ه عقیده پارسنزو همکارانش «تعامل خود و دیگری، اساسی‌ترین شکل یک نظام اجتماعی است» خود و دیگری هر یک می توانند هدف جهت‌گیری یکدیگر واقع شوند، از یک سکوکنش خود نسبت به دیگری تابع واکنش دیگری نسبت به خود، نه تنها از جنبه ظاهری که حتی پیش بینی تفسیر دیگری از کنش خود است و از طرفی، ضرورت جهت‌گیری نسبت به انتظارات دیگران را نشان می دهد. ارتباطات نمادین پیش شرط این امر است، یعنی تفسیر واکنش دیگری بایستی علاوه بر امکان واقعی، برای خود هم معنا داشته باشد (نظام فرهنگی) این نهادهای فرهنگی، اهمیت چشمگیری برای کنش گران دارند. فرهنگ هم واسطه مبادله تفسیر و انتظار خود از دیگری و هم مجموعه هنجاری کنش است از این رو است که انگیزش خود و دیگری با الگوهای هنجاری از طریق تعامل انجام می شود. (بروس کوئن 198:1380) نظام اجتماعی در ساده‌ترین شکل از تعامل دو جزء نقش و انتظار ایجاد می‌شود که در قالب ارزش‌های مشترک فرهنگی برای تحقیق اهداف جمعی سازمان یافته‌اند. از این لحاظ جمع می‌تواند چونان یگانگی اعضایش با نظام ارزش مشترک تعریف شود . جمع دارای اهداف، تعامل و حیطه‌های تعریف شده است و کنش آن محصول کنش کثیر افراد کنشگر است. جمع می تواند نسبت به اعضا یا بیرون از خود کنش کند. (همان: 199) ساختار جامعه شامل شیوه سازمان یافته مؤلفه‌هایی مانند نهادها، گروه‌ها، پایگاه‌ها و نقش‌هاست. (ستوده، 37:1381) که به تعریف مختصری در باب هر یک خواهیم پرداخت:

2-3-1نهاد اجتماعی
نهاد اجتماعی عبارت است از سازمان یا نوعی تشکل سازمان یافته پایدار که به مرور زمان وبه اقتضای نیازمندی‌ها بو جود آمده و دارای دستورها و فایده‌هایی بیش و کم منسجمی است. هر نهاد دارای نقش و وظیفه‌ای معین است و با نهادهای بنیادی اجتماعی چون خانواده، آموزش، دین و اقتصاد و … هم‌پیوند و هماهنگ است(روح الامین ،93:1388). نهاد اجتماعی الگوی استقرار یافته و پایدار روابط اجتماعی در جامعه هستند در واقع نهادهای اجتماعی مجموعه سازمانی یافته‌ای از باور ها و هنجارها هستند که استمرار می‌یابند تا جامعه بکوشد چگونه نیازهای اجتماعی ضروری خود را برآورده سازد. (گیدنز،434:1389)
نهاد عبارت است از یک نظام (سیستم) و روابط اجتماعی تدوین شده که افراد به آن وفادارند، زیرا قبول یا تصور می‌کنند که این نظام ارزش های مشترک آنان را در برابر خود می‌یابند و خویش را کم یا بیش ناگریز از پیروی از آن‌ها می‌بینند. نهادهای اجتماعی در جامعه به حیات خود ادامه می دهند و پیوسته درحال دگرگونی و تحول‌اند (ترابی، 17:1380) لازم به ذکر است با توجه به تعاریف و خصوصیاتی که در علوم اجتماعی برای نهاد آمده است، ملاحظه می گردد که مجموعه نهادهای اجتماعی یک جامعه است که فرهنگ آن جامعه را می‌سازد. به عبارت دیگر، رابطه فرهنگ و نهاد اجتماعی رابطه عموم و خصوص مطلق است. بدین معنی که ترکیب و هماهنگی نهادهای اجتماعی است که فرهنگ یک جامعه را شکل می‌بخشد و هیچ نهاد اجتماعی را نمی توان یافت که خارج از فرهنگ جامعه باشد. (همان: 43) سرانجام می‌توان گفت: نهادها مجموعه‌ای انتزاعی از الگوها و شیوه‌های رفتاری هستند که از آداب و رسوم، ارزش‌ها، هنجارها و اعتقادات سازمان یافته تشکیل شده از جامعه منشا گرفته و در اثر کنش و واکنش اجتماعی تشخیص و تحقیق یافته و به تدریج به تصویب و تثبیت رسیده است. دارای دوام، عمومیت، فناناپذیر، پویایی، منظم و پیچیدگی است و کنترل کننده رفتار جامعه بوده، به وسیله آنها میلها و نیازهای اساسی اجتماعی ما تأمین می‌گردد. نهاد از طبیعت جامعه برخاسته و کم و بیش خود را بر افراد جامعه تحمیل می کند (بروس کوئن 157:1380)
2-3-2انواع نهادهای اجتماعی
نهادهای اجتماعی بر دو نوع است.
1- نهادهای نخستین یا اصلی
2- نهادهای دومین یا فرعی
نهادهای نخستین یا اصلی: برای رفع نیازهای حیاتی افراد و بقای جامعه ضرورت دارد و هر فرد از زمانی که به دنیا می‌آید تا لحظه مرگ با آنها در ارتباط است. که «میراث‌های اجتماعی» از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و آموزش و پرورش صورت می‌گیرد. از این رو گفته می‌شود که نهادهای نخستین یا اصلی، عمومی و جهانی هستند و در هر عصر و جامعه‌ای وجود دارند. مانند، نهاد خانواده و خویشاوندی و ازدواج، نهاد دین و سازمان دینی، نهاد آموزش و پرورش، نهاد سیاست (حکومت و دولت) و نهاد اقتصاد که از اهمیت بسیاری برخوردار است. نهادهای دومین یا فرعی: آن دسته از نهادها هستند که به نیازهای درجه دوم انسان پاسخ می‌گویند و غالباً از فرعیات نهادهای نخستین (اساسی و اصلی) به شمار می‌روند. بدین جهت مانند آنها ضرورت جهانی ندارند بلکه وجود آنها بسته به نیاز جوامع است. هر چه جامعه وسیع‌تر و پیچیده‌تر گردد. موسسه‌ها و سازمان‌های اجتماعی از نوع نهادهای دومین یا فرعی گسترده تر و فراوان‌تر می‌شود. نهادهای فرعی یا دومین عبارتند از: نهادهای بهداشتی، ‌نهاد ارتباطی، هنری و زیبایی، تفریحی ، علمی و (گیدتز، 425:1398)
2-3-3گروه‌های اجتماعی
شامل دو یا چند نفرند که دارای هویت مشترک، کنش متقابل و شکلی از روابط اجتماعی باشند. نهادها توسط گروه‌های اجتماعی پدید می‌آیند. مثلا خانواده‌ای که در آن پرورش می‌یابیم گروه اجتماعی است. (ستوده: 37:1384) در واقع نظام و روابط اجتماعی موجود میان یک عده معین که در پرتو حسن تعاون و یا به منظور رسیدن به مقاصد مشترک یا هر دو با یکدیگر متعهد گردیده‌اند، گروه را به وجود می‌آورد. ولی باید اضافه کرد که این گروه‌دارای فرهنگ مشترک مخصوصی است که نقش ویژه گروه و ارزش‌های مربوط به آن را تعیین می کند، و اعضای گروه اجتماعی را از سایر اشخاص که بیرون از گروه‌اند متمایز می‌سازد. (بروس کوئن 198:1380)اگ برن و نیم کف در تعریف گروه می گویند: «گروه اجتماعی که صورت کامل آن جامعه است، واحدی مرکب از دو تن یا عده بیشتری که بر اثر «کنش متقابل اجتماعی» به یکدیگر پیوند خورده باشند یا به عبارت دیگر: گروه اجتماعی، عده‌ای انسان است که بر اثر ارتباط متقابل، تن به کنش‌های متقابل می دهند. هرگروه عهده‌دار کارکرد یا وظیفه ای است و تا زمانی که آن وظیفه دارای لزومی اجتماعی باشد دوام می‌آورد.» اما در تعریف جامعی از گروه می توان چین بیان کرد که: گروه اجتماعی واحدی است مرکب از دو نفر یا بیشتر که بین آنها کنش‌های متقابل نسبتاً پایداری برقرار است که با نام یا نوع آن مشخص می‌گردند دارای تفاهم مشترک هستند و از نظر فکری و عاطفی نیز خود را به یکدیگر بسیار نزدیک حس می‌کنند و برای رسیدن هدف و آرمان مشترکی که گروه برای رسیدن بدان به وجود آمده با یکدیگر همکاری می‌نمایند. آنچه در تعریف گروه منظور است، آن است که:
1- افراد گروه دارای کنش‌های متقابل هستند و با یکدیگر تعامل دارند.
2- از عضویت در گروه آگاهی ‌دارند.
3- دارای تفاهم مشترک هستند و از نظر عاطفی، روحی و فکری نیز خود را به یکدیگر بسیار نزدیک حس می کنند.
4- هدف و آرمان مشترک دارند و برای رسیدن بدان با یکدیگر همکاری می‌نمایند (قرائی، 172:1389) لازم به ذکر توضیح است که گروه شامل افراد خاص شناخته شده‌ای است، در حالیکه نهاد شیوه استاندارد شده انجام چیزی است. مفهوم خانواده تمایز این دو را نشان می‌دهد. وقتی درباره خانواده شما یا خانواده ما صحبت می‌کنیم یعنی به خانواده شخصی اشاره داریم، در اینجا خانواده گروه است. اما وقتی که به خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نگاه می کنیم ما داریم درباره ایدئولوژیها‌ و الگوهای استاندارد شده رفتاری که زندگی خانوادگی ما را سامان می دهد، صحبت می‌کنیم برای مثال، خانواده به عنوان نهاد اجتماعی شامل برخی پایگاه‌های اجتماعی سازمان یافته یا روابط تعریف شده‌ای بین زن و شوهر- والدین و کودک- برادر و خواهر می‌شود. خانواده‌های خاص همیشه با این ایدئولوژی ها و الگوهای رفتاری تطابق ندارند . (گیدنز، 453:1389)

مطلب مرتبط :   تسلیحات، حقوق، ایالات، آشوب، مداخلات، متعارف

2-3-4پایگاه اجتماعی
به موقعیتی که شخص در گروه دارد می گویند. پایگاه‌هایی که ما به طور گسترده اشغال می کنیم هویت اجتماعی ما را مشخص می کند. (ستوده، 37:1384) پایگاه اجتماعی ارزشی است که یک گروه اجتماعی برای یک نقش اجتماعی قائل است به عبارت دیگر: وقتی نقش اجتماعی فرد در گروه یا جامعه با نقش‌های دیگر مورد ارزش گذاری و مقایسه قرار می گیرد و بر حسب درجه اهمیت رتبه بندی گردد پایگاه و موقعیت آن نقش معلوم شود. پس پایگاه اجتماعی یک نقش ارزش گذاری اجتماعی نقش است، که که هر جامعه ای مطابق مقتضیات خود آنها را «رتبه بندی» می کند، مثلاً نقش یک آموزگار، دبیر، استاد دانشگاه، پزشک، کارگر، دهقان یا یک راننده هم فرق دارد و پایگاه اجتماعی آنها متفاوت است. برخی مهمتر و از پایگاه اجتماعی بالاتری برخوردارند و برعکس. (قرائی، 270:1389) چون هر کس عهده‌دار نقش‌های گوناگون است، از این رو، پایگاه‌های اجتماعی متعددی را هم احراز می‌کند نظریه «مجموعه نقش‌ها» بیانگر آن است که پایگاه اجتماعی فقط با یک نقش همراه نیست بلکه با دسته‌ای از نقش‌ها پیوسته است. از این رو، هر پایگاه اجتماعی، مناسبات معین را همراه دارد. مثلا پایگاه اجتماعی یک معلم مدرسه، مجموعه نقش‌های خود را به همراه دارد که توسط آنها با شاگردان، مدیر مدرسه، اولیای دانش آموزان و… در تماس است. لازم به یادآوری است که بین مجموعه نقش‌ها و آنچه که جامعه‌شناسان به نام نقش‌های متفاوت می نامند باید فرق گذاشت. مثلا یک فرد ممکن است نقش‌های متفاوتی داشته باشد. مثل معلم که علاوه بر نقش‌های ویژه اش، نه نقش‌های دیگری چون پدر و مادر بودن، ورزشکار بودن عضو حزب یا انجمن و … بودن دارد.
هر یک از این نقش‌ها خود دارای پایگاهی است که مجموعه نقش‌های ویژه‌ او، یعنی مناسباتی که با مدیر، اولیا بچه‌ها و آموزش و پرورش و همکاران برای هر شخصی «مجموعه پایگاهی» می‌سازد. (قرائی، 272:1389) به عبارت دیگر، مجموعه پایگاهی به همه پایگاه‌هایی را که یک شخصی در یک زمان مفروض اشغال می کند گفته می‌شود. (بروس کوئن 363:1380)
بنابراین «پایگاه اجتماعی» مقامی است که از لحاظ اجتماعی شناخته شده و در واقع یک محل معین در فضای اجتماعی است که در مقابل فضای جغرافیا قرار دارد ولی می توان‌آن را برعهده واجدان شرایط قرار داد و دارای حقوق و وظایف خاص است. (همان: 265)
پایگاه اجتماعی دو گونه اند.
1- اکتسابی (محول) 2- انتسابی (محقق)
پایگاه انتسابی موقعت محول شده زمان تولد یا محصول غیر ارادی زندگی است. مانند: نژاد، قومیت، سن، جنس. پایگاه اکتسابی موقعیتی است که فرد به طور اختیاری ودر نتیجه، انتخاب شخصی، شایستگی یا کوشش مستقیم به دست می‌آورد. مثل معلمی، پدری، همسری و … (گیدنز، 93:1389)
2-3-5 نقش‌ها
نقش‌های اجتماعی مجموعه فعالیت‌های معینی هستند که فرد در درون گروه خود ایفا می کند یا به عبارت دیگر، منظور از نقش‌های اجتماعی فعالیت معینی است که بر عهده فرد یا بعضی از اعضای گروه نهاده شده است. (بروس کوئن، 83:1380) فعالیت معینی که عضوی از اعضای گروه یا فردی از افراد جامعه ایفا می‌کند« نقش اجتماعی» نامیده می‌شود. پایگاه اجتماعی ارزشی است که یک گروه یا یک جامعه برای یک نقش اجتماعی قائل است. (همان، 23-22) نقش جنبه پویایی یک پایگاه اجتماعی است. ما پایگاه را اشغال می‌کنیم در حالی که نقش را ایفا می کنیم. نقش مجموعه‌ای از انتظارات رفتاری در ارتباط با یک پایگاه مفروض است پایگاه موقعیت ویژه‌ای است که با پایگاهها یا شغل‌های خاص جامعه ارتباط دارد. مثلاً از آموزگاران انتظار داریم که خوش برخورد باشند، پاک زندگی کنند، خوب سخن بگویند و … بنابراین هر شخصی بنا به پایگاه متفاوتی که دارد نقش ‌های مختلفی را ایفا می کند، از این رو نقش رفتاری است که دیگران از ما انتظار دارند زیرا پایگاه خاصی را اشغال کرده‌ایم. (ستوده و کمالی، 151:1381)از دیدگاه پارسنز و همکارانش، فرد پایه تحلیل نظام اجتماعی نیست، بلکه واحد مفهومی نظام اجتماعی، نقش است.
نقش بخشی از نظام کلی کنش کنشگر فردی است. در واقع نقش ، نقطه برخورد نظام کنش، کنش کنشگر فردی و نظام اجتماعی است. بدین ترتیب نظام اجتماعی از منظر واگذاری نقش‌ها به کنش‌گران، مورد توجه قرار می‌گیرد. (محمدی اصل،98:1390)
2-3-6 انواع نقش ‌های اجتماعی
نقش‌های اجتماعی دو نوعند:
1- نقش محول 2 نقش محقق یا اکتسابی
نقش محول: نقشی است که از طرف جامعه و بر اساس هنجارهای اجتماعی موجود به فرد واگذار و محول می‌شود. فرد ناگزیر از آن است، یعنی خواه از راه طبیعت و خواه از سوی جامعه بر فرد تحمیل شده و فرد نمی‌تواند تغییری در آن ایجاد کند. مانند زن یا مرد بودن، دختر یا پسر، پدر یا مادر و … و امثالهم که همگی نقش‌های محول هستند.
نقش محقق: نقشی است که جامعه به فرد تفویض می کند و برعهده او می‌گذارد، می‌توان آن را انتخاب، کسب کرد و یا حتی به چنگ آورد. مانند شغل: معلمی، مهندسی،‌پزشکی و… (بروس کوئن، 83:1380- 84) در وضعیت اجتماعی، هر نقش و موقعیت علاوه بر آنکه با نقش ها و موقعیت‌های دیگر ارتباط دارد و هر تغییر در یکی، دیگری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین برای هر موقعیت و منزلت، انتظارات مختلفی نیز وجود دارد. انتظارات را به سهدسته اجباری، مکلف و اختیاری تقسیم کرده‌اند که با سه نوع مجازات همراه است 1- انتظار اجباری: