را که در تلاش بودند تا به داخل سوریه نفوذ کرده و دست به انجام عملیات تروریستی در این کشور بزنند را در نزدیکی مرز میان اردن و سوریه دستگیر کرده‌اند.89

وهابیت در آسیای مرکزی
با این‌که بیش از دو دهه از استقلال کشورهای آسیای مرکزی از شوری سابق می‌گذرد، مشکلات و ساختارهای اقتصادی، ناکافی بودن اطلاعات مسلمانان این مناطق از اسلام اصیل و تبلیغات مؤثر و هدایت شده‌ی وهابیت توانسته است نفوذ خود را در این مناطق گسترش دهد این امر به ویژه در کشورهایی مانند ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان قابل لمس بوده و روند رو به گسترش وهابیت، نگرانی مقامات دولتی و مذهبی این کشورها را باعث شده است. این روند می‌تواند پیامدهای جدّی برای این کشورها به وجود آورد. این روند می‌تواند پیامدهای جدّی برای این کشورها داشته باشد؛ به ویژه این‌که برخی از مناطق همانند دره‌ی فرغانه که مشترک میان چند کشور این منطقه است؛ با افزایش گرایش‌های بنیادگرا مواجه است. علاوه بر آن، ضعف‌های امنیتی این کشور در مرز با افغانستان موجب انتقال سریع بنیادگرایان سلفی از این کشور به سایر جمهوری‌های منطقه می‌شود. در واقع در منطقه آسیای مرکزی، وهابی‌گری اغلب از طریق مرزهای افغانستان و پاکستان به بخش‌هایی از ازبکستان، تاجیکستان و حتی قرقیزستان راه یافت؛ تا جایی که در مجموعه‌ی القاعده و طالبان، هسته‌ای مستقل به نام اتباع ازبک و آسیای مرکزی شکل گرفت و نام افرادی تکفیری مثل طاهر یولداش –هم‌سنگر بن‌لادن- بر زبان‌ها افتاد. سعودی‌ها و وهابیون در این منطقه، سرمایه‌گذاری خویش را حول چند محور متمرکز کرده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از فعالیت‌های تبلیغی در مساجد و مراکز دینی؛ فعالیت در حوزه‌ی توزیع و فروش کتاب و انواع منشورات در قالب تأسیس کتاب‌فروشی وحتی عرضه‌ی لوازم التحریر؛ جذب و تربیت طلاب علوم دینی؛ اعطای بورس تحصیلی در دانشگاه‌های عربستان و برخی دیگر از کشورهای عربی؛ دایر کردن کلاس‌های آموزش قرآن و عقاید در نقاط مختلف و ترویج متون وهابیت؛ حضور فعال در سطح دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی با اشکال مختلف؛ راه‌اندازی مراکز فروش و تجارت کالا با گرایش تبلیغی؛ ورود در برخی مشاغل خدماتی، امدادی و مؤسسات خیریه با رویکرد ترویج و تبلیغ وهابیت. در این میان، فعالیت‌های مذهبی و تبلیغی در سطح مساجد و اماکن دینی از اهتمام بیش‌تری برخوردار است. برخی شواهد نیز حاکی از آن است که بعد از سرکوب شدید القاعده در نواحی مرزی پاکستان و ناامن شدن این منطقه برای حیات افراطیون وهابی و تکفیری، این گروه‌ها بیش‌تر به سمت آسیای مرکزی و قفقاز علاقه نشان داده و برای کسب پایگاه جدید در این حوزه تلاش می‌کنند. بنابراین، خشونت، یکی از مشخصه‌های اصلی و بارز جنبش‌هایی وهابی در کشورهای آسیای مرکزی محسوب می‌شود؛ (به طوری که وهابی‌ها در این جمهوری‌ها که اغلب به صورت زیرزمینی و مسلحانه است، عمل می‌کنند. در این جمهوری‌ها اغلب بصورت زیرزمینی و مسلحانه عمل می‌کنند. آن‌ها پس از تشکیل دولت متحجر طالبان در افغانستان تلاش زیادی را برای تغییر اوضاع سیاسی این جمهوری‌ها به نفع خویش انجام دادند. و در این باره، چندین هسته‌ی تشکیلاتی برای براندازی حکومت‌ها ایجاد کردند، اما اغلب آن‌ها به شدت از سوی دولت‌های این منطقه سرکوب شدند.
بسیاری نویسندگان که در مورد علل پیدایش وهابیت در جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز تحقیق می‌کنند، به نقش عربستان در حمایت و تأمین بودجه‌ی جنبش‌های وهابی اشاره می‌کنند. در ابتدای تشکیل این جهموری‌ها، هزینه تعمیر و احداث مساجد، آموزش ابتدایی اسلامی، اعزام دانشجویان به دانشکده‌های مذهبی خارجی، انتشار کتب اسلامی آموزش زبان عربی و اعزام مسلمانان برای انجام مراسم حج، توسط عربستان تأمین می‌شد، به همین دلیل برخی نویسندگان مدعی هستند که جنبش‌ وهابیت در این منطقه تنها با کمک‌های عربستان شکل گرفته و پایدار مانده است.90
وهابیت در شبه جزیره‌ی بالکان
به دنبال فروپاشی نظام‌های کمونیستی در بالکان در اواخر دهه‌ی 1980م. و اوایل دهه‌ی 1990م.، مسلمانان این منطقه به دنبال احیای اسلام و معنویت بوده‌اند. این در حالی است که وهابیون تلاش کرده‌اند با استفاده از نابسامانی‌های سیاسی و امنیتی موجود و مشکلات شدید اقتصادی در بالکان، اندیشه‌های خود را در منطقه ترویج کنند که با توجه به بهره‌گیری گروه‌هایی همچون طالبان و القاعده از آموزه‌های وهابیت، نگرانی‌ها از رشد وهابیون در بالکان با اهمیت تلقی می‌شود. وهابیت برای اولین بار توسط رزمندگانی که در سال‌های 1992-1995م. برای کمک به مسلمانان بوسنی در جنگ به این منطقه آمده بودند، وارد این قلمرو شدند؛ موضوعی که بعدها به ایجاد تنش‌های جدیدی در شبه جزیره‌ی بالکان انجامید؛ چرا که به رغم همبستگی دوران جنگ و اعتقاد به اسلام سنی، تفاوت‌های عمیق میان مسلمانان بوسنی و هرزگوین وهواداران تفاسیر خشن‌تر از اسلام به سرعت پدیدار شد. پس از امضای توافقنامه نهایی «پیمان صلح دیتون» در 14 دسامبر 1995م. و توقف جنگ سه ساله‌ی داخلی بین قومیتی، بسیاری از مجاهدین وهابی به «بوچینجا»، دهکده‌ای دوردست در شمال شرقی بوسنی (به فاصله‌ی 31 مایل از غرب «توزلا»، سومین شهر بزرگ بوسنی» رفتند؛ مکانی که به عنوان کانون اصلی وهابی‌گری در بوسنی شناخته می‌شود. از میان بازدیدکنندگان این دهکده می‌توان از ایمن الظواهری (یعنی نفر دوم القاعده) نام برد. در همان ابتدا، مقامات محلی و نیروهای سازمان ملل، حضور مجاهدین در این محل را گزارش دادند، ولی نه تنها برای اخراج آنان هیچ تلاشی نشد، بلکه بعضی از آنان عنوان شهروندی بوسنی را نیز دریافت کردند. زمانی که دولت بوسنی در جولای سال 2000م. به اخراج آنان اقدام کرد، مجاهدین ایست‌های بازرسی برپا کردند و کشمکش‌های متعاقب آن به بازداشت 19 تن انجامید. ولی در پی حملات یازده سپتامبر اوضاع کاملاً تغییر یافت. تهدید افراط‌گرایان به حدّی افزایش یافت که سفارت خانه‌های ایالات متحده، انگلستان و هلند در بوسنی موقتاً تعطیل شدند. از سوی دیگر، با افزایش فشارهای جامعه‌ی بین‌الملل تعدادی از مبارزان خارجی داوطلبانه بوسنی را ترک کردند. در سال 2002م. نیز پس از چند حادثه از جمله تیراندازی و درگیری‌های فیزیکی، مردم محلی، مجاهدین را وادار به ترک بوجینچا کردند؛ ولی با وجود این، گفته می‌شود که هنوز تعدادی از آنان در مناطق دور افتاده باقی مانده‌اند. با این حال، فقط افرط‌گرایان اسلامی نبودند که تلاش داشتند ماهیت اسلام بوسنی را عوض کنند، بلکه نقش بعضی از کشورهای اسلامی و به‌ویژه عربستان سعودی را نیز نباید در این میان نادیده گرفت. براین اساس، هرچند مسلمانان بوسنی از رسوخ وهابیت در بوسنی به شدّت نگران‌اند، اما دلارهای سعودی واقعیتی است که توانسته تا اندازه‌ای این فرقه را در کشور اروپایی مسلمان نشین بوسنی و هرزگوین تقویت کند. در حال حاضر نیز کسی تعداد دقیق پیروان وهابیت در بوسنی و هرزگوین را نمی‌داند. در سال 2002م. یک مرد 26 ساله‌ که در رسانه‌های محلی خود را طرفدار وهابیت معرفی کرده بود، سه عضو یک خانواده کروات مسیحی را در کریسمس آن سال کشت و عنوان کرد که از دستورهای مذهبی فرقه‌ی خود پیروی کرده است. سال 2006م. نیز یک وهابی جوان، به خاطر این‌که مادرش برای نماز صبح برنخاسته، او را کشت. بر طبق یک نظر سنجی، 70 درصد مسلمانان بوسنی، مخالف وهابیت هستند؛ در حالی که 13 درصد به شدت از آن حمایت می‌کنند و تنها 3 درصد خود را وهابی می‌دانند. «عدنان سیلاژ» استاد درس ادیان تطبیقی در دانشکده‌ی مطالعات اسلامی دانشگاه سارایوو معتقد است که وهابیت به شدّت والدین و فرزندان پیشوایان دینی و مجتهدین، اساتید و دانشجویان و همسایگان را از هم جدا کرده است «جاسمین مردان» از مخالفان وهابیت و نویسنده‌ی کتاب در مورد ایدئولوژی و تاریخ وهابیسم نیز اغلب پیروان وهابیت در بوسنی را افرادی جوان و غیر تحصیل کرده می‌داند. مردان که خود در اواخر دهه‌ی 1990 به این شاخه گرویده و سپس از آن جدا شده است، می‌گوید: «بسیاری از نظامیان مسلمان که حملات نظامی را علیه اهداف غربی سازمان‌یافته و انجام می‌دهند، پرورش یافته‌ی وهابیت هستند».
در مقدونیه نیز اکنون وجود دارد که فعالیت گروه‌های وهابی که خود را جزء گروه‌های اسلامی قلمداد می‌کنند، به موقعیت مسلمانان این کشور که همواره در عرصه‌های اجتماعی سیاسی و فرهنگی جامعه نقش مثبتی ایفا کرده‌اند، لطمه بزند. حدود یک چهارم از جمعیت بیش از 2 میلیون نفر مقدونیه را مسلمانان تشکیل می‌دهند. مسلمانان مقدونیه، آلبانیایی تبار هستند و به هویت دینی خود افتخار می‌کنند. مسلمانان مقدونیه مانند دیگر مسلمانان منطقه بالکان، هویت دینی خود را در شرایط سخت تاریخی، به ویژه در دوران سلطه‌ی کمونیسم بر منطقه حفظ کرده‌اند. مسلمانان مقدونیه در منطقه بالکان خواهان آن هستند که از رشد گروه‌های وهابی جلوگیری به عمل آید. جامعه اسلامی دینی مقدونیه همچنین خواستار انحلال گروه‌های وهابی در حالی که اعلام شده که سازمان امنیت مقدونیه، اخیراً از کشف یک شبکه‌ی وهابی در این کشور خبر داده است. گفته می‌شود این شبکه جهت مقابله با گروه‌های اسلامی معتدل در منطقه‌ی بالکان فعالیت می‌کند. براساس گزارش سازمان امنیت مقدونیه، این شبکه که جهت تبلیغ و گسترش عقاید افراطی وهابیت و برانگیختن اختلاف میان مسلمانان در مساجد و مراکز اسلامی منطقه‌ی بالکان تلاش می‌کند، فعالیت‌های گسترده‌ای را جهت آموزش‌های تروریستی نیز ترتیب داده است. در مقدونیه نیز همچون بوسنی و هرزگوین، ردّ پای دولت عربستان سعودی در حمایت از افراطیون وهابی که کاملاً آشکار است. آن‌گونه که روزنامه‌ی تایمز گزارش داده است، چندی پیش، مقامات کشور مقدونیه اعلام کردند که عربستان سعودی تحت عنوان تقویت جمعیت‌های اسلامی و به بهانه‌ی مقابله با غرب، سالانه میلیون‌ها دلار در راستای تبلیغ وهابیت تکفیری هزینه می‌کند. به گفته‌ی منابع دولتی مقدونیه، وهابیون علاوه بر پرداخت حقوق ماهیانه به پیروان خود در ساخت ده‌ها مسجد و مرکز اسلامی وابسته به وهابیون سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
روزنامه‌ی تایمز همچنین در گزارش خود آورده است که اسنادی کشف شده که نشان می‌دهد بسیاری از جمعیت‌های خیریه اسلامی وابسته‌ی به عربستان سعودی در منطقه‌ی بالکان به نشر افراط‌گرایی و پول‌شویی سازمان‌های تروریستی اقدام می‌کنند. مقامات دولت مقدونیه تأکید کرده‌اند که در دهه‌ی گذشته، صدها میلیون شیلینگ برای وهابیون این کشور هزینه شده است که بیش‌تر آن توسط عربستان سعودی در قسمت‌های تبلیغی صرف شده است. آنان عقیده دارند که عربستان سعودی صادر کردن ایدئولوژی خود را در رأس کار خود قرار داده است. با وجود این، وهابیت از مقبولیت چندانی در میان مسلمانان مقدونیه برخوردار نیستند. سلیمان رجب، رهبر اقلیت مسلمان مقدونیه در این باره گفته است که آموزه‌های وهابیت که از سوی روحانیون وابسته به عربستان سعودی تبلیغ می‌شود، با آموزه‌های اسلام راستین تفاوت بسیار دارد.91
وهابیت در آفریقا
سید محمد سنوسی در سال 1220هـ.ق. در یک خانواده‌ای اصیل و منسوب به خاندان حضرت محمد و در شهر «مستغانم» الجزایر متولد شد. از کودکی به کسب علم علاقه‌مند بود. علوم دینی را در دانشگاه «قرویین» در شهر فاس «ثانی الازهر» محسوب می‌شود، فرا گرفت. بعد از آموزش علوم دینی به سیاحت و تبلیغ در آفریقای شمالی پرداخت. در سفری به بیت‌الله الحرام مدتی را در مکه ماند و تعالیم مذهبی وهابی را از استادان این مذهب فرا گرفت. در سال 1843م. به شمال آفریقا رفت و در لیبی اقامت گزید. در آن زمان طرابلس در لیبی زیر نظر عثمانی‌ها بود. عثمانی‌ها از وجود سید محمد سنوسی که روز به روز مردم را بیش‌تر به خود جذب می‌کرد، به وحشت افتادند و روابط سید محمد سنوسی و عثمانی‌ها به تیرگی گرایید. سید محمد به جغبوب در جنوب صحرای لیبی رفت و در سال 1895م. از دنیا رفت و پسرش، جانشینش شد. این در حالی بود که عقاید سید محمد، تا حد زیادی قسمت مهمی از آفریقای شمالی را در بر گرفته بود.
روش تبلیغی سید محمد به این صورت بود که ابتدا با «سید احمد بن ادریس فاسی» شیخ قادریه، هم‌پیمان شد و بعد از مرگ فاسی در سال 1855 مرکز فعالیت خود را در جغبوب قرار داد. این شهر به یکی از بزرگ‌ترین مدرسه‌های مبشران اسلام در مرکز آفریقا مبدل شد. شاید به واسطه‌ی سنوسی‌ها بود که نواحی دریاچه چاد، مرکز عمومی اسلام در مرکز آفریقا شد. در آن زمان، تعداد پیروان سنوسی چهل میلیون نفر تخمین زده شد. سنوسی‌ها با این‌که به احتمالی، جزو طرفداران فرقه‌ی وهابی هستند، فرقه‌ای از دراویش نیز محسوب می‌شوند. سنوسیان در هر نقطه، به رسم دراویش، زاویه‌ای می‌ساختند و در آن‌ها به خواندن نماز جماعت و قرائت قرآن و نیز رتق و فتق امور پیروان خود می‌پرداختند.
روش سنوسی‌ها در نشر اسلام در میان قبایل آفریقایی به این صورت بود که بردگان خردسال سیاه را می‌خریدند و آن‌ها را در جغبوب و نقاط دیگر تربیت می‌کردند و چون به حد شرعی می‌رسیدند، در حالی که به قدر کافی علوم دینی به روش سنوسی‌ها را فرا گرفته بودند، آزادشان می‌کردند تا میان هم‌نژادیان خود بروند و آن‌ها را هدایت کنند. هر سال صدها تن از این مبلغان در تمام

مطلب مرتبط :   ، کوه، مقدس، خدایان، ابتدایی،، تولد