سطح جهان پشتیبانی می‌کند. این اختلاف نظر در مورد عام‌گرایی در قالب دو اصطلاح جهانی شدن و جهانی‌سازی جلوه می‌کند. اینکه جهان‌گرایی یک پروژه ساخته و پرداخته اتاق فکر سرمایه‌داری جهانی است (جهانی‌سازی) یا فرایندی طبیعی ناشی از تحول و تکامل تدریجی فرهنگ بشری (جهانی شدن) ، موضع ما را در خصوص اینکه با تهاجم و ستیز فرهنگی سروکار داریم یا گفت‌وگو و همزیستی فرهنگی، مشخص می‌کند. گرچه شاید واقعیت امر در جایی میان این دو برداشت باشد، اما بحث‌های داغ بر سر پروسه یا پروژه بودن نظام و فرهنگ جهانی همچنان در جریان است. در اینجا مروری می‌کنیم بر اندیشه‌های اصلی جهانی شدن تا بستر مناسبی برای تبیین عام‌گرایی و خاص‌گرایی فرهنگی فراهم گردد. لازم به ذکر است که بررسی آنچه درباره جهانی شدن گفته شده، صرفاً یک مرور پژوهشی است و نگارنده این سطور ضرورتاً با این رویکردها موافق یا هم‌افق نیست.

جهانی شدن
واژه جهانی کردن88 گرچه به فرایندهای وابستگی و همگونی جهانی معطوف است، اما بر این دلالت دارد که قصد، برنامه و آگاهی معینی پشت این فرایندها نهفته است… ولی واژه جهانی شدن89 متضمن این معناست که بسیاری از نیروهای جهانی‌ساز و همگونی‌آفرین، غیرشخصی و فراتر از کنترل و قصد هر فرد یا گروهی از افراد هستند (واترز به نقل از گل‌محمدی 1389: 24). یونیورسالیسم90 به ارزش‌هایی معطوف است که انسان را در هر زمان و مکانی، فارغ از تعلق‌های فرهنگی، چونان سوژه‌ها یا فاعلانی خودمختار در نظر می‌گیرند. گلوبالیسم91 هم ــ که مادی‌تر و بسیار متأخرتر از یونیورسالیسم است ــ ارزش‌هایی را دربر می‌گیرد و افراد پای‌بند به آن ارزش‌ها ــ که به همه مردم جهان علاقه‌مندند ــ کلّ زمین را محیط مادی و افراد روی آن را شهروندان، مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان جهانی می‌دانند و خواهان اقدام جمعی برای حلّ مشکلات جهانی هستند. گلوبالیسم یکی از نیروهایی است که به گسترش فرایند جهانی شدن کمک می‌کند و نسبت و رابطه گلوبالیسم با جهانی شدن مانند نسبت و رابطه یونیورسالیسم با ایجاد سازمان ملل است (آلبرو و کینگ به نقل از گل‌محمدی 1389: 25)
پیشرفته‌ترین مرحله جهانی شدن، شکل‌گیری و پیدایش «جامعه شبکه‌محور»92 نامیده می‌شود که ویژگی آن درهم‌تنیدگی اقتصادهای ملی در سطح جهانی و دگرگونی بنیادی در رابطه اقتصاد، دولت و جامعه است. به بیان دیگر، آنچه به این جامعه جدید ویژگی می‌بخشد، سرمایه‌داری کاملاً بازسازی‌شده انعطاف‌پذیر و سیال است (کاستلز 1380: 18)
در اغلب تعریف‌ها جهانی شدن را نوعی فرایند همگونی و همسانی فزاینده به شمار می‌آورند. افزایش و گسترش امکان‌های ارتباطی و به تبع آن تشدید ارتباطات، برخوردها، وابستگی‌ها و تأثیرپذیری‌ها در سطح جهانی، نوعی همگونی و همسانی جهانی پدید می‌آورد. برخی نظریه‌پردازان، این فرایند همگونی را گسترش تجدد به اقصی‌نقاط جهان و جهانگیر شدن ویژگی‌های محوری فرهنگ و تمدن غربی می‌دانند (کلارک به نقل از گل‌محمدی 1389: 20). نظریه‌پردازانی هم از این حد فراتر رفته، جهانی شدن را نوعی یکدست‌سازی اقتصادی زیر نظر ایالات متحد امریکا توصیف می‌کنند. (والتر به نقل از گل‌محمدی 1389: 20)
بنیان‌های نظری این همگونی فرهنگی را پیش از این بررسی کردیم، اما عالمگیر شدن آن ناشی از همزمانی و همسودی فرهنگ، اقتصاد و سیاست در یک مقطع زمانی است. سرعت، قدرت و شدت این گسترش نیز ناشی از هماهنگی و همراهی این سه عامل است و هم از این رو، مقابله با آن با روش‌های مرسوم امکان‌پذیر نیست و جبهه‌های مقاومتی که در جهان علیه آن شکل می‌گیرد، یارای هماوردی در همه عرصه‌ها را ندارد. بنابراین، دست به اقدامات خشونت‌بار می‌زند و حتی گاه نابودی فیزیکی را تنها راه دمِ دست برای مقابله با آن در نظر می‌گیرد.

مطلب مرتبط :   ابراء، فسخ، حقوقی، مدیون، عقد، دین