اماکنى را به عنوان وقف مى‏دادند.235 در بحث ارث زنان نیز در سال 516 ق فرمانى صادر شد که زنان شیعه مى‏توانند تمامى میراث شوهرانشان را ببرند و با زنان غیر شیعى بر اساس مذهب آنها رفتار شود.236 بخش مهمى از منبع درآمد فاطمیان مالیات بود. مالیات‏هاى اصلى شامل فئ و خمس و زکات مى‏بود و غیر از موارد یاد شده مالیات‏هاى فرعى بود که عبارت بود از عوارض گمرکى و مواردى که براى رفع نیاز بیت‏المال اخذ مى‏شد.237
3-1-5 بررسی اجمالی رفتارهای شریعت محورانه خلفا
در این بخش به واکاوی اجمالی وجوه بارز عملکرد خلفای فاطمی در باب شریعت در هنگام خلافتشان می پردازیم. این بخش با توجه به منابعی که در باب تاریخ سیاسی خلفای فاطمی موجود است، تنظیم شده و چون سرگذشت تمامی ائمه فاطمی به طور کامل ذکر نشده، تنها به رفتار بعضی از آنان اشاره شده است.
عبیدالله المهدی (322 ه): ابوعبدالله شیعی نماینده عبیدالله در مغرب، قوانینی دینی در شهر قیروان برقرار کرده بود که بر طبق آن اگر کسی شرب خمر می کرد و یا شراب به شهر می آورد؛ به مرگ محکوم می شد.238 در شمارش عوامل موفقیت فاطمیان در مغرب به پایبندی به شریعت می توان اشاره کرد: «از دیگر عوامل تاثیر گذار در دعوت فاطمیان تدین و پایبندی به شریعت و رعایت احکام ظاهری دین توسط داعیان اسماعیلی و شهرت به ورع و زهد آنان بود که بیشتر منابع بر آن مهر تایید نهاده اند».239 ابوعبدالله تعدیلاتی در جمع آوری مالیات ها به وجود آورد. در موردی ابوعبدالله فرمان به بازگرداندن خراج عشور داد؛ چون معتقد بود بر اساس شیوه صحیح و عادلانه جمع آوری نشده است.240 بغدادی نامه ای را منتسب به عبیداللّه مهدی کرده است و که در آن امور قبیحی گفته شده است. عبیدالله در قسمتی از نامه خود روابط آزاد جنسی را مطرح می‏کند و می‏گوید: «هیچ تعجبی از این بالاتر نیست که مردی ادعای خردمندی کند و او را خواهر یا دختری زیبا باشد و او را زنی بدان زیبایی نبود و او را بر خویشتن حرام کند و به بیگانه زنی دهد و اگر آن مرد نادان، عقل داشت، می‏دانست که وی به خواهر و دخترش سزاوارتر از مردی غریبه است و این نیست جز از آن روی که رهبر آنان ایشان را از چیزهای گوارا باز داشته و آنان را به پنهانی که قابل تعقل نمی‏شود ترسانیده است» او در پایان نامه خطاب به سلیمان بن حسن گوید:«تو و دوستانت کسانی هستید که بهشت و نعمتها و لذتهای این گیتی را به ارث برده‏اید که آنها بر مردمان نادانی که در بند دین و قانون‏اند، حرام است پس آنچه را که از آسایش و نعمت یافته‏اید بر شما گوارا باشد»241 در حالی که به نظر می آید انتساب این نامه توسط بغدادی به عبیدالله صحیح نباشد. چون با دیگر رفتارهای او هم خوانی ندارد. بررسی قیام فاطیمان در مغرب آشکار می‏سازد که حرکت فاطمیان در دوران نهضت از هر نوع اباحی‏گری به دور بوده است و علمای سنی مخالف چون می‏خواستند در دل مسلمانان تخم نفرت و کینه را نسبت به فاطمیان بیفشانند، این اتهامات را مطرح کرده‏اند. آنچه به طرح این اتهامات کمک میکرده، اعمال به دور از شرع قرمطیان بوده است که نویسندگان مخالف تفاوتی بین فاطمیان و قرمطیان نگذاشتهاند، در حالی که فاطمیان خود از این گونه اعمال تبری می‏جستند و از دیدگاه اعتقادی و عملی با قرمطیان در این اعمال موافق نبودند و به شدت نسبت به بعضی از این حرکات اظهار تنفر می کردند. نکته مهمی که باید ذکر شود این است که مذهب در بین ساکنان بربر مغرب پایگاهی قدرتمند داشته و اباحی‏گری نمی‏توانسته، عامل گرایش آنها به فاطمیان باشد.242 شروع خلافت عبیدالله با نام مهدی در روز جمعه بوده است. ابوعبدالله شیعی بعد از خواندن نماز جمعه اعلام عمومی می کند که مهدی امیر المومنین است.243 بعد از آنکه حکومت کامل به او منتقل شد و نخستین جمعه به نام او خطبه خوانده شد، پس از آن مردم مجبور شدند که در نماز جمعه حاضر شوند و به مذهب فاطمی بپیوندند. نمازهای روزانه نیز به امامت افراد منسوب از حکومت مانند ابوعبدالله و دیگران برگزار می شد و کسی که به امامان جماعت فاطمی اقتدا نمی کرد، زندان و یا مرگ در انتظارش بود.244 عبیدالله همچنین مخالفان خود را به جرم ارتداد به قتل رساند. او که در آغاز سال 297 ق وارد رقاده شد، در سال بعد ابوعبدالله و برادرش را که در مهدی بودن عبیدالله شک کرده و بر ضدش همدست شده بودند، به قتل رساند و پس از کشتن آنان به پیروان خود در مشرق این نامه را نوشت: شما می دانید که ابوعبدالله و برادرش ابوالعباس چه منزلتی در اسلام داشته اند. لیکن چون شیطان آنان را گمراه کرده بود با شمشیر تطهیرشان کردم. والسلام علیکم.245 دوخویه در پی کشف راز قتل حمدان و عبدان برآمده و می گوید که اگر بتوان رابطه ای بین روی گردانی قرمط و عبدان با به فرمان روایی رسیدن عبیدالله یافت، می توان حدس زد که قتل عبدان و شاید کشته شدن حمدان، به فرمان او انجام پذیرفته باشد. او علت این حکم را این چنین بیان می کند که در احکام شرعی اسماعیلیان، سزای ارتداد مرگ است که در این مورد با حکم اسلام تطابق دارد. پس می توان گفت که جدیت عبیدالله در حفظ حکومت و تقید سرسختانه او به شریعتی که عبیدالله را به چنین جایگاهی رسانیده؛ تاثیر بسزایی در بدون کیفر نماندن این گناه داشته است، به ویژه آنکه عدم برخورد با آنها می توانست دیگران را نیز ترغیب به چنین اعمالی نماید. در حالی که درباره این قتل، عارف تامر قائل است که این واقعه ای است که مورخان هنوز علّت آن را نیافته اند،246 بعد از کشتن ابوعبدالله شیعی و برادرش ابوالعباس دستور داد که آنها را غسل و کفن کنند و بر آنها نماز خواند.247 عبیدالله دوبار پسر خود را به از مغرب به سمت مصر روانه کرد. نخستین بار در سال 301 هجری اسکندریه و الفیوم را گرفت و به جمع آوری مالیات و خراج آن دو شهر و برخی از توابع مصر علیا پرداخت.248 مواردی نیز به عبیدالله نسبت داده شده است، اینکه او خواندن نماز را در ماه رمضان ممنوع کرد و در فرمانی روزه دو روز قبل از ماه رمضان را واجب ساخت. همچنین در هفدهمین سال خلافت خود، فریضه دینی حج را ملغی ساخت.249 صنهاجی نیز قائل است از جمله کارهایی که عبیدالله برخلاف سیر طبیعی (طبق نقل کتاب اخبار ملوک بین عبید) انجام داد این بود که دستور داد در ماه رمضان نماز تراویح نخوانند و دو روز مانده به ماه رمضان روزه بگیرند(این مورد ظاهرا به دلیل اختلاف نظر اهل سنت و اسماعیلیه در اثبات روز اول ماه است، به نحوی که اسماعیلیه از علم نجوم استفاده کرده ولی اهل سنت قائل به رویت هلال است) او همچنین گفته بود در نماز جمعه قبل از رکوع قنوت بخوانند و در نمازهای واجب «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند بگویند. عبیدالله مهدی با تغییراتی اذان صبح را اصلاح کرد همچنین جمله «الصلاه خیر من النوم» را از اذان صبح حذف و به جای آن جمله «حی علی خیر العمل، محمد و علی خیر البشر» را اضافه کرد.250 صنهاجی می گوید در طول حکومت بین عبید (فاطمیان) اجزای اذان بدین شکل بوده است که بعد از تکبیر و ادای شهادتین، دو بار حی علی الصلاه، دو بار حی علی الفلاح، دو بار حی علی خیر العمل، محمد و علی خیر البشر و یک با لااله الا الله می گفتند. بعد از اتمام اذان موذن با عباراتی همچون «ای نگهبان دین و دنیا و ای متحد کننده اسلام و مسلمین خدای تو را زنده داردو با شمشیرت همه ملحدان را نابود سازد» امیر فاطمی را دعا می کردند. در زمان عبیدالله و با توجه به حمله ابوطاهر قرمطی به مکه و فجایعی که به بار آورد، در سال 317 هجری مراسم حج برگزار نشد.251
المنصوربالله (341 ه): منصور از فقها و محدثین حرف شنوی داشته است. او در میان عوام مردم بیان کرد که منادیان اباحی گری بدون اطلاع پدر و یا جد او چنین کردهاند. منصور از مقدار مالیاتها کم کرد و در ظاهر به فقه و فقها علاقه نشان می داد. اعزاز و تکریم فقه و فقها بدین خاطر بود که تدوین احکام فاطمیان ضرورت پیدا کرده بود. امری که تا به آن روز انجام نشده بود.252 رسم خطبه خوانی در اعیاد و بیان احکام شرعی از رسومی بود که منصور بالله انجام داده است، در روز عید قربان در مهدیه خطبه خواند و گفت: خدایا کارگزاری بندگانت را در سرزمینت بر عهده من گذاشتی. خدایا مرا شایسته ایشان و آنها را شایسته من قرار بده. و زیارت خانهات را نصیبم کن. منصور بعد از این به توضیح مناسک حج پرداخت. البته در تاریخ ثابت نشده که منصور بالله و یا دیگر خلفای فاطمی فریضه حج را به جا آورده باشند. در مورد دیگری او در حالی که با ابایزید در ستیز بود، عید فطر را جشن گرفت. وی در خطبه عید گفت: خدایا تو مرا از بستر نرم خارج کردی، از خواب غفلت دور نمودی، خدایا تو می دانی که من از خاندان پیامبر تو و پسر پیامبر تو هستم، خدایا من جان و قلبم را در راه مبارزه با دشمنت در کف نهادم و به خونخواهی پیامبرت برخواستم و در این کار رضایت تو را طلب کردم تا اینکه در زمین آن طور که شایسته تو است عبادت شوی و حکم تو در آن گسترانیده گردد»253 ابایزید که علیه منصور فاطمی شورید، از خوارج بود و مسلمین را تکفیر می کرد. در حالی که متبحر در فقه و کلام اباضیه بود، کشتار مردان و تجاوز به زنان نیز از کارهای او در هنگام فتح شهرها بوده است. او به کابین در آوردن دو خواهر را همزمان مجاز و هتک حرمت زنان مخالفان را مباح می دانست.254 منصور بالله اسماعیل هنگامی که در قیروان بود نمازی را برای مردم خواند که معروف به نماز اهل بیت شده بود. وی پس از رکعت اول تکبیر گفت و پس از رکعت دوم پنج تکبیر گفت، سپس به منبر رفت و پس از تعویض عبایش، رو به سمت قبله کرد و صد تکبیر گفت، سپس به راست برگشت و صد بار تهلیل (لااله الا الله) گفت؛ آن گاه پشت به قبله دو خطبه خواند و بین دو خطبه نشسته و دعا کرد.255
المعزّ لدین الله 365 ق: عهد معز برای دولت فاطمی عصری درخشان محسوب می شود. او ادیب، شاعر، فقیه وعالم به زبان های رایج عصر خود بود.256 در مدح او گفته اند: «کان مظهراً للتشیع معظماً لحرمه الاسلام کریماً حازماً سریاً یرجع الی الانصاف و یجری عن احسن احکامها»257 معز به عنوان فرمانروای یک دولت اسلامی با جمعیت گوناگونی از حیث مذهب که تنها بخش کوچکی از آن اسماعیلی بودند، نمی توانست نه خود عقیده شریعت گریزانه همچون قرمطیانی که در شرق بودند داشته باشد و نه می توانست اجازه دهد که در قلمرو حکومتش کسی چنین بگوید. به همین علت هیچ نویسنده اسماعیلی در دوره فاطمی از عقیده شریعت گریزانه قرمطی و ترجیح علی الاطلاق باطن بر ظاهر حمایت نکرد و همه آنها به شدت اصرار بر رعایت عبادتین بنابر قول کرمانی یعنی هر دو جنبه ظاهری و باطنی دین و شریعت داشتند.258 معز در سخنرانی که بین شیوخ کتامه انجام می دهد، از شأن خود به دور می داند که خلیفه ای باشد که به اکل و شرب و راحتی سر کند و یا اینکه اهل مسکرات و گوش دادن به غنا باشد.259 همچنین او در باب بحث ازدواج تذکر می دهد که به یک همسر اکتفا کنید چونکه تزویج به بیش از یک همسر موجب از بین رفتن قوای جسمانی و ضعف آن می شود.260 معز وقتی مصر را فتح نمود، دست به اصلاحات مذهبی زد. او مانند پدرانش عبارت «حی علی خیر العمل» را به اذان اضافه نمود و همچنین دستور داد «بسمله» به جهر در نماز خوانده شود.261 معز قاضی نعمان را برای نگارش آثار فقهی و کلامی ترغیب و تشویق می نمود. قاضی نعمان که منصب قاضی القضاتی را به عهده داشت همراه امام فاطمی در روزهای جمعه و دو عید مهم مسلمین (فطر و قربان) به منبر می رفت.262 او وقتی به مصر رسید و وارد قصر خود شد، دو رکعت نماز گذارد و تمامی کسانی که با او بودند به او اقامه کردند. 263 همو در اولین عید فطری که در قاهره بود نماز عید برگزار کرد. ترتیب نمازی که معز خواند، بدین گونه بود: او نمازی طولانی خواند که در رکعت اول بعد از سوره حمد، سوره غاشیه خواند. بعد از آن تکبیر گفت و رکوع و سجده ای طولانی خواند. در رکعت دوم سوره حمد و سوره ضحی را خواند. ابن زولاق می گوید در رکوع و سجده او من بیش از 30 بار سبحان الله گفتم. او می گوید این نماز جدش علی بن ابیطالب بود. معز در یان نماز نیز بسم الله … را به جهر خواند. بعد از نماز به منبر رفت و خطبه خود را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد … بعد از پایان خطبه به زیر آمده و اکل طعام را شروع کرد و به تهدید کسانی پرداخت که خوردن را به تاخیر می اندازند. (احتمالا اهل سنت)264 او نماز عید قربان را هم به همان سبک نماز عیدفطرخواند. او اما در باب نماز میت نیز رسمی داشت. وقتی در سال 363ق پسر عموی او فوت نمود، معز برای پسر عموی خویش نماز میت خواند و در آن هفت تکبیر گفت. در حالی که برای غیر او پنج تکبیر گفته بود. مقریزی این رسم را از آن علی بن ابیطالب می داند که برای میت تکبیر به اندازه منزلت او می گفت.265 بعد از فوت قاضی نعمان معز در سال 364 ق علی بن نعمان پسر قاضی را به منصب قضاوت گماشت. و به او اجازه داد تا با تتبع در شرع به دادن حکم مشغول گردد. او نیز در خانه و مسجد جلسه افتا برقرار نمود.266 معز که از اباحه گریهای قرمطیان ناراحت بود نامه ای به حسن قرمطی نوشت و در آن از خونریزی ها و اسیر کردن زنان و مردان توسط آنها شکایت می کند. او از قرمطی می خواهد که به جبران مافات بپردازد و یا اینکه منتظر عذاب آخرت باشد.267
شریع

مطلب مرتبط :