هسته‌ای، خلیج‌فارس، سیاست، ایران،، منطقه‌ای، بین‌المللی

0 Comments

تنها ابزار دیگری از اامپریالیسم غربی و آمریکا است(El-Hokayem,2006:p6-7).
با وجود تأثیر محدودکنندگی افکار عمومی بر سیاست سران کشورهای خلیج فارس در قبال برنامه هسته ای ایران و اتخاذ مواضع مخالفت آمیز صریح در این مورد، محوری بودن منطق توازن قوا در نگاه دولتمردان، به اظهار نگرانی آنها درخصوص مسئله هسته ای ایران منجر شد. این اظهار نگرانی از سال 2005، به تدریج شکل جدی تری به خود گرفت و سرانجام به دیپلماسی فعالانه تر شورای همکاری در قبال برنامه هسته ای ایران در سال های بعدی منتهی شد. با این حال محورهای اصلی راهبرد کشورهای شورا در قبال مسئله هسته ای ایران یعنی تکیه به دیپلماسی و اعمال فشارهای بازیگران و سازمان های فرامنطقه ای، اتکاء به توانایی نظامی- امنیتی انگلستان وآمریکا در منطقه، جلوگیری از گسترش دامنه تخاصم و تنش با ایران و در نهایت جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته ای ایران، همچنان تداوم دارد.در ژانویه 2005، عبدالرحمان عطیه، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس عنوان کرد”عربستان سعودی و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هیچ گونه توجیهی برای اینگونه فعالیت هسته ای که خطرات بزرگی را برای تمام مردم خلیج فارس ایجاد می کند، پیدا نمی کنند”. سعود الفصیل به فاجعه بالقوه در ادامه رویکرد ایران اشاره کرد و ترکی فیصل نیز از عدم انعطاف پذیری ایران در مسئله هسته ای انتقاد کرد. دبیرکل سابق شورای همکاری خلیج فارس، عبدالله بشارت نیز عنوان کرد”برنامه هسته ای ایران توازن قدرت را به صورت کامل تغییر می دهد و ایران را به قدرت برتر منطقه تبدیل می کند و این مسئله در تصمیمات آن کشور تأثیرگذار خواهد بود. موضع شورای همکاری خلیج فارس باید یکپارچه، قوی و روشن باشد(El-Hokaye,2006:4).
هرچند اینگونه اظهارات صریح مقامات عربی خلیج فارس و نقد سیاست هسته ای ایران با سخنانی متعادل تر و حتی در حمایت از برنامه هسته ای صلح آمیز ایران نیز همراه بوده است، اما تمام موارد مذکورنشانگر راهبرد چندسطحی این دولت ها است که محور اصلی آن جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته ای ایران محسوب می شود. اظهار نگرانی از خطرات زیست محیطی برنامه هسته ای ایران، به ویژه نیروگاه هسته ای بوشهر، ازجمله پوشش هایی است که سران خلیج فارس از آن برای انتقال پیام ها و مواضع خود استفاده می کنند. نکته دیگر، تأکید آنها بر نقش آفرینی بیشتر آژانس بین المللی انرژی اتمی در تحولاتی اتمی جهان و تقویت پیمان NPT155 است که به صورت غیرمستقیم، کنترل بیشتر برنامه هسته ای ایران را مدنظر دارد.با وجود نگرانی مقامات خلیج فارس از پیشرفت برنامه هسته ای ایران و تلاش برای متوقف ساختن آن با ابزارهای منطقه ای و بین المللی، در جهت جلوگیری از برهم خوردن توازن قوای منطقه ای به نفع ایران، این مسئله به مفهوم موافقت آنها با اتخاذ هرگونه رویکردی ازجمله گزینه نظامی در برابر این کشور نیست. مخالفت دولت های خلیج فارس با درپیش گرفتن گزینه نظامی از سوی نیروهای انگلیسی- آمریکایی و رژیم صهیونیستی برای توقف برنامه هسته ای ایران، از نگرانی های این دولت ها در پیامدهای خطرناک هرگونه اقدام نظامی برای امنیت و ثبات منطقه ای است.(Simon,2009:46)
با توجه به شکنندگی امنیتی رژیم های خلیج فارس، هرگونه اقدام نظامی می تواند به گسترش بحران در سطح منطقه و تهدید امنیت و منافع این رژیم ها منجر شود، بر این اساس است که آنها خواستار بکارگیری رویکردهای مسالمت آ میز و دیپلماتیک و یا در صورت لزوم اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی در برابر برنامه هسته ای ایران هستند.یکی دیگر از عوامل مخالفت کشورهای عربی خلیج فارس با اقدام نظامی، تفاوت نگاه آنها به امنیت و نظم منطقه ای در خاورمیانه، نسبت به انگلستان و غرب است. در حالیکه دولت بریتانیا خواستار انزوای کامل ایران در منطقه و اعمال حداکثر فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه آن و حتی اتخاذ گزینه نظامی در صورت لزوم است، رژیم های عربی خواستار رویکردی تقابلی و انزوای کامل آن نیستند. این کشورها به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک، مجاورت جغرافیایی و سطحی از روابط سیاسی و اقتصادی با ایران، و از سوی دیگر پیوندهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی عمیق با نیروهای انگلیسی وآمریکایی، راهبردی پیچیده و چندسطحی در قبال ایران دارند که هدف آن گسترش بیش از حد خصومت ها و تنش ها با ایران است.محور اصلی سیاست های غرب و انگلیس درخصوص ایران، تغییر رفتار یا تغییر رژیم(مدل نخست ساندرز) به نحوی است که ایران از بازیگری مخالف با سیاست های آنان در خاورمیانه به بازیگری معتدل یا متحد غرب و انگلیس تبدیل شود. اما این مسئله برای کشورهای خلیج فارس گزینه مطلوبی محسوب نمی شود، چراکه هرگونه بهبود روابط ایران و قدرت های غربی به خصوص انگلیس و آمریکا به کاهش جایگاه این کشورها در سیاست خاورمیانه ای آن جوامع و تنزل قدرت مانور آنها در مسائل منطقه می شود(ترابی،1391: 9-36).
براین اساس، تداوم خصومت و تنش در روابط ایران و غرب به همراه جلوگیری از پیشرفت توانایی هسته ای و نفوذ منطقه ای ایران، برای این رژیم ها مطلوب به نظر می رسد. اما اعمال فشار و اقدام علیه ایران نباید به نحوی باشد که واکنش های تند ایران و تهدید امنیت و منافع این کشورها را در پی داشته باشد.لذا، دولت های خلیج فارس درخصوص تحولات هسته ای در منطقه خاورمیانه و ایران، تا سال 2005، رویکرد خاصی را دنبال می کردند که بیشتر بر نقش آفرینی بازیگران و سازمان های بین المللی و غیرهسته ای بودن کشورهای خود تأکید د
اشت. اما از این زمان به تدریج رویکرد سنتی این کشورها درخصوص مسئله هسته ای دچار تغییر شد و تلاش های آنها برای حرکت در مسیر هسته ای آغاز شد. ازسوی دیگر تلاش های سیاسی و دیپلماتیک آ نها در قبال برنامه هسته ای ایران نیز در کنار سایر اقدامات بین المللی فعال تر شد.رویکرد هسته ای جدید کشورهای خلیج فارس در حالی اتخاذ می شود که این کشورها از مدت ها قبل گزینه هسته ای را رد کرده اند. اکثر این دولت ها، پیمان های جلوگیری از گسترش تسلیحات کشتارجمعی از جمله پیمان عدم اشاعه (NPT) و پروتکل های مربوط به آن را امضا کرده اند. پنج کشور از شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس واجد شرایط پروتکل کمیت اندک (SQP)156 بوده اند که تقریبا بر فعالیت هسته ای صفر دلالت دارد. برنامه هسته ای ایران از عوامل اصلی آغاز مناظره هسته ای در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس محسوب می شودStracke,2008: 3)).
این مناظره ها به تردید شورای همکاری درخصوص سیاست هسته ای سنتی خود منجر شد که بر خاورمیانه عاری از مسائل و تکنولوژی هسته ای تأکید داشت. بر این اساس، شکل گیری برنامه هسته ای در این کشورها که از یکسو از برنامه هسته ای ایران متأثر بود و از سوی دیگر برمبنای الزامات داخلی و منطقه ای این کشورها قرار داشت، در دستور کار شورای همکاری خلیج فارس قرار گرفت. ازاین رو بود که دوره ای از مذاکرات کشورهای عربی خلیج فارس با قدرت های هسته ای از جمله انگلستان، آمریکا و فرانسه در جهت بهره گیری از انرژی هسته ای آغاز شد و به تدریج به رویکردی برجسته تبدیل شد.در دسامبر سال 2006، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، تصمیم مشترک دولت های شورای همکاری را برای تأسیس برنامه تحقیقات هسته ای اعلام کرد. بلافاصله دبیرخانه شورای همکاری خلیج فارس مذاکراتی را با آژانس بین المللی انرژی اتمی در جهت کسب تأیید و حمایت از این طرح آغاز کرد. در همین زمان تعدادی از دولت های شورای همکاری به صورت منفرد و جداگانه، مذاکرات موازی با آژانس را برای تعقیب برنامه هسته ای غیرنظامی ملی خود آغاز کردند. دو برنامه تحقیقاتی شورای همکاری و برنامه هسته ای غیرنظامی ملی، عزیمت روشنی از سیاست هسته ای سنتی این کشورها را نشان می دهد که هنوز دنبال می شود. از زمان اعلام تأسیس برنامه های هسته ای غیرنظامی، دولت های شورا در آغاز پروژه های طراحی شده به سرعت عمل کرده اند. در مارس سال 2008، دو کشور امارات متحده عربی و بحرین توافقنامه های همکاری انرژی هسته ای با فرانسه و آمریکا امضاء کردند. در 23 مارس همین سال، دولت امارات نخستین سند رسمی این کشور راکه استراتژی هسته ای آن را ترسیم می کند، منتشر ساخت(Ibid:4).
عوامل متعددی سبب تصمیم کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، برای آغاز برنامه های هسته ای مشترک یا منفرد شده است. اولین عامل مهم را در این خصوص می توان پیشرفت سریع برنامه هسته ای ایران، به رغم تلاش های مختلف منطقه ای و بین المللی برای متوقف ساختن آن، برشمرد. هرچند ایران بسیار تلاش کرده است تا ازطریق رایزنی های سیاسی و دیپلماتیک متعدد، سران خلیج فارس را نسبت به ابعاد صلح آمیز برنامه هسته ای خود و تهدیدآمیز نبودن آن برای منطقه متقاعد سازد، اما شواهد نشان می دهد که آنها با انتقاد از فقدان شفافیت در برنامه هسته ای ایران، هنوز نسبت به پیامدهای این برنامه نگران هستند. حتی برخی بر این باورند که رهبری شورای همکاری خلیج فارس متقاعد شده است که هدف واقعی برنامه هسته ای ایران تولید بمب هسته ای است و در این راستا به اظهارات ولیعهد بحرین، شیخ سلمان بن حمدالخلیفه، مبنی بر گسترش قابلیت هسته ای نظامی ایران در نوامبر 2007، اشاره می شود(Stracke,2007: 6).
نگرانی دولت های خلیج فارس از پیشرفت برنامه هسته ای ایران و پیامدهای استراتژیک آن برای توازن قوای منطقه ای، با تحولات چند سال اخیر در محیط پیرامونی خود تشدید شده است. ازجمله این تحولات سقوط رژیم بعث به عنوان نیروی متوازن کننده ایران، و تحولات لبنان و فلسطین است که نفوذ منطقه ای ایران را افزایش داده است. از آنجایی که تلاش های بین المللی تاکنون نتوانسته است مانع از تداوم برنامه هسته ای و سیاست منطقه ای ایران شود، دولت های خلیج فارس آغاز برنامه هسته ای را به عنوان یکی از ابعاد رویکرد فعالانه در جهت جلوگیری از برتری ایران در منطقه تلقی می کنند.عامل دیگری که کشورهای خلیج فارس را به سمت تغییر سیاست هسته ای خود سوق داد، نگرانی از شکاف تکنولوژیک ایجاد شده بین جهان عرب و کشورهای غیرعرب منطقه ازجمله رژیم اشغالگر قدس و ایران، در زمینه هسته ای است. این شکاف که به واسطه پیشرفت های اخیر ایران در عرصه تکنولوژی هسته ای بسیار برجسته و پررنگ تر شده است، باعث تشدید تصور عقب ماندگی اعراب در این عرصه شده است. با توجه به ابعاد تکنولوژیک و نظامی مسئله هسته ای در خاورمیانه، این کشورها ترجیح می دهند تا به جای انفعال، انتظار و در نتیجه وسیع تر شدن این شکاف تکنولوژیک، گام های اولیه برای حرکت در مسیر هسته ای را آغاز کنند. در این مسیر دولت های خلیج فارس تلاش دارند تا با گسترش پیوندهای خود با آژانس بین المللی انرژی هسته ای و قدرت های غربی، از آنها درجهت کسب حمایت و انتقال تکنولوژی ولو به صورت محدود و حداقلی بهره گیرند(Ibid:5).
مسئله دیگری که رژیم های خلیج فارس را به تعقیب برنامه های هسته ای وادار ساخت، اعتبار و مشروعیت داخلی این رژیم هاست. مسئله هسته ای ایران و مناظره ایجاد شده در جهان عرب مبنی بر حقوق هسته ای کشورهای منطقه که
ازطریق دیپلماسی عمومی ایران تقویت شده، برنامه هسته ای را به امری مهم در افکار عمومی کشورهای خلیج فارس تبدیل کرده است. با توجه به این تحول، دولت های خلیج فارس سعی دارند تا با حرکت در مسیر هسته ای شدن به کسب اعتبار و مشروعیت داخلی بیشتر کمک کنند(Hilal and kuchinsky,2007:114).
هرچند هسته ای شدن این کشورها در روندی بلندمدت و مبتنی بر واردات سوخت هسته ای از بازارهای جهانی خواهد بود.انگیزه دیگری که می توان درخصوص سیاست هسته ای جدید کشورهای خلیج فارس به آن اشاره کرد، تلاش مشترک این کشورها با قدرت های غربی در جهت الگوی نوینی از استفاده کشورها از انرژی هسته ای صلح آمیز است که با سیاست و برنامه هسته ای ایران مغایر است. نکته اساسی در همکاری های هسته ای این کشورها با انگلستان،آمریکا، فرانسه و آژانس، تعهد آنان به عدم تلاش برای دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته ای و اتکاء به بازارهای جهانی برای واردات سوخت هسته ای است. این سیاست هسته ای کشورهای خلیج فارس در حالی است که ایران بر داشتن چرخه کامل سوخت هسته ای و غنی سازی اورانیوم در داخل کشور تأکید می کند و صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود را به رعایت مقررات و پروتکل های آژانس بین المللی انرژی اتمی و نظارت آن محول می کند.درواقع هدف از این سیاست انتقال این پیام به ایران و جامعه بین الملل است که استفاده صلح آمیز و غیرنظامی از انرژی هسته ای در منطقه، به شیوه دیگری غیر از غنی سازی اورانیوم در داخل، یعنی واردات سوخت هسته ای امکان پذیر است و این مسئله است که تضمین های لازم برای عدم انحراف به سوی برنامه هسته ای نظامی را فراهم می سازد. این امر می تواند زمینه های اقدامات سیاسی و تبلیغاتی علیه ایران در عرصه جهانی و در نتیجه اعمال فشارهای بیشتر بر آن در جهت توقف غنی سازی اورانیوم را در داخل افزایش دهد.به نظر می رسد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با سیاست هسته ای اخیر خود در پی انتقال پیام های دیگری نیز به ایران و جامعه بین المللی هستند: اول اینکه تداوم برنامه هسته ای کنونی ایران می تواند به واکنش سایر کشورهای منطقه ای و ایجاد مسابقه تسلیحاتی هسته ای در خاورمیانه و به ویژه

]]>

این مطلب را هم بخوانید :  وکیل، تعهدات، اخلاقی، وکالت، دادگاه، قراردادی