ی میرود، اما به جای ورود مجدد به مرحله یک وارد مرحله جدیدی میشود که شکل متفاوتی از خواب به نام خواب حرکت سریع است.
خواب حرکت غیر سریع چشم، خواب آرام هم نامیده میشود. زیرا به طور معمول کارکردهای فیزیولوژیکی در طی این دوره خواب خیلی کند شده و فعالیت شناختی به حداقل میرسد. اما گذر از یک مرحله خواب به مرحله دیگر، همراه با حرکات بدنی متناوب است. بدین دلیل خواب حرکت غیر سریع چشم، تحت عنوان مغز خواب در چشم متحرک وصف میشود. برعکس خواب حرکت سریع چشم، تحت عنوان خواب متناقض، فعال، یا سریع توصیف میشود.
سنجش چندنگاری ضمن خواب حرکت سریع چشم، الگوهای بی نظمی را نشان میدهند که گاهی شبیه الگوهای حالت بیداریست. به خاطر همین خصوصیات خواب حرکت سریع چشم را اصطلاحا خواب متناقض نیز مینامند.
مراحل سه و چهار عمیق ترین قسمت خواب محسوب میشود، در برخی از افراد، آشفتگی ضمن بیدار شدن از مراحل سه و چهار مسائل خاصی را به وجود‌می آورد که میتوان به وحشت شبانه، شب ادراری و خوابگردی اشاره نمود.
بند دوم-مقایسه خواب با اغما و بیهوشی و مستی
کما:کما حالتی از ناهشیاری است که طی آن فرد با دردناک ترین محرک های فیزیکی هم به هوش نیاید وآن حالت تا مدتی پایدار بماند، که معمولا با فقدان آگاهی از محیط همراه است. مهمترین علامت مشخصه کما، ناتوانی در هوشیار شدن است یعنی خود فرد نمیتواند توسط محرکها هوشیاریش را بدست آورد. البته علامت های دیگری هم وجود دارند که از میان آنها میتوان به نبود خودآگاهی، فقدان چرخه خواب و بیداری، نداشتن حرکت هدفمند و نداشتن کنترل بر روی تنفس اشاره کرد. اغماء به معنای عدم شناسایی خود و محیط اطراف خود، حتی پاسخ به تحرکات خارجیاست.۱۶
اعتقاد عامه مردم بر این است که وقتی شخصی به کما میرود به این معنی است که فرد در خواب عمیقی فرو رفته، که این اعتقاد به طور کامل درست نیست. درجه های کما توسط هوشیاری شخص به محرک های خارجی، تعیین میگردد. در بسیاری از موارد اشخاصی که در کما به سر میبرند، دریافت هایی از محیط دارند. مثلا ممکن است حرکت های جزئی از خود بروز دهند یا نسبت به محرک ها پاسخ دهند و در بعضی موارد نیز ممکن است شخص به کما رفته عکس العمل های شخص هوشیار را از خود بروز دهد.۱۷
بیماری که ظاهری خوابالود داشته ولی نسبت به تحرکات خارجی بی پاسخ است و نمیتوان او را بیدا رنمود، یک بیماری اغمایی محسوب میگردد.
حالت اغماء به دنبال از کار افتادن دو طرف قشر خاکستری مغز حادث میگردد. از عللی که به دو نیمکره مغز اسیب‌می رساند ، میتوان به ضربه های مغزی، خفگی با گاز دی اکسید کربن و گاز زغال، مننژیت، نرسیدن اکسیژن کافی به مغز ناشی از ایست قلبی یا دار زدن ، دیابت و تومور های مغزی اشاره کرد.۱۸
در اغماء شخص دچار بیهوشی عمیق است و زندگی او نباتی است. بیمار اغمائی زمان، مکان و اطرافیان خود را نمی شناسد و نمی تواند ارتباطی با دیگران و دنیای خارج برقرار نماید.گردش خون ، تنفس، دفع ادرار و مدفوع و ترشحات او معمولا طبیعی است و او با کمک های طبی و تجهیزات پزشکی ، مانند رساندن غذا و مایعات از راه سرم و دارو و اکسیژن درمانی به زندگی خویش ادامه میدهد. در حالت اغماء اگر سلول های مغز صدمه ندیده باشد، امکان دارد بیمار با درمان به سوی زندگی باز گردد و به حالت نیمه اغماء در اید. در این وضعیت، او به اهستگی به انچه در اطراف او میگذرد، واقف میگردد و در برابر تحریکات بینایی و شنوایی واکنش نشان میدهد و به تدریج از چنگ بیهوشی نجات‌می یابد.۱۹
بنابراین با نظر به مباحث قبل باید گفت که کما با خواب طبیعی متفاوت است. خواب یک حالت ناخودآگاهی است.حالتی است، که در آن قوه خودآگاهی شخص کامل نیست، اما میتوان با تحریکات حسی مناسب، آن را به بیداری تبدیل کرد.در حالیکه کما، یک حالت ناخودآگاهی است که شخص را نمیتوان از آن با وارد کردن محرک نیز خارج نمود.
بیهوشی:دستیابی به عدم هوشیاری، بی دردی و بی حرکتی با کمک دارو، بیهوشی نامیده میشود. با توجه به نوع عمل جراحی یا آزمایشی که باید انجام شود انواع مختلف بیهوشی به کار برده میشود. انتخاب روش بیهوشی به سن کودک، نوع عمل جراحی و همچنین وضعیت سلامتی بیمار بستگی دارد. پزشک متخصص بیهوشی مسئول این تصمیمگیری است این کلمه دارای ریشه یونانی بوده و به معنی “فقدان ادراک” یا “عدم حساسیت” است. بیهوشی نیز نوعی شلی عضلات بدن است ، که با خواب و بیداری همراه میباشد.۲۰
بطور کلی انواع بیهوشی عبارت اند از: بیهوشی عمومی، بیهوشی منطقه ای، بیهوشی موضعی. بیهوشی، حاصل تجویز دارو های متعدد، جهت ایجاد بی دردی ، فراموشی، عدم هوشیاری ، از بین رفتن رفلکس ها و شل شدگی عضلات‌می باشد. بیهوشی‌می بایست، توسط یک متخصص بیهوشی که اگاهی کامل به سیستم های بدن و داروهای مختلف را دارد، صورت پذیرد. عوامل مختلفی مانند سن، جنس، وزن و بیماری های زمینه ای میتوانند روند بیهوشی را متاثر سازند. القاء بیهوشی توسط دارو های داخل وریدی صورت میگیرد و بعد از اینکه هوشیاری بیمار از بین رفت و عضلات تنفسی شل گردید، تنفس بیمار از طریق لوله ای که در تراشه وی قرار داده شده است به دستگاه تنفس مصنوعی منتقل ‌می گردد. یک متخصص بیهوشی علاوه بر ایجاد حالات فوق وظیفه نظارت دقیق بر میزان تجویز دارو ها و حفظ کارکرد طبیعی ارگان های بدن در حین بیهوشی را نیز دارد، تا اثرات سوء دارو ها را به حداقل رسانده و بیهوشی را تا پایان اداره نماید. تحقیقات نشان‌می دهد، هیچ داروی بیهوشی به تنهایی نمیتواند تمام خواسته های مورد نظر یک متخصص بیهوشی را برای ایجاد یک بیهوشی مناسب، تامین کند، اما ترکیبی از دارو ها به همراه هم خواهند توانست، بیهوشی متعادل و مطلوبی را فراهم کنند.۲۱
به عقیده متخصصان بیهوشی در شرایط بیهوشی عمومی عناصر هوشیاری ناپدید میشوند وبیماران احساس درد، آگاهی، خاطره و قدرت تحرک خود را از دست میدهند. بنابراین میتوان گفت، بیهوشی با خواب متفاوت است، چرا که زمانیکه ما در خواب هستیم نیز، بدن ما به محرک های بیرونی وارده واکنش نشان میدهند مثلا اگر سردمان شود، ان را احساس‌می کنیم و از خواب بیدار میشویم ، اما در بیهوشی اگر حتی عضوی از بدن را برش دهند و به عمق اعصاب شخص بروند، دردی احساس نخواهد شد.۲۲
مستی:الکل، اولین ماده شیمیایی و شایع‌ترین ماده‌ای است که بر رفتار ذهنی و فیزیکی افراد اثر می‌گذارد. مصرف الکل در فرهنگ های مختلف معانی مختلفی دارد. مستی درلغت، به حالتی اطلاق میشود که، از خوردن شراب و دیگر مسکرات در انسان پدید‌می اید. به تعبیر دیگر، مستی به تغییرات بدن و ذهن همراه با کاهش دقت و حساسیت حواس که در نتیجه‌ی استفاده‌ی کافی از مواد الکلی پدید‌می آید، اطلاق میشود.۲۳
بطور متوسط یک انسان معمولی قادر است ۱۵ میلی لیـتـر الـکل را در طـی یـک ساعت دفع کند میزان غلظت الکل خون و اثرات آن با اندازه گیری میزان الکل موجود در خون فرد میتوان تعیین کـرد چه میزان فرد تحت تاثیر الکل می باشـد.۲۴ در زیــر حالات ایجاد شده در فرد بر اساس میزان درصد الکل درون خون بیان گردیده است:
مرحله نشاط آور (%۰.۱۲-۰.۰۳): افزایش اعتماد بنفس و شجاعت فرد، فرد پر حرف تر و اجتماعی تر می شـود، دقـتـش کـاهش مـی یـابد، چـهره افـروخته، قضاوتش مختل می گردد، معمولا اولین جمله ای که به ذهنش میـرسـد را بـیان میکند، در حرکات ظریف مانند نوشتن دچار مشکل می شود.
مـرحله برانگیختگی (%۰.۲۵-۰.۰۹): خـواب آلـوده، در درک و بـخـاطـــر آوردن موضوعات گذشته دچار مشکل می گردد، واکـنش وی در بـرابـر مـحرکات کاهش می یابد، حرکات بدن ناهماهنگ می شـود، بـیـنایـی مخـتـل مـی شــود و حـس چشایی و شنوایی کاهش می یابد.
مرحله سرگشتگی (%۰.۳۰-۰.۱۸): فرد گیج و مـبهوت است، شـایـد نـدانـد کجاست و مشغول چه کاریست، سرگیجه دارد و تلوتلو می خـورد، بـیـش از حد احـساساتی، خشن و یـا مـهربان مـی گـردد، خـواب آلـوده اسـت و درد را دیـرتـر احسـاس میکند، حرکات ناهماهنگ است، قادر به گرفتن شیئ که به سـمتـش پرتاب میگردد نیست.
مرحله بهت (%۰.۴-۰.۲۵): قادر به حرکت نیست، به محـرکات واکنش نشان نمی دهد، قادر به نشستن و ایستادن نیست، استفراغ می کند، مـمکن است بیهوش گردد. مرحله کما (%۰.۵۰-۰.۳۵): فرد بیهوش است، احساس شدید سرما، تنفس کم عمق و آهسته میگردد، ضربان قلب کاهش می یابد، امکان مرگ وجود دارد.
مرحله مرگ: میزان ۰.۵۰ درصد و یا بیشتر الکل در خون سبب مرگ میگردد.۲۵
زمانی که فرد الکل مصرف میکند، ارتـباطهای بین سلولهای عصبی تداخل کرده و فــعـالـیـت گـذرگاه های مـحـرک عـصبـی را ســرکـوب و گـذرگاه هـای بازدارنده عصبی را افزایش می دهـد. در کـل یک سرکوبگر دستگاه عصبی می باشد.جـریـان خـون ســطحی افزایش یافته که موجب تعریق بدن میـشود امـا جریان خون عضلانی را کاهش داده و موجب درد عضلانی میـگردد.۲۶
در مستی، کنترل رفتاری کاهش یافـتـه و مـمـکن اسـت فرد دست به عملی زده و یا حرفی بزند که بعدا پشیمان گردد.تـعادل بدن کاهش و قوه تشخیص فرد کاهش می یابد، واصولا در چنین شرایطی واکنش بدن به محرکات کندتر میشود.
مستی حالتی است که در اثر نوشیدن مسکر مانند: شراب وخمر در انسان پدید‌می آید. بنابراین، مستی وضعیت ناپایدار و غیر عادی است، که تحت تاثیر استعمال مواد الکلی یا مخدرهای قوی ایجاد میگردد و عمدتا با سرخوشی و شادمانی کاذب همراه است.مستی برعقل و دستگاه عصبی تاثیر مستقیم دارد، به گونه ای که قدرت تفکر وتشخیص وادراک را کم و بیش از انسان سلب مینماید. علی رغم وجود ضعف بر اراده و سستی در اعضای بدن، انسان مست احساس قدرت و نیرو میکند. در چنین حالتی نظم کلامی شخص دچار اختلال شده و او راز نهانش را آشکار میسازد.۲۷
تاثیر الکل بر سیستم عصبی اثری مهاری است. آثار تحریکی که به دلیل کاهش آثار بازدارنده‌ی قشر مغز صورت میگیرد. الکل در غلظت پایین بر روی مراکز بالای مغز تاثیر گذاشته و در غلظت بالا با تاثیر روی مراکز پایین تر مغز، خطر توقف فعالیت مراکز کنترل کننده قلب و تنفس در ساقه مغز و نهایتا وقوع مرگ را به دنبال خواهد داشت.۲۸
آنچه از مستی در حقوق کیفری مهم جلوه مینماید، تاثیر آن بر اراده و اختیار انسان است.کسی که بواسطه‌ی مصرف مشروبات الکلی و سکرآور قوه دماغی خود را از دست داده و از حالت طبیعی خارج میشود، مسلوب الاراده است.۲۹
حالتی شبیه به خواب، که در آن مغز انسان به پاسخ های درونی وپنهانی خود که زیر بنای چیزی که به آن ادراک جهان خارج میگویند، ادامه نمیدهد. البته مستی، خواب نیست و ملحق به آن نیز نمی گردد. خواب عارضه ای است که، به صورت منظم، تکرار شونده و به آسانی برگشت پذیر در انسان به صورت طبیعی پدیدار میگردد. معمولا با بی حرکتی و بالا رفتن قابل توجه آستانه

مطلب مرتبط :   تحقیق درموردناخودآگاه، حقوق کیفری، مسوولیت کیفری، امواج مغزی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید