کویت داده و به گفته مقامات، مذاکرات در این زمینه در حال انجام است، ولی تا کنون به نتیجه نرسیده است1012. این در حالی است که دولت کویت قانونی را به مجلس نمایندگان این کشور در مورد بهره برداری مشترک کویت و عربستان پیشنهاد کرده1013 و دو کشور عربستان و کویت نیز در مورد بهره برداری مشترک این میدان در قالب مشارکت در سرمایه گذاری به توافق رسید ه اند1014. . توافق دو کشور عربستان بر اساس موافقت نامه طائف و موافقت نامه تحدید حدود دریایی سال 2000 است که حقوق و تکالیف طرفین را در منطقه حائل ومناطق دریایی مجاور آن تعیین می کند. کویت هدف خود را تولید 600 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از میدان دورا را اعلام کرده و مقامات این کشور کل ذخایر گاز این میدان را بین 35 تا 60 تریلیون فوت مکعب اعلام کرده و حتی کویت اعلام کرد که حاضر به خریداری سهم عربستان از این میدان می باشد1015.
اقدامات عربستان و کویت منجر به انعقاد یک قرارداد مشارکت در سرمایه گذاری بین شرکتهای Aramco Gulf Operation و Kuwait Gulf Oil Co جهت انجام عملیات اکتشاف در محدوده مورد توافق دو کشور شده است1016. تولید این میدان تاکنون آغاز نشده است . در ژوئن سال 2006 ،وزیر انرژی کویت اعلام نمود که با توجه به نیاز این کشور به گاز، قصد دارد ظرف سه سال آینده در آن قسمت از میدان که در آبهای سرزمینی کویت قرار دارد ،تولید را شروع کند و منتظر توافق با ایران نمی ماند.1017
در حالیکه بین ایران و عربستان موافقت نامه تحدید حدود امضا شده ،کویت و ایران تاکنون در زمینه تحدید حدود دریایی به توافق نرسیده اند. میدان آرش می تواند به صورت مشترک و در قالب یک موافقت نامه سه جانبه توسعه یابد. این امر مستلزم آن است که اولاً مقامات سیاسی دولتهای ذیربط موافقت اولیه خود را در این خصوص امضا کنند. ثانیاً با توجه به اختلاف ایران و کویت در میزان مالکیت خود بر این میدان، یک نهاد مستقل و مشترک همچون یک کمیسیون مشترک بین سه کشور تشکیل و با انجام مطالعات مساحی و اندازه گیری حدود دقیق میدان را تعیین نماید و بر اساس نتیجه اقدامات این کمیسیون، سه کشور در مورد سهم خود توافق نمایند. ثالثاً سه کشور اقدام به انعقاد یک موافقت نامه سه جانبه توسعه مشترک نمایند که در آن میزان سهم آنها، چگونگی اداره میدان، قانون حاکم و …. تعیین شود. دلیل ترجیح مدل توسعه مشترک فقدان تحدید حدود میان ایران و کویت و وقوع بخشی از میدان در محدوده حائل بین کویت و عربستان سعودی است. رابعاً لازم است که ایران قانون داخلی مناسب را جهت مشارکت در بهره برداری از میدان تغییر دهد. زیرا حتی به فرض آنکه یک شرکت ایرانی قصد مشارکت در توسعه میدان داشته باشد، قرار داد های مرسوم در صنایع بالادستی نفت یعنی بیع متقابل، نمی تواند برای مشارکت با شرکتهای کویت و عربستان در توسعه مشترک این میدان مناسب باشد و چاره ای جز توسل به قرارداد مشارکت در سرمایه گذاری یا مشارکت در تولید وجود ندارد.
تردیدی وجود ندارد که در صورت عدم توافق در بهره برداری مشترک، دو کشور عربستان و کویت در آینده نزدیک چندین برابر ایران از این میدان تولید خواهند کرد. زیرا سابقه تولید طرفین در میادین مشترک مؤید این معناست.
گفتار دوم : میدان اسفندیار
این میدان در فاصله حدود 99 کیلومتری جنوب غربی جزیره خارک قرار دارد و در سال 1345 توسط شرکت آی پک کشف شده و با عربستان مشترک می باشد و نفت آن دارای درجه سبکی آی پی آی 30 درجه است1018. در ترازنامه انرژی ایران در سال 1385 این میدان در حال توسعه توصیف شده و میزان تولید روزانه تا سال 1388 به همراه میدان فروزان خارگ و بهرگان 4/186 هزار بشکه در روز پیش بینی شده است1019. ذخیره نفت این میدان 532 میلیون بشکه نفت درجا اعلام شده بهره برداری ایران از میدان اسفندیار از سال 1378 با تولید طبیعی شروع شده و پس از یازده سال باافت طبیعی روبرو شده و اخیراً با انجام پاره ای اقدامات فنی و تعمیرات تولید میدان هفت هزار بشکه در روز افزایش یافته است1020. تا قبل از اقدامات تعمیری فوق تولید روزانه این میدان 4 هزار بشکه در روز بوده است1021. در عین حال مقامات ایران از انجام مذاکراتی برای توسعه میدان اسفندیار با شرکت های مالزیایی در قالب فاینانس جهت توسعه میدان مذکور خبر می دهند1022. قرار است در صورت توسعه این میدان و اجرای قرارداد توسط طرف مالزیایی، تولید میدان در مرحله اول توسط روزانه 10 هزار بشکه در مرحله بعدی 20 هزار بشکه نفت تولید شود1023. میدان اسفندیار در عربستان به میدان لؤلؤ معروف است که اکتشاف آن در سال 1967 انجام و از سال 2000 تولید از این میدان شروع شده است1024. بخشی از این میدان در منطقه حائل بین کویت و عربستان واقع و مورد ادعای هر دو آنهاست. اما فعلاً در حال توسعه می باشد.
گفتار سوم : میدان گازی پارس جنوبی
در سال 1974 شرکت شل که امتیاز بهره برداری نفت در حوزه های نفتی بوالحنین، عیدالشرقی و محزان را بدست آورده بود، در شمال غربی منطقه تحت امتیاز خود یک میدان گازی را کشف کرد. در سالهای 1976 تا 1979 تمرکز اولیه بر روی تولید ال.ان.جی از این میدان بود و ذخایر آن تا یکصد تریلیون فوت مکعب افزایش یافت. میدان پارس جنوبی در قطر به نام میدان شمال غربی یا میدان گنبد شمالی خوانده می شود و از سال 1983 شرکتهای غربی سرمایه گذاری در این میدان را آغاز کردند. شرکت های بکتل و تکنیپ از جمله این شرکتها بودند. در سال 1992 از سوی قطر ، پروژ 3/1 میلیارد دلاری توسعه این میدان آغاز شد. در نقشه های منتشر شده از سوی قطر، انتهای میدان مذکور تا مرز دریایی ایران 50 کیلومتر فاصله داشت. در سال 1366 و پس از انتشار نقشه مذکور، کارشناسان وزارت نفت ایران، احتمال مشترک بودن میدان مذکور را مطرح کردند1025.از اینرو ایران قراردادی با شرکت هلندی دلف جهت لرزه نگاری سه هزار کیلومتر از مرز آبی خود در خلیج فارس منعقد و پس از آن قراردادهای با شرکت های جیکوپراکلا1026 و وسترن جیکو1027 جهت لرزه نگاری در میدان پارس جنوبی منعقد کرد و در سال 1366 رسماً کشف این میدان اعلام شد.
پس از انجام مذاکراتی با شرکت های خارجی کنسرسیومی متشکل از چهار شرکت سایپم ایتالیا، تی.پی.ال ایتالیا، میتسوبیشی ژاپن و ماشین ایمپورت روسیه جهت توسعه این میدان ، اولین قرارداد توسعه این میدان در سال 1371 به امضا رسید. اما این قرارداد در سال 1372 به دلایل نامعلوم فسخ شد1028. در سال 1373 شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن) برای توسعه پارس جنوبی تأسیس شد و در خردادماه 1377 شرکت نفت و گاز پارس جایگزین شرکت متن گردید1029. تولید ایران از میدان پارس جنوبی از سال 1381 به صورت تدریجی و با تعریف و توسعه فازهای مختلف آغاز شد. و پیش بینی می شود تا سال 2015 (1394) کلیه فازهای آن به بهره برداری برسد. این در حالی است که قطر فقط تا سال 1994 حدود 5 میلیارد فوت مکعب گاز این میدان بهره برداری کرده است1030. همچنین از ژانویه 1997 تا می سال 2003 بیش از 30 میلیون تن گاز مایع توسعه قطر برداشت شده است1031.
براساس اطلاعات موجود، فقط بخش ایرانی این میدان 3700 کیلومتر مربع مساحت دارد و حاوی 14 تریلیون مترمکعب گاز، 18 میلیارد بشکه میعانات گازی، معادل 8 درصد ذخایر گازی جهان و 40 درصد ذخایر ایران است. کل مساحت میدان مذکور 9700 کیلومتر است که0 6 هزار کیلومتر آن در محدوده قطر قرار دارد. کل ذخایر پارس جنوبی 1800 تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی و 16 میلیارد بشکه میعانات گازی می باشد1032.
به گفته کارشناسان از سال 1385 روند اقدامات ایران در بهره برداری و توسعه پارس جنوبی به تأخیر افتاده است. به نحوی که قطر روزانه دو برابر ایران از این میدان گاز و میعانات گازی برداشت می کند و هر روز تأخیر از بهره برداری از این میدان 5 میلیون دلار به اقتصاد کشور آسیب می زند1033. با این حال اقداماتی در جهت تسریع در بهره برداری این میدان صورت گرفته است. به عنوان مثال می توان به تولید 91 میلیون و 972 هزار بشکه میعانات گازی این میدان در سال 1388 و تداوم حفاری چاههای فازهای 12، 15، 16، 17 و 18 اشاره کرد. همچنین در این سال مجموع تولید گاز از این میدان به 67 میلیارد و 12 میلیون مترمکعب رسیده که در مقایسه با سال 1387 به میزان 26 درصد افزایش یافته است1034.در عین حال روند رو به رشد بهره برداری قطر از پارس جنوبی کماکان ادامه دارد. بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرژی ،تولید نفت و گاز قطر در سال 2005 تقریباً معادل روزانه 7/1 میلیون بشکه نفت خام است که پیش بینی می شود تا سال 2011 با 230 درصد افزایش به تولید 6 میلیون بشکه نفت خام برسد که 85% این افزایش مربوط به برنامه های برداشت از میدان گازی پارس جنوبی است. مطابق برنامه اعلام شده وزارت نفت قطر، این کشور از سال 2011 عرضه سالانه 77 میلیون تن LNG را به بازار بین المللی هدف گذاری کرده که نیازمند برداشت روزانه 7/16 میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی (معادل 16 فاز پارس جنوبی ایران) است. این دولت همچنین دارای طرحهای با مشارکت شرکتهای اکسون موبیل، شل و ساسول است که بر اساس آن تا سال 2011 روزانه 265/3 میلیارد فوت مکعب گاز از این میدان استخراج خواهد کرد. علاوه بر آن با تکمیل پروژه الخلیج در سال 2011 روزانه 8/1 میلیارد فوت مکعب گاز تولید خواهد شد. علاوه بر آن،در صورت تکمیل پروژه دلفین که مربوط به لوله کشی جهت صادرات گاز می باشد ، روزانه 1/4 میلیارد فوت مکعب گاز را انتقال خواهد داد. بنابراین تا اوایل دهه آینده، برداشت روزانه 25 میلیارد فوت مکعب گاز برای قطر از این میدان امکان پذیر خواهد بود1035.
موافقت نامه تحدید حدود فلات قاره ایران و قطر درخصوص میدان پارس جنوبی قابل اعمال است. وضعیت بهره برداری فعلی از میدان پارس جنوبی مغایر با تعهدات دو دولت مبنی بر هماهنگ ساختن عملیات بهره برداری و یکی سازی آن است. نحوه برداشت قطر از میدان مذکور به هیچ وجه قابل مقایسه با ایران نمی باشد. سابقه بهره برداری، میزان سرمایه خارجی جذب شده، توان فنی شرکتهای سرمایه گذار و پایین بودن ریسک سرمایه گذاری از عوامل مؤثر در پیشرفت قطر در این زمینه بوده اند. در چنین شرایطی یکی سازی میدان مذکور علاوه بر انطباق با تعهدات دو دولت، در راستای منافع ایران خواهد بود. هرچند مقامات وزارت نفت ایران و قطر در اواخر سال 1388 اعلام نمودند که یک کار گروه فنی جهت توسعه مشترک این میدان ایجاد شده اما تاکنون اقدام عملی در این زمینه صورت نگرفته است1036.
گفتار چهارم : میدان سلمان
میدان نفتی سلمان (ساسان سابق) در سال 1965 (1344) توسط شرکت نفت لاوان کشف شده و در سال 1968 (1347) به بهره برداری رسیده است. این مخزن دارای یک طاقدیس نامتقارن به ابعاد 11 در 14 کیلومتر و دارای سه لایه نفتی می باشد. سه چهارم مساحت این میدان مشترک در آبهای ایران و یک چهارم آن در آبهای امارات متحده عربی واقع شده و سهم ایران از مخزن 14/67 درصد است. 70 درصد نفت این میدان از لایه عرب در عمق 10 هزار پای بستر دریا برداشت می شود. در امارات متحده عربی این میدان به ابولبوخوش(البولبکوش) معروف است و روزانه 40 هزار بشکه نفت از 70 حلقه چاه تولیدی آن استحصال می گردد و در مجموع تاکنون 400 میلیون بشکه نفت از آن برداشت شده است1037. این میدان دارای500 میلیون بشکه نفت قابل تولید1038 و دارای 51183 میلیون مترمکعب گاز درجاست.1039 با اجرائی شدن طرح توسعه این میدان تولید ایران از آن 51 هزار بشکه در روز خواهد رسید1040.
میدان سلمان دارای ظرفیت تولید روزانه 130 هزار بشکه نفت، 14 میلیون مترمکعب گاز و 6 هزار بشکه میعانات گازی است. گفته می شود با وجود سهم 30 درصدی امارات در این میدان، به دلیل قدمت سابقه برداشت از میدان مذکور و مهاجرت نفت و گاز به سمت امارات در صورت تداوم روند برداشت فعلی، سهم برداشت ایران از میدان، از 50 درصد میزان فعلی نیز کمتر خواهد بود1041. درحالیکه تولید گاز امارات از این میدان دارای سابقه طولانی است مقامات ایران پیش بینی کرده اند میدان سلمان در سال جاری با ظرفیت تولید 550 میلیون فوت مکعب گاز در مدار تولید قرار می گیرد1042.
بهره برداری از میدان مشترک ساسان ابوالبوکوش یکی از موضوعات مورد بحث حقوقدانان است. قبل از پیروزی انقلاب، ایران روزانه 200 هزار بشکه و ابوظبی 50 هزار بشکه از این میدان برداشت می کردند. در پی وقوع جنگ ایران و عراق و حمله آمریکا به سکوهای نفتی ایران در سال 1988 ، تولید ایران از این مخزن به کلی قطع شد، درحالیکه ابوظبی کماکان به تولید خود ادامه می داد و این اقدام باعث مهاجرت نفت به سوی قسمت مورد بهره برداری آن کشور شد. سؤالی که مطرح می شود این بود که آیا در چنین اوضاعی ابوظبی تعهد به کاهش تولید یا جبران خسارت دارد؟ یک دیدگاه آن است که بر اساس قاعده حیازت ودر نبود یک موافقت نامه مغایر، یک دولت یا شرکت نفتی بین المللی می تواند به نحو حداکثری از قسمت تحت کنترل خود برداشت نماید1043. اما این دیدگاه قابل نقد است . زیرا، اگر قائل به وجود قاعده عرفی همکاری باشیم ،در صورت وجود موافقت نامه دو جانبه ،مطابق آن عمل می شود در غیر اینصورت قاعده عرفی همکاری به
مطلب مرتبط :   دریای، موافقت، سرزمینی، حقوق، دریایی،