دانلود پایان نامه

ویژگی‌هایی دارند که آنها را از دانشآموزانی که این مهارت را ندارند متمایز میکنند. این ویژگیها عبارتند از: 1) چگونگی استفاده از راهبردهای شناختی، 2) کنترل و تلاش برای برنامه ریزی زمان، 3) چگونگی برنامه ریزی و کنترل فرایندهای ذهن برای دستیابی به اهداف شخصی، 4) چگونگی خلق، ساختن محیط یادگیری مناسب، 5) تلاش و کوشش کافی برای شرکت در کنترل و تنظیم تکالیف تحصیلی و جو کلاس، (مونتالو و گارمان، 2004؛ فتاحی، 1389).

برای آموزش خودتنظیمی مدلهای مختلفی وجود دارد. در این مدلها بر نقش فعال یادگیرنده در فرایندهای یادگیری تاکید میشود. هدف هر یک از مدلهای خودتنظیمی، تبیین روند شکلگیری و گسترش ظرفیتهای خودنظمبخشی و مهارتهای استقلال، خودتنظیمی و در زمینههایی است که میتواند موفقیتهای تحصیلی و فردی را متأثر سازد. (زیبازاده، 1386).
در بررسی عوامل انگیزشی و شناختی موثر بر یادگیری میتوان به مدل انگیزشی، انتظار- ارزش الکس(1984) و پینتریج (1989) نیز اشاره کرد. در این مدل به باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و ارتباط آنها با عملکرد تحصیلی دانشآموزان توجه شده است.
به طور کلی نظریههای انگیزش پذیرفتهاند که انگیزش تحصیلی به طور مثبت عملکرد دانشآموزان را تحت تاثیر قرار میدهد (ریان و دسی، 2000)
بین انگیزش دانشآموزان و استفاده آنها از راهبردهای یادگیری رابطه وجود دارد (برگر، کارابینگ ،2010 ؛ فتاحی، 1389). از آنجا که بیشتر پژوهشهای پیشین در قالب پژوهشهای همبستگی بین خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی (مرد علی و کوشکی، 1378؛ سبحانینژاد و عابدی ، 1385؛ صمدی، 1387؛ هکیلا و لونکا، 2006؛ نوتا و سوریس و زیمرمن، 2004) و خودتنظیمی و انگیزش پیشرفت (جباری، خداپناهی و حیدری، 1382؛ موسوینژاد، 1376؛ شانگ، 1991؛ پینتریج و دیگروت ، 1990) بوده است همچنین نتایج تحقیقات در زمینه های باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خود نظم داده شده
(پینتریج و دی گروت، 1990؛ بکارتز، پنتریج و زیدنز، 2000؛ کارون و شیر، 1998؛ زیمرمن، 1995) نشان میدهد که میتوان این قابلیتها را در قالب مهارتهای قابل آموزش به دانشآموزان عادی نیز ارائه کرد. مربیان باید به این امر آگاه باشند که فراگیران، مسئولیت بیشتری در قبال یادگیریهای خود پیدا کنند و با اخذ شیوه های تربیتی صحیح یادگیرندگان را به صورت فعالانه در تشخیص و بازسازی تجاربشان مشارکت دهند و آنها را افرادی توانمند و مستقل بار آورند که بتوانند اهداف و برنامههای آیندهشان را خود تعیین کنند و در هنگام مواجهه با مشکلات به طور مستقلانه و خود تنظیم با برنامه ریزی و تلاش مصرانه از عهدهی آنها برآیند و از فعالیتها و عملکردهای خود ارزیابی کنند و در صورت لزوم به اصلاح و تجدیدنظر بپردازند.(سلیمانی، 1384).
لذا با توجه به اهمیت نقش خودتنظیمی و باورهای انگیزشی در پیشرفت تحصیلی، در این پژوهش سعی بر آن شد تا رابطه این دو عامل (خودتنظیمی و باورهای انگیزشی) را با پیشرفت تحصیلی بررسی شود.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از ضرورتهای نظام آموزشی موفقیت در ادامه و گسترش مهارتهای لازم تحصیلی در دانشآموزان است بدون شک شناخت عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی از اساسیترین اهداف هر نظام آموزشی میباشد. با توجه به این‌که نظام آموزش و پرورش هر کشور یکی از نظامهای مهم و موثر در جهان امروز و آینده است جهت حصول بهترین نتایج در رفع موانع و کمبودها در سراسر فرایندهای آموزش و پرورش و استفاده بهینه از درون دادها همیشه مورد ارزیابی قرار میگیرد (اعظمی رضائی نسب 1389).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پیشرفت تحصیلی میتواند یکی از مهمترین و عینیترین معیارها برای بررسی و ارزیابی کارآیی و اثربخشی نظامهای آموزشی و پرورشی باشد ( همان منبع).
در دهه های گذشته تفاوتهای فردی عامل اصلی در تفاوت سطح تحصیلی بین دانشآموزان پنداشته میشد، از این رو آزمونهای هوش و استعداد گسترش یافت اما در سالهای اخیر به ویژه با مطرح شدن دیدگاه های شناختی و خبرپردازی، نظرات جدیدی در مورد مشکلات و نارساییهای یادگیری دانشآموزان ارائه گردیده که تا حدودی مبین اهمیت فراگیری و نحوه کاربرد راهبردهای یادگیری است. (مصطفایی، 1387).
به عقیده بلوم(1982) راه ایجاد انگیزش به وجود آوردن شرایط موفقیت است، زمانی که دانشآموزان مهارتها و راهبردهای یادگیری را کسب میکنند، میفهمند که کنترل یادگیری و کسب موفقیت به مقدار زیادی در دست خودشان است و میتوانند با به کار بردن آن به موفقیت دست یابند و خود را به عنوان یادگیرندگان خود کارآمد تلقی کنند (عبدخدایی، 1387).
مهمترین و اصلیترین نشانه موفقیت، سیستم تعلیم و تربیت در وصول به مقصود (اهداف)، پیشرفت تحصیلی دانشآموزان است، کودک با پیشرفت تحصیلی، مورد تائید و پذیرش والدین، معلمان و همسالان قرار میگیرد و عزت نفس او زیادتر میشود و احساس کفایت و لیاقت میکند. موفقیت تحصیلی نه تنها برای دانشآموزان بلکه برای خانواده، نظام آموزش و پرورش و در نهایت برای جامعه امری مهم و حیاتی است (اعظمی رضائی نسب، 1389).
به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران خودتنظیمی؛ شناخت و رفتار جنبه مهمی از یادگیری و عملکرد تحصیلی استوار بر رفتار وعملکرد انسانی تاثیر میگذارد (پینتریج و دیگروت، 1990، کورنو و مندیاخ ، 1983).
با توجه به یافتههایی که ضرورت و اهمیت مهارتهای انگیزشی وخودتنظیمی را در عملکرد تحصیلی نشان میدهد. اهمیت پرداختن به این گونه پژوهشهای را دو چندان میکند تا با نشان دادن تاثیر رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی نوجوانان گام موثری در راستای افزایش میزان بازده و کارآیی دانشآموزان در مدارس برداشته شود؛ که خود میتواند کمک موثری برای مشاوران مدارس و دیگر عوامل اجرایی در امر آموزش باشد تا با برنامه ریزی دقیق در زمینه های آموزشی، جسمی، روحی و روانی بتواند دانش آموزان به سوی موفقیت تحصیلی بیشتر رهنمون سازند. و با توجه به اینکه دانش آموزان سال سوم در دوره ای از تحصیل می باشند که فاصله چندانی با آزمون بزرگ و سرنوشت ساز (کنکور) ندارند، بنابراین توجه به پرورش و تقویت این موضوع می تواند عوامل موفقیت آن ها را دوچندان نماید.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی پژوهش
بررسی رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان سوم دبیرستان
1-4-2- اهداف جزئی پژوهش
1- بررسی رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان سوم دبیرستان.
2- بررسی رابطه باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان سوم دبیرستان.
3- بررسی رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر سوم دبیرستان.
4- بررسی رابطه باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر سوم دبیرستان.
5- بررسی رابطه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر سوم دبیرستان.
6- بررسی رابطه باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر سوم دبیرستان.
1-5- سوالات پژوهش
1- آیا بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان سوم دبیرستان رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان سوم دبیرستان رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر سوم دبیرستان رابطه وجود دارد؟
4- آیا بین باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر سوم دبیرستان رابطه وجود دارد؟
5- آیا بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر سوم دبیرستان رابطه وجود دارد؟
6- آیا بین باورهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر سوم دبیرستان رابطه وجود دارد؟
1-6- فرضیه های پژوهش
پژوهش حاضر که به منظور فراهم ساختن شواهدی از رابطه میان راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی انجام گرفته است بر مبنای فرضیه های ذیل است.
1-6-1- فرضیه کلی: بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای انگیزشی با پیشرفت تحصیلی دختر و پسر سوم دبیرستان رابطه وجود دارد.
1-6-2- فرضیه های جزئی
1- بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد.
2- بین باورهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد.
3- بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی در دانشآموزان دختر سوم دبیرستان رابطه مثبت وجود دارد.
4- بین باورهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی در دانشآموزان دختر سوم دبیرستان رابطه مثبت وجود دارد.
5- بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی در دانشآموزان پسر سوم دبیرستان رابطه مثبت وجود دارد.
6- بین باورهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی در دانشآموزان پسر سوم دبیرستان رابطه مثبت وجود دارد.
1-7- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-7-1- الف: تعریف مفهومی متغیرها
1-7-2- راهبردهای یادگیری خودتنظیمی:
راهبردهای یادگیری خود نظم داده شده یک فرایند فعال و سازنده است که طی آن یادگیرنده برای خود هدف تعیین میکند و با توجه به اهداف و شرایط موجود در محیط سعی در ارزیابی، تنظیم و کنترل فرایندهای شناختی، انگیزهای و رفتاریاش میکند (پینتریج، 2000) و افراد تلاشهای خود را برای فراگیری دانش و مهارت بدون اتکا بر معلم و دیگران شخصا شروع کرده و جهت میدهند (البام و بایتا، 1993، به نقل در موسوی نژاد، 1386).
1-7-3- باورهای انگیزشی:
منظور از باورهای انگیزشی، دستهای از معیارهای شخصی و اجتماعی است که افراد برای انجام دادن یا پرهیز کردن از یک عمل به آنها مراجعه میکنند (پینتریج، 2000)
این معیارهای انگیزشی به دنبال تائید یا عدم تائید رفتار به وسیله افراد مهم زندگی شکل میگیرد (بندورا، 1989).
این معیارهای درونی ممکن است به صورتهای مختلفی از قبیل همانندسازی، الگوسازی، آموزش مستقیم، تجربه شخصی، تشویق و تنبیه شکل بگیرند (پینتریج، 1999).
1-7-4- پیشرفت تحصیلی:
عبارت است از محصول نهایی فرایند یادگیری فعال که با کمک آموزش و فعالیتهای تربیتی انجام میگیرد (گیج و برلاینر، 1374؛ مهدیان، 1385) و توسط نمرات سنجیده میشود:
2-7- تعریف عملیاتی متغیرها
2-7-1- راهبردهای یادگیری خودتنظیمی
نمرهای که دانشآموزان در انتخاب گزینههای مربوط به راهبردهای یادگیر خود نظم داده شده در بخشهای راهبردهای شناختی و اداره و کنترل تلاش (راهبردهای فراشناختی و خودتنظیمی) در پرسشنامه MSLQ که توسط پینتریج و دیگروت (1990) تهیه شده است، کسب میکند (به نقل در جعفری، 1388).
2-7-2- باورهای انگیزشی
نمرهای که فرد در مقیاس راهبردهای انگیزشی برای یادگیری در بخش خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان در پرسشنامه MSLQ که توسط پینتریج و دیگروت (1990) تهیه شده است، کسب میکند به عنوان نمره های باورهای انگیزشی محسوب میشود (احمدی، 1389).
2-7-3- پیشرفت تحصیلی:
منظور از پیشرفت تحصیلی دراین پژوهش، میانگین یا معدل کتبی (نهایی) دانشآموزان سال سوم در پایان سال تحصیلی (خرداد ماه) میباشد.
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه:
تعلیم و تربیت، فرایندی دامنهدار و چند بعدی است و تحقق اهداف آن، مستلزم نگاه همه جانبه به عوامل زمینهای، فردی و بینفردی است که در جریان پیشرفت تحصیلی مداخله میکند. از وظایف اصلی آموزش وپرورش در هرکشور، انتقال میراث فرهنگی جامعه، پرورش استعدادهای دانشآموزان و آماده کردن آنان برای شرکت فعال درجامعه است بنابراین تعلیم وتربیت افراد به منظور تصدی امور مختلف ضروری مینماید (صمدی، 1386).
موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان هر جامعه نشان دهندهی موفقیت نظامی آموزشی در زمینه هدفیابی و توجه به رفع نیازهای فردی است بنابراین نظام آموزشی را زمانی میتوان کارآمد و موفق دانست که پیشرفت تحصیلی افراد آن در مقاطع مختلف بیشترین و بالاترین رقم را داشته باشد. (همان منبع).
در این راستا نظریههای متعددی در زمینه تعلیم و تربیت به ظهور رسیده است. این نظریهها هر یک از زاویهای خاص به عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی نگریستهاند. بنابراین با توجه به پیشرفت تحصیلی در دنیای کنونی و با توجه به این امر که شکست تحصیلی عواقب جبرانناپذیری برای فرد، خانواده و جامعه در پی دارد. لازم است به این امر مهم توجه شود و با شناسایی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان، دید خانواده ها و مدارس را نسبت به این پدیده عملیتر کرد.
یادگیری خودتنظیمی، سازهای ارزشمند در تعلیم وتربیت جدید است. ایجاد خودتنظیمی و خودکنترلی در دانشآموزان از اهداف مهم تعلیم و تربیت به شمار میرود. با درونی شدن این مفهوم در دانشآموزان، آنها آماده میشوند در زندگی بر رفتارهای خود نظارت داشته باشند. (همان منبع).
در این فصل ابتدا به چهارچوب نظری موضوعی مورد پژوهش و سپس به متون مربوط به ارتباط بین راهبردهای یادگیری خود نظم داده شده و باورهای انگیزشی در پیشرفت تحصیلی اشاره میشود.
2-2- بخش اول: مبانی نظری
این بخش در سه محور اصلی سازمان یافته است. محور اول مبانی نظری راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، محور دوم باورهای انگیزشی و محور سوم پیشرفت تحصیلی است.
2-2-1- الف: یادگیری خودتنظیمی (خود نظم داده شده)

خودتنظیمی سازهای است که در دههی 1967 از سوی بندورا مطرح شد. یکی از مفاهیم مورد تاکید نظریه شناختی- اجتماعی بندورا، مفهوم خودسامانی یا خودنظم دهی است. منظور از خودسامانی «تولید و هدایت اندیشه ها، هیجانات و رفتارها توسط خود فرد به منظور رسیدن به هدف است» (سانتروک، 2004)
بندورا، یادگیری خودتنظیمی را این گونه تعریف میکند: «توانایی شروع کردن و دست کشیدن از فعالیتهای مطابق یا مقتضیات موقعیتهای اجتماعی، آموزشی و توانایی به تعویق انداختن کارها با هدف دلخواه» خودتنظیمی، نقطه ثقل کارکرد موثر در زمینه های کنترل تکانه، مدیریت زمان و مقابله با فشار روانی است. (زیبازاده، 1386).
بنا بر عقیده زیمرمن(1995) یکی از مهارتهای خودتنظیمی مهارت مدیریت و برنامه ریزی زمان است. مدیریت زمان، به معنی مدیریتی است. هم چنین به معنی اختیار گرفتن زمان و کار خویش و اجازه ندادن به اینکه امور و حوادث شما را هدایت کند. (همان منبع).
گرین و آزودو(2007) میگویند: «اگرچه بر سر تعریف نظریه خودسامانی در میان صاحبنظران اختلاف وجود دارد، اما همهی آنان بر این باورند که یادگیرندگان خود سامانگر فعالند و به کمک نظارت و راهبرد، یادگیری خود را به طور موثر سامان میدهند» (سیف،1388)، پینتریج (1999) یادگیری خود نظم داده شده را به عنوان راهبردهایی که دانشآموزان استفاده میکنند تا شناخت خود را تنظیم کند، تعریف میکند. یادگیری خود نظم داده شده یک فرایند فعال و سازنده است که طی آن یادگیرنده برای خود هدف تعیین میکند و با توجه به اهداف و شرایط موجود در محیط سعی در ارزیابی، تنظیم و کنترل فرایندهای شناختی، انگیزهای و رفتاریاش میکند.
زیمرمن (1995) یادگیری خود نظم داده شده را به عنوان نوعی از یادگیری که در آن افراد تلاشهای خود را برای فراگیری دانش بدون تکیه به معلم و دیگران شخصا شروع کرد، و جهت میبخشند، توصیف میکند. و در تعریف دیگری (زیمرمن، 1998) یادگیری خود تنظیم شده عبارت است از فرایندی که دانشآموزان را وادار به درگیری خلاقانه در تلاش‌های فکری، رفتاری و شناختی میکند تا بتوانند به اهداف مهم و باارزش آموزش تحقق بخشند. این تعریف حاکی از این است که:
1- اهداف، دانشآموزان را در جهت سازگاری هدایت میکند.
2- آنها، احساسات، افکار و اعمالی را در جهت رسیدن به این اهداف شکل میدهند.
3- آنها به طور منظمی در جهت رسیدن به این اهداف تلاش میکنند.
البته زیمرمن هر فعالیتی را که دانشآموزان در جهت رسیدن به هدف انجام میدهند خواه خودانگیخته باشد یا نه، به عنوان یک راهبرد خودتنظیمی میشناسد (جعفری، 1388).
مطالعات اولیه در زمینه خودتنظیمی مبتنی بر خودتنظیمی به معنای عام کلمه بود که زمینه های گوناگون فردی – خانوادگی و اجتماعی را مورد توجه قرار میداد

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره جهت گیری مذهبی-فروش پایان نامه کامل