دانلود پایان نامه
برقراری هماهنگی استراتژیک همواره با تغییرات همراه است و این تغییر از سطح استراتژیک شروع می شود, بررسی عوامل محیطی و سازمانی, تغییرات استراتژیک مطلوب (مورد انتظار) را نمایان می کند. تهدیدهای محیطی و نقاط ضعف داخلی “ضرورت تغییر” را بوجود می آورند. از طرف دیگر, فرصت های محیطی و نقاط قوت داخلی “ایده” برای تغییر را مشخص می سازند. زمانی که تغییرات استراتژیک واقعی (انجام شده) با تغییرات مطلوب (مورد انتظار) مقایسه می شوند, درجه هماهنگی, عدم هماهنگی پویا از این مقایسه مشخص می شود, درجه ای که بر عملکرد سازمان تاثیر می گذارد.
ادبیات تغییر استراتژیک و سازگاری نشان می دهد که سازمان ها یک دوره پایداری نسبی و تعادل را طی می کنند: با تاکید بر این که در بعضی زمان ها “انقلاب هایی” که عدم تعادل واگرایی را به همراه دارند نیز در پیش خواهند بود. مفهوم “هماهنگی پویا” تاکید می کند که نقش اصلی مدیریت ارشد ایجاد هر دو مورد نظم و هرج و مرج (آشوب) (Chaos) می باشد.
مدیریت بایستی سخت تلاش کند تا استراتژی, سیستم ها و فرآیندهای سازمانی را با هم همسو نماید تا عملکرد بالا حاصل شود. به هر حال, مدیریت نباید بگذارد که سازمان از خود راضی شود, به محض اینکه یک تعادل یا یک توازن حاصل شد, باید خرابش کرد. سازمان باید تلاش کند تا قابلیت های جدیدی کسب کند تا بتواند در آینده به جایگاه مورد نظر دست یابد. (فیگن بام و همکاران: 1996: 230)
مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک تصمیمات و فعالیت های یکپارچه در جهت توسعه استراتژی های موثر، اجرا و کنترل نتایج آنهاست .بنابراین مدیریت استراتژیک فعالیت های مربوط به بررسی ، ارزشیابی و انتخاب استراتژی ها ، اتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژی ها و در نهایت کنترل فعالیت های انجام شده را در برمی گیرد.
صاحبنظران تعاریف متعددی از مدیریت استراتژیک مطرح نمودند که در زیر به بعضی از آنها اشاره می شود. همه آنها در این موضوع اشتراک دارند که مدیریت استراتژیک با تدوین (برنامه ریزی با انتخاب), اجرا و ارزیابی (و یا کنترل) استراتژی سر و کار دارد.
هنر و علم تدوین, اجرا و ارزایابی استراتژی (دیوید, ترجمه پارساییان واعرابی, 1380: 124)
بررسی محیطی, تدوین استراتژی, اجرای استراتژی, ارزیابی و کنترل (هانگر وویلن, ترجمه اعرابی و ایزدی,1381: 15)
تصمیم گیری در مورد جهت گیری آینده سازمان, انتخاب جهت گیری و اجرای آن در تصمیمات (پهلوانیان, 1385: 49)
پیش بینی نیاز به تغییر یا اصلاح استراتژی فعلی, تمهید و گزینش استراتژی مناسب, عملی ساختن یا اجرای استراتژی (رحمان سرشت, 1384: 32)
ضرورتهای استفاده از مدیریت استراتژیک
با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می توان به ضرورت استفاده از آن پی برد . با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی ، لزوم بکارگیری برنامه ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیش از گذشته ملموس می شود . این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست . مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا ، آینده نگر ، جامع نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است . پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکت های رقیب ، بازارها ، قیمت ها ، عرضه کنندگان مواد اولیه ، توزیع کنندگان ، دولت ها ، بستانکاران ، سهامداران و مشتریانی که در سراسر دنیا پراکنده اند ، دارند و این عوامل ، تعیین کنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است . پس یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمان ها برای حصول موفقیت در آینده می توانند از آن بهره گیرند مدیریت استراتژیک خواهد بود .
مزایای بکارگیری مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند . این شیوه مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنش ها ، واکنش نشان دهد) و بدینگونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد .از نظر تاریخی ، مزیت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به سازمان کمک می نماید تا از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر ، معقول تر و منطقی تر راه ها یا گزینه های استراتژیک را انتخاب نماید و بدینگونه استراتژی های بهتری را تدوین نماید . تردیدی نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت استراتژیک است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان می دهد که این فرایند می تواند در مدیریت استراتژی ها نقش مهم تری ایفا کند . مدیران و کارکنان از طریق درگیر شدن در این فرایند خود را متعهد به حمایت از سازمان می نمایند . یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می شود . یکی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی می شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود . تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می شوند در فرایندهای تصمیم گیری مشارکت کنند ، خلاقیت ، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثربخشی آنان افزایش خواهد یافت .
فرایند مدیریت استراتژیک
فرایند مدیریت استراتژیک را می توان به چهار مرحله تقسیم نمود:
تحلیل وضعیت
تدوین استراتژی
اجرای استراتژی
ارزیابی استراتژی
تجزیه و تحلیل عوامل داخلی
نقاط قوت