اختلاف داشتند داوری کند ولی همان کسانی که به آنها کتاب داده شده بود و برایشان دلایل روشن آمده بود به خاطر ستمی‏که در میانشان بود و آن هم پس از آن که از حقیقت آن آگاه شدند و علم برایشان حاصل شد در آن اختلاف کردند و راه تفرقه پیمودند و آنها با این رفتارشان بزرگترین ظلم و ستم را در حق آیات روا داشتند. <br />
4- ظلم زمینۀ افترا و تکذیب و ممانعت مردم از راه حق
همچنین کافرانی که دست به گناه افترا و تکذیب ببرند جزو ستمگرین انسانها به حساب می‏آیند و آنها به دلیل ظلم و ستمی‏که در درونشان هست در برابر آیات الهی اینگونه برخورد می‏کنند و جهنم جایگاه آنها خواهد بود.
کسانی که به خداوند دروغ می‏بندند و افترا می‏زنند، ظالم‏ترین افرادی هستند که مردم را از راه خدا باز می‏دارند. آنها همان کسانی هستند که توان شنیدن حق را ندارند و حق را نمی‏بینند.

آنها به آخرت باور ندارند و راه خدا را کج می‏شمارند. آنها ستمگرانی هستند که خدا، آنها را لعنت می‏کند ‏‏و عذاب را برای آنها دو چندان می‏کند.
2.1.2.4. اعراض و رویگردانی از آیات
یکی دیگر از انواع برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات اعراض و رویگردانی از آیات الهی است که خداوند در قرآن کریم در آیات متعددی، به این موضوع اشاره کرده است. عدّه‏ای پس از آن که با خدا پیمان بندگی و فرمانبرداری بسته بودند به آیات الهی پشت کردند، مانند یهودی ها که کتاب خدا را پشت سر انداختند در حالی که خداوند از آنها پیمان گرفته بود تا آیات را به وضوح برای مردم بیان کنند و از پنهان کردن آن خودداری کنند. ولی آنها عهدشکنی کردند و آیات گرانبهای الهی را به بهایی ناچیز فروختند و پشت سر انداختند و با این کار به معامله‏ی بسیار بدی دست زدند.
آنها به سبب پاره‏ای از گناهان و فسق و فجوری که مرتکب شده بودند از تمام نشانه‏های خداوند اعراض و رویگردانی کردند و نه تنها از آیات خدا، بلکه از پیامبر هم رویگردانی کردند. آنها پیامبر را دیوانه خطاب کردند و از او رویگردانی کردند و با این کار نشان دادند که جایگاه پیامبر را به عنوان فرستاده‏ی خدا، به درستی نمی‏شناسند.
خداوند در قرآن کریم یادآور می‏شود که کسی که به آیات پند داده شود و از آن اعراض کند، ستمکارترین افراد است که دستاورد پیشینۀ خود را فراموش کرده است.
در این آیه تکذیب و اعراض در کنار هم قرار گرفته است و هر دو گروه، جزو ستمکارترین افراد معرفی شده‏اند.
(. . . فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَّبَ بِآیَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا . . .)
اعراض و رویگردانی از آیات الهی زمینه‏ای را در انسان فراهم می‏کند که انسان خود را در برابر آیات بی نیاز می‏بیند و در این زمان شیطان نسبت به آنها طمع می‏کند زیرا چنین شخصی زمینۀ نفوذ وسوسه‏های شیطان را در خود فراهم می‏سازد و شیطان از هر راهی بر او، ورود و نفوذ می‏کند و او را به انحراف می‏کشاند و در واقع او میدان را برای حضور شیطان هموار می‏سازد و خود را برای ایجاد وسوسه‏ی شیطان مهیّا می‏نماید.
(وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ)
در این آیه به روح لجاجت و بى‏اعتنایى و تکبر مشرکان در برابر حق و نشانه‏هاى خدا اشاره کرده، مى‏گوید: «آنها چنان لجوج و بى‏اعتنا هستند که هر نشانه‏اى از نشانه‏هاى پروردگار را مى‏بینند، فورا از آن روى برمى‏گردانند زیرا آنها قصد فرمان برداری و در مسیر حق قرار گرفتن را ندشتند و هیچ نشانه‏ای نبود که آنها به آن پشت نکنند در حالى که اگر در آیات و نشانه‏هاى پروردگارت دقت مى‏نمودند، حق را به خوبى مى‏دیدند و مى‏شناختند و باور مى‏کردند .
پشت کردن به آیات الهی و بی توجّهی و اهمّیّت ندادن به آیات به دلیل تکبری است که در برابر وجود آنها قرار دارد. و این نشان از این موضوع دارد که تمام برخوردهای منفی به هم مرتبط هستند و برخوردهای منفی دیگر را در پی دارند.

2.1.2.5. ممانعت مردم از راه یافتن به حقیقت
یکی دیگر از مواجهه‏های منفی رفتاری در برابر آیات الهی، بازداشتن مردم از راه خدا و به عبارت دیگر ممانعت آنها، از دستیابی به سمت درک، فهم آیات و رسیدن به راه هدایت است که انگیزه‏های دنیوی در شکل گیری آن نقش مؤثری دارد. مانعان راه خدا، به دلیل عدم رشد فکری و عقلی گمان می‏کنند که می‏توانند راه خدا را از بین ببرند و در این راه از مال و اموال خود خرج می‏کنند، در حالی که خداوند آنها را می‏بیند و از رفتار آنها غافل نیست و در انتها پیروزی با خداوند است. آنها با سوگندهای دروغین از خود دفاع می‏کنند در حالی که به ستم از حق منحرف شده‏اند.
آنها برای دستیابی به منافع دنیوی خود از تمام امکانات خود برای از بین بردن راه هدایت تلاش می‏کنند و برای آیات الهی ارزش قائل نیستند. آنها ستمگران مفسدی هستند که به درستی راه خداوند، شاهد و گواه هستند ولی آن را کج می‏شمارند و دروغ می‏گویند. آنها در این مسیر، نه تنها به خود بلکه به دیگران نیز ضربه می‏زنند.
قرآن مجید مردم را در برابر پیامبر اسلام (صلوات الله علیه) و آیات قرآن به دو گروه تقسیم می‏کند و می‏فرماید:
(فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعیراً)
این آیه هشداری است به آنان که مردم را از ارزش‏های والای الهی و اسلامی‏مانع می‏شوند و از رسیدن به سعادت جلوگیری می‏کنند، یا اندیشه دینی مردم را ویران می‏سازند و آنان را منحرف می‏گردانند. این گروه در حقیقت دستیار شیطان و چون او فریبکار هستند و اگر در تقسیم مردم به دو گروه فرمود: بعضی ایمان آوردند، و بعضی کارشکنی کردند، و خلاصه اگر در مقابل ایمان آوردن، کارشکنی را آورده، برای این بود که یهودیان تنها به ایمان نیاوردن اکتفاء نمی کردند، بلکه تمام کوشش خود را به کار می زدند تا مانع ایمان آوردن مردم شوند و آنها را از هدایت، باز دارند.
در قرآن کریم یهودیان گروهی معرفی می‏شوند که مردم را از راه خدا، بسیار باز داشتند در حالی که به درستی راه خدا گواه بودند و آن را کج می‏شمردند زیرا آنها در گمراهی دور و درازی به سر می‏بردند.
آنها نه تنها مردم را از راه خدا باز می‏دارند حتی خودشان هم از آن دوری می‏کنند ولی نمی‏دانند که با این کار تنها خود را به هلاکت می‏اندازند.

مطلب مرتبط :   عبدالقادر، وعظ، جل، نبوی، اسلام، اسلوب

2.1.2.6. کتمان آیات الهی
یکی دیگر از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی کتمان و پنهان کردن آیات الهی است که در طول تاریخ از سوی کسانی که از آیات الهی آگاهی کامل داشتند نشان داده شده است. خداوند در ذیل آیات برای انسانها متذکّر می‏شود که اهل کتاب گروهی هستند که به خوبی، حقایق‏ را می‏شناسند چون تمامی ‏خصوصیات پیامبر گرامی ‏را در کتب خود دیده‏‏اند ، ولی به صورت کاملاً آگاهانه آنها را پنهان می‏کنند تا قدرت و نفوذ خود را از دست ندهند و به خواسته‏های دنیوی خویش دست یابند.
قرآن کریم به جایگاه بد کتمان پرداخته و به توبیخ و تقبیح کتمان کنندگان می‏پردازد، به عنوان مثال در آیه ۷۱ سوره آل عمران، اهل کتاب را از پنهان کردن حقایق الهی نهی می‏کند و بدین وسیله اهل کتاب را به دلیل کتمان حقایق، توبیخ می‏نماید.
خداوند در قرآن به پنهان‏کاریهای منافقین اشاره نموده و پرده از چهره‏ی آنان بر می‏دارد و از آگاهی خود از آنچه که پنهان می‏کنند خبر می‏دهد. یکی از مهمترین راههای دوری از این رفتار، آگاه و ناظر دانستن خداوند بر همه امور است و انسان، همیشه باید خداوند حکیم را ناظر بر جزئیات اعمال و افکار خود دیده و بداند که آن چه از او سر می‏زند، در کتاب الهی محفوظ خواهد بود.
(وَ لِیعْلَمَ الَّذِینَ نافَقُوا وَ قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا. . . یقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما یکتُمُون)
از آنجا که تکامل یک جامعه در گرو دانایی افراد آن می‏باشد خداوند نیز از دانشمندان جامعه تعهّد گرفته است که حقایق را از مردم پوشیده ندارند.
توجّه به ماده” تبیین” در آیه فوق، نشان می‏دهد که منظور تنها تلاوت و یا نشر کتب آسمانی نیست، بلکه منظور این است که حقایق آنها را آشکارا در اختیار مردم بگذارند تا به روشنی همه توده‏ها از آن آگاه گردند و آنها که در تبیین آیات کوتاهی کنند، مشمول همان سرنوشتی هستند که خداوند در این آیه و مانند آن برای علمای یهود بیان کرده است، این خود دلیل مهمی ‏برای اهمّیّت این مطلب می‏باشد.
از آنجا که کتمان حقایق اثر منفی در برنامه الهی ایجاد می‏کند و موجب نقص و محو قسمتی از آیات کتاب آسمانی می‏شود، آن هم آیاتی که از اصول و پایه‏های دین و کتاب آسمانی محسوب می‏گردد، لذا این امر از کفر بالاتر، عمیق تر و مؤثّرتر می‏باشد، زیرا کفر در مراحل اولیه أثری در متن برنامه الهی وارد نکرده، لذا آثار مخرّب زیادی را در پی دارد.

2.1.2.7. عهد شکنی در برابر آیات
یکی دیگر از مواجهه‏های منفی رفتاری در برابر آیات الهی عهدشکنی نسبت به آنهاست. در قرآن کریم به اهمّیّت عهد و پیمان و وفای به عهد تأکید شده است و اشاره شده است که از عهد سؤال می‏شود و خداوند از آن چه که انجام می‏دهید آگاهی دارد و این چنین به وسیله‏ی آیات به ارزش وفای به عهد و دوری از پیمان شکنی اشاره کرده است.
شاید بتوان گفت که عهد شکنی در مورد آیات نوعی خیانت نسبت به آنها محسوب می‏گردد و در قرآن کریم و روایات اسلامی ‏از خیانت مذمت شده است و در آیات مختلفی از عدم محبوبیت خداوند نسبت به آنها سخن به میان آمده است و این که خداوند مکر آنها را هدایت نمی‏کند و از خیانت آنها آگاهی دارد.

مطلب مرتبط :   حمد، مدح، شفاعت، قیام، قوم، اللَّهِ

1- عهدشکنی زمینۀ کتمان آیات
کسانی که آیات الهی را پنهان و کتمان می‏کنند در اصل عهد و پیمان خویش را نسبت به آیات نادیده می‏گیرند زیرا خداوند از کسانی که به آنها کتاب داد، عهد و پیمان گرفت که آیات الهی را به وضوح برای مردم بیان کنند و از کتمان آن خودداری کنند ولی آنها عهد شکنی کردند و آن را به بهایی ناچیز فروختند و پشت سر انداختند و به معامله‏ی بدی رضایت دادند. آنها پس از دادن پیمان محکم با حالت اعراض از آن رویگردانی کردند.

2- عهد شکنی زمینۀ به فراموشی سپردن آیات
پیمان شکنی یکی از رفتارهای منفی است که زمینه ساز به فراموشی سپردن بخشی از آیات در قرآن معرفی شده است. آنها به دلیل پیمان شکنی بخشی از آن چه را که به آنها تذکر داده شده بود، فراموش کردند و راه را گم کردند، زیرا آیاتی که به عنوان راهنما برای آنها فرستاده شده بود از دست دادند.

3- عهد شکنی زمینۀ تحریف آیات
همچنین عهدشکنی نسبت به آیات، یکی از زمینه‏هایی است که باعث می‏شود آدمی دست به تحریف آیات بزند زیرا عهدشکنی باعث می‏شود خداوند آنها را لعنت کند و به سبب لعنت خداوند، دل‏های آنها در برابر پذیرش حق، سفت و سخت شود به گونه‏ای که دست به تحریف آیات الهی بزنند و بخشی از آن چه را بدان تذکر داده شده بودند، به فراموشی بسپارند و مدام در برابر دین دست به خیانت بزنند.

2.1.2.8. جدال در برابر آیات الهی
یکی دیگر از مواجهه‏های منفی که بشر در برابر آیات الهی از خود نشان می‏دهد، جدل و مجادله در برابر آنهاست که در آیات قرآن کریم از انگیزه ها و آثار این رفتار مخرب سخن به میان آمده است.
بحث و گفتگو و استدلال و مناقشه در گفتار دیگران اگر به منظور روشن شدن حق، نشان دادن راه، و ارشاد جاهل باشد، عملی پسندیده و شایسته تقدیر است، بلکه در بسیاری از موارد واجب است. قرآن هرگز با بحث و گفتگوی روشنگرانه و استدلال برای تبیین حق مخالفت نکرده است، بلکه در آیات زیادی آن را عملا تثبیت نموده است. در بسیاری از موارد از مخالفین مطالبه برهان و دلیل می کند، و می گوید استدلال خود را بیاورید.
در حالی که طرفداران باطل برای به کرسی نشاندن سخنان بی اساس خود دست به مجادلات زشتی می‏‏زدند و با انواع سفسطه‏ها و بهانه‏جوئی‏ها، تلاش برای ابطال حق و اغوای مردم ساده دل داشته‏اند، سخریه و استهزا، تهدید و افترا و انکار بدون دلیل از روشهای معمولی اقوام گمراه و سرکش در مقابل پیامبران، و استدلال منطقی و آمیخته با مهر و محبّت روش پیامبران الهی بوده است.
برخی از کافران به وسیله‏ی مجادله و جدال به باطل، به پایمال کردن حق و ریشخند و استهزا آیات می‏پرداختند، در حالی که پیامبران جز بشارت و انذار وظیفه‏ی دیگری در قبال هدایت مردم نداشتند.
کافران برای اینکه حق را بپوشانند به باطل مجادله می‏کنند و این رفتار آنها، زمینه‏ای برای استهزا آیات به شمار می‏رود. آنها مجادله‏ی به باطل می‏کنند تا حق را پایمال کنند و بدین وسیله آیات خدا را به ریشخند می‏گیرند. آنها جدال نمی‏کنند تا به حقیقت دست یابند بلکه مجادله می‏کنند تا حق را از بین ببرند.

2.1.2.9. کوری و کری در برابر آیات
یکی دیگر از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی، کوری و کری در برابر آنهاست. کسانی که در برابر آیات الهی کفر می‏ورزند زمانی که به سوی خدا دعوت می‏شوند و آیات الهی به آنها تذکّر داده می‏شود چیزی نمی‏شنوند. خداوند مقام آنها در حدّ حیوانی می‏داند که تنها صدا‏های مبهم را می‏شنوند و در جواب، تنها فریاد و بانگ سر می‏دهند و سخنی نمی‏توانند بگویند. آنها قادر به شنیدن، دیدن و سخن گفتن در مورد