دانلود پایان نامه
ایران و تسلیم آن به دنسترویل، امکان مالی لشکرکشی به باکو و تسلط او را بر نوسانات ارزی آن منطقه مهیا ساخت(دنسترویل،1357: 356-359).
با استفاده از تحلیل سه گانه دوس سانتوس-ساندرز- برچر می توان اقدامات بانک شاهنشاهی را عینیت بهتری داد. از یک سو بانک مذکور سود سرشاری را روانه خزانه بریتانیا می نمود تا حدی که بریتانیا در همان ابتدای کار بخش عمده ای از سهام این بانک را خریداری نمود، لذا حمایت های مطلق و همه جانبه بریتانیا از این بانک واقعگرایانه خواهد بود و از دست رفتن آن می توانست بخش عمده ای از سودهای اقتصادی بریتانیا را از میان بردارد. همچنین برای انگلستان محرض گردید که بانک شاهنشاهی در بسیاری از موارد دیگر نیز می تواند بریتانیا را در ایران ذینفع سازد موارد همچون حمایت از نیروهای گریز از مرکز و غیره، بنابراین با گسترش فعالیت های بانک شاهنشاهی در دیگر زمینه ها عملا رهبری بسیاری از اقدامات و منافع مورد نظر بریتانیا در ایران از سوی این بانک صورت می گرفت که در فوق به موارد هفت گانه پرداخته شد. این بانک بعدها یکی از عوامل مهم اخراج شوستر از ایران و ادامه وابستگی های اقتصادی این کشور به بریتانیا تلقی گردید و در این میان با ازمیان برداشتن تمامی مخالفین سیاست های بریتانیا در ایران، بحران های اقتصادی و ارزی ایران شدت گسترش بیشتری یافت.
بند4- انگلیس، نفت و بحران های سیاسی در دوران قاجار:
اگر دوران سلطنت قاجار را بتوان به سه دوره تفکیک نمود و در هر سه دوره بحران های سیاسی منتج از اقدامات بریتانیا را نیز به یک رویداد ملموس تر نسبت داد، بی گمان دوره سوم حکومت قاجار را می توان به بحران نفت استیلای انگلستان بر آن دانست. کما اینکه دوره نخست را می توان به حراست از هندوستان و دوره دوم را به بحران های اقتصادی نسبت داد که پیشتر تبیین شد.
در این بخش ضمن خودداری از تبیین تاریخی محض پیرامون تاسیس شرکت نفت ایران انگلیس و نیز قراردادهای نفتی منعقد شده میان بریتانیا و دولت مرکزی در ایران، بیشتر پیرامون بحران های سیاسی که شرکت مذکور در ایران ایجاد نموده است، مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. اصل جامعیت نیز که از ارکان اصلی روش تاریخی به شمار می رود، در روند بررسی وقایع نفتی ایران می تواند کمک بسیاری در تبیین هرچه بهتر بحران های نفتی انگلستان در ایران منجر شود و از سویی دیگر، روش جامعه شناسی تاریخی در خصوص، بازخورد سیاست های نفتی بر جامعه ایران و ابزارهای انگلیس در این راه نیز می تواند به درک هرچه بهتر این موضوع کمک نماید.
قرار داد دارسی که میان ایران و بریتانیا منعقد گردید، با عنوان پدر صنعت نفت خاورمیانه15 شناخته می شود. پس از به ثمر رسیدن تلاش های بریتانیا در استخراج نفت در ایران، شرکت نفت ایران و انگلیس شکل گرفت و با مرور زمان دارای قدرت بالایی در زمینه های سیاسی داخلی شد(Ferrier,1982:67-70) به نحوی که مهمترین ابزار سلطه بریتانیا بر ایران عهد مظفرالدین شاه را بی گمان باید در فعالیت های این کمپانی بررسی نمود. هنگامی که در سال 1911 میلادی چرچیل، سمت نخست را در نیروی دریایی بریتانیا بدست آورد، مصمم بر تقویت هرچه بهتر نیروی دریایی بریتانیا گردید و درصدد برتری نیروی دریایی بریتانیا در تمامی جهان بود. بنابراین در نخستین اقدام سعی در مکانیزه نمودن سوخت نیروی دریایی و جایگزین نمودن نفت با ذغال سنگ داشت که این موضوع با چالشی مهم مواجه بود چرا که نفتی نمودن کشتی های بریتانیا، این کشور را به نوعی تحت سلطه غول های نفتی آن اوان نظیرشرکت نفت استاندارد و نیز شرکت نفت شل در می آورد. به همین سبب چرچیل با اعزام منظور لرد کدمن16 تصمیم گرفت مناسبات خود را با شرکت نفت ایران و انگلیس حسنه کند، لذا در اندک زمانی، قراردادی میان وزارت دریاداری انگلستان و شرکت نفت ایران و انگلیس به امضا رسید و به موجب آن شرکت نفت ایران و انگلیس متضمن تامین بخش معینی از نفت و روغن برای مدت سی سال به نیروی دریایی انگلیس شد. (لسانی،1357 : 77). در حالی که جهان تا وقوع جنگ اول جهانی شش روز بیشتر فاصله نداشت، با طرح و اجرای لایحه ای از سوی پارلمان انگلستان، دو میلیون سهم از سهام شرکت نفت ایران و انگلیس یعنی در حدود 51 درصداز سهام به دولت انگلیس واگذار شد. به واسطه این قرارداد دولت انگلیس می‌توانست حق تعیین دو مدیر در شرکت نفت ایران و انگلیس را داشته باشد (موحد،1353: 32).
با آغاز جنگ جهانی اول نیز اهمیت نفت چند برابر شد و شرکت‌های متعدد انگلیسی تأسیس شدند، از جمله در آوریل 1906 شرکت نفت بختیاری با سرمایه ای معادل چهارصد هزار لیره شروع به فعالیت نمودن و جالب آنکه با کمترین هزینه ها بیشترین مسئولیت ها را در قبال محافظت و برقراری امنیت مناطق نفت خیز، به سران قبائل منطقه نظیر شیخ خزئل می سپردند (یعقوبی نژاد، 1374: 67). هنگامی که بریتانیا کاملا زعامت امور نفتی ایران را به دست گرفت، به شیوه های مختلف سعی در کاهش سهم ایران از طرق مختلف و نیز کارشکنی های پیاپی داشت.
1- نخستین کارشکنی بریتانیا در امور نفتی ایران در این دوره را باید در نرخ نفت خریداری شده از ایران توسط نیروی دریایی بریتانیا قلمداد نمود که با قیمتی بسیار نازل، معادل یک چهارم قیمت واقعی از شرکت نفت ایران و انگلیس خریداری نمودند(کرونولوژی یکصد وهجده ساله نفت ایران: 366 ). در واقع هنگامی که کمپانی نفت ایران و انگلیس با کسری بودجه مواجه گشت، پارلمان بریتانیا بهترین فرصت در جهت ترمیم نیروی دریایی خود، خریداری نفت با بهایی تقریبا رایگان از شرکت نفت مذکور دانست.
2- از دیگر بحران های شرکت نفت مذکور می توان به حق بریتانیا در تعیین مدیران عامل این شرکت دانست که این اقدام، انعقاد قراردادهای نفتی میان ایران و انگلیس که با با قیمت های بسیار نازل انجام می شد را با سهولت بیشتری ممکن می نمود. به عبارتی دیگر، با انتصاب مدیران و کارکنان منتسب به بریتانیا ونیز قرار گرفتن مناصب مهم شرکت نفت ایران و انگلیس به نیروهای تحت نظر بریتانیا، در وهله نخست سهل الوصول شدن دسترسی به نفت ایران و در ادامه عدم ورود رقبای دیگر به امور نفتی کشورمان برای بریتانیا بیش از پیش میسر و ممکن می گردید و همچنین بسترهای مورد نیاز جهت انعقاد قراردادهای نفتی ارزان تر را نیز فراهم آورند.
3- واگذاری امتیازات نفتی و در کنار آن مدیریت انگلیسی بر زعامت نفت ایران و نهایتا قیمت تقریبا رایگان نفت، به زودی روس های تزاری را نیز ترغیب و تحریک به دست اندازی نفت شمال ایران نمود، کما اینکه چند سال بعد، امتیاز نفتی خوشتاریا نیز به روس ها واگذار گردید که در اینجا می توان رقابت های نفتی میان روس و انگلیس در ایران را با استفاده از نظریه جامعه شناسی تاریخیِ استفن هابدن در در بعد خارجی تحلیل نمود.
4- شرکت نفت ایران و انگلیس، به سان بانک شاهنشاهی، به زودی به عنوان عاملی فعال درامور سیاسی ایران شناخته شد تا جایی که جهت برقراری امنیت و حراست از مناطق نفتی، با خوانین و نیروهای بختیاری به صورت مستقل قرارداد هایی را منعقد می نمود و همواره به تقویت نیروهای مذکور می پرداخت تا جایی که شیخ خزعل، در جنوب و در زیر چتر حمایت بریتانیا به مهمترین نیروی گریز از مرکز دولت ایران مبدل گردیده بود. همچنین بعدها بریتانیا با متهم نمودن دولت مرکزی ایران در ناتوانی و عدم تامین لازم در امنیت و نیز حراست از منافع نفتی و بازرگانی انگلستان در جنوب، در اقدامی امنیتی اقدام به تاسیس پلیس جنوب نمود و علنا قوانین داخلی و عدم مداخله را نقض نمود.
با کشف نفت و اهمیت بسیار زیاد آن برای بریتانیا تا حدی که قوام نیروی دریایی بریتانیا با کشف نفت به چندین برابر گذشته از یک سو و وجود منابع بسیار غنی نفتی در ایران از سویی دیگر، بالتبع حضور بریتانیا را در ایران بیش از گذشته نموده بود. در این میان، جدای از وابستگی ایران به صنعت بریتانیا در خصوص اکتشاف نفت، تغییر مکانیسم صنعت دریایی بریتانیا با استفاده از قدرت نفت به جای ذغال سنگ، قطعا عامل مهمی در خصوص واگذاری منابع نفتی به بریتانای بوده است. بنابراین نیاز مبرم بریتانیا به نفت و منابع فراوان نفتی ایران بهرتین موقعیت استفاده از آن برای بریتانیا بوده است. در این خصوص، بیشترین بحران های سیاسی اعم از تغییر رژیم، کودتا و اعمال خشونت های مختلف در راستای سیطره بریتانیا بر نفت ایران صورت گرفت که در گفتار های بعدی به تفصیل بدان خواهیم پرداخت.

مطلب مرتبط :   عربی،، ، صفت، (لغ)، (لغ)، مصدر

متن رسمی قرار داد نفتی دارسی:
ما بین دولت اعلیحضرت شاهنشاهی از یکطرف و ویلیام ناکس دارسی رانیته شهر لندن نمره 42 گرس ونر از طرف دیگر موافق این امتیاز نامه تفاصیل ذیل مقرر شده است.
فصل اول- دولت اعلیحضرت شاهنشاهی ایران به موجب این امتیازنامه اجازه مخصوصه به جهت تفتیش و تفحص و پیدا کردن و استخراج و بسط دادن و حاضر کردن برای تجارت و نقل و فروش محصولات ذیل که عبارت از گاز طبیعی و نفت و قیر و موم طبیعی باشد در تمام وسعت ممالک ایران در مدت شصت سال از تاریخ امروز اعطا می نماید.
فصل دوم- صاحب این امتیاز دارای حق بالانحصار کشیدن لوله های لازمه از سرچشمه های نفت و قیر و غیره تا خلیج فارس و کذالک شعبات لازمه لوله های فوق به جهت توزیع و تقسیم نفت به جاهای دیگر خواهد بود و کذالک حق بنای چاههای نفت و حوضها و محل تلمبه و مواقع جمع و تقسیم و تأسیس کارخانه و غیره از هر چه که لازم باشد خواهد داشت.
فصل سوم- دولت علیه ایران اراضی بایره خود را در جایی که مهندسین صاحب امتیاز به جهت بنا و تأسیس کارهایی که در فوق مذکور است لازم بدانند مجاناً به صاحب امتیاز واگذار خواهد کرد و اگر آن اراضی دایر باشند صاحب امتیاز باید آنها را از دولت به قیمتی عادله خریداری نماید و دولت علیه به صاحب امتیاز نیز حق می دهد که اراضی و املاک لازمه را به جهت اجرای این امتیاز از صاحبان ملک به رضایت آنها ابتیاع نماید و معلوم است که این ابتیاع موافق شرایطی خواهد بود که مابین صاحب امتیاز و مالکین ملک مقرر خواهد شد ولی صاحبان املاک مجاز نخواهند بود که از قیمت عادلانه اراضی واقعه در حول و حوش تجاوز نمایند.
جاهای مقدسه و جمیع متعلقات آنها در دایره ای که دویست ذرع شعاع آن باشد مجزی و مستثنی هستند.
فصل چهارم- چون معادن نفت شوشتر و قصر شیرین و دالکی بندر بوشهر که بالفعل دایر و مبلغ دوهزار تومان جمع دیوانی دارند و متعلق به دیوان همییون اعلی می باشد شرط شد که آنها را نیز دولت به موجب فصل اول به صاحب امتیاز واگذار نماید، مشروط بر اینکه علاوه بر صدی شانزده مذکور در فصل دهم که باید به دولت برسد صاحب امتیاز همه ساله دوهزار تومان جمیع حالیه معادن مذکوره را نیز به دولت کارسازی دارد.
فصل پنجم- طرح ریزی و نقشه کار گذاشتن لوله ها به توسط مهندسین صاحب امتیاز و یا خود او خواهد بود.
فصل ششم- قطع نظر از آنچه در فوق ذکر شده این امتیاز شامل ولایات آذربایجان و گیلان و مازندران و خراسان و استرآباد نخواهد بود ولی به شرطی که دولت علیه به هیچ کس اجازه ندهد که لوله های نفت به طرف رودخانه ها و سواحل جنوبی ایران تأسیس نمایند.
فصل هفتم- تمامی اراضی که به صاحب امتیاز واگذار شده و همچنین اراضی که صاحب امتیاز به موجب فصل سوم استملاک خواهد کرد و همچنین تمام محصولات آنها که به خارجه حمل شود از هر نوع مالیات و عوارض در مدت این امتیاز نامه معاف خواهد بود و تمام اسباب و آلات لازمه برای تفتیش و تفحص و استخراج معادن و بسط آنها و کذالک به جهت تأسیس لوله ها در وقت دخول به ایران به هیچ وجه من الوجوه حقوق گمرک را نخواهند پرداخت.
فصل هشتم- صاحب امتیاز نامه مکلف است که بدون تعلل و تأخیر به خرج خود یک یا چند نفر را از اهل خبره به ایران به جهت تفتیش صفحاتی که صاحب امتیاز احتمال وجود معادن مزبوره را در آنها می برد بفرستد و در صورتی که راپورتهای آن اشخاص خبره به عقیده صاحب امتیاز کافی باشد صاحب امتیاز مکلف است که بدون تأخیر و به خرج خود اجزای علمی لازمه با اسباب و آلات و ادوات استخراج به جهت تعمیق و کندن چاهها و امتحانات لازمه بفرستند.
فصل نهم- دولت علیه ایران به صاحب امتیاز اجازه می دهد که یک یا چند شرکت به جهت انتفاع از آن امتیاز تأسیس نماید. اسامی و نظامنامه سرمایه آن شرکت به توسط صاحب امتیاز معین خواهد شد، مشروط بر اینکه در ایجاد هر شرکتی صاحب امتیاز آن ایجاد را رسماً به توسط کمیسر به دولت اطلاع بدهد و نظامنامه آن شرکت را با تعیین محلی که شرکت مزبور باید در آنجا کار کند به دولت اظهار دارد و مدیرهای شرکتها نیز به توسط او انتخاب خواهند شد. این شرکت یا آن شرکتها تمام حقوق صاحب امتیاز را خواهند داشت ولی از طرف دیگر آنها باید تمام تعهدات و مسئولیت صاحب امتیاز را نیز در عهده خود گیرند.
فصل دهم- بین صاحب امتیاز از یک طرف و شرکتی که تشکیل کند از طرف دیگر قرار داده خواهد شد که یک ماه بعد از تاریخ تأسیس رسمی شرکت اول صاحب امتیاز مکلف است مبلغ بیست هزار لیره انگلیسی نقداً و بیست هزار لیره دیگر سهام پرداخته شده به دولت علیه بدهد. علاوه بر آن، شرکت و تمام شرکتهایی که تأسیس خواهند شد مکلف خواهند بود که از منافع خالص سالیانه خود صدی شانزده به دولت علیه سال به سال کارسازی نمایند.
فصل یازدهم- دولت علیه مختار است که یک نفر

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه تقاضای نیروی کار، تحولات اجتماعی