دانلود پایان نامه
پورتر (Porter,1980) نظریه ای را ارائه می دهد که در این نظریه دو استراتژی کلی را بیان می نماید. او معتقد است استراتژی هایی که یک شرکت می تواند جهت دستیابی به مزیت رقابتی به کار گیرد:
استراتژی مدیریت هزینه
استراتژی تمایز در محصول
شرکت هایی که استراتژی مدیریت هزینه را پذیرفته اند، از طریق قیمت تمام شده پایین تر محصول نسبت به رقبای خود، قادر خواهند بود سهم بازار خود را افزایش دهند. این شرکت ها جهت دستیابی به رهبری هزینه باید فعالیت هایی را انجام دهند تا بتوانند در تهیه مواد اولیه، تولید، فروش و حمل محصولات و خدمات بهتر وسیع تر ارزان تر، و با نهاده (ورودی) های کمتر از رقبایشان عمل کنند. از سوی دیگر، شرکت هایی که استراتژی تمایز محصول را به کار می گیرند می توانند از طریق فراهم کردن محصولات و خدماتی که کیفیت منحصر به فردی داشته و مورد علاقه مشتریان است به مزیت رقابتی دست یابند. این امر سبب می شود تا چنین شرکت هایی بتوانند صرف قیمت را نیز به مشتریان خود تحمیل نمایند.
بنابراین می توان گفت شرکت هایی که استراتژی مدیریت هزینه را به کار می گیرند اصولا مزایایی را به دست می آورند که این مزایا بر پایه کارایی عملیاتی مبتنی است. اما باید توجه داشت از آنجایی که این مزایا به آسانی توسط رقبا قابل تقلید است، عملکرد بهتری که توسط چنین شرکت هایی (شرکت های پیرو استراتژی مدیریت هزینه) به دست می آید با گذشت زمان از بین خواهد رفت.
از آنجا که کلید اصلی موفقیت در سرمایه گذاری ها تعیین مزیت رقابتی خاص هر شرکت و از همه مهمتر دوام و پایستگی این مزیت می باشد، لذا نتایج تحلیل های تجربی این مفاهیم استراتژی می تواند درک مفیدی را برای افراد حرفه ای فراهم آورد تا آنها نیز بتوانند عملکرد آتی شرکت ها را تحلیلی کرده و آن را پیش بینی نمایند. نیازهای ضروری روزمره و آتی، سازو گاری و هماهنگی جهت ماندگاری سازمان و حمایت بخش های مختلف آن در زمان بلوغ، جلوگیری از اتلاف منابع و تمرکز بخشیدن به اقدامات از راه تدوین استراتژی میسر می گردد. استراتژی هر سازمان وابسته به تعاریف رقابت و رقابت پذیری و رویکردهایی است که آن سازمان اتخاذ نموده است. بنابراین وجود استراتژی ها می تواند به شرکت ها کمک نماید تا در محیط رقابتی پیشرفته امروزی قادر باشند مزیت رقابتی خود را حفظ نمایند. بعلاوه بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت اعمال استراتژی بصورت کاربردی، زمینه را برای پی ریزی روش های مطلوبتر، حذف و بهبود موقعیت رقابتی فراهم می آورد. نظر به اینکه دو عامل اصلی تغییرات تکنولوژی و رقابتهای جهانی بر عملکرد سازمان های امروزی اثری فوق العاده و چنانچه سازمانی خود را با این دوعامل هماهنگ و همراه نکند در بلندمدت از رقبا خواهد ماند، توجه ویژه به مدیریت هزینه جهت افزایش سودآوری و باقی ماندن درصحنه رقابت ضروری به نظر می رسد. با توجه به اینکه بخش های خدماتی در اقتصاد فعلی کشور در حال رشد و گسترش سریع است، به موازات آن تکنیک های حسابداری مدیریت نیز باید با توجه به نیازهای اطلاعاتی واحدهای فعال در این بخش مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته و با این نیازها هماهنگ شوند. تفاوت اساسی بین موسسات خدماتی و تولیدی آن است که اغلب خدمات همزمان با تولید به مصرف می رسند، به بیان دیگر نمی توان خدمات را همانند کالاها در انبار نگهداری کرد، اما بسیاری از تکنیک هایی که برای اندازه گیری بهای تمام شده و سنجش عملکرد واحدهای تولیدی ابداع شده، در بخش خدمات نیز با موفقیت به کار گرفته شده است، پس در راه توسعه روش های حسابداری مدیریت، همواره باید نیازمندی های واحدهای مختلف بخش های خدماتی نیز مد نظر قرار گیرد.
هدف دو استراتژی رهبری قیمت و تمایز، تصاحب کل بازار و هدف استراتژی تمرکز، بخش یا بخش های کوچکی از بازار است.
استراتژی رهبری قیمت ها
از بین سه استراتژی مطرح شده، رهبری قیمت در بازار آشناترین استراتژی است. هدف این استراتژی رسیدن به موقعیت ارزان ترین تولید کننده محصول یا خدمات در بازار است. اتخاذ چنین استراتژی هنگامی که بنگاه به مواد اولیه یا تکنولوژی تولید پیشرو دسترسی مناسب یا بازده صعودی به مقیاس دارد، بسیار متمرکز است. بنگاهی که با این استراتژی در صنعت فعالیت می نماید تمامی بازار را تحت پوشش خود قرار می دهد و حتی در صنایع مرتبط نیز وارد می شود. این بنگاه نه تنها از تمامی ظرفیت های موجود برای تولید ارزان ترین محصول استفاده می کند، بلکه دائما در حال بهبود عملکرد و افزایش بازدهی خود است و روش های نوینی را برای تولید و ارائه ارزان تر محصول ابداع می کند. چنین بنگاه هایی محصولی استاندارد با کیفیت و بدون ویژگی هایی خاص را به بازار عرضه می نمایند. در این حالت بنگاه می تواند قیمت خود را به بازار دیکته کند و از این طریق عرصه را بر رقبای خود تنگ نماید، به طوری که توجیه اقتصادی تولید برای بنگاه های رقیب از بین برود. دریافت سود کمتر در کنار فروش بیشتر چنین شرکت هایی را به رهبری بازار رهنمون می شود.
در این استراتژی مدیریت درصدد کاهش دادن هزینه ها بر می آید و می کوشد از طریق کاهش دادن هزینه ها در مقایسه با شرکت های رقیب به سهم بیشتری از بازار دست یابد. سازمان بی مهابا در صدد افزایش کارایی بر می آید. در اجرای این استراتژی حفظ ثبات و پایداری در اولیت قرار می گیرد و شرکت به فکر نوآوری و خطرپذیری نیست بلکه به دنبال عرضه محصولات و خدمات به قیمت های رقابتی است. البته از کیفیت محصولات نمی کاهد و به سودی معقول تن در می دهد. شرکتی که از این شیوه مدیریت استفاده می کند می تواند در برابر شرکت های رقیب ایستادگی کند زیرا مشتریان نمی تواند محصولاتی با کیفیت بالا و قیمت ارزان تر پیدا کنند. شرکت ها می توانند جهت دستیابی به مدیریت هزینه تاکتیک های متفاوتی را اعمال کنند.
این تاکتیک ها عبارتند از:
استفاده از امکانات (تسهیلات) در مقیاس وسیع
بهبود فرآیند
حداقل کردن هزینه
مدیرت کیفیت جامع
الگو برداری و کنترل هزینه های سربار
استفاده بهینه از تمامی آن ها به منظور حذف انحرافات نامساعد.
محصولی که با هزینه نسبتا پایین تولید می شود و در دسترس گروه وسیعی از مشتریان قرار می گیرد، اغلب محصولی است که تزئینات خاص نداشته و در آن تمایز چندانی نیز وجود ندارد. حفظ این استراتژی مستلزم تلاش های مستمری جهت کاهش هزینه ها در تمام جنبه های تجارت است. استراتژی مدیریت هزینه معمولا جهت طراحی محصول مستلزم مهارت زیادی در مهندسی فرآیند تولید می باشد تا بتوان به تولیدی کارا و سرمایه گذاری عمده ای در دارایی های مولد دست یافت.
فنون عمده در استراتژی مدیریت هزینه:
برای تجزیه و تحلیل استراتژیک ساختار هزینه های شرکت و رقبا از فنون عمده زیر در استراتژی مدیریت هزینه استفاده می شود:
الف) مقایسه سنجی هزینه (مهندسی معکوس):
این فن روشی برای شناخت هزینه های محصول و فرآیندهای رقبا و یافتن راه های بهبود هزینه های محصول و فرآیندهای شرکت می باشد. در این روش، متخصصین و رشته های مختلف علوم پایه و کاربردی از قبیل مکانیک، فیزیک، اپیتک، مکاترونیک، شیمی، پلیمر، متالوژی، الکترونیک و … جهت شناخت کامل نحوه عملکرد یک محصول که الگوی فن آوری مذکور می باشد تشکیل گروه های تخصصی داده و توسط تجهیزات پیشرفته و دستگاههای دقیق آزمایشگاهی به همراه سازماندهی مناسب تشکیلات تحقیقاتی و توسعه ای سعی در به دست آوردن مدارک و نقشه های طراحی محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازی و ساخت نیمه صنعتی در صورت لزوم، تولید محصول فوق طبق استاندارد فنی محصول الگو انجام خواهد شد.