دانلود پایان نامه

خوشابی، قدیری و جزایری (1385) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده اند که برنامۀ آموزش مدیریت والدین به تنهایی در کاهش نشانه های اصلی اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی و مشکلات رفتاری این کودکان تأثیری ندارد ولی درمان ترکیبی یعنی آموزش والدین و دارو درمانی در کاهش مشکلات یادگیری و نیز مشکلات روان تنی کودکان تأثیر معناداری دارد.
زرگری نژاد و یکه یزدان دوست (1386) با انجام تحقیقی در رابطه با آموزش والدین دریافتند که آموزش والدین بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی مؤثر، اما بر بیش فعالی، تکانشگری و بی توجهی آنان بی تأثیر است.
حاجی سید رضی و همکاران (1391) در پژوهشی اثر بخشی آموزش والدین بر روشهای فرزند پروری مادران و مشکلات رفتاری کودکان بررسی کردند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد برنامه آموزش والدین، بهبود روشهای فرزندپروری و بعد کنترل قاطعانه مادران گروه آزمایش را بدنبال داشت. تفاوت معناداری در دیگر ابعاد روشهای فرزند پروری و مشکلات رفتاری کودکان بین گروه های ازمایشی و گروه گواه نشد.
اسماعیلی نسب و همکاران (1389) در پژوهشی به مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر کاهش شدت نشانه های اختلال سلوک در کودکان پرداختند. بر اساس نتایج به دست آمده، در دو گروه آدلری و رفتاری، نسبت به گروه گواه، کاهش معناداری در شدت نشانه های اختلال سلوک مشاهده شد ولی بین دو روش، تفاوت معناداری نبود. این نتایج در مورد نشانه های دو اختلال بی اعتنایی مقابله ای و نارسایی توجه/ بیش فعالی در این کودکان نیز صادق بود.
بلالی و آقایوسفی (1390) در پژوهشی اثربخشی برنامه آموزش والدین بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان را بررسی نمودند. نتایج نشان داد که مشکلات رفتاری آزمودنیهای گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه بهطورمعناداری کاهش یافت، به علاوه پس از گذشت 4 ماه نتایج مداخله در کودکان گروه آزمایشی پایدار بود.
کنگرلو و همکاران(1391) در تحقیقی تاثیر آموزش خانواده درکاهش مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال کمبود ADHD توجه و بیش فعالی را بررسی کردند. میانگین پرخاشگری در کودکان قبل از آموزش والدین 61/7 و پس از اموزش به 32/6 ولی در کودکانی که والدین آنان آموزشی دریافت نکردند کاهش مشکلات رفتاری دیده نشد. به عبارتی، در گروه آزمایشی کاهش قابل توجهی در خصوص مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به بیش فعالی، نسبت به گروه کنترل، دیده شد.
حاجبی و همکاران (1384) در پژوهشی تأثیر آموزش مدیریت رفتاری به والدین کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال بیش فعالی با کمبود توجه را مورد بررسی قرار دادند. نمره های مقیاس ارزیابی کانرز والدین و آزمون تعامل والد – کودک پیش از آموزش مدیریت رفتاری والدین و پس از آن تفاوت معنی داری را نشان دادند.
سهرابی و همکاران (1393) در پژوهشی اثربخشی آموزش والدینی بارکلی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان پیش دبستانی را مورد بررسی قرار دادند. براساس نتایج به دست آمده، در گروه آزمایش، نسبت به گروه گواه، در مراحل پس آزمون کاهش معناداری در شدت نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای مشاهده شد. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب است که نافرمانی کودکان گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است و بین اثربخشی آموزش والدینی بارکلی بر کاهش نافرمانی مقابله ای دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد.
حاجی سید جوادی و همکاران (1392) در پژوهشی اثربخشی آموزش رفتاری بارکلی به والدین کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی در کاهش علایم را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد آموزش رفتاری بارکلی در والدین بر میزان کاهش علایم کودکان مبتلا تأثیر معنی داری داشت و موجب کاهش علایم در گروه مداخله در مقایسه با گروه گواه شد. اندازهگیری مکرر، ماندگاری تأثیر آموزش والدین بر کاهش علایم را تأیید کرد.
کلانتری، نشاط دوست و زارعی(1380) تاثیر آموزش رفتاری والدین و دارو درمانگری بر میزان علایم فزون کنشی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش رفتاری والدین، بر اساس ارزیابی والدین در مرحله بعد از درمان و پیگیری، بطور معنی داری میزان علایم فزون کنشی کودکان مورد مطالعه را کاهش داده است، اما بر اساس ارزیابی معلمان، تفاوت معنی داری بین میانگین های میزان علایم فزون کنشی گروه آموزش رفتاری والدین و گروه گواه در مرحله بعد از درمان و پیگیری وجود نداشت. از طرف دیگر، نتایج تحقیق نشان داد که دارودرمانی، در مرحله بعد از درمان، به طور معنی داری تاثیر چشمگیری بر کاهش میزان علایم فزون کنشی کودکان مورد مطالعه داشته است.
عربی و همکاران(1392) در پژوهشی اثربخشی آموزش مدیریت والدین برکاهش علائم اختلال های بیرونی شده کودکان دچار نقص توجه/ بیش فعالی را مورد بررسی قرار دارند. یافته ها نشان داد آموزش مدیریت والدین، نشانه های اختلال ها ی رفتاری و نشانه های بیرونی شده، از جمله پرخاشگری، تکانشگری، بیش فعالی و اضطراب کودکان دچار نقص توجه/ بیش فعالی را در مقایسه با گروه گواه و پیش آزمون به طور معناداری کاهش داده است.
پارسا و همکاران (1388) در تحقیقی تاثیر آموزش گروهی والدین کودکان 4 تا 10 ساله مبتلا به اختلال نقصان توجه- بیش فعالی بر اختلالات رفتاری فرزندان آنها را بررسی کردند. یافته ها نشان داد علی رغم بهبود معنادار هر دو گروه در ارزیابی درون گروهی قبل و بعد، میزان کاهش نمرات خرده مقیاس های رفتاری سلوک ، اضطراب ، شاخص بیش فعالی و نمره کل پرسشنامه در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معنادار بود. در حالی که در خرده مقیاس های یادگیری ، تکانشی بیش فعالی و مشکلات روان تنی تغییر معناداری ایجاد نشد.
2-34-پژوهش های انجام شده درخارج کشور
سینگ و همکاران (2010) در پژوهشی به بررسی تاثیر آموزش به والدین در رفتارهای کودکانADHD پرداختند. نتایج نشان داد ارائه ی آموزش آگاهی به والدین، بدون تمرکز بر کاهش مشکلات رفتاری، می تواند تعاملات مثبت بین والدین و کودکانشان را ارتقاء بخشد و رضایت کودکان از والدینشان را افزایش دهد.
تحقیق دانفورث و همکاران (2006) اثرات آموزش گروهی والدین را در رفتار والدین با کودک دارای اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و رفتار پرخاشگرانه_منحرافانه آنها آزمایش نمودند در نتیجه این آزمایش بیش فعالی، رفتارهای پرخاشگرانه کودکان کاهش یافت، رفتار والدی بهبود یافت و استرسهای والدین کم شد.
لیز و رونان وکوین (2006) در پژوهش خود در مورد آموزش مدیریت والدین به مادران تنها که کودکان با اختلال نارسایی توجه /بیش فعالی دارند ، عملکرد و کارا یی خانواده را در محیط بالینی و گروهی مورد ارزیابی قرار داد. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که بهبودی در گزارش های والد و معلم در ارتباط با رفتار با کودک مشاهده شده، و از سوی دیگر، مشکلات کارکرد خانواده و استرس آنها بهبود یافته است.
کرنیز و همکاران در سال (2004) پژوهشی را با عنوان بهبود الگوی آموزش رفتار والدین برای خانواده هایی که فرزندان بیش فعال دارند، انجام دادند. نتایج بیانگر ان بود که آموزش رفتار والدین بر کاهش رفتارهای بیش فعالی فرزندان موثر است.
پژوهش نیکسون(2002) اثربخشی برنامه آموزش والدین را بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی اثبات کرد.
وبستر، استراتون و هوون(1998) در تحقیقی اثربخشی برنامه آموزشی والدین را بر مشکلات کودکان دارای اختلال رفتاری و بزهکار بررسی نمودند و دریافتند برنامۀ آموزش والدین می تواند مشکلات رفتاری این کودکان را کاهش دهد.
سرکتیچ و دوماس (1982) در فراتحلیل 26 پژوهش کنترل شده دریافتند که برنامه های آموزش والدین رفتاری در کاهش کوتاه مدت رفتار ضد اجتماعی در خانه و مدرسه مؤثر بوده اند و سازگاری شخصی والدین را نیز بهبود بخشیده اند.
برستان و آیبرگ (1998) 82 پژوهش با رویکرد رفتاری را در مورد کودکان مبتلا به اختلال سلوک بررسی و آنها را در کاهش رفتارهای نامناسب کودکان، مؤثر تشخیص دادند.
در پژوهش فراتحلیلی دیگری، موگان و همکاران (2005) ، نتایج 79 پژوهش چاپ شده بین سالهای 1996-2001 بررسی و دریافتند که آموزش والدین با رویکرد رفتاری، در کاهش رفتارهای مخرب کودکان، مؤثر بوده است.
برادلی و همکاران( 2002 به نقل از برادلی،2003) در تحقیق جامعی، 22 والد را به شیوه رفتاری مورد آموزش قرار دادند و دریافتند که این روش سبب کاهش معنی دار مشکلات رفتاری کودکان شد و نتایج درمان تا یک سال بعد نیز باقی ماند.
در تحقیق فیلان (2003، به نقل از گوتییرز،2006) نیز کاربرد روش اموزش رفتاری سبب کاهش اختلالات رفتاری کودکان شد. والدین تغییرات رفتاری حاصل از این روش را بسیار مفید تر ازآموزش ارتباطی گزارش کرد ه اند.
کازدین و وایتلی (2000، به نقل از کازدین،2002) طی تحقیقی برای آموزش رفتاری والدین جهت کاهش استرس آن ها انجام دادند.خانواده از127 کودکان سنین 6 تا 14 سال بودند BPT در 16 جلسه فردی ارائه شده است که هر جلسه شامل 50 دقیقه بود .تحقیقات شامل تغییرات مثبت والدین و کودکان بود.