دانلود پایان نامه
استفاده از روش مهندسی معکوس برای کشورهای در حال توسعه یا عقب مانده روش بسیار مناسبی جهت دسترسی به فن آوری، رشد و توسعه ی آن می باشد. این کشورها که در موارد بسیاری از فن آوری ها در سطح پایئنی قرار دارند، در کنار روش ها و سیاست های دریافت دانش فنی، مهندسی معکوس را مناسب ترین روش دسترسی به فن آوری تشخیصی داده و سعی می کنند با استفاده از روش مهندسی معکوس، اطلاعات و دانش فنی محصولات موجود، مکانیزم عمل کرد و هزاران اطلاعات مهم دیگر را بازاریابی کرده و در کنار استفاده از روش های ساخت قطعات، تجهیزات، تسترهای مورد استفاده در خط مونتاژ و ساخت مانند قالب ها، گیج و فیکسچرها و دستگاههای کنترل، نسبت به ایجاد کارخانه ای پیشرفته و مجهز جهت تولید محصولات فوق اقدام نمایند. همچنین ممکن است مهندسی معکوس، برای رفع معایب و افزایش قابلیت های محصولات موجود نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
نرخ بازده دارایی ها و رابطه آن با مدیریت هزینه:
یکی از نسبت هایی که کارآیی مدیریت را نشان می دهد، بازده دارایی ها است و بیانگر سودی است که به ازای هر واحد دارایی شرکت کسب می شود. دارایی شامل پول نقد، حساب های دریافتنی، املاک، ماشین آلات و موجودی انبار می باشد.
نرخ بازده دارائیها (Return Of Assets) به عنوان شاخص اندازه گیری عملکرد مالی شرکت در جهت تامین کارایی عملیاتی تعریف می شود (Hambrick,Berman1983, Wicks.Kota,Johnes1999). دستیابی به بازده بالاتر هدف اصلی اکثر شرکت ها می باشد. به علاوه، نرخ بازده دارائیها به طور وسیعی توسط مدیران و تحلیل گران به عنوان معیار اندازه گیری عملکرد شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد(Bettis 1981).
مطلعات مختلفی در خصوص استفاده از نرخ بازده دارائیها بعنوان معیار عملکرد مالی شرکت در حوزه مطالعات استراتژیک صورت پذیرفته است (Bae,Gargiulo,2004 Bettis,1981
(Hitt,1977,Venkataraman,Ramanujam,1986Waddock Graves 1997).
هامبریک (Hambrick 1983) ابعاد زیر بنایی و اساسی رهبری هزینه پورتر را مورد بررسی قرار داد. او معتقد است که بعد اصلی استراتژی رهبری هزینه ، کارایی است. یعنی درجه ای که در آن ورودی هر واحد به خروجی آن پائین است. او همچنین استدلال می کند که کارائی می تواند از طریق استفاده صرفه جویانه از دارایی ها به دست آید. (Hambrick& Macmillan,1984) در صورتیکه شرکت های پیرو استراتژی رهبری هزینه در به کارگیری حداقل دارایی های مورد نیاز جهت دستیابی به نتایج تجاری مورد نظر موفق شوند، عملکرد شرکت بهبود خواهد یافت.(Hambrick,1983 Miller,1987 Porter 1980) چنین شرکت هایی نسبت به موارد زیر توجه بیشتری مبذول می دارند.
استفاده از دارائی ها، بهره وری کارکنان و هزینه های اختیاری، مشتریان چنین شرکت هایی عمدتا محصولات آنها را خریداری می نمایند زیرا این شرکت ها در تولید محصولاتی معادل با محصولات رقبایشان کمتر هزینه می کنند که این امر از طریق حداقل کردن استفاده از دارایی ها برای هر واحد محصول توجیه پذیر است. به طور کلی در این پژوهش رابطه بین نرخ بازده دارایی ها (ROA) و مدیریت هزینه توسط معادلات زیر بیان شده اند:
ROA i,t = a 0 + a 1 Efficiency + r i+t: معادله 1
معادله 1 تاثیر اعمال استراتژی مدیریت هزینه را بر عملکرد شرکت مورد بررسی قرار می دهد.
در این معادله: ROA i,t: (سود خالص/ کل دارایی ها) بازده دارایی های شرکت i در سال t
Efficiency i,t: به استراتژی اشاره دارد که شرکت i در دوره t از آنها پیروی می نماید. بر اساس فرضیات این پژوهش که در بالا به آنها اشاره شد انتظار می رود در حالی که استراتژی مدیریت هزینه تاثیر مبتنی بر عملکرد شرکت داشته باشند، تاثیر استراتژی مدیریت هزینه در بلند مدت ناچیز خواهد بود. پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر این استراتژی بر عملکرد آتی شرکت ها، معادله زیر را برآورد می نماید که شامل ROA آتی به عنوان متغیر وابسته جهت کنترل عملکرد جاری می باشد.
ROA i,t+Y= a0+a1 ROA i,t+ a2 Efficiency i,t+ri,t: معادله 2
معادله 2: میزان توانایی شرکت ها را جهت حفظ عملکرد ROA در آینده بر اساس استراتژی به کار رفته در دوره t مورد بررسی قرار می دهد.
در این معادله:
ROA i,t+j: بازده دارایی های شرکت i به ترتیب در دوره های t+1, t+2, t+3 می باشد.
معیارهای کمی کردن استراتژی مدیریت هزینه
استراتژی مدیریت هزینه را با استفاده از 3 معیار زیر عملیاتی می نمایند.
نسبت فروش به مخارج سرمایه ای ( مخارج سرمایه ای/فروش) این نسبت برابر است با فروش های خالص تقسیم بر مخارج سرمایه ای اموال, ماشین آلات و تجهیزات
نسبت فروش به دارایی ها (دارایی/ فروش) این نسبت برابر است با فروش خالص تقسیم بر خالص ماشین آلات و تجهیزات.
نسبت کارکنان به دارایی ها (دارایی ها/ کارکنان)
این نسبت برابر است با جمع تعداد کارکنان تقسیم بر کل دارایی ها. سرمایه گذاری در داراییهای سرمایه ای به منظور تامین گزینه های استراتژیکی شرکت لازم و ضروری است.( Gale 1980 Porter 1980) نسبت فروش به مخارج سرمایه ای و نسبت فروش به دارایی ها, معیارهای کارایی شرکت در استفاده از دارایی های سرمایه ای در تولید درآمد است، در حالی که نسبت کارکنان به دارایی ها استفاده از منابع شرکت توسط کارکنان شرکت را اندازه گیری می نماید.(Hambrick 1983 ha,Nair 1995) این معیار ها صرفه جویی دارایی های شرکت را مورد بررسی قرار می دهد.