دانلود پایان نامه
عدم تأیید برابر انحراف واکنش نشان دهند و بعدتر برگشت خلافکار را به جمع جامعه و اجتماع بپذیرند (میته،2000). بازپذیری به عنوان مفهوم محوری نظریه شرمساری بازپذیرکننده، به روشی اطلاق میشود که شرمآور بودن جرم را بدون طرد عامل رفتار تفهیم میکند (توفی،352:2008). بازپذیری بر بازگشت خلافکار به اجتماع تاکید گذاشته و پایگاه بزهکاری او را پاک کرده و میزداید. (میلر،5:2009). برای عملیاتی سازی متغیر بازپذیری از چهار معرف (بریث ویت،2001) برخورد محترمانه، گفتگو در فضای تأییدآمیز، واکنش به رفتار و نه شخصیت و بخشش و گذشت استفاده شده است. انتخاب گویهها نیز برای اندازهگیری بازپذیری، با اقتباس از تحقیقات بریث ویت (2001)، مککای و بریث ویت (1994)، های (2001) و لوسونز (2007) صورت گرفته است.

جدول‏44: معرف ها و گویه های متغیر بازپذیری
متغیر
معرف
گویه ها
بازپذیری
برخورد محترمانه
با احترام با من برخورد میکنند به گونهای که احساس میکنم هنوز هم به من اعتماد دارند. (لوسونز،2007؛ های،2001)

به گونهای رفتار میکنند که احساس میکنم هنوز مراقب و مواظب من هستند.. ( بریث ویت،2001)

صحبت و گفتگو در فضای تأییدآمیز

در مورد خلافی که انجام دادهام، صمیمانه با من صحبت میکنند. (لوسونز،2007؛)

اگر رفتار شایستهای انجام دهم، در حضور دیگران تعریف میکنند. (بریث ویت،2001؛ لوسونز،2007؛ بنت،1996)

واکنش به رفتار و نه شخصیت
حتی از دست من عصبانی هم باشند، باز به چشم یک انسان خوب به من نگاه میکنند. (لوسونز،2007؛های،2001)

وقتی هم که مرا را تنبیه میکنند، باز به چشم یک انسان خوب به من نگاه میکنند. (بریث ویت،2001).

بخشش و گذشت
اگر کار خلافی از من سر بزند، بعد از مدتی مرا میبخشند. (بریث ویت،2001).
انگزنی:
انگزنی یا داغننگ، شرمساری جداکنندهای است که در خلال آن هیچ گونه تلاش و هیچ نوع اقدامی برای بخشودگی خلافکار یا تأیید شخصیت او و در نتیجه تقویت عضویت وی در جمع شهروندان قانونپذیر صورت نمیگیرد. انگزنی میتواند اساساً نوعی شرمساری در غیاب ادغام تلقی شود. انگزنی ابتدائاً از این جهت مهم است که این نوع واکنش با خلافکاران به مثابه افراد مطرود برخورد میکند و واکنش عصیانگر و مجرمانه آنها را برمیانگیزد. شرمساری انگزننده … باعث میشود خردهفرهنگهای مجرمانه جذاب جلوه کنند؛ زیرا به یک معنا، خردهفرهنگهایی به شمار میروند که ردکنندگان را رد میکنند (بریث ویت،102:1989؛ونتارا،18:2006). در اینجا شخص خلافکار مطرود میشود و انحراف او فرصت و امکان تبدیل شدن به منزلت اصلی446 را مییابد. منزلت اصلی فرد را تشویق کرده و او را وادار میکند تا خود را با رفتارهای مجرمانه قبلی تعریف نماید (لیگر447،72:2009). انگزنی از نظر بریث ویت، به معنای القای توبیخ و عدم تأیید یک شخص توام با بیاحترامی است؛ جایی که خلافکار برچسب هویتهای مطرود را دریافت کرده (مانند «مجرم»، یا «شیرهای») و هیچ رسمی برای خاتمه دادن به توبیخ و عدم تأیید وجود ندارد (بریث ویت،39:2001). برای سنجش متغیر انگزنی در تحقیق حاضر با اقتباس از مطالعات پیشین (مککای و بریث ویت،1994؛بریث ویت،1989؛ لوسونز،2007) و طبق پیشنهاد مککای و بریث ویت (1994) و بر طبق مشخصات انگزنی پیشنهادی توسط بریث ویت (1989؛2001) از قبیل شرمساری و برچسب زنی به شخص و نه رفتار، تحقیر شخص، بی احترامی و برچسبزنی با یک هویت مطرود، شش گویه زیر انتخاب شده است:

جدول‏45: گویه های متغیر انگ زنی
متغیر
گویه ها
انگزنی
با من قهر کرده و مرا از منزل بیرون میکنند. (بریث ویت،2001).

آنقدر پیش فامیل بد مرا میگویند که نمیتوانم جلوی آنها سر بلند کنم. (بریث ویت،2001).

در مورد شخصت من منفی و بد قضاوت میکنند. (لوسونز،2007،بریث ویت،2001).

به گونهای رفتار میکنند که گویی من انسان بدی هستم. (بریث ویت،2001).

به من میگویند که مایه رسوایی و آبروریزی خانواده هستم. (بریث ویت،2001).

مرا با لقبهایی همچون مجرم، خلافکار، ولگرد، آشغال، شرور و غیره صدا میزنند. (بریث ویت،2001).

همالان بزهکار:
بسیاری از تحقیقات تأثیر همالان بزهکار یا خردهفرهنگ بزهکاری را بر بزهکاری نوجوانان نشان دادهاند (های،2001؛لوسونز،2007؛یانوویتکی448،2005؛گرین449،2009؛باور450،2008؛هوانگ451،2006؛هوچستتلر452،2002؛گو453،2004). در نظریه همنشینی افتراقی سادرلند، فرض بر این است که نوجوانان، از طریق تعاملات اجتماعی دوستانه و صمیمانه با همالان بزهکار، با بزهکاری جامعهپذیر میشوند. نوجوانان از رهگذر این معاشرتها و همنشینیها، نگرشها و باورهای متناسب با بزهکاری را کسب میکنند. (یانوویتکی،70:2005). نظریه سادرلند مشتمل بر نه قضیه است که در قضیه هفتم بیان میدارد که پیوندهای افتراقی در مؤلفههای تعدد454، مدت455، تقدم456 و چگالی457 تفاوت دارند. یعنی مجموعه پیوندها با رفتار مجرمانه و نیز رفتار ضدمجرمانه بر حسب این مؤلفهها تفاوت مییابد. «تعدد» و «مدت» به مثابه خواص پیوندها، روشن بوده و حاجت به تبیین ندارد. چنین مینماید که «تقدم» حائز اهمیت باشد. یعنی رفتار قانونمدارانه یا بزهکارانهای که در اوایل کودکی شکل میگیرد، ممکن است تا پایان عمر ادامه داشته باشد. «چگالی» به دقت تعریف نشده، ولی لازم است با اموری همچون حیثیت و اعتبار منشأ یک الگوی مجرمانه یا ضدمجرمانه و با واکنشهای عاطفی و هیجانی مرتبط با این پیوندها تعریف گردد (کالن،132:2006).
نظریه همنشینی افتراقی، بر رفتار مجرمانه و انحرافی تاکید دارد که از طریق مواجهه با تعاریف مساعد با جرم و پذیرش آنها آموخته میشود. این ایده در صورتبندیهای اخیر توسط ایکرز با تدوین فرایندی بسط یافته که در خلال آن یادگیری رخ میدهد. تعاریف مساعد با جرم و انحراف، در زمینهای اجتماعی آموخته میشود که در آنجا تقلید از رفتار مجرمانه و کجروانه روی میدهد. بزهکاری، مانند هر رفتار دیگری، پیامدهای سودمند یا پیامدهای زیانبار به بار میآورد – تقویت مثبت و منفی. اگر بزهکاری یا رفتار مجرمانه، چه به صورت اجتماعی و چه به صورت غیراجتماعی تقویت شود، رفتار احتمالاً تکرار خواهد شد. (میلر،262:2008). عناصر این نظریه – معاشرت افتراقی، تقویت افتراقی، تعاریف و تقلید – به عنوان یک نظریه عام، به تبیین طیف وسیعی از تخلفات و رفتارهای انحرافی محدود نمیشود، بلکه در همه افراد نیز قابل کاربرد است. (یاربروگ،191:2012). مدل نظریه شرمساری بازپذیرکننده نیز چندین نقش را بر تأثیر همالان و دیگران معنیدار قایل شده است. خصوصاً بریث ویت تاکید دارد که «افراد جوانی که با مجرمان پیوند دوستی دارند، با احتمال بیشتری مرتکب جرم میشوند». همالان بزهکار در زمره واقعیتهای کلیدی بریث ویت قرار دارد که یک نظریه معتبر راجع به جرم باید با آن سازگار باشد. بریث ویت، گذشته از این مدعی است که مجازاتهای اعمالشده از سوی خویشان، دوستان یا جمع نزدیکان، نسبت به مجازاتهای اعمالشده از سوی مراجع دوردست قانونی، تأثیر بیشتری بر رفتار مجرمانه دارد. مدل بریث ویت عمدتاً بر تأثیر شرمساری بیرونی بر تکرار تخلفات تاکید دارد تا تأثیر ی که احساس درونی (یا انتظار) شرمساری فینفسه بر تصمیم فرد به تخلف دارد (ربلون،989:2010). طبق گفته بریث ویت، خردهفرهنگهای بزهکاری میتوانند توسط تعداد دوستان بزهکار، مماشات دوستان در قبال رفتار بزهکاری و عضویت در باندهای بزهکاری عملیاتی شوند (بریث ویت،119:1989). هر چند در تبیین بزهکاری و رفتارهای انحرافی از چهار بعد نظریه ایکرز استفاده شده، ولی تحقیق حاضر به سبب محدودیت تحقیقات پیمایشی، تنها بر آزمون بعد همنشینی افتراقی این نظریه تمرکز دارد. در مطالعه حاضر از همنشینی همالان که توسط همنشینی افتراقی در نظریه ایکرز تشریح شده، استفاده شده است. در عملیاتی کردن متغیر همالان بزهکار، بر طبق نظریه همنشینی افتراقی از سه بعد تعدد، مدت و تقدم استفاده شده است. برای ساخت مقیاس همالان بزهکار نیز از تحقیقات چانگ458 (2005)، لانگشور459 (2005)، زنگ (2004) و میشل کریتاسی460 (2008) استفاده شده است:
جدول ‏46: ابعاد و گویه های متغیر همالان بزهکار
متغیر
گویهها
تعداد دوستان
(بعد فراوانی)
هفتهای چند روز یکدیگر را میبینید
(بعد شدت)
از چند سالگی دوست هستید
(بعد مدت)

مطلب مرتبط :   تعیین رابطه بین، نهادهای آموزشی

همالان بزهکار
1.دوستانی که الکل مصرف میکنند.
…………
…………
…………

2.دوستانی که سیگار یا مواد مخدر مصرف میکنند.
…………
…………
…………

3.دوستانی که اهل دعوا و خشونت هستند.
…………
…………
…………

5.دوستانی که به اموال عمومی عمداً آسیب میزنند.
…………
…………
…………

6.دوستانی که سر امتحانات تقلب میکنند.
…………
…………
…………

انتظار شرم461
در جایی که شرمساری به واکنش رفتاری دیگران در برابر مجرم اطلاق میشود، انتظار شرم به منزله یک احساس یا عاطفه درونی و روانشناختی است که یک مجرم معتقد است در صورت برملا شدن جرمِ نزد دوستان و اطرافیان، ممکن است حاصل شود (ربلون،989:2010). به عبارتی انتظار شرم به میزان احساس شرم نوجوان در صورت گیر افتادن حین ارتکاب جرم یا تخلف، در برابر دیگران مهم اطلاق میشود (اسونسون،28:2013). متغیر انتظار شرم، با استفاده از مقیاس تیبت (1999)، اسونسون (2013) و ربلون (2010) اندازهگیری خواهد شد.

جدول‏47: گویه های متغیر انتظار شرم

متغیر
گویه
انتظار شرم
اگر موقع برداشتن وسیلهای از مغازه گیر بیفتم و والدینم مطلع شوند، شرمسار میشوم.

اگر هنگام تقلب در امتحانات گیر بیفتم و والدینم باخبر شوند، احساس شرم میکنم.

اگر دانشآموزی را اذیت کنم و والدینم مطلع شوند، شرمسار میشوم.

اگر به اموال یا ماشین کسی آسیب بزنم و والدینم اطلاع یابند، احساس شرمساری میکنم.

اگر سیگار یا مواد مصرف کنم و والدینم مطلع شوند، از خجالت نمیتوانم سرم را بالا بگیرم.

دختر

موافق-کاملاً موافق

بینابین
مخالف-کاملاً مخالف
موافق-کاملاً موافق

بینابین
مخالف-کاملاً مخالف
برایم داشتن روابط خوب و صمیمانه با والدینم، بسیار مهم است.
1/93
8/4
1/2
5/97
8/1
8/0
والدینم را بسیار دوست دارم.
6/95
2/3
1/1
8/95
8/2
5/1
احساس میکنم والدینم، بیشتر اوقات با من قهرند و علاقهای به من ندارند.
12
8/10
2/77
5/16
3/9
74
والدینم سعی میکنند مشکلات و نگرانیهایم را درک کنند.
4/69
9/15
7/14
3/72
3/12
3/15
اغلب اوقات افکار و احساساتم را به راحتی با والدینم در میان میگذارم.
7/40
8/22
6/36
8/57
5/12
5/29
من از روابط خود با والدینم رضایت دارم.
2/69
2/17
6/13
8/70
11
18
نسبت به والدینم، احترام زیادی قائلم.
6/92
8/4
5/2
88
9
8/2
در بیشتر کارها و تصمیماتم، نظر والدینم را جویا میشوم.
1/76
2/15
7/8
78
5/9
12
مقیاس کل به هم پیوستگی والدین
4/84
4/15
2/0
5/82
17
5/0

مطلب مرتبط :   پایان نامه خدمات الکترونیک، پایگاه اطلاعات

جدول (5-21) شاخصهای مرکزی و پراکندگی متغیر به هم پیوستگی را نشان میدهد. حداقل میزان به هم پیوستگی 8 و حداکثر میزان به هم پیوستگی والدین 40 میباشد. میانگین این توزیع 88/32 با انحراف معیار 74/5 میباشد.

جدول‏521: شاخصهای مرکزی و پراکندگی متغیر به هم پیوستگی
مشخصه های آماری
تعداد گویه
حداقل
حداکثر
میانگین
میانه
مد
واریانس
انحراف معیار
چولگی
کشیدگی
تعداد موارد
به هم پیوستگی
8
8
40
88/32
32
34
97/32
74/5
97/0-
68/0
835

همالان بزهکار
برای سنجش متغیر همالان بزهکار، از پنج گویه استفاده شده بود که دو مورد از آنها هنگام تحلیل کنار گذاشته شدب. جهت سنجش این متغیر، طبق نظریه معاشرت افتراقی سادرلند، از سه بعد فراوانی، مدت و تقدم استفاده شد. قبل از جمع نمرهها، نخست با منظور کردن گویههای همالان بزهکار به عنوان یک عامل و تثبیت آنها فقط به یک مقدار ویژه بالاتر از یک، یک مقیاس ترکیبی عاملی511 از همالان بزهکار ایجاد شد. همچنانکه دادههای جدول (5-22) نشان میدهد 80 درصد از پاسخگویان پسر در پاسخ به گویه اول (دوستان سیگاری یا معتاد) خیلی کم، 14 درصد بینابین و 6 درصد خیلی زیاد گفتهاند. 87 درصد از پاسخگویان دختر نیز به این گویه پاسخ خیلی کم، 9 درصد بینابین و 4 درصد خیلی زیاد دادهاند. 68 درصد از پاسخگویان پسر و 77 درصد از پاسخگویان دختر، گفتهاند که دوستان خیلی کمی دارند که اهل دعوا و خشونت باشند. 80 درصد از پاسخگویان پسر و 88 درصد از پاسخگویان دختر نیز به گویه «دوستانی که عمداً به اموال عمومی آسیب میزنند.»، پاسخ خیلی کم دادهاند. در مجموع، 77 درصد پسران دارای همالان بزهکار خیلی کم، 15 درصد بینابین و 8 درصد خیلی زیاد و 84 درصد دختران دارای همالان بزهکار خیلی کم، 11 درصد بینابین و 5 درصد خیلی زیاد بودهاند. متغیر دوستان بزهکار در منظومه نظری بریث ویت (1989)، جایگاهی مهم و اساسی دارد. به طوری که مدعی است نظریات معتبر جرمشناختی باید خود را با این واقعیت اجتماعی، سازوار و هماهنگ سازند.

جدول‏522: درصد توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب متغیر همالان بزهکار
گویه های همالان بزهکار
پسر
دختر

خیلی زیاد
بینابین