دانلود پایان نامه

احزاب سیاسی به نقد عملکرد دولت و نمایندگان می‌پردازند و زمینه را برای بررسی عملکرد آنان فراهم می‌کنند(دوورژه،1371: 612).
نمایندگی را اغلب نخستین کارکرد یا وظیفه حزب‌ها می‌دانند که به توانایی و استعداد حزب‌ها برای پاسخگویی و بیان نظریات اعضا و رأی دهندگان مربوط می‌شود. به زبان نظریه سیستم‌ها حزب‌های سیاسی دستگاه‌های عمده «واردکننده اطلاعات‌اند» که اطمینان می‌دهند حکومت‌ به نیازها و خواسته‌های جامعه بزرگ‌تر توجه می‌کنند(هیوود، 1383: 363).
1-1-2- شکل دادن به افکار عمومی
احزاب سیاسی از طریق ارائه اطلاعات و شکل دادن به افکار عمومی در حفظ یا ایجاد وجدان سیاسی مشارکت می‌کنند. حزب نمی‌تواند به جلب آرا بپردازد مگر آنکه در افکار مردم رخنه کند و این کار نیز مستلزم ارائه موضوعات، دکترین‌ها، ایدئولوژی‌ها و به دنبال آن تبیین و توجیه این کالای سیاسی است.ایجاد ارتباط سیاسی بین افراد و آموزش آنها و ساخت بخشیدن به افکار عمومی، از بعد ملی مثبت‌ترین نقش احزاب به شمار می‌رود(نقیب‌زاده، 1381: 71).
1-1-3- گزینش نامزدها
احزاب با آموزش نیروهای سیاسی افراد را برای احراز سمت‌های حکومتی آماده می‌کنند.افرادی که عضو یک حزب یا گروه و جریان سیاسی بوده‌اند نسبت به افرادی که نبودند به مراتب از حساسیت سیاسی بیشتری برخوردارند و توان تجریه و تحلیل آنها از رویدادهای سیاسی افزون‌تر است.احزاب برای انجام امور خود و همچنین اداره اجتماعی کشور دست به تربیت یک هیات سیاسی کارآمد می‌زنند که بدون آنها آینده یک نظام سیاسی در ابهام خواهد بود(نقیب‌زاده، 1381: 71).
1-1-4- کارکردهای آموزشی
احزاب در بستر رشد خود کم کم به بازیگرانی فعال و چندکاره تبدیل شدند که موجب شد کارویژه‌هایی به مراتب فراتر از امور انتخابات را به خود اختصاص دهند.نقش احزاب سیاسی به لحظه‌های انتخابات محدود نمی‌شود رسالت احزاب همچنین عبارت است از آماده‌سازی رای دهندگان به اعمال مسئولیت آنها از طریق ارائه مفاهیم خاصی از مناسبات سیاسی.
علاوه بر این احزاب فقط رای دهندگان را مخاطب قرار نمی‌دهند بلکه کسانی را هدف قرار می‌دهند که هنوز به صف رای دهندگان نپیوسته‌اند؛ از جمله نوجوانان که بیشتر احزاب بزرگ برای جلب نظر آنها به ایجاد نهضت‌هایی دست می‌زنند تا اگر به صف مبارزان حزبی نمی‌پیوندند دست کم جز رای دهندگان آتی حزب باشند(نقیب‌زاده، 1381: 73).
1-1-5- تجمع منافع
هر گاه گروه‌های ذینفع عالی‌ترین و تنها شکل سازمان‌های سیاسی موجود در جوامع باشند، در آن صورت حکومت‌ها دستخوش نابسامانی و بی‌ثباتی زیادی خواهد شد. هر گروه ذینفع سعی دارد حکومت را در جهت منافع و اهداف خود سوق داده و مقامات حکومتی را تحت نفوذ خود درآورد.
در چنین حالتی ارزش‌ها،اهداف، یا ایدئولوژی‌های جامع و فراگیر چندانی وجود ندارد که بتوانند از حمایت عمومی و ملی برخوردار باشند. هر گروه تنها به فکر منافع خود خواهد بود. در حالیکه احزاب سیاسی از طریق گردآوردن یا تجمع منافع مستقل گروه‌های ذینفع در چارچوب سازمانی وسیع‌تر به کاهش یا تخفیف تضادهای گروه‌های ذینفع کمک می‌کنند(نوذری، 1381: 88).
حزب‌ها در فرایند تدوین هدف‌های جمعی به بیان و تجمیع منافع گوناگونی که در جامعه دیده می‌شود کمک می‌کنند. در واقع حزب‌ها اغلب وسیله‌ای‌اند ‌که گروه‌های بازرگانی، کارگری، دینی و مذهبی، قومی یا گروه‌های دیگر منافع مختلف را از طریق آنها مطرح می‌کنند و یا به دفاع از آنها می‌پردازند( هیوود، 1383: 363).
1-1-6- جامعه‌پذیری سیاسی
یکی از نقش‌ها و کارکردهای مهم احزاب سیاسی آموزش دادن به اعضا درباره نحوه مشارکت در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی است، تا از این طریق آنان را به سرنوشت جامعه خود علاقه‌مند ساخته و میزان جامعه‌پذیری سیاسی آنان را افزایش دهند.حزب‌ها به سبب بحث و گفتگوی داخلی و نیز مبارزات و رقابت‌های انتخاباتی، کارگزاران با اهمیت آموزش سیاسی و جامعه‌پذیری سیاسی‌اند(هیوود، 1383: 364).
احزاب می‏توانند کار ویژه جامعه‏پذیری سیاسی (Political Socialisation) را بر عهده داشته باشند.به عبارت دیگر احزاب بر ایستارهای اعضای خود و بقیه مردم در اموری مانند اداره اقتصاد، هویت‏یابی ملی و مشروعیت حکومت‏ تأثیر بسزایی دارند( اسمیت، 1378: 59).
جامعه‌پذیری افراد جامعه را برای زندگی اجتماعی آماده کرده، ضمن حفظ ثبات جامعه زمینه ایجاد تغییرات ضروری را نیز به وجود می‌آورد. جامعه پذیری سیاسی نیز کارکردهای مشابهی دارد. در درجه اول تربیت افراد جامعه در بستر ارزشهای سیاسی رایج، باعث می شود که افراد این ارزشها را فرا بگیرند. باید توجه شود که ارزشهای سیاسی رایج به تدریج به هر شخص القا می‌شود و شخص را قادر می‌سازد با نظام سیاسی رابطه برقرار کند، انتظار رفتارهای معینی از نظام سیاسی داشته باشد و آنچه از او انتظار می‌رود را فرا بگیرد
در درجه دوم جامعه پذیری سیاسی با ایجاد شرایط مناسب و آموزش اعضای جامعه، آنان را به اطاعت از قوانین و ایفای نقش کامل خود وا می‌دارد و با این کار به استمرار بقای نظام سیاسی کمک می‌کند. این امر در واقع به منزله ایجاد ثبات جامعه است. جامعه پذیری سیاسی همچنین کمک می‌کند که تحولات سیاسی به آرامی صورت بگیرد.
1-1-7- بسیج رأی دهندگان
یکی از بارزترین کارکردهای احزاب سیاسی تشویق مردم به رأی دادن است(نوذری، 1381: 90) احزاب می‏توانند مردم را بسیج نمایند تا در طرح‏های خودیاری در سطح محلی شرکت نمایند.بدین ترتیب در شرایطی که مشکلات زیادی از جمله کمیابی منابع‏ وجود دارد، مردم به یاری دولت می‏شتابند.البته هر نوع بسیج سیاسی چون مستلزم این است که‏ ارگانهای حزبی آموزه‌های حزب را میان توده‏ها گسترش دهند طبیعتا گونه‏ای جامعه‏پذیری‏ سیاسی نیز محسوب می‏شود (اسمیت، 1378: 59).
ب- نظریه‌هایی در مورد احزاب سیاسی
1- نظریه‌های مختلف در مورد کارکرد احزاب سیاسی
1-1- نظریه گابریل آلموند
آلموند و پاول در کتاب سیاست تطبیقی ابراز می‌دارد که احزاب سیاسی حتی در جوامع بسیار پیشرفته نیز کارکردهای متعدد و متنوعی را به انجام می‌رسانند که در آغاز پیدایش احزاب چنین تصوری در مورد آنها وجود نداشت. این کارکردها را می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد:
احزاب سیاسی از طریق نفوذ در ارگان‌های قدرت در اعمال کارکردهای حکومتی و در تدوین، کاربست و تطبیق قواعد مشارکت می‌کنند.
احزاب سیاسی در میان ساختارهای ارتباطاتی دیگر مناسبترین مجاری را برای اعمال کارکردهای ارتباطاتی تشکیل می‌دهند.
احزاب همچنین از طریق جامعه‌پذیری سیاسی و عضوگیری، در حفظ نظام سیاسی و سازگاری آن با محیط موثر واقع می‌شوند.
احزاب سیاسی به دو «روند تبدیل» بنیادی یعنی پیوند منافع و تجمیع منافع که یکی از کارکردهای سیاسی در نظام‌های جدید است؛ کمک بزرگی می‌کنند(نقیب‌زاده، 1381: 77).
1-2- نظریه پیتر مرکل
از نظر او احزاب دارای کارکردهای زیر هستند:
عضوگیری و گزینش افراد مناسب برای مناصب حکومتی، یا به عبارت دیگر تربیت نخبگان سیاسی.
تکوین برنامه‌ها و سیاست‌های حکومتی.
هماهنگی و نظارت بر ارگان‌ها و سازمان‌های حکومتی.
ادغام اجتماعی مجامع و جمعیت‌ها از طریق ارضا و آشتی تقاضاهای گروهی یا از طریق ایجاد یک نظام مشترک عقیدتی و ایدئولوژیک، به این معنا که یک گروه اجتماعی در یک مجموعه وسیع‌تر ادغام گردد.
ادغام اجتماعی افراد از طریق بسیج آنها و جامعه‌پذیری سیاسی، به این معنا که فرد در یک همبستگی منفعتی یا عقیدتی با یک گروه قرار گرفته و از طریق جذب در تشکل‌های اجتماعی هیات جمعی به خود بگیرد.
نقش ضد سازمانی یا خرابکارانه حزب، این نقش مخصوص احزابی است که در بدنه نظام نمی‌گنجند اما در تعامل با آن قرار دارند. این احزاب نقشی کارکردگرایانه دارند زیرا می‌توانند برای جلوگیری از یک انقلاب عمومی یا شورش نقش یک روزنه اطمینان را ایفا کنند(نقیب‌زاده، 1381: 79).

1-3- نظریه لاپالومبار و واینر

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

لاپالومبار و واینر در تعریف خود از احزاب سیاسی چهار شرط را برای احزاب ضروری می‌دانند. اول اینکه حزب مستلزم وجود سازمان و تشکیلات پایداری است که حیات سیاسی آن از میان بنیانگذاران آن فراتر باشد؛ بدین معنا که با خارج شدن رهبران آن از صحنه سیاست، حزب همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. دوم آنکه تشکیلات حزبی دارای سازمانی مستقر در محل همراه با زیر مجموعه‌هایی باشد که در سطح ملی فعالیت داشته و با یکدیگر روابط منظم و متقابلی داشته باشند.
سوم آنکه اراده رهبران ملی و محلی سازمان بر کسب قدرت استوار باشد و نه بر اعمال نفوذ. بدین لحاظ اعمال نفوذ بر روی حکومت به تنهایی برای تحقق یافتن احزاب سیاسی کافی نیست.چهارم آنکه حزب باید در پی کسب حمایت عمومی به ویژه از طریق انتخابات باشد(نقیب‌زاده، 1381: 16).
پ- تحزب در ایران و علل ناکارآمدی آن
حزب به مفهوم مدرن آن از محصولات انقلاب مشروطه است که ابزاری در دست مردم برای جلوگیری از استبداد داخلی و استعمار خارجی است.اساساً ساختار سیاسی ایران در دوران پیش از مشروطه مفهومی به نام حزب را بر نمی‌تابید، از این رو که حزب محصول نظام سیاسی مدرنی است که در آن حاکمان بر اساس رقابت‌های سیاسی انتخاب می‌شوند و احزاب مخالف وظیفه نظارت بر رقبای خود در حکومت را بر عهده دارند و بدین گونه باعث توازن قدرت می‌شوند.
تا پیش از شکل‌گیری احزاب در ایران دیگر محصولات مدرنیته مثل مطبوعات و انجمن‌های فراماسونری عهده دار برخی وظایف احزاب بودند. جامعه ایران که از اواسط دوره ناصری وارد مرحله نوینی گردیده بود، در بطن خود چندین جمعیت سیاسی-اقتصادی و سری را بوجود آورد.
این جمعیت‌ها در تعیین و گسترش تفکر جدید در ایران نقش داشتند. جمعیت‌هایی مانند فراموشخانه، مجمع آدمیت، انجمن مخفی، انجمن ملی، مرکز غیبی تبریز، فرقه اجتماعیون عامیون، به عنوان یکی از پایه‌های فکری انقلاب مشروطیت بشمار می‌رود، اما در این میان به علت تعدد انجمن‌ها و گروه‌ها چیزی جز حرج و مرج نصیب کشور نشد.
در عین حال این تجربه گرانبهایی بود که نیاز به تشکیل احزاب سیاسی را در ایران تقویت کرد. پس از انقلاب مشروطه بود که چنین فضایی در ایران معنی پیدا کرد، واژه رعیت به ملت تغییر یافت و هویت خویش را با انتخاب و فرستادن نمایندگان به مجلس(خانه ملت) متجلی ساخت. برای تحقق این تغییرات بنیادی، احساس می شد انسجام و مشارکت مردم در قالب احزاب می تواند آنان را در سرنوشت خویش سهیم سازد.
عمده ترین دلایلی که موجب گردید از مجلس دوم احزاب سیاسی با شکل و برنامه‌ای شبیه احزاب اروپایی ظهور نمایند، عبارتند از:
۱- بازگشت خارج رفته هایی مانند تقی زاده، معاضد السلطنه، دهخدا و دیگران. آنان با مشاهده سیستمهای حزبی اروپا به این نکته مهم پی بردند که برای محافظت از آزادی، انقلاب، مجلس و مشروطیت باید تشکیلات سیاسی داشته باشند(تبریزنیا، 1377: 106).
۲- تجربه تلخ از تعدد انجمن‌های فراوان که نتوانسته بودند در برابر کودتای محمد علیشاه کاری از پیش ببرند ( تبریزنیا، 1377: 106).

۳- تأثیر افکار انقلابیون حرفه‌ای نظیر حیدر خان عمواوغلی، که به تبع از تبلیغات سوسیال دموکراتهای قفقاز و الهام از تجربه‌های سیاسی آن‌ها تشکیل حزب را از ضروریات مبارزه سیاسی میدانست(تبریزنیا، 1377: 106) به همین دلیل پس از مجلس دوم مشروطه نخستین احزاب ایرانی به نامهای حزب دموکرات (اجتماعیون عامیون) و اعتدالیون شکل گرفتند.
اما با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن رضا خان همانقدر که نهاد پارلمان در ایران کم اثر شد، احزاب و مطبوعات نیز رونق و اثر گذاری خود را از دست دادند. از دوره ششم مجلس به بعد دیگر نشانی از فعالیت سیاسی احزاب و موافقین و مخالفین به مفهوم واقعی حزبی نه در مجلس و نه در خارج از آن دیده نمی‌شود. جراید مستقل و ملی و آزادیخواهان همگی تعطیل شدند.
بدین ترتیب تجربه‌های بیست ساله مشارکت سیاسی و فعالیت‌های پارلمانی و غیر پارلمانی در قالب احزاب سیاسی پس از مشروطیت به بن‌بست رسید. سرانجام پرونده آن‌ها به همراه دموکراسی و آزادی و مشروطه خواهی به مدت پانزده سال توسط رضا خان بسته شد. سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ آغاز دوباره دوره شکوفایی احزاب و مطبوعات در قالب انواع گرایش‌های دینی و سیاسی بود.
احزاب که مجدداً قدرت یافته و در همه ارکان جامعه رسوخ کرده بودند موجب ترس محمد رضا شاه شدند. او پس ازمشاهده قدرت احزاب و در خطر دیدن حکومت خود، دستور انحلال احزاب را صادر نمود و آنرا غیر قانونی خواند و با تشکیل احزاب حکومتی، سعی در انحراف افکار عمومی و جذب مردم در این احزاب فرمایشی کرد.
همان‌گونه که کودتای رضا شاه پایانی بر فضای باز سیاسی پس از مشروطه بود، کودتای فرزندش در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ نیز پایانی بر فضای باز سیاسی دهه بیست شمسی شد. با همه این‌ها حکومت ناچار بود فعالیت‌های جسته گریخته برخی احزاب و شبه حزب‌ها را تحمل کند اگر چه پایانی دشوار برای فعالیت همه این احزاب رقم می‌خورد.
1- ادوار تحزب در ایران
نظریه پردازان تحزب را در دوره‌های مختلف تاریخی بررسی کردند و دیدگاه‌های متفاوتی در مورد ادوار شکوفایی تحزب در ایران وجود دارد. در اینجا تحزب در دوسته کلی مشروطه و پهلوی اول و دوم مورد بررسی قرار می‌گیرد. دو دیدگاه در مورد ادوار تحزب در ایران بیان شده است. دیدگاه اول: دوره‌های کوتاهی را که در آن بستر مناسبی برای رشد احزاب فراهم می‌شود می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد: 1ــ دورۀ مشروطیت، 2ــ دهۀ 1320 تا کودتای 28 مرداد 1332، و 3ــ دورۀ انقلاب اسلامی ) لؤلویی، 1378: 104).
دیدگاه دوم: بر اساس مراحل چهارگانۀ مشروطیت (مرحلۀ نخست: 1304ــ 1285؛ مرحلۀ دوم: 1320-1304؛ مرحلۀ سوم: 1332 ــ 1320؛ مرحلۀ چهارم: 1357 ــ 1332)، ادوار تحزب در ایران نیز به چهار دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: دورۀ نخست تحزب یا ابتدای دورۀ مشروطه تا استقرار حاکمیت رضا پهلوی، دورۀ دوم یا سال‌های 1320 تا 1332، دورۀ سوم یا سال‌های 1339 تا 1342 و دورۀ چهارم سال‌های 1357 تا …»( نقیب‌زاده،1378: 6).
با توجه به اینکه این تحقیق دوره زمانی انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی را در بر می‌گیرد احزاب در در دو دسته کلی مشروطه و پهلوی اول و پهلوی دوم مورد بررسی قرار می‌گیرند.
1-1- تحزب در دوره مشروطه و پهلوی اول
تحزب تابع مشروطه‌گی و رهاوردی از تجربۀ جوامع غربی بود که همراه ملزومات مشروطه، مانند دموکراسی، آزادی، مساوات، قانون، مجلس و تفکیک قوا، و بدون توجه به شرایط پیدایی و امکان کارآمدی آن وارد فرهنگ سیاسی آن عصر گردید و در مجلس، به‌ویژه مجلس دوم، بیشتر خود را نمایان ساخت؛ بنابراین پیش‌ازآنکه مشروطه کاملاً مستحکم و مجلس مسلط بر اوضاع شود، این نهضت دستخوش رقابت‌های حزبی شد؛ (اتحادیه، 1361: 109) در نتیجه،