دانلود پایان نامه
َ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏»459<br/” title=”br”>br />مردان منافق و زنان منافق برخى از آنان از برخى دیگرند. یعنى همگى سر و ته یک کرباسند و طرز تفکر و عملکرد همگى مشابه هم است و آنان هدف مشترکى دارند و آن نابودى اسلام است. آنان براى رسیدن به این هدف خود، دست به کارهایى مى‏زدند که در این آیه سه مورد از آن ذکر شده است.460
3-3-3-1-9) بخل:
قرآن کریم میفرماید: «… وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ…»461؛ منافقان نه در راه خدا انفاق میکنند و نه به کمک محرومان میشتابند. روشن است که آنها چون ایمان به آخرت و نتایج و پاداش انفاق ندارند، در بذل اموال سخت بخیلند. هر چند، آنها برای رسیدن به اغراض شوم خود اموال فراوانی خرج میکنند و یا به عنوان ریاکاری بذل و بخششی دارند، امّا هرگز از روی اخلاص و برای خدا دست به چنین کاری نمیزنند.462به منظور اجتناب از تطویل بحث صفات روانی منافقین، دیگر صفات را به صورت اجمال فقط نام میبریم: فریب کار463، مسخره کننده464، فتنه گر465، پر توقع466، راحت طلب467، دروغ گو468 و…

3-3-3-2) ویژگیهای سیاسی منافقان:
3-3-3-2-1) دوستی با بیگانگان:
یکی از مهمترین ویژگی سیاسی منافقان، دوستی با بیگانگان است قرآن کریم در اینباره میفرماید: « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ ما هُمْ مِنْکُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ یَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ‏ »469
این آیات سرگذشت دسته‏اى از منافقین را ذکر مى‏کند که با یهودیان دوستى و مودت و با خدا و رسولش دشمنى داشتند و ایشان را به خاطر همین انحراف مذمت نموده، به عذاب و شقاوت تهدید مى‏کند، تهدیدى بسیار شدید. و در آخر به عنوان حکمى قطعى و کلّى مى‏فرماید: ایمان به خدا و روز جزا نمى‏گذارد انسانى با دشمنان خدا و رسولش دوستى کند، حال این دشمنان هر که مى‏خواهند باشند. و سپس مؤمنین را مدح مى‏کند به اینکه از دشمنان دین بیزارند و ایشان را وعده ایمان مى‏دهد، ایمانى مستقر در روح و جانشان، ایمانى از ناحیه خدا و نیز وعده بهشت و رضوان مى‏دهد.470
صاحب تفسیر هدایت مینویسد: آیا ندیده‏اى آن کسان را که با مردمى که خدا بر آنها خشم گرفته بود دوستى ورزیدند؟ بدینگونه که منافقان آن روزها با یهودیان هم پیمان شدند و به آنان اظهار دوستى و پشتیبانى (ولاء) کردند، یعنى به قلب دوستدارى و به عمل فرمانبردارى از آنان را اظهار داشتند و یهودیان جز مصداق کسانى که خدا بر آنها خشم گرفته بود، نیستند، همچنان که کسانى که دوستدار آنان گشتند از مصداقهاى دورویى و منافقانند. این واقعیّت و پدیده با هر دو مصداق خود در عصر حاضر نیز وجود دارد، ولى به صورتها و مصداقهاى مختلف، احزاب و شخصیتهایى گمراه هستند که در غرب و شرق با دشمنان امّت دوستى مى‏ورزند.471
به طوری کلّی منافقان به رغم نهی شدید قرآن، ارتباط درستی با بیگانگان برقرار میکنند. نظر اسلام ممنوعیّت دوستی در رابطه با رفتار سیاسی با بیگانگان است. اسلام ایجاد رابطهی دوستانه و خودی دانستن بیگانگان را ممنوع کرده است و دستور داده تا با دشمنان خویش هتککنندگان به ارزشها و مقدّسات اسلام برخورد منفی داشته باشید ولی منافقان با همهی فِرَق های بیگانه مرتبط بودهاند و رفتاری دوستانه داشتند.
برای روشن شدن موضوع، جا دارد در اینجا جریان نقش منافقان در فتنه‏های یهود را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دهیم: در تاریخ آمده است که جمعی از منافقان مدینه، کسی را به سراغ یهود «بنی نضیر» فرستادند و گفتند: شما محکم در جای خود بایستید، ما از شما حمایت می‏کنیم و با دو هزار نفر یاور شما هستیم . همین امر سبب شد که یهود بنی نضیر بر مخالفت ‏با پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) تشویق شوند. خداوند در قرآن خطاب به پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «آیا منافقان را ندیدی که پیوسته به برادران کافرشان از اهل کتاب می‏گفتند: هرگاه شما را (از وطن) بیرون کنند، ما هم با شما بیرون خواهیم رفت و هرگز سخن هیچ کس را درباره شما اطاعت نخواهیم کرد و اگر با شما پیکار شود یاریتان خواهیم کرد»472 البته خداوند با صراحت می‏افزاید: «خداوند شهادت می‏دهد که آنها دروغ گویانند»473 آری منافقان همیشه دروغگو بوده‏اند. خداوند در ادامه برای توضیح بیشتر درباره دروغگویی آنها می‏افزاید: «اگر آنها را بیرون کنند با آنان بیرون نمی‏روند و اگر با آن‏ها پیکار شود یاریشان نخواهند کرد و اگر (به گفته خود عمل کنند) و یاریشان نمایند پشت‏ به میدان کرده و فرار می‏کنند. سپس کسی آنها را یاری نمی‏کند».474 در آیه بعد خداوند به تشریح علت این شکست پرداخته، می‏گوید: «وحشت از شما در دلهای آنها بیش از وحشت از خدا است و این به خاطر آن است که آنها گروهی نادانند».475
قرآن با دو تشبیه جالب به داستان یهود بنی نضیر و منافقان اشاره کرده و موقعیت هر کدام از این دو گروه را مشخص می‏سازد. نخست می‏فرماید: داستان یهود بنی نضیر«همچون کسانی است که کمی پیش از آنان بودند (یهود بنی قینقاع) طعم تلخ کار خود را چشیدند و برای آنها عذاب دردناک است .»476 و بعد درباره منافقان می‏فرماید: «داستان آنها نیز هم چون شیطان است که به انسان گفت: کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم). اما هنگامی که کافر شد. (شیطان) گفت من از تو بیزارم. از خداوندی که پروردگار عالمیان است، بیم دارم‏»477
آری، چنین است ‏حال منافقان که دوستان خود را با وعده‏های دروغین و نیرنگ به وسط معرکه می‏فرستند. سپس آنها را تنها گذارده و فرار می‏کنند . کار منافق همین است که به دنبال افراد سرخورده و مخالف می‏گردد و اگر در تمام جهات با او قدر مشترک نداشته باشد، به همان مقدار که وجود مشترک موجود است، همکاری، بلکه اطاعت می‏کند. منافقان در مدینه نیز« به کسانی که از نزول وحی الهی (به پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) ناراحت ‏بودند، گفتند: ما در بعضی از امور از شما پیروی می‏کنیم‏».478 خداوند در پایان آیه منافقان را با عبارتی کوتاه تهدید می‏کند و می‏فرماید: «خداوند مخفی کاریها و اسرار آنها را می‏داند» . هم از کفر باطنی آنها و نفاقشان آگاه است و هم از توطئه چینیها با کمک یهود و به موقع آنها را مجازات خواهد کرد . جمعی از منافقان در جلسات دانشمندان یهودی می‏نشستند.479
3-3-3-2-2) ولایت ستیزی:
قرآن کریم در اینباره میفرماید:« وَ یَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ‏ وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ‏»480
مفسران گفتند: این آیه و آیه بعدى در حق مردى منافق آمد نام او (بشر) و خصمى یهودى که او داشت، خصومت آنها درباره زمینى بود، جهود او را به حکومت پیش رسول مى‏آورد و منافق مى‏گفت بر (کعب اشرف) شویم که مهتر جهودانست که در این حکومت محمد بر ما ظلم و حیف کند! خداى تعالى این آیه فرستاد و گفت: به زبان مى‏گویند که ما بخدا و پیامبران ایمان داریم و طاعت مى‏داریم آنگه برمى‏گردند و در حقیقت مؤمن نیستند و علامت نامؤمنى آنها اینست که چون ایشان را به خدا و رسول مى‏خوانند تا رسول حکم کند میان ایشان گروهى از آنها، ناگهان اعراض میکنند.481
از آنجا که طرح ولایت در اسلام پیریزی یکی از مهمترین مبانی نظریه سیاسی اسلام است.482 لذا قرآن کریم درجاهای مختلفی، نشانهی عمدهی نفاق را ولایت گریزی و ولایت ستیزی میداند و هشدار میدهد که منافقین با شیوههای مختلف با ولایت مبارزه میکنند
3-3-3-2-3) فرصت طلبی:
از دیدگاه قرآن، منافقان فرصت طلب میباشند. چون این گروه تنها حفظ منافعشان را مهم میدانند. قرآن این موضوع را چنین میفرماید:« الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ إِنْ کانَ لِلْکافِرِینَ نَصِیبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»483
صاحب تفسیر نمونه مینویسد: این آیه و آیات بعد قسمتى دیگر از صفات منافقان و اندیشه‏هاى پریشان آنها را بازگو مى‏کند، مى‏گوید: «منافقان کسانى هستند که همیشه مى‏خواهند از هر پیشامدى به نفع خود بهره‏بردارى کنند، اگر پیروزى نصیب شما شود فوراً خود را در صف مؤمنان جا زده، مى‏گویند آیا ما با شما نبودیم و آیا کمکهاى ارزنده ما مؤثر در غلبه و پیروزى شما نبود؟ بنابراین ما هم در تمام این موفقیتها و نتایج معنوى و مادى آن شریک و سهیمیم. اما اگر بهره‏اى از این پیروزى نصیب دشمنان اسلام شود، فوراً خود را به آنها نزدیک کرده، مراتب رضامندى خویش را به آنها اعلام مى‏دارند و مى‏گویند: «این ما بودیم که شما را تشویق به مبارزه با مسلمانان و عدم تسلیم در برابر آنها کردیم بنابراین، ما هم در این پیروزیها سهمى داریم» به این ترتیب این دسته با فرصت طلبى مخصوص خود، گاهى «رفیق قافله» اند و گاهى «شریک دزد» و عمرى را با این دو دوزه بازى کردن مى‏گذرانند! ولى قرآن سرانجام آنها را با یک جمله کوتاه بیان مى‏کند و مى‏گوید: بالاخره روزى فرا مى‏رسد که پرده‏ها بالا مى‏رود و نقاب از چهره زشت آنان برداشته مى‏شود. آرى! «در روز قیامت خداوند در میان شما قضاوت مى‏کند» (فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ) و براى این که مؤمنان واقعى مرعوب آنان نشوند در پایان آیه اضافه مى‏کند:«هیچگاه خداوند راهى براى پیروزى و تسلط کافران بر مسلمانان قرار نداده است» (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا)484
امام خمینی(ره) در وصیتنامهشان این مطلب را به خوبی به همه هشدار میدهند: «من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیّت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد»485
این موضوع در سخنان شهید مطهری نیز دیده میشود:« رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یک نهضت از آفتهای بزرگ هر نهضت است و وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه این گونه افراد را سدّ نمایند».486
3-3-3-2-4) تحقیر مؤمنان:
منافقان همانند دیگر، دشمنان انبیاء غیرتمندان دینی و مؤمنان واقعی را تحقیر مینمودند.« …وَ ما نَرى‏ لَکُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کاذِبِینَ‏»487:گفتند: اى نوح! ما در اطراف تو و در میان آنها که از تو پیروى کرده‏اند کسى جز یک مشت اراذل و جوانان کم سن و سال ناآگاه و بى‏خبر که هرگز مسائل را بررسى نکرده‏اند نمى‏بینیم.488
این آیه در مورد مشرکان زمان نوح میباشد، اما این کار در عصر پیامبر اسلام(ص) نیز چنین بوده است. حتی کار به جایی رساندند که انبیاء را به سفاهت نیز متهم میکردند.

مطلب مرتبط :   دریای، موافقت، سرزمینی، حقوق، دریایی،

3-3-3-2-5) فتنهگری:
یکی دیگر از ویژگی منافقان، فتنهگری است. قرآن کریم چنین میفرماید:«لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ‏ لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ کارِهُونَ‏»489
در این آیه این مطلب را بیان میکندکه: اگر آنان (منافقان) با شما بیرون مى‏شدند جز فساد نمى‏افزودند و خود را در میان شما جا مى‏زدند و شما را به فتنه مى‏انداختند و در میان شما کسانى هستند که از آنان سخن مى‏شنوند. اگر هم پیامبر به خاطر اجازه دادن به آنها مورد عقاب قرار گرفت براى این نبود که چرا به آنها اجازه داد که در جهاد شرکت نکنند بلکه براى این بود که چرا پیش از روشن شدن دروغگویى آنان به آنها اجازه داد.490
این آیه به ما هشدار می دهد که منافقین، در همه جا حتی در جنگ نیز هدفشان فتنهگری است. درشأن نزول آیه چنین آمده است که: این آیه درباره منافقان نازل شده است، جریان چنین است: زمانى که حضرت محمد(ص) براى جنگ تبوک از مدینه خارج شدند در محلى به نام «ثنیه الوداع» فرود آمدند و عبد اللّه بن ابىّ با دوستان خود در«ذى حده» که پائین‏تر از «ثنیه الوداع» است منزل گزیدند، این دو مکان فاصله زیادى با یکدیگر نداشت. هنگامى که پیغمبر اکرم از آنجا به سوى تبوک روان شدند، عبد اللّه ابن ابى با دیگر منافقان که اهل شک بودند، از آنجا تخلف کردند و به مدینه بازگشتند. پس اللّه تعالى براى این که فرستاده خود را تسلى دهد و او را در سختیها امر به صبر کند، آیه «لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا» را فرو فرستاد.491
3-3-3-2-6) ایجاد جنگ روانی:
قرآن هدف جنگ روانی منافقین را، چنین تبیین مینماید: که هدف آنها ایجاد دلهره و اضطراب در جامعه میباشد تا با این کار روحیهی عمومی تضعیف و یأس بر جامعه حاکم شود تا اعتماد عمومی نسبت به مسئولان سلب گردد که نتیجهاش فاصله بین نظام و مردم است. قرآن کریم در این زمینه چنین میفرماید:« وَ إِذْ قالَتْ طائِفَهٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یَثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ

مطلب مرتبط :   ترمیمی، مجازات، تعویق، کیفری، متهم، عدالت