دانلود پایان نامه
مقدمه
در محیط پویا و رقابتی کنونی، اهمیت به کارگیری استراتژی مناسب در برابر رقبا بر هیچ مدیر دانایی پوشیده نیست. پیروی از استراتژی درست رقابت در چنین بازاری منجر به تثبیت موقعیت سازمان در صنعت متبوع می گردد.
موقعیت سازمان نسبت به دیگر بازیگران یک صنعت، تعیین کننده سود وی بوده و سازمانی که بتواند خود را در موقعیتی مناسب نسبت به رقبای خود قرار دهد، سودی بالاتر از میانگین آن صنعت را کسب خواهد نمود. علاوه بر این، چنین سازمانی حتی با وجود ساختار نامناسب صنعتی که در آن فعال است طعم شیرین بازگشت سریع سرمایه را خواهد چشید. پایه اساسی ماندگاری چنین موقعیتی میان رقبا حفظ مزیت رقابتی بنگاه در صنعت مربوطه است. بسته به ساختار هر صنعت، مزیت های رقابتی بنگاه ها در مواجهه با یکدیگر ابعاد بسیار وسیعی به خود می گیرد. همچنین بسته به اینکه محدوده فعالیت سازمان کل بازار را تحت پوشش خود قرار می دهد یا برای بخش یا بخش هایی از بازار فعالیت می کند نیز استراتژی های متفاوتی میان بنگاه ها دیده می شود. در میان ابعاد بیشمار مزیت های رقابتی می توان دو بعد پایه ای را به عنوان فصل مشترک این رویکردها شناسایی نمود.
ماحصل ترکیب این دو بعد پایه ای با محدوده فعالیت هر سازمانی در صنعت مربوطه سه استراتژی عمومی را پیش روی مدیران قرار می دهد که عبارتند از:
– عرضه ارزان ترین محصول به بازار یا همان رهبری در قیمت (cost-leadership)
– عرضه محصول متفاوت به بازار یا استراتژی تمایز (differentiation)
– تمرکز روی بخشی از بازار با رویکرد قیمت یا تمایز (focus)
هدف دو استراتژی رهبری قیمت و تمایز، تصاحب کل بازار و هدف استراتژی تمرکز، بخش یا بخش های کوچکی از بازار است.
بیان مسأله:
صنایع غذایی و تبدیلی به عنوان صنایع وابسته به محصولات کشاورزی از جمله مهمترین گروه های صنعتی است که می تواند در توسعه ی اقتصادی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه نقش کارآمدی ایفا کند. از دلایل این امر، ارزان بودن مواد خام محصولات کشاورزی، وجود نیروی کار ارزان، سرمایه گذاری و ارزبری کم موردنیاز این محصولات می باشد. ایجاد این صنایع می تواند در افزایش ارزش افزوده ی محصولات کشاورزی در صنایع غذایی، ضمن خرید محصولات کشاورزی و حذف نوسان های فصلی و کاهش مازاد تولید، می توان از ضایعات این محصولات جلوگیری کرده و عرضه ی فصلی را به عرضه ی دائمی تبدیل نمود.
امروزه صنایع غذایی کشور سهم قابل توجهی در پیشرفت اقتصادی اکثر کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه بر عهده دارند. شواهد یاد شده گویای مشارکت قابل توجه این شرکت ها در رشد اقتصادی و افزایش روند اشتغال و نوآوری هستند. اقدامات بازاریابی نیز به عنوان یک کارکرد سازمانی و مجموعه ای از فرایندها جهت ایجاد، برقراری ارتباط و خلق ارزش برای مشتریان و مدیریت روابط با آنها به منظور ایجاد ارزش و سودآوری برای سازمان و ذینفعان آن محسوب می شود.
نگاهی فراگیر به هر دو رویکرد نمایانگر آن است که لازمه موفقیت یک کسب و کار ایجاد روابط بلندمدت با مشتریان و خلق ارزش ویژه برای آنان است که نتیجه این عملیات دستیابی به مشتریانی وفادار و شیفته است که به منبعی ارزشمند و فاخر جهت اشاعه محصول میان سایر مصرف کنندگان تبدیل می شوند و درواقع این دانش و توانمندی بازاریابی است که شرکت را قادر به کشف، خلق، برانگیختن، جلب رضایت و برآوردن تقاضاها و خواسته های مشتریان می سازد.با عنایت به مواردپیش گفته، تمرکز اصلی مطالعه حاضر به تاثیر بکارگیری استراتژیها ایجاد نمایز و رهبری هزینه در شرکتهای صنایع غذایی به عنوان ابزاری مؤثر به ایجاد ارزشهایی می پردازد.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
باتوجه به ماهیت کارکردی شرکتهای صنایع غذایی نکته قابل توجه در فعالیت های بازاریابی آنها وجود اقدامات غیرمدون و برنامه ریزی نشده است که همین موضوع سبب آسیب پذیر شدن آنها در محیط های پرتلاطم کنونی می شود. دلیل عمده این نقصان را می توان در مشکلاتی مانند محدودیت مالی در گستره شبکه بازاریابی، وجود اقدامات سلیقه ای و غیرنظام مند و اتکای بیش از حد بر شایستگی های ذاتی مدیر/ مالک در امر بازاریابی و فروش، جستجو کرد.حال آنکه برخورداری از مهارت های حرفه ای بازاریابی امری حیاتی در بقا و توسعه کسب و کارهای کوچک و متوسط محسوب می شود.
موضوع قابل تأمل اینکه فعالان بازاریابی تا پیش از این اغلب فنون و راهبردهای شرکت های بزرگ و باسابقه را به مثابه اصولی اجتناب ناپذیر، ثابت و قابل کاربرد در شرکتهای صنایع غذایی مورد توجه قرار داده اند. که این پدیده سبب کاهش توجه جدی به موضوعات مرتبط با بازاریابی در این قبیل از بنگاه ها شده است. از این رو با توجه به سابقه اندک مطالعات این حوزه به نظر می رسد شناسایی و توسعه مفهوم بازاریابی و فرایندهای آن در کسب و کارهای کوچک و متوسط، ضروری و موضوعی جذاب باشد.
اهداف تحقیق:
شناسایی تاثیر استراتژی های ایجاد تمایز و رهبری هزینه ها بر میزان فروش در شرکتهای صنایع غذایی
سؤالات تحقیق
کلی :آیا استراتژی های مختلف بازاریابی بر میزان فروش موثرند ؟
ویژه :
رابطه ی بین استراتژیهای ایجاد تمایز و میزان فروش در شرکتهای صنایع غذایی تهران به چه صورت است؟
رابطه ی بین استراتژیهای رهبری هزینه و میزان فروش در شرکتهای صنایع غذایی تهران به چه صورت است؟