می‏پردازند و گمان می‏کنند با این اعمال می‏توانند آیات الهی را از بین ببرند؛
(َإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یَکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ)

2.2.21. خوش نداشتن حقیقت
یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات آن است که انسان به دانستن حقایق عالم، علاقمند نباشد و نسبت به دانستن حقیقت کراهت داشته باشد، زیرا آنها را منافی با خواسته‏های خویش می‏پندارد و پروردگار عالم در قرآن کریم از این حقیقت پرده بر می‏دارد که کسانی که ایمان نیاوردند و کفرورزیدند، در جستجوی حقیقت نبودند، بلکه آنها به فکر هوی و هوس و خوشایند خودشان بودند و حقیقت آیات، چیزی نبود که آنها به آن علاقه داشته باشند، بلکه آنها آیات را مانعی در برابر خواسته های خود می‏دانستند؛
(َقَدْ جِئْنَاکُم بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ)

2.2.23. نفاق
یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏ی منفی در برابر آیات الهی وجود نفاق در دل انسان است و وجود نفاق باعث می‏شود منافقان خدا را اندک یاد کنند و پس از مدتی هم که گناه در درون سینه‏های آنها ریشه دوانید، کاملا خدا و آیاتش را به فراموشی بسپارند؛
(إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَی الصَّلاَهِ قَامُواْ کُسَالَی یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا)
منافقان همان فاسقان هستند که خدا را فراموش کردند و خدا هم به سزای برخوردشان آنها را فراموش می‏کند و رحمتش را از آنها قطع می‏نماید.

2.2.23. بی توجّهی
از دیگر زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های نامناسب از جمله «غفلت در برابر آیات الهی» بی‌اعتنایی و بی‏توجّهی نسبت به عوامل هشدار دهنده و بیدار کننده است. مثلاً هنگام عبور از قبرستان فکر نمی‌کنند که ممکن است فردا، جایگاهشان همین جا باشد، یا اگر در تشییع جنازه یکی از دوستان و آشنایان شرکت کنند، فراموش می‌کنند که روزی هم او را ، دیگران تشییع کرده و در مراسم یاد بود او شرکت می‌کنند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند:
«غافلترین مردم کسی است که از دگرگونی‌های دنیا پند نگیرد.»

2.2.24. دست کم گرفتن آیات
نشناختن جایگاه آیات الهی و دست کم گرفتن آنها یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی به حساب می‏آید. گمان بر اینکه آدمی می‏تواند سخنی مانند آیات قرآن بیاورد به ایجاد برخورد نامناسب در برابر آیات کمک می‏کند. با این رفتار، شأن و منزلت آیات الهی را دست کم گرفته می‏شود و انسان خود را بزرگتر از آن چیزی که هست تصور می‏کند. به همین دلیل، کافران گمان کردند آیات پر معنای الهی، اوهام و افسانه‏ای بیش نیست و از درک حقایق آن باز ماندند.

2.2.25. داشتن آرزوهای بلند
یکی دیگر از زمینه‏های ‏ایجاد برخورد منفی در برابر آیات ، آمال و آرزوهای دراز و دست نیافتنی است. آرزوهای دور و دراز، فکر و تلاش انسان را به خود مشغول ساخته و او را از سایر امور غافل می‌سازد.
علی (علیه السلام) در خطبه معروف به دیباج می‌فرماید:
«بدانید ای بندگان خدا! آرزوهای دراز، عقل انسان را می‌برد و وعده قیامت را دروغ می‌شمارد و انسان را بر غفلت ترغیب می‌کند و سرانجام، حسرت به بار می‌آورد.»

2.2.26. پروا نداشتن از خدا
نداشتن تقوا و پروای الهی یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات از جمله پیمان شکنی در برابر آنهاست. عمل نکردن به عهد و وفا وشکستن پی در پی آن، به علّت بی تقوایی و پروا نداشتن آنها از پروردگار متعال است. آنها نمی‏دانند با این رفتار، خود را به چه دردسر بزرگی دچار می‏کنند که رهایی از آن غیرممکن خواهد بود؛

(الَّذِینَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّهٍ وَهُمْ لاَ یَتَّقُونَ)

2.2.27. مجرم و گناهکار بودن
یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز رفتارهای نامناسب در برابر آیات انجام گناهان و جرم پیشگی انسان است. کسی که به انجام گناهان مبادرت ورزد کم کم زشتی گناه را نمی‏بیند و از درک حقایق باز می‏ماند، زیرا جرم و گناه پرده بر دل ایجاد می کند و چشم دل انسان را کور می‏کند و گوش جان آدمی را کر می‏کند. فرعون و سران قومش در برابر آیات الهی تکبر ورزیدند، زیرا آنها گروهی مجرم و گناهکار بودند که قادر به دیدن حقایق نبودند.

2.2.28. عدم سیر و سفر
در زمین گردش نکردن، زمینۀ داشتن دل هایی است که قادر به دیدن حقیقت نیست. آنها سفر نکرده‏اند تا چشم و گوش دلشان بینا و شنوا شود و کوری و کری آنها در برابر آیات، به دلیل داشتن برخوردهای نامناسبی است که از قبل از خود نشان داده‏اند.
خداوند در قرآن کریم تذکر می دهد که سفر کردن در زمین باعث می‏شود انسان به حقیقت ابتدای آفرینش و همچنین خلقت دوباره پس از آن دست یابد و بدین وسیله حقیقت آخرت را در یابد و همچنین سفر کردن باعث می شود آدمی به عاقبت رفتارهای انسانها نیز توجّه کند و عاقبت کسانی که مجرم و گناهکار بودند را مشاهده کند و سعی کند دنباله رو آنها نباشد.
پس با استفاده از آیات بالا این مطالب قابل استنباط است که سیر و سفر کردن در زمین و گردش کردن باعث می‏شود انسان به ابتدا خلقت و آفرینش از عدم و نیستی و همچنین به خلقت دوباره در آخرت و نیز عاقبت عبرت انگیز گذشتگان پی ببرد و کسی که به سیر و سفر در زمین دست نزند به این حقایق دست نمی‏یابد.

مطلب مرتبط :   فقه، سیاست، تمدن، جنایی، علمیه، فقهیکنکاشی درتحقیقی با کلمه کلیدی:

2.2.29. عدم بصیرت
نداشتن دیده‏ی بصیرت در آدمی به مواجهه‏های نامناسب در برابر آیات، منجر می‏گردد زیرا کسانی که به رهنمودها و بصائری که از طرف خداوند آمده است، با دیده‏ی بصیرت نگاه نکنند رموز آن را در نمی‏یابند و باعث زیان و خسران خویش می‏گردند.

2.2.30. هم نشینی با دوستان ناباب
یکی از عوامل مؤثر در مسیر زندگی انسان کسانی هستند که انسانها به عنوان دوست انتخاب می‏کنند. رفتار دوستان انسان در شکل گیری آدمی نقش بسزایی دارد به همین دلیل غافلان در قیامت وجود برخی از دوستان را علّت گمراهی از یاد خدا و آیات الهی معرفی می‏کنند و مدام در فکر این هستند که دیگران را مقصر بدانند تا بلکه بتوانند از آن مهلکه نجات پیدا کنند در حالی که غافلان خودشان آنها را به عنوان دوستان خویش برگزیدند و در این امر، انتخاب با خود آنها بود و هیچ کس جز خودشان را نباید مورد ملامت و سرزنش قرار دهند.

2.2.31. حس انتقام جویی
حس انتقام جویی یکی دیگر از زمینه های بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات قرآن معرفی شده است. کافران برای مبارزه با پیامبران الهی و پیروانشان از استهزا به‌صورت حربه‌ای برای نابودی جبهۀ حق و انتقام گرفتن از مؤمنان استفاده می‏‌کردند. آنها گمان می‏کردند می‏توانند حق را از بین ببرند در حالی که تلاش آنها در این راه بیهوده بود.

2.2.32. فراموش کردن مرگ
فراموش کردن مرگ به بروز برخوردهای نامناسب در برابر آیات الهی منجر می‏شود. آدمی ‏همیشه باید با دیده‏ی بصیرت دنیای پس از مرگ را در نظر داشته باشد زیرا کسانی که مرگ را به فراموشی بسپارند تمام تلاش خویش را معطوف به رسیدن خواسته‏های دنیوی خود می‏کنند و در این راه همه چیز خود را فدا می‏کند و هدف از خلقت خویش را نادیده می‏گیرد و گمان می‏کند بیهوده آفریده شده‏اند در نتیجه رفتار مناسبی در برابر آیات و نشانه‏های الهی از خود بروز نمی‏دهند.

2.2.33. تکیه بر گمان و بی سوادی
تکیه بر گمان و بی سوادی به عنوان یکی از زمینه‏های بروز برخوردهای ناشایست در برابر آیات در قرآن کریم معرفی شده است، زیرا کسانی که بر اساس گمان و ظن خویش رفتار کنند و از علم و دانش بهره‏ای نداشته باشند، مطالب کتاب خدا را باور نمی‏کنند و آنها را به عنوان خیالات خام می‏پندارند و رفتاری نامناسب از خود در برابر آیات نشان می‏دهند؛

2.2.34. باور نداشتن به آخرت
کسی که به وجود آخرت باور نداشته باشد همه چیز را در زندگی دنیا خلاصه می داند و همۀ تلاش خویش را به آن معطوف می‏کند به همین دلیل برای رسیدن به خواسته‏ای خویش از هر وسیله‏ای بهره می جوید و چون راه صحیح و درست را مخالف با خواسته‏های خویش می‏پندارد با آن نیز به مبارزه می‏پردازد.
در قرآن باور نداشتن به آخرت و معاد باعث ایجاد مواجهه‏ی نامناسبی همچون کفر و ممانعت از راه خدا معرفی شده است؛

2.2.35. داشتن سر ستیز و جدایی
کسی که با خداوند سر ستیز و جدایی داشته باشد نمی‏تواند در برابر آیات الهی سر تسلیم و تعظیم فرود آورد و به همین دلیل در برابر آفرینندۀ آنها رویگردانی و اعراض را در پیش می‏گیرد می‏کند.

نتیجه فصل 2 ( بخش دوّم)
در این بخش زمینه‏های بروز برخوردهای منفی مورد بررسی قرار گرفت. زمینه‏هایی که خداوند در قرآن کریم مسبب ایجاد مواجهه‏های ناشایست معرفی کرده است.
هر پدیده‌ای نیاز به یک علّتی دارد که ممکن است گاهی علّت بیرونی و گاهی منشأ درونی داشته باشد و هر رفتاری که از انسان سر می‏زند ریشه در زمینه‏های تربیتی او دارد به عبارت دیگر زمینه‏های ‏اخلاقی که در وجود آدمی ‏پرورش یافته‏اند تعیین‏کننده‏ی چگونگی مواجهه و برخورد انسان در برابر آیات الهی، خواهند بود که با بررسی آنها، آدمی ‏می‏تواند چگونگی برخورد خود را در برابر آیات، مدیریت کند.
با مطالبی که در این فصل ارائه شد حال می‏توان در ادامه به بررسی آثار متنوعی که هر یک از مواجهه‏های ناشایست و منفی در زندگی دنیوی و اخروی آدمی بر جای می‏گذارد پرداخت.

مطلب مرتبط :   درس، محمدتقی، علّامه، مرحوم، آشنایى، اخلاقى

2.3. فصل سوم
آثار مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی


آثار مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی
هر گونه برخورد و رفتار منفی در برابر آیات، آثاری را از خود در زندگی انسان بر جای می‏گذارد . هر چه آن برخورد و رفتار خطر کمتری را در برابر دین و راه هدایت ایجاد کند، آثار زیان بار کمتری را برای فرد ایجاد می‏کند ‏‏و هر چه آن برخورد در مسیر دین، انحراف ایجاد کند و باعث گمراهی فرد و جامعه ‏شود، آثار زیان بار بیشتری را به همراه دارد.
آثار برخوردهای متنوع در برابر آیات الهی، هم در زندگی دنیوی و هم در زندگی اخروی انسان، همراه همیشگی او خواهد بود.

2.3.1. آثار دنیوی مواجهه‏های منفی
مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی آثار مختلفی را در زندگی آدمی ‏بر جای می‏گذارد. آثاری که در مسیر زندگی، او را همراهی خواهد کرد. بخشی از این آثار به زندگی دنیوی انسانها مرتبط می‏شود که در این بخش به بررسی آنها پرداخته خواهد شد.

2.3.1.1. گمراهی و ضلالت
یکی از مهمترین آثاری که مواجهه‏های منفی در زندگی انسان ایجاد می‏کند، به گمراهی و ضلالت افتادن فرد است که در بسیاری از آیات، به آن اشاره شده است. خداوند، کافران را هدایت نخواهد کرد، زیرا آنها نافرمانانی هستند که از حق برگشتند و خداوند هم دلهای آنها از راه راست برگرداند و خداوند قصد هدایت فاسقان از حق برگشته را ندارد؛
عدّه‏ای از آنها نیز ظالمانی هستند که بعد از ایمانشان، کافر شدند، با آن که شهادت دادند که رسول خدا بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، به دلیل همین رفتار خداوند آنها را هدایت نخواهد کرد؛
کافران و مانعان راه خدا، در گمراهی دور و درازی به سر می‏برند و به شدت از راه راست دور شده‏اند، به حّدی که راه یافتن آنها امری غیر ممکن است؛
همچنین ایمان نداشتن به آخرت یکی دیگر از دلایلی است که باعث انحراف و گمراهی کافران می‏شود و امیدی هم به هدایت و در مسیر قرار گرفتن آنها نخواهد بود؛
خداوند به انکار کنندگان تذکر می‏دهد که کسانی که آیات الهی را بدون هیچ دلیل راسخی انکار کنند گمراه‏ترین افراد خواهند بود. زیرا آنها برای رد و انکار آیات الهی دلیلی ندارند و به مخالفت دور و درازی با خدا پرداخته‏اند؛
آنها به دلیل آن که چشم و گوش دلشان، کر و کور شده است، قادر به درک مفاهیم آیات نیستند تا بدین وسیله به هدایت و سعادت نائل شوند و هیچ کس قادر به هدایت آنها نخواهد بود. هیچ کس نمی‏تواند آیات را به گوش آنها برساند زیرا آنها گوش و چشم جانشان، کر و کور شده است؛
آنها به دلیل پیروی کورکورانه از اجدادی که هدایت یافته نبودند در مسیر هدایت قرار نمی‏گیرند و به گمراهی کشیده می‏شوند. آنها تنها به الگو گرفتن آبا و اجداد خود، اکتفا کرده‏اند ولی خداوند آنها را به نکته‏ی مهمی ‏تذکر می‏دهد که آیا اجدادی که چیزی نمی‏دانستند و هدایت یافته نبودند درخور پیروی هستند؟ آیا انسان برای اینکه کسانی را در زندگی خود الگو قرار دهد، نباید به رفتارهایی که آنها از خود نشان داده‏اند توجّه کنند و عاقبت رفتار آنها را بسنجد و پس از بررسی و توجّه، مانند آنها رفتار کند؟ و با این تذکرها بهانه‏جویی‏های آنها را برای ایمان نیاوردن رد می‏کند؛
(وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ)
تفسیر نمونه در این زمینه می نویسد:
«همچنین کسانی که به کتمان حقایق و آیات الهی می‏پردازند باعث گمراهی خود و