دانلود پایان نامه
نگرش سیستمی زمانی ظهور و تکوین یافت که نگرش فرآیندی, در تلاش جهت یک شکل کردن تئوری های مدیریت ناکام ماند. در حالی که نگرش های رفتاری و کمی, راهی متضاد مسیر نگرش فرآیندی را در پیش گرفته بودند, نگرش سیستمی سعی بر آن داشت تا آنها را در جهت تدوین یک نظریه همه جانبه و عام مدیریت, به هم نزدیک سازد. به عبارت دیگر, نگرش سیستمی موضوع جدیدی علاوه بر سه نگرش قبلی مطرح ننموده است بلکه جامع و مانع بودن نگرش های قبلی را و نیز ارتباط تعاملی بین عناصر سازمانی در هر یک از سه نگرش قبلی را مطرح نموده است. نگرش سیستمی به این معناست که کلیه اجزا یا عناصر (هر پدیده) نسبت به هم متعامل و با یکدیگر پیوسته بوده و با این ارتباط یک کل را تشکیل می دهند. یک سیستم متشکل از عناصر و زیر سیستم ها (سیستم های فرعی) است که به یکدیگر وابسته و مربوط می باشند. این زیر سیستم ها با یکدیگر در تعاول هستند و یک مجموعه واحد و منسجم را تشکیل می دهند. با این تعریف, هر پدیده ای را می توان با دید سیستمی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده یا به نمایش درآورد.
نگرش اقتضائی به مدیریت
این نگرش عنوان می کند چگونه تئوری را به عمل برسانیم. نگرش اقتضایی اشاره دارد که برای دستیابی موثر به هدف, بر اساس شرایط محیطی و زمانی منتخب, فنون و مفاهیم مناسب مدیریت انتخاب می شود. این نگرش “نظریه ” را از “علم” می گیرد, از “شرایط” اطلاع دارد, نظریه را با شرایط “تطبیق” می دهد, و سپس ارائه راهکار می کند. به عبارت دیگر “وضعیت مناسب” را تعیین می کند. این نگرش موضوع جدیدی را علاوه بر سه نگرش اولیه مطرح نمی کند بلکه بیان می کند که هر یک از سه نگرش فرآیندی, کمی و رفتاری چگونه در شرایط زمانی و مکانی به عمل تبدیل می شوند. مواری زیر مثال هایی هستند که تایید کننده این مطلب می باشند.
مدیریت منابع انسانی مبتنی بر موقعیت (مانند پال پیگورز و چارلز مایرز), برنامه ریزی مبتنی بر اقتضاء (مانند سناریوسازی) مدل های رهبری مبنی بر اقتضاء (مانند فرد فیدلر) : طرح سازمانی مبتنی بر اقتضاء مانند (پل لارنس و جی لورنش) مدل رفتاری مبتنی بر اقتضاء (مانند ب.اف.اسکینر). (لوتانز,ترجمه منوریان,1366: 122-121)
نگرش استراتژیک به مدیریت
دیدیم که در نگرش های قبلی, دو نگرش سیستمی و اقتضائی موضوع جدیدی را علاوه بر سه نگرش اولیه (یعنی فرآیندی, کمی و رفتاری) مطرح نکردند. بلکه نگرش سیستمی به تعامل بین عناصر سازمان در سه نگرش اولیه می پردازد و نگرش اقتضائی نیز نظریه های سه نگرش اولیه را بر اساس شرایط به عمل تبدیل می کند. در واقع سه نگرش اولیه در حوزه “علم بودن مدیریت” و دو نگرش بعدی در حوزه “هنر بودن مدیریت” قرار می گیرند.سوال اصلی در مورد نگرش استراتژیک نیز همین است. یعنی آیا نگرش استراتژیک موضوع جدیدی را مطرح می کند با به نگرش های قبلی از دیدگاه دیگری نگاه می کند و چیزی به آنها اضافه می کند؟
بررسی دیدگاه صاحبنظران مدیریت استراتژیک نشان می دهد که هر کدام از آنها از زاویه یکی از سه نگرش اولیه به مدیریت استراتژیک می پردازد. عده ای چارچوب مدیریت استراتژیک را بر اساس الگوی “تصمیم گیری محدود” که در حوزه “نگرش علمی” قرار می گیرند بیان می کنند (مانند هانکر و ویلن 2001) عده ای چارچوب مدیریت استراتژیک را از زاویه “مدل های کمی” بیان کرده اند (مانند روبیسون و دیکل, 1994) , عده ای به مدیریت استراتژیک از زاویه “نگرش فرآیندی” نگاه کردند (مانند دیوید, 2001, هریسون و جان, ترجمه قاسمی, 1380, جانسون و شولز 2002, هیل و جونز 1992) . ضمن اینکه در عمده الگوهای مدیریت استراتژیک, بررسی شرایط محیط خارجی و داخلی (نگرش اقتضایی) و تعامل بین عناصر سازمانی در جهت تطابق با محیط (نگرش سیستمی) بیان شده اند. این مطالب نشان می دهند که نگرش استراتژیک موضوع جدیدی علاوه بر سه نگرش اولیه بیان نمی کند. بنابراین ضابطه جدا کردن نگرش استراتژیک به عنوان نگرش دیگر چیست؟ آیا این ضابطه بلندمدت یا کوتاه مدت بودن, توجه به محیط خارجی داشتن, کلان یا خرد بودن, کلی و جزئی بودن, یا اجمالی و تفضیلی بودن است؟ بررسی نگرش های قبلی نشان می دهد که این ضوابط, ضابطه مناسبی را برای جدا کردن نگرش استراتژیک ارائه نمی کند بلکه ضابطه اصلی این است که “نگرش استراتژیک کلیه مباحث مطرح شده در مدیریت و یا هر علمی را در دو سطح استراتژیک و عملیاتی مطرح می کند, یعنی ضابطه اصلی “سطح بندی کردن” موضوعات توسط نگرش استراتژیک است. در سطح استراتژیک مسائل به صورت ذهنی, مفهومی, نظری (تئوریک) و کیفی بیان می شوند ولی در سطح عملیاتی مسایل به صورت عینی, عملیاتی, عملی و کمی عنوان می شوند. مسائل ذهنی یک ذهنیت روشن قبل از عمل می دهند. و یک نتیجه نظری یا مفهومی ارائه می کنند که مبنای عملی (عملیاتی شدن) قرار می گیرد. (اعرابی, 1385)
جدول 2 مقایسه نگرش مختلف به مدیریت
نوع نگرش
موضوع محوری
محصول ناشی از نگرش
فرآیندی
ارائه موضوع مدیریت به عنوان فرایندی از وظائف مشخص
وظایف مدیر
کمی
ارائه الگوهای کمی و ریاضی به عنوان مبنای اجرای مدیریت
روش انجام کار(تکنولوژی کار)
رفتاری
ارائه شیوه ای برای مدیریت انسانی
تنظیم روابط بین انسان ها
سیستمی
نشان دادن رابطه تعاملی بین عناصر و زیرسیستم ها