دانلود پایان نامه

اهداف مشاوره گروهی ارتباط نزدیکی با مزایا و محدودیت های این روش دارد. در مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره فردی، تجربه بیشتر از نوع کنش ها و کارکرد زندگی روزمره خواهد بود. ارزش ها به وسیله اعضای گروه مطرح می شود و نظرات و اظهارات گوناگونی را در مورد راه و روش زندگی برمی انگیزد. مشاوره گروهی به اعضا کمک می کند تا :
خود را بشناسند و هویتشان را درک کنند.
به “خود پذیری” برسند.
با رشد “خود جهت یابی” و توان حل مشکلات، بتوانند در برخوردهای اجتماعی موفق شوند.
احساسات و نیازهای دیگران را بدانند و همدلی با آنان را توسعه دهند.
با واقعیت های موجود سازگار شوند و بتوانند آن چه را که فکر می کنند و به آن معتقدند ابراز دارند.
اهداف مشخص و قابل وصولی را برای خود ترسیم کنند و به سوی آن اهداف حرکت نمایند.
با رشد مهارت های اجتماعی و ایجاد رابطه متقابل با دیگران قادر به سازگاری با مسؤولیت های شخصی و اجتماعی بشوند(احمدی،1386).
مشاوره گروهی ممکن است نقش پیشگیری داشته باشد و به افراد این فرصت را می دهد که از مهارت های خود برای پیشگیری از مشکل و تغییر محیط استفاده نمایند. برای افرادی که مشکلات جدید و حادی دارند، مشاوره گروهی می تواند به عنوان جریانی برای تغییر رفتار آنان باشد. گروه نمونه کوچکی از جامعه است و در آن جا اعضا می توانند الگوهای مختلف رفتاری را مشاهده کرده و به راه حل های مناسبی برسند(احمدی،1386).
مراحلی که در مشاوره گروهی دنبال می شود عبارت است از:
مرحله اول- اکتشاف: در این مرحله اعضای گروه، همدیگر را معرفی کرده و اهداف مورد نظر خویش را بیان می کنند و در مورد برخی از امور اساسی به توافق می رسند.
مرحله دوم- انتقال: اعضای گروه به خودابرزی می پردازند و با انجام این کار، فشار از جانب گروه را تجربه می کنند. آنان در موقع خودابرازی، احساس خواهند کرد که چه فشارهایی از طرف گروه برای جلوگیری از این کار انجام می پذیرد.
مرحله سوم- مرحله عمل: در مرحله آخر به تدریج خودابرازی خاتمه می پذیرد و گروه اعضا را تقویت و ترغیب می کند تا رفتار خویش را تغییر دهند(احمدی،1386).
2-2-1-5 مزیت های مشاوره گروهی:
اسلاوسون(2003)، بعضی محاسن مشاوره گروهی را این گونه مطرح می کند:
جلب حمایت عاطفی از طریق تعامل گروهی
ایجاد تخلیه عاطفی
کاهش اضطراب و احساس گناه
فراهم نمودن فرصتی برای آزمایش جوانب مختلف واقعیت های اجتماعی
فراهم نمودن فرصتی برای تغییر مفهوم خود در جهت افزایش عزت نفس و شناخت توانایی های سازنده که این امر به افزایش پذیرش اشخاص دیگر و تحمل تجارب ناکامی منجر می گردد(بنت، 1998).
مشاوره گروهی تقویت کننده رشد و معطوف به پیشگیری و درمان است. بدین معنا که مراجع توانایی عملکرد مفید در قبال جامعه را دارد اما ممکن است در زندگی خود دچار تعارض هایی شده باشد، که در این موارد مشاوره موفق امکان حل این تعارض ها را بدون آثار شخصیتی وخیم فراهم می آورد. هم چنین مشاوره گروهی جنبه رشدی دارد، چرا که به افراد گروه انگیزه ایجاد تغییراتی را می دهد که بیش از همه به نفع خود آن ها است(گیبسون ومیشل،1995).
مشاوره گروهی از نظر زمان و هزینه مقرون به صرفه است، چرا که در زمان واحد به تعداد بیش تری خدمات مشاوره ای ارائه می گردد. تعلیمات گروهی معمولاً از ضمانت اجرایی بیش تری برخوردار است چون اعضای گروه معمولاً تفاوت سنی زیادی با هم ندارند، بنابراین تصمیمات آن ها با توافق بیش تر و به دور از فشار و اجبار اتخاذ می گردد. بازخوردهای اعضا در مشاوره گروهی به مراتب بیش تر از بازخوردهای مشاوره انفرادی است. تعداد بازخوردها و افزایش روابط بین اعضا عامل مهمی در یادگیری و تغییر رفتار است و به میزان زیادی یادگیری را فزونی می بخشد. از طریق مشاوره گروهی می توان آن عده از افرادی را که به مشاوره انفرادی نیاز دارند مشخص کرد(شفیع آبادی، 1389).
2-2-1-6 سازمان دهی مشاوره گروهی:
کاپلان(1995)، در رابطه با ساختار تشکیلاتی گروه موارد زیر را مطرح می نماید :
اندازه گروه: مشاوره گروهی یا گروه درمانی با گروه های کوچک مثل 3 نفر و گردهمایی بزرگ مثل 15 نفر نیز موفق بوده است. با این وجود اکثر درمانگرها 8 تا 10 نفر را تعداد مناسب برای گروه می دانند. در گروه های کوچک ممکن است تعامل کافی پیدا نشود، مگر این که اعضای گروه آدم های پر حرفی بوده باشند. در گروه بزرگ نیز ممکن است تعامل بیش تر از آن باشد که اعضا یا درمانگر بتوانند پیگیری نمایند.
تعداد جلسات: اکثر درمانگران گروهی جلسات هفتگی ترتیب می دهند. تداوم جلسات حائز اهمیت است. در بعضی موارد گروه، هفته ای دو بار تشکیل می شود.
طول جلسات: به طور کلی جلسات گروه، یک تا دو ساعت و به طور متوسط یک و نیم ساعت طول می کشد. با این وجود زمان انتخاب شده باید ثابت باشد.
گروه های همگون و ناهمگون: اکثر درمانگرها معتقدند که باید گروه ناهمگون باشد تا حداکثر تعامل صورت گیرد. بنابراین گروه باید از اعضای طبقات تشخیصی مختلف و با الگوهای رفتاری متفاوت انتخاب شوند، تمام نژادها، سطوح اجتماعی و زمینه های تحصیلی را دارا باشند، به طور کلی بیماران بین 20 تا 65 سال را می توان به طور مؤثری در یک گروه قرار داد. تفاوت های سنی سبب می شود که مدل های فرزند- والدین و برادر و خواهری پدید آید، به علاوه گروه فرصتی پیدا می کند تا مسائل بین فردی را که به نظر غیر قابل تسلط می رسد بازسازی و اصلاح نماید.
گروه های باز و گروه های بسته: بعضی از گروه ها تعداد و ترکیبات معینی از مراجعین را دارند، اگر عضوی گروه را ترک کند، عضو جدیدی به جای او گرفته نمی شود، چنین گروه هایی اصطلاحاً ” بسته” نامیده می شوند و گروه باز گروهی است که تغییریابی در آن زیاد می باشد و وقتی اعضای قدیمی آن را ترک می کنند اعضای جدید جای آن ها را می گیرند.
نقش درمانگر: هرچند عقاید در مورد فعال یا کنش پذیر بودن درمانگر متفاوت است، توافق کلی وجود دارد که نقش درمانگر تسهیل و کمک است. در شرایط ایده آل اعضای گروه، خودشان منبع عمده بهبود و تغییر هستند. جوی که شخصیت درمانگر به وجود می آورد یکی از عوامل قوی ایجاد تغییر است. درمانگر بیش از یک کارشناس ساده است که با به کاربردن روش های مختلف را می داند. وی از یک نفوذ شخصیتی نیز برخوردار است که بر متغیرهایی مثل همدلی، صمیمیت و احترام تأثیر می گذارد(کاپلان،1995، ترجمه پورافکاری، 1376).
2-2-1-7 روش مشاوره گروهی:
مشاوره گروهی که مستلزم ایجاد رابطه ای عاطفی است، برای رسیدن به هدف ها و مقاصد گوناگون و متعددی تشکیل می شود. مهم ترین عامل در تشکیل مشاوره گروهی، تعیین هدف ها و مقاصد گروه می باشد. به هنگام تشکیل مشاوره گروهی، ابتدا باید نوع مشکلات هر یک از اعضای شرکت کننده قبلاً مشخص گردد و درباره لزوم و ضرورت تشکیل گروه، بررسی های مقدماتی به عمل آید. برای این کار معمولاً انجام یک مصاحبه تشخیصی کوتاه مدت با هریک از داوطلبان شرکت در مشاوره گروهی لازم به نظر می رسد. در مصاحبه تشخیصی قوانین اولیه و اساسی گروه توصیف می شود و میزان آمادگی و پذیرش داوطلبان برای مشارکت در کارهای گروهی تعیین می گردد(شفیع آبادی، 1388).
2-2-1-8 قوانین اساسی گروه در مشاوره گروهی:
پس از تشکیل یک گروه، تمام اعضا بدان تعلق دارند و قابل احترام هستند. از اعضای گروه باید خواسته شود تا هر زمانی که احساس عدم تعلق به گروه می کنند فوراً آن را مطرح سازند تا در گروه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هرچه تعلق و وابستگی به گروه بیش تر باشد، اعضا به مقدار فراوان تری در تعامل های گروهی مشارکت خواهند کرد. اعتقاد اعضا به کارآمدی مشاوره گروهی و اثرات درمانی آن، موجب تعلق و وابستگی بیش تر به گروه می گردد(شفیع آبادی، 1388).
هر چیز برای هر فرد تا بدان حد اهمیت دارد که با نحوه تفکر، احساس و شیوه زندگیش که تابع احساسات درونی و تفکراتش است سازگار باشد. هیچکس به اندازه خود فرد، از احساسات درونی اش آگاهی ندارد. از این رو اگر فردی در گروه اظهار می دارد که” بسیار نگران و ناراحت هستم” نباید به او گفته شود که ” تو اشتباه می کنی”. بلکه بهتر است از فرد خواسته شود تا بیش تر درباره احساس ناراحتیش صحبت کند. اعضای گروه باید با کمک یکدیگر احساسات و افکار خود را روشن تر و عمیق تر بررسی کنند. گوش دادن فعال اعضاء به یکدیگر، این عمل را تسریع می کند. اگر فرد آمادگی برای طرح مشکلاتش را در گروه ندارد، اعضای گروه نباید او را برای بازگو کردن مشکلات تحت فشار قرار دهند. بلکه باید با پذیرش و دلداری او را برای طرح مسائلش آماده کنند(شفیع آبادی، 1388).
هدف اولیه فرآیند گروه آن است که اعضا با یکدیگر ارتباط و تماس برقرار کنند و هدف های دیگر در درجات بعدی اهمیت قرار می گیرند. به بیانی دیگر، هدف های دیگر پس از ایجاد ارتباط و تماس حاصل می شوند. از طریق ایجاد ارتباط و تماس، هر فردی تشویق به طرح مشکل می شود و به یاری رساندن به سایر اعضای گروه ترغیب می گردد. باید بدانیم کسانی از مشاوره گروهی بیش تر بهره می گیرند که قبل از مشارکت در گروه، به خوبی بتوانند انتظارات و چشم داشت های خود را از شرکت در گروه معین و مشخص کنند. زیرا با آگاهی از هدف ها و انتظارات، فرد سعی دارد برای رسیدن به آن ها فعالیت بیش تری کند و خود را در نتایج گروه مسؤول بداند(شفیع آبادی، 1388).
هر فردی باید حتی الامکان احساسات واقعی خود را در گروه بروز دهد و درباره آن صحبت کند. بروز احساسات واقعی و صداقت در گفتار، ایجاد ارتباط و تماس بین اعضای گروه را تسریع می کند. هر عضوی باید بداند که صحبت درباره هر موضوعی- قوت یا ضعف، خوب یا بد، زشت یا زیبا، دوستانه یا خصمانه- مجاز می باشد و هر فردی باید احساس واقعی خود را مطرح سازد(شفیع آبادی، 1388).
فرد در گروه باید درباره مشکلش به طور صادقانه صحبت کند. زیرا گفتار، منعکس کننده درون است. موضوعی که در گروه به عنوان آغازگر بحث مطرح می شود، باید پی گیری گردد و با فراهم آوردن امکان و فرصت مناسب باید عکس العمل های اعضا در قبال موضوع طرح شده مورد بررسی قرار گیرد. با پیشرفت بحث در صورتی که اعضا، گروه را محیطی امن تشخیص دهند به بازگو کردن احساسات درونی و واقعی خود اقدام خواهند کرد. اگر اعضای گروه احساس امنیت کنند، امکان طرح مشکل، بحث آزاد، قبول مسؤولیت و بروز احساسات واقعی افزایش می یابد(شفیع آبادی، 1388).
گفتار و مباحث جلسه گروهی باید محرمانه تلقی شود. بدین معنی که هیچ عضوی حق بازگو کردن مطالب ارائه شده در گروه را در خارج از جلسه گروهی ندارد مگر آن که بخواهد صرفاً مطالب خودش را بازگو کند. محرمانه بودن گفتار، فقط مطالب خصوصی بین اعضا را شامل نمی شود بلکه کلیه مطالب مورد بحث در گروه را در بر می گیرد(شفیع آبادی، 1388).
تمام اعضای گروه باید در تصمیم گیری ها دخالت مؤثر داشته باشند. اگر فردی در گروه، با تصمیم اتخاذ شده مخالف است باید به صراحت آن را در گروه مطرح سازد و به بحث و استدلال درباره آن بپردازد و سایر اعضای گروه باید به نکات و موارد ارائه شده با دقت گوش فرا دهند. پس از بحث های لازم درباره جوانب مختلف تصمیم اتخاذ شده، تمام اعضا موظف به رعایت و پیروی از آن می باشند. به عبارت دیگر، تمام اعضا در گروه مسؤولیت مشترک دارند و باید در جهت نیل به هدف های تعیین شده و اتخاذ تصمیمات مناسب کوشا باشند(شفیع آبادی، 1388).
هر عضو مشاوره گروهی باید بداند که شرکت منظم و به موقع در جلسه مشاوره گروهی لازم و ضروری است و تا زمانی که گروه به هدف های تعیین شده نایل نیامده، هیچ فردی نباید جلسات مشاوره گروهی را ترک کند. چنان چه عضوی به عللی قادر به مشارکت در گروه نباشد، باید قبلاً مراتب را به اطلاع مشاور برساند(شفیع آبادی، 1388).
چنان چه مشاور در موقعیتی خروج یکی از اعضای گروه را به صلاح گروه و به نفع خود فرد تشخیص دهد، مجاز است از آن فرد بخواهد موقتاً جلسه گروه را ترک کند و عضو مورد نظر باید از جلسه گروه خارج شود. البته مشاور بعداً باید طی جلسه انفرادی، با مراجع گفت و گو کند و او را در جریان رفتارش و نیز فعالیت های گروه قرار دهد(شفیع آبادی، 1388).
هر عضو گروه، موظف است قبل از تشکیل جلسات مشاوره گروهی، مشاور را از عامل و یا عواملی که به نوعی مانع از شرکت فعالانه اش در گروه می گردند مطلع سازد(شفیع آبادی، 1388).
هر عضو گروه باید بپذیرد، که ممکن است به هنگام ضرورت تحت مشاوره انفرادی نیز قرار گیرد و در این صورت احتمال دارد در موارد لزوم، محتوای مشاوره انفرادی- البته با توافق مشاور و مراجع- با سایر اعضای گروه نیز در میان گذارده شود(شفیع آبادی، 1388).
فرآیند مشاوره گروهی:
شرایط تسهیل کننده: خصوصیاتی از قبیل تفاهم توأم با همدلی، احترام مثبت بدون قید و شرط، بی ریایی و خلوص در مشاوره گروهی لازم است(احمدی، 1387).
خودابرازی: بیان و ابراز احساسات و افکار و عقاید از جمله موضوع هایی است که در گروه مطرح می شود. میزان این خودابرازی به اعتماد اعضای گروه نسبت به یکدیگر وابسته است. اگر اعضای گروه به یکدیگر اعتماد داشته باشند، به راحتی و با کمال آزادی آن چه را که احساس می کنند و می اندیشند، ابراز خواهند داشت(احمدی، 1387).
تضاد و مقابله: اصولاً در گروه، نظریات مختلف با یکدیگر برخورد می کند و پاسخ های منفی و مثبت ابراز می شود. این برخورد عقاید ممکن است باعث کندی پیشرفت گروه گردد(احمدی، 1387).
همبستگی: در صورتی که گروه بتواند بر مرحله تضاد و مقابله، غالب آید اعضای گروه نسبت به یکدیگر نزدیک می شوند و روح همکاری و همبستگی بین آنان توسعه می یابد(احمدی، 1387).
بازخورد دادن: یکی از اموری که در مشاوره گروهی اتفاق می افتد، بازخوردی است که هر یک از اعضای گروه از دیگران دریافت می کنند. این بازخورد نه تنها شامل محتوای پیام بلکه شامل عکس العمل های افراد نسبت به فرستنده پیام نیز می گردد. این بازخورد به تبادل و ارتباط بیشتر اعضا می انجامد(احمدی، 1387).
فشار گروهی: برخورد افراد در مشاوره گروهی موجب نزدیک شدن، حساس شدن و تبادل افکار آنان می شود. ابتدا اعضای گروه در مقابل فشارهای گروهی مقاومت می کنند ولی پس از اعتماد و اطمینان نسبت به یکدیگر، از مقاومت آنان کاسته می شود و در ابراز نظرات خویش، احساس آزادی بیشتری می نمایند(احمدی، 1387).
رهبری در مشاوره گروهی: در ابتدا مشاور، رهبر گروه خواهد بود، مهارت مشاور در هدایت گروه یکی از ضروریات است. مشاور به صورتی گروه را اداره می کند که هریک از اعضا بهترین بهره را ببرند(احمدی، 1387).
خاتمه مشاوره گروهی: وقتی گروه به مرحله ای رسید که رفتار اعضای گروه به خارج از گروه بتواند تعمیم یابد، مشاوره گروهی پایان می پذیرد(احمدی، 1387).
2-2-1-10 عوامل درمانی در گروه:
یالوم(2000)، در الگوی عوامل اصلاح کننده خود می گوید: در گروه های اثربخش، ویژگی های مشترک معین وجود دارد. گروه ها با فراهم کردن فرصت هایی برای پرداختن به مقایسه اجتماعی و حمایت متقابل، اعضا را امیدوار می کنند و آنان را در مورد عمومیت داشتن مشکلاتی که با آن ها مواجه اند متقاعد می سازند. گروه هم چنین یادگیری بین فردی مانند راهنمایی( آموزش مستقیم)، پسخوراند، همانندسازی با دیگر افراد و دانش فزاینده درباره خود را تسهیل می کند، برای افراد حمایت اجتماعی لازم را جهت غلبه بر اثرهای منفی فشارها فراهم می کند و حتی نیازهای افراد برای دوستی و صمیمیت بین فردی را برآورده می سازد مانند تخلیه هیجانی، عوامل وجودی و مرور روابط خانوادگی اولیه(کوری، 2006).
جدول 2-1: جدول عوامل درمانی در گروه
عامل
مفهوم عامل برای اعضای گروه
امیدوار بودن
اگر اعضای دیگر گروه می توانند تغییر کنند بنابراین من هم می توانم تغییر کنم.
عمومیت داشتن
همه ما مشکل داریم( افراد داغ دیده)
اطلاع رسانی
من برای حل مشکل خود راه های مختلف را یاد می گیرم.
نوع دوستی یا دگر دوستی
من می توانم در گروهم به دیگران