دانلود پایان نامه
محصولی ندارد بلکه تکمیل کننده 3 نگرش اولیه است
اقتضایی
تشخیص مصلحت، ضرورت و تبدیل تئوری به عمل براساس شرایط
محصولی ندارد بلکه تکمیل کننده 3 نگرش اولیه است
استراتژیک
سطح بندی تمام موضوعات در دو سطح استراتژیک و عملیاتی
محصولی ندارد بلکه تکمیل کننده 3 نگرش اولیه است
جدول 2-1) مقایسه نگرش های مختلف به مدیریت
مفهوم استراتژی: یک استراتژی عبارت است از برنامه جامع و همه جانبه که نشان می دهد شرکت چگونه به ماموریت و هدف های خود دست یابد (هانگر و ویلن, ترجمه اعرابی و ایزدی, 1381: 24). آندره بوفر در “مقدمه ای بر استراتژی” , استراتژی را اساس و اصول راهنما, فلسفه و اندیشه عملی و تجربی تعریف کرده است. (بوفر, ترجمه فروزنده دهکردی, 1385: 3)
دفت می گوید استراتژی عبارت است از یک برنامه برای ایجاد رابطه متقابل با عوامل محیطی که معمولا ضد و نقیض هستند جهت تامین هدف های سازمان. برخی از مدیران هدف را مترادف استراتژی می دانند, ولی از دید وی هدف مشخص می کند که سازمان به کجا می خواهد برود و استراتژی تعیین کننده شیوه رسیدن به آنجاست. (دفت, ترجمه پارساییان و اعرابی, 1377: 54)
کیفیت انتقال مسیر
پیش تر بیان شد نگرش استراتژیک مسائل و موضاعات را در سطح ذهنی, مفهومی یا نظری در نظر می گیرد. بنابراین استراتژی نیز به صورت ذهنی ومفهومی بیان می شود و هیچ گاه نمی تواند به صورت عینی و عملیاتی مطرح شود. به عبارتی دیگر, استراتژی “جهت گیری کلی حرکت سازمان جهت نیل به طرف وضعیت مطلوب در سطح ذهنی و مفهومی” می باشد. این تعریف به خوبی توسط اعرابی (1370) در نمایش شماره 2-1 نشان داده شده است.
ورای زمان و مکان

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –
دارای زمان و مکان
شکل 2 مفهوم استراتژی در سطح ذهنی و مفهومی
حرکت عبارت است از رهایی تدریجی چیزی از قوه و استعداد و رسیدن به فعلیت. حرکت در همه شئونات جهان حکمفرما می باشدو از دیدگاه متالهین, جهان و هر چه در اوهست مخلوق خداوند حکیم است و این خلق و ایجاد, حکمت و غایتی دارد که همه را به سوی آن سیر می کنند. در لحظه ای که موجودات متحرک به کمال و غایت خویش برسند از حرکت باز می ایستند, پس از وصول هم, دیگر معنی و مفهومی نخواهد داشت, بنابراین باید کمال خلقت در مرتبه ای باشد که رسیدن و وصول موجودات بدان و گذشتن از آن ممتنع باشد و صرفا میل به طرف آن در عینیت نمود یابد, به این ترتیب باید غایت کمال خلقت فارغ از زمان و مکان و ورای آن بوده به طوری که در بستر زمان و مکان, وصول بدان ممتنع باشد. از این مطلب نکته ای دانسته می شود و آن اینکه چنانچه غایت و کمال ورای زمان باشد اساسا باید از تغییراتی که در بستر زمان و مکان حادث می شود, تاثیر پذیرد, بنابراین غایب و کمال مقوله ای است که نسبت به زمان و مکان ثابت است و تحت تاثیر تغییرات زمان و مکان متحول نمی شود, که از آن به “وضعیت مطلوب” تغییر می کنیم. هر حرکتی به صرف اینکه حرکت است دارای “جهت” است و به تعبیر دیگر چون حرکت مشی به سوی غایتی است لذا حرکت بودن “جهت” ممتنع است و نظر به اینکه غایت حرکت ورای زمان و مکان است لذا “جهت حرکت” نیز مقوله ای ورای زمان و مکان می باشد و ما از این مفهوم به “جهت کلی حرکت” یا “استراتژی” تعبیر می کنیم و آن را همانند وضعیت مطلوب از تاثیر زمان و مکان مصون دانسته و در حال حرکت و راستای استراتژی انجام می شود. (اعرابی, 1370: 21-20)
سطوح استراتژی
بیشتر سازمان ها بجای اتخاذ یک استراتژی جامع و واحد, از مجموعه ای از استراتژی های مرتبط استفاده می کنند که هر یک در سطوح مختلفی از شرکت طراحی می شوند. سه سطح مهم استراتژی در بیشتر سازمان های بزرگ چند محصوله عبارتند از: 1) استراتژی بنگاه (شرکت) (Corporate Strategy), 2) استراتژی کسب و کار (تجاری) (Business Strategy)3) استراتژی کارکردی (وظیفه ای) (functional Strategy) که بر روی یک محصول – بازار خاص متمرکز شده اند (مانند واکر و همکاران 2003, ویلن و هانگر 1992). هر استراتژی علاوه بر پاسخگویی به شرایط محیطی, با استراتژی های سطوح دیگر و نیز با نقاط قوت و شایستگی های رقابتی واحد تجاری مربوط وبا سطح شرکت به عنوان یک مجموعه واحد هماهنگ می باشد (واکر و همکاران, 2003: 10-9). هر یک از سطوح استراتژی با سایر سطوح استراتژی تعامل نزدیک و هماهنگی دارد و اگر کل شرکت بخواهد موفق شود باید این سه سطح یکپارچه باشند. سه مرحله اصلی در الگوی مدیریت استراتژیک (تدوین, اجرا, ارزیابی و کنترل) برای تمام سطوح استراتژی صادق می باشد (هر یک از سطوح دارای این سه مرحله اصلی هستند).
هر سطح استراتژی, محیط استراتژیک سطح پایین تر را شکل می دهد به این صورت که اجرای استراتژی سطح بالاتر برابر است با تدوین استراتژی سطح پایین تر (ویلن و هانکر, 1992: 23). نمایش شماره 2-2 این رابطه را نشان می دهد. در بعضی سازمان های کوچک تر نیز سطح اول و دوم با یکدیگر ادغام می شوند و یک سطح بوجود می آید.
شکل 3 استراتژی سطح شرکت