منابع مقاله درباره راهبردهای شناختی

برای تعیین اثربخشی است.
مدل 2-2-4-2- چرخهی یادگیری خودتنظیمی زیمرمن
نظارت بر پیامد و اصلاح راهبردها
راهبردهای اجراء و نظارت
تنظیم اهداف و برنامه ریزی
خودارزیابی و نظارت
نظارت بر پیامد و اصلاح راهبردها
راهبردهای اجراء و نظارت
تنظیم اهداف و برنامه ریزی
خودارزیابی و نظارت

زیمرمن یادگیری خودتنظیمی را دارای پنج مهارت اساسی و اولیه میداند که عبارت است از:
1- مدریرت و برنامه ریزی زمان، 2- یادداشتبرداری در کلاس

3- پیشبینی و آمادگی برای آزمون، 4- نوشتن، 5- درک و خلاصه برداری از متن
جدول 2-2 مهارتهای اساسی و اولیه یادگیری خودتنظیمی (زیمرمن)
مدیریت و برنامه ریزی زمان
تنظیم وقت مشتمل است بر تخصیص موثر زمان برای تسهیل انجام تکلیف و مسئولیتهای روزمره (بیابانگرد، 1385)
یادداشتبرداری در کلاس
مهارت یادداشتبرداری روشی است که به دانشآموزان اجازه میدهد که نکات کلیدی موضوع را برای مطالعه بعدی ثبت کنند و نیازمند آن است که دانشآموزان اطلاعات را طبقهبندی و ترکیب کنند به گونهای که هم سازماندهی و هم هدف مطلب معرفی شده را منعکس کنند. (بیابانگرد، 1385)
پیشبینی و آمادگی برای آزمون
که شامل سه مرحله: 1- مرور هفتگی به طور منظم و در ساعاتی مشخص، 2- مرور کردن قبل از امتحان به صورت مشخص، 3- مرور کردن بعد از آزمون (زیمرمن، 1995)
نوشتن
نوشتن ابزاری برای انتقال پیام، افکار، اندیشه ها و مقاصد انسانی است. و یکی از عمدهترین مهارتها و ابزار در روابط انسانی به شمار میآید (امیرحسینی و مخاطب، 1385)
درک و خلاصه برداری از متن
خلاصه کردن عبارت است از نوشتن عبارتهای کوتاه که نمایانگر مفاهیم اصلی اطلاعات مورد مطالعه هستند. (اسلاوین، 1385)
2-2-4-3- مدل وین و هدوین (1998)
مدل چهار مرحلهی یادگیری خودتنظیمی را وین و هدوین (1998) ارائه کردهاند. آنها یادگیری خودتنظیمی را به عنوان یک رویداد توصیف میکنند. یادگیری خودتنظیمی به عنوان یک قسمت جدانشدنی یادگیری است. آنها فراشناخت را به عنوان راهنمای رفتار که دانشآموزان را قادر به انطباقپذیری میسازد تعریف میکنند. چهار مرحلهی پیشنهادی وین و هدوین عبارت است از:
1- تعریف ماهیت تکلیف، 2- انتخاب هدف و برنامه ریزی، 3- اجرا کردن تاکتیکها، 4- اتخاذ شیوه های فراشناختی. (فتاحی 1389).
در اولین مرحله تکلیف تعریف میشود. و به وسیله اطلاعاتی که یک دانشآموز درباره یک تکلیف به دست میآورد مشخص میشود. این مرحله میتواند به دو مولفهی فرض شده تقسیم شود.
الف) شرایط شناختی که از یادگیری خود تنظیمی حمایت میکند.
ب) شرایط تکلیف به عوامل بیرونی از قبیل در دسترس بودن منابعی که بر توانایی یادگیرندگان جهت انجام موفقیتآمیز تکلیف اشاره دارد. مطابق با این مدل هم شرایط شناختی و هم شرایط تکلیف به صورت مشترک بر توانایی یادگیرنده، جهت ارزشیابی تکلیف و تدوین نتایج مورد انتظار تاثیر میگذارد.
در دومین مرحله، تعیین اهداف و برنامه ریزی توسعه مییابد. در این مرحله یادگیرندگان ممکن است اهداف چندگانهای با معیار وملاکهای مختلف برای عملکرد داشته باشند. یادگیرندگان این ملاک و معیارها را بر مبنای دانشی که درباره حوزه تکلیف دارند، تعیین میکنند و تکالیفشان را انجام میدهند و نحوه نظارت بر عملکردشان را ارزیابی میکنند.
در سومین مرحله، وضع کردن فنون و راهبردهای برنامه ریزی برای مرحله قبلی است که شامل راهبردهای جستجوی اطلاعات از قبیل مشخص کردن اطلاعات مهم و خلاصه کردن راهبردهای مددجویی از قبیل کار در گروه ها با درخواست کمک از همسالان یا معلمان است. هدف، اجرا نمودن راهبردها و تولید دست آوردهای شناختی از قبیل سازماندهی اطلاعات در حافظه با نوشتن گزارش است.
در چهارمین مرحله، بر استفاده از دانش فراشناختی به ویژه نظارت کردن بر ارزیابی از عملکرد تاکید دارد. (فتاحی 1389).
2-2-4-4- مدل بوکارتز:
بوکارتز طی سالهای، 1992، تا 1996، الگوی سازگاری با یادگیری را برای کلاس درس طراحی کرد. در این الگو، نقش اصلی در فرایند یادگیری خود تنظیمی به ارزیابی داده شده است. این ارزیابی تحت تاثیر سه نوع اطلاعات قرار دارد:
1- ادراک فرد از موقعیت یادگیری، 2- دانش فراشناختی وابسته به قلمرو خاص، 3- نظام خود (نقل درکدیور، 1386).
بوکارتز در آخرین مقاله خود (1999)، الگوی سه لایهای را برای یادگیری خودتنظیمی ارائه کرد. در این الگو بیرونیترین لایه به خودتنظیمی اختصاص دارد، لایه میانی، نشان دهندهی تنظیم فرایند یادگیری با بهره گرفتن از دانش و مهارتهای فراشناختی برای تنظیم یادگیری خود است و لایه درونی، شامل تنظیم شیوه های پردازش اطلاعات و انتخاب راهبردهای شناختی است (همان منبع).
جدول 2-3 الگوی سه لایه یادگیری خودتنظیمی بوکارتز، 1999 (نقل درکدیور، 1386)
تنظیم خود انتخاب اهداف و منابع ییادیادیادیاد یاد
تنظیم فرایندهای یادگیری
کاربرددانش و مهارتهای فراشناختی برای تنظیم یادگیری
تنظیم شیوه های پردازش راهبرهای شناختی انتخاب
یادگیری خودتنظیمی
تنظیم خود انتخاب اهداف و منابع ییادیادیادیاد یاد
تنظیم فرایندهای یادگیری
کاربرددانش و مهارتهای فراشناختی برای تنظیم یادگیری
تنظیم شیوه های پردازش راهبرهای شناختی انتخاب
یادگیری خودتنظیمی

2-2-4-5- مقایسه مدلها
این مدلها براساس سه فاکتور قابل مقایسه هستند:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1- نظریههای زیربنایی صاحبنظران، 2- تعاریف یادگیری خودتنظیمی، 3- اجزای تشکیل دهندهی مدلها
نقطه نظر زیربنایی مدل زیمرمن اشاره به نظریه شناختی – اجتماعی بندورا (1986) دارد و بر پایه های اجتماعی رفتار و افکار تاکید دارد. مدل پینتریج هم چنین از بسیاری ازرویکردهای شناختی – اجتماعی منتج شده است. در حالی که بوکارتز عمدتاً از نظریهی کنترل عمل کوهل (1985) و نظریه استرس عمل لازاروس و فولکمن، (1984) تاثیر پذیرفته است. مدل وین و هروین، پس زمینه های نظری ناهمگن داشته است و از کارهای بندورا و زیمرمن، کارور و شیر (1990)، کوهل (1994) و پاریس و بیرنس(1989) تاثیر پذیرفته است. (فتاحی، 1389).
تعاریف یادگیری خودتنظیمی از یک تعریف جهتگیری هدف ویک تعریف عمیق فراشناختی پدید آمدهاند. بوکارتز، پینتریج و زیمرمن، یادگیری خودتنظیمی را به عنوان فرایند جهتگیری هدف تعریف کردهاند. آنها بر ساختار ماهیت خود تولیدی و یادگیری خودتنظیمی تاکید دارند.
و بر نظارت، تنظیم کردن و کنترل یادگیری خود که شامل فراشناخت، انگیزه؛ هیجانات و عوامل اجتماعی است، توافق دارند. وین و هدوین از طرفی یادگیری خودتنظیمی را به عنوان راهنمای فراشناختی و استفاده از تاکتیکها و راهبردهای شناختی برای ارزیابی تکالیف تعریف میکنند.
درمجموع بین تعاریف، زمانی که به طور عمیقتر بررسی میشوند تفاوت زیادی وجود ندارد. و گمان میرود که بین بخشهای از مفاهیم ارتباط عمیقتری وجود دارد تا خود مفاهیم که از مدلی به مدل دیگر متفاوت تعریف میشوند.
همه صاحبنظران، خود تنظیمی را به عنوان فرایندی که شامل یک مرحله اولیه و مقدماتی است تعریف میکنند که این مراحل مقدماتی از طریق مراحل انجام تکلیف یا عملکرد واقعی به سمت مراحل ارزیابی پیش میرود.
جدول (2-4) مراحل یادگیری خودتنظیمی را در الگوها نشان میدهد.
1- مرحلهی مقدماتی که شامل تجزیه و تحلیل تکلیف، برنامه ریزی و فعالیتهای تعیین اهداف است که براساس خوددانشی، باورهای انگیزشی و دانش فراشناختی درباره خود، تکالیف و آماده سازی خود برای موقعیتهای بعدی است.
2- مرحله عملکرد: که شامل استفاده از راهبردها، فعالیتهای نظارتی مانند نظارت بر درک مطلب و تخصیص منابع است.
3- در آخرین مرحله از خودتنظیمی مرحله ارزیابی از جمله ارزیابی نتایج است. باز خورد عملکرد برای اشخاص اطلاعاتی را درباره کارآمدی فعالیتهایشان فراهم میآورد. هم چنین مبنایی برای اسنادهایشان، مقایسه کردنهایشان و سازگاریشان با تکالیف فراهم میآورد.
بنابراین همه صاحبنظران معتقدند که مرحله ارزیابی بر مرحله بعدی تاثیر میگذارد.
فرایند یادگیری خودتنظیمی
صاحبنظران
مرحله مقدماتی
مرحله عملکرد
مرحله ارزیابی
بوکارتز
ارزیابی اولیه و ثانویه، تعیین اهداف، شناسایی تفسر
تلاش برای هدف
بازخورد عملکرد
پینتریج
دوراندیشی، برنامه ریزی، برانگیختگی
نظارت و کنترل
واکنش و بازخورد
وین وهدوین
تعریف تکلیف، انتخاب اهداف برنامه ریزی
کاربرد راهبردها
سازگار فراشناختی
زیمرمن
دوراندیشی (تجزیه و تحلیل تکلیف، خودانگیزشی)
عملکرد(خودکنترلی، خود مشاهدهگری)
خود بازخوردی، (خودقضاوتی، خود انعکاسی)
جدول 2-4 مقایسه چهار مدل براساس سه مرحله یادگیری خودتنظیمی
جدول (2-5) خلاصهای از نتایج مقایسه دو به دو مدلها براساس سه معیار ارائه میدهند.
نتایج نشان میدهد که مدلهای پنتریج و زیمرمن بیش از سایر مدلها شبیه به هم هستند و براساس رویکرد شناختی – اجتماعی هر دو مدل خود تنظیمی را به عنوان فرایند جهتگیری اهداف و گذر از یک مرحله دوراندیشی، در طول خود نظارتی و خودکنترلی و خود انعکاسی تعریف میکنند.
هر دو جهتگیری انگیزشی دانشآموزان در رابطه با بهره گرفتن از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی را مورد مطالعه قرار دادهاند.
مدلهای بوکارتز، پینتریج و وین و هدوین اگر چه شبیه به هم نیستند، کاملاً هم متفاوت نیستند عناصر پایدار در مدلهای بوکارتز و پینتریج این است که آنها بر روی نقش فاکتورهای انگیزشی و فرایند اهداف در یادگیری خودتنظیمی کار کردهاند.
نتایج نشان میدهد که یکی از دلایل اصلی تفاوت در مدلها، نظریههای زیر بنای مدلها است.
جدول 2-5 مقایسه دو به دو چهار مدل براساس سه معیار
ملاک
نویسندگان
پس زمینه
تعاریف
اجزاء ترکیب کننده
بوکارتز وپینتریج
خیلی متفاوت
خیلی مشابه
نسبتاً متفاوت
بوکارتز و وین
نسبتاً متفاوت
خیلی متفاوت
نسبتاً متفاوت
بوکارتز وزیمرمن
خیلی متفاوت
خیلی مشابه
نسبتاً متفاوت
پینتریج و وین
نسبتاً متفاوت
خیلی متفاوت
نسبتاً متفاوت
پینتریج و زیمرمن
خیلی مشابه
خیلی مشابه
نسبتاً مشابه
وین و زیمرمن
نسبتاً متفاوت
خیلی متفاوت
نسبتاً متفاوت

به طور کلی یادگیری خودتنظیمی عبارت است از: فرایندی سازنده و فعال که به موجب آن یادگیرندگان اهدافی را برای یادگیری خود تعیین میکنند. برای رسیدن به این اهداف سعی و تلاش و نظارت میکنند، رفتار، شناخت و انگیزش خود را تنظیم و کنترل میکنند و به وسیله این اهداف و ویژگیهای مبتنی بر محیط راهنمایی و هدایت میشوند.
بر طبق این تعریف کلی، پژوهشهای انجام شده در مدلهای یادگیری خودتنظیمی: چهارمحور کلی را که یادگیرندگان میتوانند خود تنظیم شوند تعیین کردهاند. که عبارت است از:
شناخت، انگیزش، رفتار محیط.
حوزه شناختی شامل راهبردهای شناختی مختلفی است که به یادگیرندگان برای به خاطر آوردن، فهمیدن، استدلال کردن و حل مسائل کمک میکنند. بخش عمدهای از این بعد متمرکز بر راهبردهای یادگیری است که یادگیرندگان در زمینه های علمی، درک مطلب، سخنرانی، یادداشت برداری، حل مسائل، ریاضی و نوشتن مقالات استفاده میکنند. علاوه بر این، تحقیقاتی که بر راهبردهای فراشناختی متمرکز شدهاند شامل راهبردهای برنامه ریزی، نظارت وکنترل بر شناخت خود است.
در حال حاضر در بسیاری از جهات فراشناخت به عنوان بخشی از سازه کلیتر از یادگیری خودتنظیمی دیده میشود. به طور کلی یادگیرندگان خودتنظیمی خوب، کسانی هستند که از راهبردهای مختلف برای کنترل شناختشان و هم چنین برای رسیدن به اهدفشان استفاده میکنند (شانگ، زیمرمن، 2008).
حوزه انگیزشی و عاطفی شامل راهبردهای مختلفی است که افراد میتوانند برای کنترل و تنظیم انگیزششان و احساساتشان استفاده کنند و همچنین شامل راهبردهای برای تقویت اعتماد به نفس و خودکارآمدی مانند خود صحبتی مثبت (من مطمئن هستم میتوانم این کار را انجام دهم) و راهبردهایی برای کنترل علایقشان است. راهبردهایی دیگر هستند که برای کنترل احساسات منفی مانند اضطراب امتحان که با یادگیری تداخل ایجاد میکنند به کار گرفته میشوند.
در برخی از تحقیقات به این راهبردهای کنترل، انگیزش و عاطفه راهبردهای کنترل اراده میگویند. اما همچنین آنها به عنوان بخشی از سازه یادگیری و خودتنظیمی در نظر گرفته میشوند. مانند شناخت، یادگیرندگان خودتنظیمی خوب کسانی هستند که برای کنترل انگیزش و احساساتشان و دستیابی آسان به اهداف خود تلاش میکند (شانگ، زیمرمن، 2008).
حوزه سوم نه تنها شامل شناخت درونی و باورهای انگیزشی و احساسات است بلکه شامل تلاش واقعی برای کنترل رفتار آشکار است که میتواند شامل افزایش یا کاهش تلاش در تکالیف و هم چنین ادامه یا دست کشیدن از تکالیف باشد.
جستجوی رفتار، بخش مهم دیگر از رفتارهای خودتنظیمی است. خودتنظیم‌گران خوب کسانی هستند. که سطوح تلاششان را برای انجام تکالیف و اهدافشان تنظیم میکنند آنها زمان انجام وظایف و به پایان رساندن و هم چنین طلب کمک کردن را میدانند. (همان منبع).
سرانجام یادگیرندگان خودتنظیم میتوانند محیط خود را کنترل کنند. البته آنها نمیخواهند کنترل کاملی بر بافت کلاس و تکالیف تحصیلی داشته باشند. زیرا آنها بر طبق شناخت، انگیزش و رفتار خود عمل میکنند و برخی از جنبههای محیط را میتوانند کنترل کنند. برای مثال یادگیرندگان خودتنظیم خوب سعی میکنند که حواسپرتیها را با سوال پرسیدن از دیگران یا به وسیله تغییر دادن مکان خود کنترل کنند. هم چنین خودتنظیم گران خوب سعی میکنند قلمرو تکالیف خود و هنجارهای کلاسی را بشناسند و یادگیری خود را به طور شایسته و مطابق با نیازها تنظیم کنند (فتاحی، 1389).
2-2-5- راهبردهای یادگیری خودتنظیمی:
منظور از راهبرد (استراتژی) یک برنامه یا نقشه کلی است که از مجموعهی عملیات تشکیل مییابد و برای رسیدن به یک هدف معین طراحی و اجرا میشود (سیف، 1387).
یکی از جنبههای مهم در یادگیری دانشآموزان و عملکرد تحصیلی آنها در محیط کلاس خود نظم دهی شناختی و رفتاری است. (کورئو و مندینانچ، 1983؛ کورنو و راهرکمپر1985؛جعفری،

]]>