دانلود پایان نامه
2-ارزش ادراکی ایجاد کند.
3-تقلید از این استراتژی برای رقبا مشکل باشد.
ایجاد ارزش افزوده برای مشتری
برای بالا بردن ارزش مشتری، وجود استراتژیهای تمایز ضروری می باشد.میان ارزش ظاهری و ارزش واقعی تفاوت وجود دارد. گذشته از این ،غالبا ارزش ظاهری از طریق مشتری ارزشگذاری نمی شود.برای مثال مشتریان، به آرمانهای خدمات مالی که یک جا ارائه می شود،توجه چندانی ندارند.آنها از برتری و شایستگی می خواهند و سهولت دسترسی به آن خدمات چندان حائز اهمیت نیست. یک اصل برای استراتژی موفقیت امیز تمایز این است که به جای ایجاد وجه تمایز از دید فعالیت تجاری،وجه تمایزی از دید مشتری ایجاد کنیم.(وجه تمایز چگونه در هنگام خرید بر روی تجربه مشتری و استفاده از کالا تاثیر می گذارد؟آیا هزینه را کاهش می دهد؟عملکرد را بالا می برد؟روش دیگر برای ایجاد تمایز در یک محصول،کاربرد تحقیقات بازار،برای درک نیاز مشتری به طور نظام مند و ارزیابی ایده ها و فرضیه ها می باشد.(یک موضوع مهم در این شرکتها وجود بخش R&D می باشد). یکی از وظایف تحقیقات بازار اطمینان از این موضوع می باشد که ارزش افزوده،افزایش قیمت موجود را تعدیل می کند.
ایجاد ارزش ادراکی
مشتری باید ارزش افزوده رادرک نماید،در غیر این صورت ممکن است یکی از مشکلات این باشد که اصلا ارزش افزوده به مشتری منتقل نشده یا به طور مؤثر منتقل نشده است.
مارک گذاری ارزش افزوده روشی برای کمک به ماندگاری،هدفمندی و پذیرفتن آن نام تجاری می باشد.مثلا”Resolotion Enhancement”،نام تجاری است که به HP،کمک کرد تا بتواند توسعه محصول را برای چاپگر لیزر جت خود شرح دهد.
پس ایجاد استراتژیهای تمایزی که تقلید از آنها دشوار است ضروریست.یکی از راههای آن تلفیق مولفه هم افزایی با با یک استراتژی تمایز است. همچنین زمانیکه یک وجه تمایز مثل تلاش سازمان یافته کلی و گروه پیچیده ای از داراییها و مهارتها با کیفیت پویایی دائم و رو به تکامل همراه شود تقلید از آن دشوار و پر هزینه خواهد بود. یک سازمان خلاق با سرمایه گذاری بالا برروی تحقیق و توسعه،نظیر سرمایه گذاری شرکت مایکرو سافت،مانع از تقلید می شود. تقلید از سوی رقبا نه تنها به توانایی بلکه به خواست و اراده نیز نیاز دارد. افزایش سرمایه گذاری و ریسک پذیری از جمله ترفندهایی است که رقبا را از تقلید مایوس می کند.به طور مثال اگر وجه تمایزهای متعددی وجود داشته باشد و از میان آنها تقلید انتخاب شود می توان گفت که پر هزینه ترین وجه تمایز خواهد بود.
دو نگرش در ارتباط با تمایز
بسیاری از نگرشها یا گرایشهای استراتژیک می تواند منجر به استراتژیهای متمایز پایداری از قبیل کاربرد سیستم های اطلاعاتی استراتژیک،تفکر جهانی ،نو آوری،مشتری مداری یا کاربرد سیستم های توزیع منحصر بفرد شود.
اکثر استراتژیهای موفق در این زمینه ،کل سازمان را در بر خواهند گرفت.انتخاب کیفیت و ایجاد نامهای تجاری شناخته شده به طور کامل در اینجا مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
هر کدام ار آنها به نوبه خود حایز اهمیت هستند به این ترتیب که بسیاری از شرکتهای شناخته شده و موفق یک نگرش یا هر دو نگرش را به کار می برند علاوه براین بحث در مورد هرکدام از این نگرشها باعث پیدایش مسائل متعددی در خصوص استراتژیهای تمایز می شود.
انتخاب کیفیت
نخستین الگوی استراتژی تمایز،راهبرد کیفیت است که در آن یک کسب و کار ،محصول یا خدمتی را ارائه می دهد که نسبت به محصول یا خدمتی که رقبا ارائه می دهند برتر است و اینطور استنباط می شود که آن محصول یا خدمت را بهتر از رقبایش عرضه می کند.کسب شهرت در کیفیت به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار (SCA) می باشد.
منظور از استراتژی کیفیت این است که نام تجاری باید نام شناخته شده ای باشد،خواه این نام مربوط به هتل،ماشین یا کامپیوتر باشد.همچنین ،انتخاب یک نام تجاری می تواند بیانگر کیفیت آن محصول در میان گروهی از مارکهای ارزشی یا اقتصادی موجود باشد.انتخاب کیفیت شامل چند مورد است:
1-مدیریت کیفیت جامع
2-تمرکز روی نیازهای مشتری
3-افزایش نرخ بازگشت سرمایه
مدیریت کیفیت جامع(TQM)
برای ایجاد برتری در زمینه کیفیت یک کسب و کار باید با توجه به کیفیتی که برای مشتریان فراهم می کند خود را متمایز کند.آنچه که ضروری به نظر میرسد این است که یک سیستم مدیریت کیفیت محور است و جامع و کامل نیز بوده و از طریق سازمان حمایت می شود چنین سیستمهایی در ژاپن به خوبی توسعه یافته اند ودر ایالات متحده به مدیریت کیفیت جامع (TQM) مشهور هستند آنها متشکل از وسایل و دستور العملهای متعددی هستند که عبارتند از:
تعهد مدیریت ارشد نسبت به کیفیت ،به طوری که این تعهد از طریق پایبند بودن به زمان تعیین شده و تاکید بر ارزشهای مدیریت کیفیت جامع اثبات گردد.
تیم های چند وظیفه ای که تمام توجه آنها بر پرو ژه های بعبود کیفیت است و به آنان برای ایجادتغییر اختیار داده شده است.