اسماعیلیان دوره فاطمى و بعد از آن، هماهنگ با شیعیان امامى، از آنجا از مکتب هاى فقهى اهل سنت جدا مى شوند که تنها آن احادیث و سنتهاى نبوى اى را قبول دارند که از طریق امامانشان از اهل بیت نقل و روایت شده است. مضافاً، آنها احادیثى را هم که از امامان مورد قبولشان نقل شده است، پذیرا هستند. احادیثى را که قاضى نعمان نقل کرده، از حضرت محمد(ص)، على بن ابیطالب(ع) و پنج امام بعدىِ جانشین آن حضرت است، ولى اکثر آنها از امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) روایت شده اند و جالب آن است که قاضى نعمان معمولا احادیثى را از امامان اسماعیلىِ بعد از امام صادق(ع) که در اصل، سرچشمه فقه اسماعیلى است، روایت نمى کند. از سوى دیگر، قاضى نعمان آرا و فتاواى علویانى را که نه اسماعیلیان و نه شیعیان امامى آنها را به امامت نمى شناسند، بر اساس اسناد زیدى نقل کرده است. قاضى نعمان همچنین سعى داشته است تا میان اصول عقائد اسماعیلى و معتقدات مذهب فقهى مالکىِ رایج در شمال آفریقا تا حدى آشتى بدهد، تا از انزواى مخاطره آمیز اسماعیلیان به عنوان یک طبقه حاکم در وسط محیطى عمدتاً غیر اسماعیلى کاسته شود.در هر صورت، کوشش هاى فقهى قاضى نعمان با تدوین کتاب دعائم الاسلام به اوج خود رسید. این کتاب را المعزّ با دقت خواند و از آن زمان به عنوان قانون نامه رسمى فقهى اسماعیلیه مورد استفاده دولت و نظام قضائى فاطمى قرار گرفت. قاضى نعمان که همراه المعزّ به مصر رفت و در آنجا در سال 363 هجرى وفات کرد، پایه گذار خاندان معتبرى از قضاتِ دولت فاطمى نیز بود. پس از او تحول و تکامل مهمى در فقه اسماعیلى پیدا نشد و همان تعالیم همچنان ادامه پیدا کرد. از زمان تدوین فقه اسماعیلى، در مجالس مخصوصى که در مساجد عمده قاهره، مانند الازهر و الحاکم، بعد از نماز جماعت، در روزهاى جمعه تشکیل مى گردید، این تعالیم براى همگان وصف مى گردید. در دولت فاطمى مسئولیت امور ظاهر و باطن، تحت نظارت مستقیم و نزدیک امام، معمولا با یک نفر بوده که در آنِ واحد، مقامات و مناصب «قاضى القضاه» و «داعى الدعاه» را در اختیار داشته است. بهترین نمونه چنین فردى خود قاضى نعمان است که به عنوان قاضى القضاه قانون نامه رسمى دولت اسماعیلى فاطمى را در کتاب دعائم الاسلام تدوین کرد و همزمان با تأیید و راهنمایى امام به عنوان داعى الدعاه مجموعه دیگرى را در این راستا به نام تأویل الدعائم گردآورى کرد. اصول باورهاى فقهى اسماعیلى در دستگاه قضائى دولت فاطمى به کار بسته مى شد و به این ترتیب، شریعت به صورتى که فقه اسماعیلى آن را تفسیر مى کرد، مبانى شرعى زندگى روزمره مسلمانان تحت خلافت فاطمیان را به وجود مى آورد. اما قانون نامه شرعى اسماعیلى هنوز در آن زمان، جدید بود و دستورها و احکام آن را مى باید براى اسماعیلیان و نیز دیگر مسلمانان توضیح مى دادند. این امر با تشکیل منظم مجالس تعلیمى عمومى که در ابتدا، توسط قاضى نعمان در روزهاى جمعه، بعد از نماز ظهر، که عده کثیرى براى برپایى نماز جمعه گرد هم مى آمدند، دائر مى شد، انجام مى پذیرفت. قاضى نعمان در این جلسات از آثار فقهى خویش، به خصوص دعائم الاسلام، استفاده مى کرد. بعضى از تقریرات قاضى نعمان که براى مجالس الحکمه تهیه شده بودند، بعدها در کتاب تأویل الدعائم او جمع آورى گردید که متمم باطنى مجموعه فقهى ظاهرى او، یعنى دعائم الاسلام، محسوب مى شود. این سنن و مجالس تعلیمى عمومى و محرمانه در تمام دوره فاطمى تداوم یافت و سپس توسط داعیان طیّبى در یمن نیز مراعات گردید.301
3-2-1 آثار و آراء فقهی قاضی نعمان
آثار فقهی قاضی نعمان که در طول حیات خود نگارش نمود، بدین شرح است:302
1. کتاب الایضاح
2. مختصر الایضاح
3. کتاب الاخبار فی الفقه
4. مختصر الاثار فیما روی الائمه الاطهار
5. الاقتصار
6. القصیده المنتخبه
7. دعائم الاسلام فی ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام
8. کتاب منهاج الفرائض
9. کتاب الانفاق و الافتراق
10. المقتصر
11. کتاب الینبوع
در این بخش به بررسی مهمترین آثار فقهی قاضی نعمان که تاثیر گذاری بیشتری در جامعه فاطمی داشته است، می پردازیم.
نخستین کتاب فقهی قاضی نعمان: نخستین و مفصّل‌ترین کتاب قاضی نعمان بن محمد بن حیّون تمیمی (متوفی ۳۶۳) در زمان حکومت المهدی فاطمی (۲۹۷ـ۳۲۲)، پس از سال ۳۱۲ ق ، تألیف شد و قاضی آن را الایضاح نامید. او این کتاب را در ۲۲۰ باب تنظیم کرده و در آن احادیث فقهی را به روش مقبول و رایج ، با ذکر اسناد آن آورد. وی از این کتاب چند تلخیص تهیه کرد و در آن‌ها سلسله راویان و جزئیات دیگر را حذف نمود.سه کتاب دعائم الاسلام ، الاخبار ، و الاقتصار ، از جمله تلخیص‌های کتاب الایضاح است که اولی از همه مهم‌تر و مراجعه به آن بیش‌تر است. علمای امامیه نیز به این کتاب، به دلیل شمول آن بر احادیث ائمه تا امام جعفر صادق و دقت و امانت علمی، التفات دارند.قاضی نعمان با سرودن قصیده ای چگونگی شکل گیری اولین کتاب فقهی خود الایضاح را توضیح می دهد.
و کنت قد جمعت عن آبائه فی الفقه ما أوعیت فی استقصائه
ثم تدبرت الذی جمعته فکان فیه کل ما أردته
لو کان مبسوطا علی التالیف منتظم التلخیص و التصنیف
لکنه جاء علی الروایه مختلط الوجوه فی الحکایه
و جاء فی خلالها اختلاف بین الرواه إذ هم أخیاف
و کل هذا فله سبیل علیه من شاهده دلیل
و کنت قد بسطته بنظمه و شرح ما علمته من علمه
فی کتب جامعه شریفه مشبعه موعویه طریفه
کل کتاب جمعه ابوابه و کل باب الفت اسبابه
حکیت فیها علل اختلافهم حکایه المحتج لائتلافهم
و جئت بالشاهد و البرهان لثابت القول مع التبیان
من بعد ذکری عند کل مسأله ما جاء فیها باختلاف النقله
بذکر نقلها من الکتاب نصا و بالإسناد و الانساب
بغیر ما رأی و لا قیاس إلاعلی المثبت فی الاساس
فکملت فی مائتی الکتاب تزید عشرین علی الحساب303
قسمتی که از کتاب الایضاح باقی مانده است، در باره نماز است و در آن قاضی نعمان احادیثی را پیرامون فضیلت نماز، نماز های پنجگانه و تعداد رکعات، آنچه از ثواب نماز امید می رود، ابواب اذان و اقامه، ابواب مساجد، ابواب امامت، ابواب نماز جماعت، ذکر برخی فضایل پیرامون صفوف نماز و ابواب صفات نماز و سنت های آن آورده است. در فروعات فقهی ذکر شده هر جا اقوال مختلفی بوده ذکر شده است و آن بخش با عبارت «اختلف الرواه عن أهل البیت …» شروع شده است. آن طور که معلوم است دیگر کتب قاضی تلخیص این کتاب مهم او بوده اند که هم اکنون فقط همین باب آن یافت شده است. طبق تحقیقی که محقق کتاب نموده است، احادیثی که مورد توجه قاضی نعمان بوده اند همه در کتب معتبر شیعی همچون کافی، تهذیب، من لا یحضره الفقیه، اختیار معرفه الرجال، علل الشرایع، بحارالانوار، فقه الرضا، الاستبصار، ثواب الاعمال، مستدرک الوسائل و دیگر کتب آمده اند.304 که این امر نشان دهنده اهمیت کار قاضی نعمان می باشد.
دعائم الاسلام: کتاب «دعائم الاسلام فی ذکر الحلال والحرام والقضایا و الاحکام‏» نوشته فقیه بزرگ قاضى ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمى مغربى، از دوره المعز تا پایان دولت فاطمیان قانون رسمی حکومت بوده است. این کتاب تنها کتاب مورد مراجعه اسماعیلیان بهره در هند بوده و آنها در حالات شخصی خود تنها مرجعشان دعائم الاسلام بوده است. به همین دلیل امروزه در شریعت اسلامی هند شاهد رعایت بعضی از قوانینی می باشیم که در عهد فاطمیون در مصر اجرا می شده است. ارزش این کتاب تا بدانجا است که خلاصه های گوناگونی از این کتاب نوشته شده تا در اختیار قاضیان و یا اهل علم قرار گیرد. کتابهایی مانند «مختصر الآثار» ، «الینبوع» ، «الاقتصار» ، «مجموع الفقه» ، «الحواشی» و «الارجوزه المختاره» از این جمله اند.305 این کتاب مشتمل بر دو جزء است وجزء اول آن که نزد اسماعیلیان به «دعائم الاسلام السبع‏» معروف است ‏شامل هفت کتاب زیر مى‏باشد: 1. کتاب الولایه، 2. کتاب الطهاره، 3. کتاب الصلاه، 4. کتاب الزکاه، 5. کتاب الصوم والاعتکاف، 6. کتاب الحج، 7. کتاب الجهاد.
جزء دوم آن شامل 26 کتاب دیگر فقه است: 1. کتاب البیوع والاحکام فیها، 2. کتاب الایمان والنذور، 3. کتاب الاطعمه، 4. کتاب الاشربه، 5. کتاب الطب، 6. کتاب اللباس والطیب، 7. کتاب الصید، 8. کتاب الذبائح، 9. کتاب الضحایا والعقائق، 10. کتاب النکاح، 11. کتاب الطلاق، 12. کتاب العتق، 13. کتاب العطایا، 14. کتاب الوصایا، 15. کتاب الفرائض، 16. کتاب الدیات، 17. کتاب الحدود، 18. کتاب السراق والمحاربین، 19. کتاب الرده والبدعه، 20. کتاب الغصب والتعدی، 21. کتاب العاریه والودیعه، 22. کتاب اللقطه واللقیطه والابق، 23. کتاب القسمه والبنیان، 24. کتاب الشهادات، 25. کتاب الدعوى والبینات، 26. کتاب آداب القضاء. دعائم الاسلام یک کتاب حدیثی فقهی است که حاوی تمام ابواب فقهی در زمانه قاضی نعمان است. قاضی در هنگام نقل احادیث فقهی دیگر به بیان اسناد روایی نپرداخته است و روایاتی که نقل می کند مرسل هستند. بیشتر این احادیث از رسول اکرم، امام علی (ع)، امام محمد باقر و امام جعفر صادق نقل شده است. او در آغاز هر باب ابتدا آیه مربوط به آن بحث فقهی را نقل می کند و بعد به بیان احادیث می پردازد. قاضی نعمان در دعائم صرفا به نقل احادیث فقهی پرداخته و هیچ گونه اجتهاد و یا بحثی فقهی حول احادیث نقل شده ننموده است. به نظر می آید که اسماعیلیان نیز با رجوع به دعائم و دیدن احادیث مربوط به هر باب فقهی به آن عمل می کردند. قاضی نعمان در پیش گفتار دعائم از زمانهای میگوید که ادعاها و نقطه نظرها فراوان شده و امت اسلامی دسته دسته گردیده. هر فرقه ای از فرقه های گمراهی برای خود از میان جاهلان رئیس و بزرگی انتخاب کرده و به تقلید از او و به خاطر پیروی از فرمانش بدون هیچ دلیلی از کتاب وسنت و یا اجماعی از سوی ائمه و امت صرفا بر اساس قول رئیس خود حرام را حلال و حلال را حرام کرده است.306 بعضی قائلند محتواى این کتاب به احکام و تعالیم شیعه امامیه نزدیک است و تنها فرقى که این کتاب با کتابهاى امامیه دارد این است که او به خاطر تقیه و ترس از خلفاى فاطمى مصر، از امامان بعد از امام صادق علیه السلام روایت نکرده است. و به همین جهت اکثر علماى امامیه، قاضى نعمان را شیعه امامى دانسته و در کتابهاى خود به روایات او استناد کرده‏اند. اگر تنها ملاک قضاوت در باره قاضى نعمان تنها کتاب دعائم الاسلام باشد، شاید بتوان چنین حرفی زد، اما قاضى کتاب دیگری به نام «تاویل الدعائم‏» نیز دارد. او در این کتاب تمام احکام و تعالیم «دعائم الاسلام‏» را طبق معتقدات اسماعیلیه تاویل نموده است. که در این صورت جای شکی در اسماعیلی بودن او نمیماند. علمایی که امامی بودن قاضی نعمان را نمی پذیرند در عین حال کتاب او را ارزشمند و مورد تایید و تاکید دانسته اند و روایات آن را اگرچه مرسل است، اما قابل استفاده برای ما می دانند.307 دعائم الاسلام به خواهش خلیفه فاطمی معزّ و در تحت نظارت او نوشته شده و از زمان معزّ به بعد سند و قانون نامه رسمی فقهی اسماعیلیان فاطمی گردید.308 سید منصور نادری (سرپرست شیعه اسماعیلیه افغانستان) در مقدمه خود بر ترجمه کتاب ذکر می کند که این کتاب به سرعت از حیث اساس فقه تشیع اسماعیلی اخذ موقعیت کرد و تا امروز به عنوان اولین کتاب مرجع در تعلیمات، استفتاآت و استخراج احکام فقهی تشیع اسماعیلی به قوت خود باقی است.309 ایوانف در توصیف این مجموعه احکام اسماعیلی میگوید: «مذهب اسماعیلی را که در اوایل دروان فاطمی مذهب عموم مردم بود به طور کامل نشان می دهد». علی اصغر فیضی آن را «معجزه امام معز» می داند که به زبان قاضی نعمان جاری شده بود. از دیدگاه کسانی که مذهب اسماعیلی را بدترین نوع بدعت و گمراهی در اسلام نمی دانستند، این کتاب و تعالیم آن چنان بود که می توانست به عنوان «بازگشت به اسلام» تفسیر وتعبیر شود.310 این کتاب توسط معز به تمامی نقاط امپراطوری اسماعیلی ارسال شد و دستور داده شد که براساس آن پایه های اعتقادی و مراسم دینی این طریقت را استوار سازند. این کتاب پس از معز مورد تأیید و تأکید تمامی ائمه فاطمی قرار گرفته است و همگی بر آن بعنوان اصلی ترین و مهمترین کتاب اعتقادی و مذهبی این طریقت مهر تأیید زدند و خواندن و درک و بکارگیری آن را از جمله واجبات قرار دادند، بطوریکه حاکم در سال 391 هجری قمری نامه ای به یمن برای هارون محمد نوشت و او را در امور حلال و حرام به عمل کردن بر فتاوی کتاب دعائم الاسلام دستور داد.
کتاب الاقتصار: الاقتصار یکی دیگر از کتب فقهی قاضی نعمان است. او خود در مقدمه کتاب میگوید که بعد از تالیف کتاب الایضاح به این نتیجه رسیده است که کتابی تدوین کند که در آن به مواردی از احکام اثبات شده که اجماع بر آنها وجود دارد و اختلاف کمتری در

مطلب مرتبط :