دانلود پایان نامه

فرضیه اصلی: آموزش رفتاری والدین بر کاهش استرس والدینی مادران دارای کودکان معلول مؤثر است.
همان طوری که در جـدول 4-12 مشاهده می شود با کنترل پیش آزمون استرس والدینی کل، بین مادران گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری مشاهده می شود (000/0 =p و47/40F=) . به عبارت دیگر، آموزش رفتاری والدین موجب کاهش استرس والدینی کل در گروه آزمایش شده است.
نتایج مربوط به فرضیه اصلی در پژوهش حاضر با پژوهش های (رسولی، امیدیان و سامعی ،1392؛ دادستان ، قنبری و حیدری ،1392؛ سرابی جماب و همکاران، 1391؛ علیزاده ،1391؛ زرگری نژاد و یکه یزدان دوست ،1386؛ اسماعیلی نسب و همکاران ،1389؛ بلالی و آقایوسفی ،1390؛ کنگرلو و همکاران،1391؛ حاجبی و همکاران ،1384؛ حاجی سید جوادی و همکاران،1392؛ کلانتری، نشاط دوست و زارعی،1380؛ سینگ و همکاران،2010؛ دانفورث و همکاران ، 2006؛ لیز و رونان،2006؛ کازدین و وایتلی،2003؛ چاکو و همکاران، 2009؛ فلدمان و ورنر،2002) هماهنگ و همسو می باشد. در تبیین این فرضیه می توان گفت همانطور که در مبانی نظری آموزش رفتاری والدین و در تحقیقات مذکور مشاده گردید رویکرد آموزش والدین رویکردی بسیار کار آمد در جهت بهبود روابط افراد و ازجمله والدین و فرزندان است. با یادگیری اصول رفتاری و کاربست آن در روابط بین فردی به خصوص به وسیله مادران در مورد فرزندان آنها احساس کنترل مادران بر شرایط تربیتی و دید مثبت آنها نسبت به خصوصیات کودکان افزایش می یابد و طبیعی است پس از چنین حالتی استرس والدینی مادران به طور کلی کاهش می یابد.
فرضیه فرعی اول : آموزش رفتاری والدین بر کاهش مؤلفه مسائل والدین وخانواده مؤثر است.
باتوجه به اطلاعات جـدول 4-13 با کنترل پیش آزمون متغیر مسائل خانواده و والدین ، بین مادران گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری مشاهده می شود (000/0 =p 94/23F=) . به عبارت دیگر، آموزش رفتاری والدین موجب کاهش مسائل خانواده و والدین مادران در گروه آزمایش شده است. میزان تأثیر یا تفاوت برابر با 47/0 می باشد، به عبارت دیگر،47 درصد تفاوت های فردی در نمرات پس آزمون مسائل خانواده و والدین ، مربوط به اثر آموزش رفتاری والدین می باشد. نتایج مربوط به فرضیه اول در پژوهش حاضر با پژوهش های (رسولی، امیدیان و سامعی ،1392؛ سرابی جماب و همکاران، 1391؛ علیزاده ،1386؛ کنگرلو و همکاران،1391؛ حاجبی و همکاران ،1384؛ حاجی سید جوادی و همکاران،1392؛ کلانتری، نشاط دوست و زارعی،1380؛ سینگ و همکاران،2010؛ دانفورث و همکاران ، 2006؛ لیز و رونان،2006؛ کازدین و وایتلی،2003؛ چاکو و همکاران،2009؛ فلدمان و ورنر،2002) هماهنگ و همسو می باشد. در تبیین این فرضیه می توان گفت شرکت در جلسات آموزش رفتاری برای مادران که در واقع گرما بخش فضای خانواده هستند و درایت و آگاهی و آرامش آنان می تواند نقش مهمی در حل مسائل خانواده داشته باشد لذا مشاهده می شود پس از شرکت آنان در جلسات آموزش رفتاری احتمالا روابط زناشویی آنان نیز بهبود یافته و یا اختلاف کمتری بر سر مدیریت تفاوتها و اختلاف نظر ها تجربه کرده اند. که این مورد به بهبود کلی فضای خانواده و کاهش استرس ناشی از کمبود آگاهی و آشفتگی روانی انجامیده است چنانکه سوالاتی که مربوط به افزایش مسئولیت پذیری و بهبود رفتاری اعضای خانواده است بهبود چشمگیری را نشان می دهد.
فرضیه فرعی دوم: آموزش رفتاری والدین بر کاهش مؤلفه نگرانی و بدبینی والدین نسبت به آینده کودک مؤثر است.
باتوجه به اطلاعات جـدول 4-14 با کنترل پیش آزمون نگرانیهای والدین وبدبینی آنان نسبت به آینده کودک ، بین مادران گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری مشاهده می شود (000/0 =p و81/28F=) . به عبارت دیگر، آموزش رفتاری والدین موجب کاهش مولفه نگرانیهای والدین وبدبینی آنان نسبت به آینده کودک در مادران گروه آزمایش شده است. نتایج مربوط به فرضیه دوم در پژوهش حاضر با پژوهش های (رسولی، امیدیان و سامعی ،1392؛ سرابی جماب و همکاران، 1391؛ علیزاده ،1386؛ کنگرلو و همکاران،1391؛ حاجبی و همکاران ،1384؛ حاجی سید جوادی و همکاران،1392؛ کلانتری، نشاط دوست و زارعی،1380؛ سینگ و همکاران،2010؛ دانفورث و همکاران ، 2006؛ لیز و رونان،2006؛ کازدین و وایتلی،2003؛ چاکو و همکاران،2009؛ فلدمان و ورنر،2002) هماهنگ و همسو می باشد. در تبیین این فرضیه می توان گفت مادران کودکان معلول تا قبل از شرکت در کلاس خود را قربانی شرایط ایجاد شده می بینند و فکر می کنند راهی برای بهبود عملکرد فرزند معلول باقی نمانده، اما با یادگیری اصول رفتاری و مشاهده تغییرات چشمگیر رفتاری کودک از جمله رفتار های پرخاشگرانه و یا ایذایی آنها در محیط و ناتوانی در انجام حداقلی تکالیف رشدی به این نتیجه می رسند که کودک آنها نیز اگر چه در زمینه هایی دارای معلولیت است ولی این ناتوانی مانعی برای شکوفایی دیگر توانمندی های آنان ایجاد نمی کند.و آنان نیز در آینده می توانند تا حدود مناسبی از پس کار هایشان بر آیند.همچنین می توان گفت از اثرات مثبت جلسات در کاهش بدبینی و نگرانی والدین گزارش های توام با رضایت آنان در جلسات مبنی بر بهبود چشمگیر توانمندی های کودک و روابط خود با آنها بود.
فرضیه فرعی سوم : آموزش رفتاری والدین بر کاهش مؤلفه خصوصیات کودک مؤثر است.
باتوجه به اطلاعات جـدول 4-15 با کنترل پیش آزمون مولفه ویژگیهای کودکان معلول ، بین مادران گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری مشاهده می شود (029/0 =p و33/5F=) . به عبارت دیگر، آموزش رفتاری والدین موجب کاهش کاهش استرس والدین از ویژگی های کودکان معلول در گروه آزمایش شده است. نتایج مربوط به فرضیه سوم در پژوهش حاضر با پژوهش های (رسولی، امیدیان و سامعی ،1392؛ دادستان ، قنبری و حیدری ،1392؛ سرابی جماب و همکاران، 1391؛ علیزاده ،1391؛ زرگری نژاد و یکه یزدان دوست ،1386؛ اسماعیلی نسب و همکاران ،1389؛ بلالی و آقایوسفی ،1390؛ کنگرلو و همکاران،1391؛ حاجبی و همکاران ،1384؛ حاجی سید جوادی و همکاران،1392؛ کلانتری، نشاط دوست و زارعی،1380؛ سینگ و همکاران،2010؛ دانفورث و همکاران ، 2006؛ لیز و رونان،2006؛ کازدین و وایتلی،2003؛ چاکو و همکاران،2009؛ فلدمان و ورنر،2002) هماهنگ و همسو می باشد. در تبیین این فرضیه می توان گفت همانطور که می دانیم توانایی های عقلی و ذهنی کودکان به اندازه ای رشد ندارد که بتوانند منظور والدین از رفتار درست و اخلاقی را بفهمند و آن را اجرا نمایند زندگی کودکان وابسته به والدین است و آنها بیشتر به فکر خواسته ها و لذت های خود اند و کاری به محدودیت های محیطی ندارند و به این خاطر والدین و مخصوصا مادران با کمبود اگاهی این را به بد ذات بودن کودکان نسبت می دهند. حال اینکه بعد از شرکت در جلسات آموزش رفتاری با کاهش چنین اعتقادی و با بکار گیری اصول رفتاری در بهبود رفتار کودکان دید مادران نسبت به ویژگی های منفی کودکان کاهش می یابد. و والدین استرس کمتری را از این لحاظ تجربه می کنند.
فرضیه فرعی چهارم: آموزش رفتاری والدین بر کاهش مؤلفه محدودیت های جسمانی کودک مؤثر است.
باتوجه به اطلاعات جـدول 4-16 با کنترل پیش آزمون محدودیت های جسمانی، بین مادران گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری مشاهده نمی شود (05/0 p>35 /1F=) . به عبارت دیگر، آموزش رفتاری والدین موجب کاهش متغیر محدودیت های جسمانی کودک در گروه آزمایش نشده است. نتایج مربوط به فرضیه چهارم در پژوهش حاضر با پژوهش های (رسولی، امیدیان و سامعی ،1392؛ دادستان ، قنبری و حیدری ،1392؛ سرابی جماب و همکاران، 1391؛ علیزاده ،1391؛ زرگری نژاد و یکه یزدان دوست ،1386؛ اسماعیلی نسب و همکاران ،1389؛ بلالی و آقایوسفی ،1390؛ کنگرلو و همکاران،1391؛ حاجبی و همکاران ،1384؛ حاجی سید جوادی و همکاران،1392؛ کلانتری، نشاط دوست و زارعی،1380؛ سینگ و همکاران،2010؛ دانفورث و همکاران ، 2006؛ لیز و رونان،2006؛ کازدین و وایتلی،2003؛ چاکو و همکاران،2009؛ فلدمان و ورنر،2002) هماهنگ و همسو می باشد. در تبیین این فرضیه می توان گفت اگر چه تحقیقات مذکور نشان می دهد آموزش رفتاری والدین روشی مناسب برای بهبود ویژگی های رفتاری کودکان است، لیکن تحقیقی که به صورت مستقیم اشاره به بهبود ویژگی ها و محدودیت های جسمانی کودکان معلول به وسیله این نوع از آموزش بکند یافت نشد. لذا می توان گفت اگر چه آموزش والدین در بکارگیری اصول آموزش رفتاری در بهبود برخی خصوصیات رفتاری کودکان معلول می تواند موثر باشد لیکن محدودیت های جسمانی آنان با توجه به داشتن پایه ژنتیکی و جسمانی نمی تواند با استفاده از چنین روش هایی بهبود یاد.چنانکه در یافته های آماری نیز مشاهده شد آموزش رفتاری نمی تواند بهبودی در نا توانی های جسمانی کودکان ایجاد کند و بهبود این مشکلات به دلیل خارج بودن از توان زیستی کودکان امکان پذیر نیست و لذا میان گروه های آزمایش و گواه تغییری حاصل نشد.
5-3- محدودیت های پژوهش
1) پژوهش حاضر محدود به جامعه مادران کودکان معلول بود که حداقل 1 سال از مدت زندگی مشترک آن ها می گذشت، اختلال روانی وشخصیتی خاصی نداشتند و دارای حداقل مدرک تحصیلی حداقل دیپلم بودند به همین دلیل باید در تعمیم آن به جوامع دیگر مادران احتیاط نمود.
2) با توجه به عدم استقبال کافی مردان از کلاسهای آموزشی پس از اعلام برگزاری دوره به دلایل کاری و… آن ها از آزمایش حذف شدند و آزمایش تنها بر روی گروه زنان انجام گرفت. لذا امکان مقایسه زنان و مردان در پژوهش حاضر وجود نداشت.
3) به دلیل وقت محدود در اجرای پژوهش امکان پیگیری نتایج بعد از گذشت چند ماه برای مشاهده میزان ثبات اثرات آموزش وجود نداشت.
4) همچنین به دلیل استقبال مادران از برگزاری جلسات به دلیل وقت محدود از نظر اخلاقی بهتر بود با گروه کنترل نیز پس از اتمام آزمایش جلساتی برگزار شود که این امر محقق نشد.
5-4-پیشنهاد های پژوهش
5-5-پیشنهاد های کاربردی
1) با توجه به یافته های پژوهش حاضرکه نشان داد آموزش رفتاری والدین در کاهش استرس والدینی مادران دارای کودک معلول مؤثر است، پیشنهاد می شود که درمراکزی که با مادران دارای کودک معلول کار می شود نظیر (مراکزمشاوره، مدارس استثنایی، بهزیستی و…) دوره های آموزش رفتاری مشابه برای کاهش استرس والدین برگزار گردد.
2) از آنجایی که استرس والدینی، حلقه واسطه بسیاری از مشکلات میان زوج های ناراضی وازدواج های درشرف نابودی است و با توجه به تأثیر آموزش رفتاری درکاهش آن، پیشنهاد می شود دوره هایی تحت این عنوان برای والدین دارای فرزندان دارای مشکل و مشکلات خانوادگی از جمله مشکلات والد فرزندی هستند نیز اجراشود و تاثیر آن در متغیر هایی همچون رضایت زناشویی سنجیده شود.
3) با توجه به مشاهده تأثیر آموزش رفتاری بر کاهش استرس والدینی مادران دارای کودک معلول در طول دوره آموزش، پیشنهاد می شود جلسات پیگیری نیز جهت بررسی تأثیر بلند مدت این مدل در نظر گرفته شود.
5-6-پشنهادهای پژوهشی
1) با توجه به ا