجاد جامعه ی شبکه ای تأکید می کند و از این موضوع به شدت دفاع می کند که توسعه بدون فناوری اطلاعات و ارتباطات درحال حاضر غیرقابل تصور است، چرا که وجود فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ارتقای بهره وری و بسیج منابع، ایجاد ظرفیت مدیریتی و توسعه ی نظام های سیاسی که لزوم دستیابی به اهداف توسعه می باشد، اساسی است (دانکامب، 2005: 8). اما از سوی دیگر، نگرانی های قابل توجهی در مورد اثر بخشی فناوری اطلاعات و ارتباطات به ویژه برای دستیابی به توزیع بهینه و عادلانه ی منابع مطرح شده است. علی رغم این بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات برای کشورهای توسعه یافته توسط بسیاری از آژانس ها تأیید شده و به صورت برنامه های توسعه ای به کار رفته است؛ در واقع کمبود نفوذ و اشاعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات (با توجه به مفهوم شکاف دیجیتالی) به خودی خود به عنوان یک مشکل در نظر گرفته می شود. از این رو بسیاری از شرکت های تجاری (مایکروسافت، اچ پی، سیستم های سیسکو) فناوری اطلاعات و ارتباطات را جهت پروژه های توسعه ای خود همراه با سیاست مداران ملی و محلی و سازمان های غیر دولتی به کار برده اند (دانکامب، 2005: 8).
نتیجه ی پیشرفت های ایجاد شده در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب ایجاد فاصله بین کشورها یا بخش های مختلف یک جامعه می شود. استفاده از اینترنت یک شاخص استاندارد برای بررسی زیرساخت ها و میزان استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات است (سعیدی، 1385: 29). آمارهای ارائه شده بر اساس توسعه یافتگی حاکی از آن است که در سال 2013، بیش از 7/2 میلیارد نفر در حال استفاده از اینترنت هستند که مطابق با 39% از جمعیت جهان است. در جهان درحال توسعه، 31% از جمعیت در مقایسه با 77% کشورهای توسعه یافته، آن لاین هستند. هم چنین آمارهای موجود بر اساس مناطق بیان می کنند که اروپا منطقه ای با بالاترین نرخ نفوذ اینترنت در جهان (75%) می باشد که پس از آن آمریکا (61%) قرار دارد. در آفریقا، 16% مردم از اینترنت استفاده می کنند که این مقدار نصف مقدار نفوذ اینترنت در آسیا و اقیانوسیه (32%) است (سایت اتحادیه ی بین المللی مخابرات،2013). همانطور که از آمارها بر می آید، در کشورهای در حال توسعه به استثنای حریم سکونتی افراد ثروتمند، دسترسی منازل به رایانه و اینترنت یک پدیده ی قابل توجه نیست (سعیدی، 1385: 39). در این کشورها به علت فقدان زیرساخت های ملی مخابرات و فقدان رونق اقتصادی، توسعه ی اینترنت بسیار گران تر و پر هزینه تر از کشورهای توسعه یافته است. همچنین با مشکلات اساسی تر همچون تغذیه، ارتباطات جاده ای، اشتغال، برق، جنگ و نظام های سیاسی بی ثبات نیز مواجه هستند، بودجه برای هزینه ی سنگین تجهیزات کامپیوتری وجود ندارد و این گونه امکانات به لحاظ اقتصادی صرفاً در اختیار طبقات بالا و مستقل قرار می گیرد(همان، 45). در کشورهای درحال توسعه، از جمله کشور ما ایران، به خاطر آنکه لایه ی فیزیکی را مخابرات در اختیار دارد، این فناوری در انحصار مراکز دولتی است و دولت متصدی خطوط ارتباطی داده ها نیز هست. از این رو عدم امکان رقابت ناشی از این جنبه، سبب افت شدید کیفیت خدمات اینترنتی می شود. زیرا مهم ترین دل مشغولی دولت، انطباق یا عدم تطابق محتوای ارائه شده توسط اینترنت با ارزش های اخلاقی، دینی و فرهنگی کشور است (سعیدی، 1385: 45). در ایران، درصد مشترکین تلفن ثابت 38%، مشترکین تلفن همراه 9/76%، خانوارهای دارای کامپیوتر 8/41%، خانوارهای با دسترسی به اینترنت 5/26%، استفاده ی فردی از اینترنت 26% می باشند (سایت اتحادیه ی بین المللی مخابرات،2013) .