دانلود پایان نامه
4-3- موانع تاثیرگذار بر روند تعامل ایران و مصر
همانطور که ذکر شد از جمله دلایل قطع روابط ایران و مصر حضور شاه فراری در مصر و عدم تحویل آن بود موضوع دیگر رابطه با اسرائیل و آمریکا و کمک های نظامی به عراق اشاره کردیم از طرفی ایران هم بعد از مرگ انورسادات یکی از خیابان های شهر تهران را به نام قاتل سادات نام گذاری کرد و او را به عنوان نماد مقاومت اسلامی معرفی کرد هر چند دیگر دوران دیکتاتوری های مصر به پایان رسیده ولی سادات یک مقام سیاسی مصر بوده و این نام گذاری وجهه خوبی برای ایجاد تعامل ندارد.
البته موارد ذکر شده قضایای تاریخی بود که به روند این ارتباط امکان سایه انداختن دارد ولی آنچه بیش از همه مهم است نحوه بازنگری در سیاست خارجی برای ایجاد ارتباط با یکدیگر است اینکه چطور بعد از 30 سال قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور به یکباره و در مدت زمان کوتاهی اعتماد طرفین نسبت به هم جلب شود از طرف دیگر مصر با بحران اقتصادی رو به رو است که بیشتر از همیشه نیازمند کمک های میلیارد دلاری آمریکا برای تامین امنیت اسرائیل است. به طوری که فهمی هویدی از نویسندگان مصر می گوید به نفع آمریکاست که ایران ومصر از هم دور باشند و مصر در این بین بیشتر چشم به دست آمریکا دارد چرا که اگر آمریکا 80روز صادرات گندم به این کشور را قطع کنند نانی برای خوردن در مصر پیدا نمی شود(ولدانی،1381،ص19-22)
یکی از موانع موثر روی رابطه ایران و مصر رقابت این دو کشور به عنوان دو قطب هم سنگ و دارای پتانسیل و سابقه مشابه در منطقه خاور میانه است که این رقابت گریز ناپذیر است. (مسجد جامعی، 1390)
یکی دیگر از موانع را می توان ارتش مصر دانست. ارتشی که از دوران جمال عبدالناصر به بعد یکی از ارکان قدرت مند در تاریخ مصر محسوب می شود.(روزنامهی خبر ،1389) حکومت 30 ساله مبارک برمصر سبب گشت تا عوامل و عناصر وابسته و هم فکر وی در ارتش نفوذ کنند و با توانایی های خود بر روند تصمیم گیری های کلان کشور درباره آمریکا و ایران تاثیر بگذارند .
از مشکلات دیگر برای ایجاد ارتباط مردم مصر هستند کرم من الله سید از تحلیل گران مصری می گوید ملت مصر به دو دسته تقسیم می شوند یکدسته که معتقدند روابط با ایران به نفع تهران-قاهره است و دسته دوم کسانی هستند که از ارتباط با دولت شیعی می هراسند (مشرق،1390)
شاید موانع دیگر را نوع طرز فکر متفاوت دو کشور خواند اسلامی خواندن انقلاب مصر باعث شد که اخوان در مصر نسبت به این جهت گیری ایران واکنش نشان دهد و اعلام کند که قیام مردم مصر شامل همه اقشار این کشور وتمامی نگرش های سیاسی موجود در مصر است ویک انقلاب اسلامی نیست(یورو،1390)
همان طور که ذکر شد اندیشه های مردمی توان بسیار زیادی در تعین سیاست داخلی وخارجی در کشور مصر را دارند به نحوی که انتخاب هر سیاستی در مصر که بر خلاف عقاید مردمی باشد با اعتراضاتی مواجه می شود که احتمال به وجود آمدن ناامنی در مصر را افزایش می دهد پس توجه به خواسته های مردمی و حمایت از آنها می تواند عامل ایجاد نفوذ سایرکشورها درمصر باشد.
یکی از مهم ترین مسائلی که دو کشور را قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران در مقابل یکدیگر قرار داده منافع ایران و مصر در خلیج فارس است. خلیج فارس منافع ملی حیاتی ایران را متبلور می سازد. مصر نیز دارای علائق و منافعی در خلیج فارس است. همکاری اقتصادی مصر با کشورهای این منطقه، حضور تعداد زیادی از نیروی کار مصر در این کشورها، تأمین تعداد زیادی از گردشگران مصر از حوزه خلیج فارس و اینکه مصر همیشه موضوع وحدت عربی را پیگیری کرده، و سعی در رهبری جهان عرب داشته، باعث شده است که مصر به مسائل این منطقه توجه داشته باشد و خود را به عنوان حافظ منافع عرب و سخنگوی این کشورها نشان دهد. به همین دلیل مصر از زمان ناصر به بعد در مسائل خلیج فارس و در واقع در حوزه نفوذ ایران ایفای نقش کرده است، که پیامد آن حضور ایران در حوزه نفوذ مصر بوده است. مصر در دهه های گذشته در تحریک شیخ نشین های خلیج فارس در برابر نفوذ ایران و دامن زدن به ناسیونالیسم عربی، کاربرد نام خلیج باصطلاح عربی برای خلیج فارس و مسئله ادعاهای امارات متحده عربی نسبت به جزایر ایرانی و نظام امنیتی خلیج فارس نقش برجسته ای داشت است.
بعد از انقلاب مصر و سرنگونی مبارک نیز همانند گذشته یکی از عوامل مهم تعیین کننده روابط ایران و مصر، مسائل جهان عرب و به ویژه خلیج فارس است. تأکید بر وحدت جهان عرب در پیش نویس قانون اساسی مصر، خود مهر تأییدی بر این مسئله است. در بند یازده مقدمه پیش نویس قانون اساسی جدید مصر تحت عنوان “وحدت آرزوی جهان عرب” چنین آمده است: “وحدت آرزوی جهان عرب و ندای تاریخ و فراخوان آینده و ضرورتی برای تعیین سرنوشت خویش است که جز با حمایت امت عربی از آن، محقق نخواهد شد. این وحدت بر تحقق تکامل و برادری با مجموعه کشورهای رود نیل و جهان اسلام متکی است.” (میراحمدی،1391)
می توان گفت بعد از انقلاب مصر، دو مسئله در سطح منطقه در روابط ایران و مصر تأثیرگذار بوده است. نخست، بحران سوریه که دو کشور رویکرد متفاوتی نسبت به بحران سوریه داشته اند. مصر با مخالفان سوریه همراهی می کند و ایران با رژیم سوریه. در این راستا محمد مرسی در دیداری که با علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران در مصر داشت، به صراحت مسأله سوریه و حمایت ایران از بشار اسد را از عوامل مهم تأثیر گذار در روابط دیپلماتیک دو کشور دانسته است. شیخ الازهر نیز از رئیس جمهور ایران که جهت شرکت در اجلاس سازمان همکاری های اسلامی در این کشور حضور داشت، خواست که برای توقف درگیری ها در سوریه تلاش کند.
مساله بعدی ، امنیت خلیج فارس است. همانطور که مطرح شد، منطقه خلیج فارس از یک سو منطقه نفوذ ایران است. از سوی دیگر مصر نیز علاوه بر داشتن منافع اقتصادی، سیاسی و اشتراکات فرهنگی و مذهبی در منطقه خلیج فارس، نگران نفوذ ایران در میان شیعیان این منطقه به ویژه بحرین است. به طوری که شیخ الازهر در دیدار با رئیس جمهور ایران در مصر، خواست که ایران از “مداخله” در کشورهای عربی خلیج فارس به ویژه بحرین خودداری کند.
در این بخش به عمده ترین مولفه های تاثیرگذار موجود بر رابطه ایران و مصر به تفصیل اشاره می گردد:
4-4- نقش امریکا و اسرائیل در روابط ایران و مصر
از دید آمریکا خاورمیانه منطقه ای با منابع حیاتی برای این کشور است و باید از آن محافظت گردد. به همین دلیل بعد از جنگ جهانی دوم، دکترین ترومن به خاورمیانه گسترش یافت تا حدی که به امپراتوری انگلیس در منطقه نقش فرعی داده شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امریکا در منطقه خاورمیانه اهداف متعددی را تعقیب کرده است. رویارویی با شوروی، تامین امنیت رژیم صهیونیستی، حمایت از حکومت های دوست در منطقه، مقابله با تهدید بنیادگرایی اسلامی در دوران بعد از جنگ سرد، مبارزه با تروریسم، جلوگیری از تولید، تکثیر و گسترش سلاح های کشتارجمعی، تضمین امنیت عرصه انرژی، همکاری نزدیک با کشورهای استراتژیک، حمایت از گسترش بازارهای آزاد، حمایت از شرکت های آمریکایی در سرتاسر جهان، تقویت رشد و توسعه اقتصادی.
اهداف استراتژیک رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه نیز عبارتند از: تامین امنیت، کسب مشروعیت و سلطه گری در منطقه. این رژیم برای اعمال نفوذ خود از روش های مختلفی بهره می برد که شامل، زمینه سازی روانی، بهره برداری از اقلیت های یهودی، روابط ویژه به طور اخص با ایالات متحده امریکا.
هم ایران، امریکا، رژیم صهیونیستی و مصر دارای اهداف و منافعی هستند که این اهداف نه تنها هماهنگ و هم سو نیستند بلکه گاه در تعارض و تضاد با هم قرار دارند. همه دولت ها در راستای رسیدن به اهدافشان از نقش خود غفلت نکرده و برای به حداکثر رساندن منافع و حفظ هویت و تمامیت ارضی خود می کوشند.
4-5- تاثیر تحولات اخیر و برکناری مرسی بر رابطه ایران و مصر
با توجه به اینکه امروز مصر درگیر بحران و نابه سامانی های داخلی است و جامعه مصر با تضاد گفتمانی ناشی از اختلاف میان جریان اسلامگرا وغیراسلامگرا با شکاف عمیقی روبروشده ودر نبود بستر لازم برای تحقق آرمانهای قیام 2011 از جمله آزادی های سیاسی و رفاه احتماعی وامنیتی، شرایط برای دخالت وباز گشت نظامیان به عرصه قدرت بار دیگر فراهم شده است. نهاد نظامی هم با سو استفاده از بی تدبیری رهبران اخوان المسلمین در امر حکومت داری و سپردن زمام امور به فرد بی تجربه وشخصیت فاقدکاریزماتیک نهایت بهره را برده و درپاسخ به خواست مخالفین، مرسی را عزل و با سرکوب خونین، آرامش نسبی را در کشور برقرارساخته است.