سعودی به ویژه شاهزاده نایف بن عبدالعزیز آل سعود که طراح اصلی لشکرکشی به بحرین بود، در حال حاضر به دنبال بهانه‌ای می‌گردد تا کویت و قطر را نیز اشغال کرده و به این دوکشور نیز لشکرکشی کند، چرا که برای آنان، اشغال این دو کشور دشوار نیست و تنها نکته‌ای که وجود دارد، نبود بهانه‌ای است. قطر به دلیل کوچک بودن و ضعف قدرت نظامی به راحتی قابل اشغال است. در کویت نیز به دلیل کثرت شیعیان که می‌تواند بهانه‌ای مانند بحرین برای اشغال این کشور باشد، در کنار ضعف ارتش کویت، اشغال این کشور را نیز برای ارتش سعودی آسان کرده است.80
وهابیت در عمان
عمان و مردم آن از اولین کشورهایی بودند که در زمان پیامبر با آغوش باز دعوت به اسلام را پذیرفتند. پس از ظهور خوارج یک شاخه‌ی فرعی از مذهب اسلام، به نام اباضی پدید آمد که عمان را محل عمده‌ی فعالیت‌های خود قرار دادند و کم‌کم با گرایش مردم عمان به آن‌ها، دست به تشکیل حکومت اسلامی برمبنای مذاهب اباضی که شاخه‌ای از مذهب خوارج نهروان و یکی از مذاهب هشتگانه‌ی اسلامی است، زدند. حدود 30 درصد مردم عمان از اهل سنت و 23 درصد را شیعیان تشکیل می‌دهند. شیعیان نیز به طور عمده در مسقط و نیز شهرهای «استان ساحلی باطنه» زندگی می‌کنند. می‌توان گفت که میزان پای‌بندی و گرایش مردم به مذهب در عمان از بسیاری از کشورهای عربی دیگر بیش‌تر است، که این امر، نتیجه‌ی قرن‌ها حکومت رهبران مذهبی بر این سرزمین است که با اصول شرعی مملکت را اداره کرده‌اند. از این رو، مذهب وهابی برخلاف بیش‌تر کشورهای همجوار عربستان سعودی در کشور عمان توانسته کمترین نفوذی داشته باشد. با وجود این، وهابیون با هدف انتشار هرچه بیش‌تر اندیشه و افزایش نفوذ خود در منطقه، اخیراً فعالیت در کشورهای عربی اطراف عربستان سعودی به ویژه عمان و اردن را افزایش داده‌اند. گفته می‌شود که مناطق جنوبی کشور عمان یکی از بیش‌ترین مناطقی است که فعالیت‌های تبلیغاتی وهابیون طی چند سال اخیر در آن افزایش یافته است. به همین دلیل، کارشناسان مسائل سیاسی- اجتماعی اعلام کردند که مقامات مسئول در عمان باید با هدف مقابله با تلاش وهابیت برای نفوذ در عمان، به جمهوری اسلامی ایران نزدیکتر شوند، زیرا ایران ترویج کننده‌ی وحدت بین مذاهب اسلامی و حامی اول مقامت در منطقه است.
به نظر می‌رسد این دسته از کارشناسان عمانی، عمان نیز باید به قطر که اخیراً روابط خود را با تهران نزدیک کرده و در صف کشورهای حامی مقاومت ایستاده، بپیوندد.81
وهابیت در عراق
عراق با توجه به تنوع قومی و مذهبی‌اش و نیز بنا به ماهیت ضد شیعی ایدئولوژی وهابیت، هدف مناسبی برای این فرقه به شمار می‌رود. این ماهیت در میان وهابیونی که پیشینه‌ی نظامی دارند، مشهودتر است. عربستان در خصوص مسائل قومی- مذهبی عراق، ازدو سو تحت فشار است. اول این که نخبگان سنّی رژیم گذشته‌ی عراق و به طور کلی جامعه‌ی سنّی مذهب عرب در این کشور، خود را در مقایسه با گروه‌های شیعه و کردها در اقلیت می‌بیند. همچنین جنگ افروزان سلفی وابسته به القاعده، عراق را جبهه‌ی نبردی برای مقابله با ایالات متحده آمریکا تلقی می‌کنند. سنی‌های عراق را جبهه‌ی نبردی برای مقابله با ایالات متحده آمریکا تلقی می‌کنند. سنی‌های عراق، ارتباطات قوی و طایفه‌ای با اتباع سعودی ساکن عربستان دارند. افراط‌گراها در عربستان به جنگجویان القاعده در عراق کمک‌ مالی و پشتیبانی می‌کنند تا با کفار در سرزمین‌های دیگر مبارزه کنند. موضوع تسلط شیعیان بر ساختار حکومتی عراق و نفوذ طبیعی ایران بر جامعه‌ی شیعیان از دیگر نگرانی‌های عربستان در خصوص مسائل قومی- مذهبی عراق است از همین رو، پس از سقوط صدام و بروز آشفتگی در عراق، این کشور آماج حملات تبلیغاتی و تروریستی وهابیون قرار گرفت و این گروه‌ها، از جمله مهم‌ترین پدیده‌های آشوب و ناآرامی‌ها پس از اشغال عراق به شمار می‌روند. براساس آماری که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در چهار سال اول پس از اشغال عراق تهیه کرده بودند و روزنامه‌ی لس‌آنجلس تایمز در شماره‌ی 6 جولای 2007م. خود منتشر ساخت، حدود نیمی از جنگجویانی که در عراق دست به عملیات تروریستی – انتحاری می‌زنند، عربستانی هستند. براساس گزارش مذکور، 50 درصد دیگر تروریست‌های انتحاری از کشورهایی همچون سوریه، لبنان، یمن وکشورهای شمال آفریقا وارد عراق می‌شوند.82
که اکثر قریب به اتفاق آن‌ها نیز دارای گرایش سلفی بوده و مورد حمایت وهابیون در عربستان قرار دارند. روزنامه‌ی الشرق الاوسط نیز در شماره‌ی 30 تیر 1386، پرونده‌ی 400 جوان عربستانی را که در حال عبور برای انجام عملیات انتحاری به عراق دستگیر شده بودند را گشوده و پدیده گرایش گسترده‌ی جوانان عربستانی به این گونه فعالیت‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به نوشته‌ی این روزنامه، فتوای شیوخ وهابی، شبکه‌های ماهواره‌ای سلفی و البته شبکه‌های اینترنتی این فرقه، مهم‌ترین علت گرایش این افراد به سوی انجام عملیات انتحاری در عراق است.83 این عده مراحل جذب خود را به ترتیب به تهییج، بسیج، تکفیر و بعد از آن، اجرای عملیات انتحاری تقسیم‌بندی کرده‌اند. مبلغان سلفی برای جذب جوانان ابتدا با پیش کشیدن حوادث و رخدادهایی که مثلاً در عراق رخ می‌دهد و به ویژه عملیاتی که نیروهای آمریکایی علیه اهل تسنن در این کشور انجام می‌دهند، ابتدا به تهییج آن‌ها پرداخته و سپس آن‌ها را به سوی این اندیشه‌ها جذب و سازمان‌دهی می‌کنند. بعد از آن، با تغذیه‌ی فکری آن‌ها درباره‌ی کافر بودن افرادی که با اشغالگران در یک کشور مسلمان همکاری می‌کنند و نیز القای اندیشه‌ی کافر بودن شیعیان و ثواب بردن از کشتن آن‌ها، این جوانان را آماده‌ی انجام عملیات انتحاری می‌کنند و بعد از آن، در فرصت مناسب از آن‌ها به عنوان بمب‌های متحرک استفاده می‌کنند. علاوه بر این، برخی از کشورهای عربی به طور مستقیم و غیرمستقیم سعی در تقویت و هدایت برخی از گروه‌های سلفی جهادی به سوی اهداف خود دارند. پایگاه عراقی نهرین هفته سوم جولای 2007 در جندی به نقل از منابع مطلع خود در امان، پایتخت اردن، ارتش اسلامی (یکی از گروه‌های نزدیک و همکار با سلفی) با سازمان اطلاعات یکی از کشورهای همسایه‌ی عراق خبر داد و از اختصاص بودجه‌ای هنگفت توسط شورای امنیت ملی این کشور بزرگ و متمول عربی برای سوق عملیات ارتش اسلامی به سوی تخریب جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در عراق و ترورشخصیت‌های شیعی در این کشور پرده برداشت.84 همان‌طور که اشاره شد، اکنون عراق به بستر تولید و حتی صدور تروریست در منطقه وجهان تبدیل شده است، که این مسأله به وضوح، ناشی از تنوع گروه‌های وهابی و سلفی فعال در عراق است.
فعالیت وهابیون در عراق، حتی به پیش از زمان جنگ آمریکا علیه عراق در سال 2003م. بازمی‌گردد. براساس مدارک موجود، گروهی از جنگجویان وهابی تحت گروه 100 به رهبری سرگرد محمد مکاوی معروف به سیف العدل در فوریه 2003م. به مناطق اطراف بغداد منتقل و در آن‌جا مستقر شدند. آن‌ها مدتی بعد از سقوط بغداد با گروهی که ابومصعب الزرقاوی در عراق هدایت می‌کرد، مرتبط و فعالیت مشترکی را در منطقه‌ی سنی نشین جنوب بغداد انجام دادند. اما این تنها گروه سلفی جهادی نیست که در عراق دست به عملیات تروریستی و فعالیت‌های مسلحانه می‌زند، بلکه تعداد زیادی از گروه‌ها که از نظر فکری به سلفی – جهادی و القاعده نزدیک و شاید از نظر سازمانی به رهبران این گروه وابسته نبودند نیز در صحنه‌ی عراق پس از جنگ پدیدار شدند.85
وهابیت در فلسطین
مردم فلسطین نیز مانند دیگر مسلمانان و بدون هیچ شائبه‌ی شرک و کفری، به قبر پیامبران و اولیای الهی احترام می‌گذارند و با اعتقاد به این‌که این بزرگواران، بندگان خالص خدا بوده و هر چه دارند از راه بندگی و تعبّد خداوند به دست آورده‌اند، آنان را واسطه‌ی اجابت دعاهایشان از طرف خداوند قرار می‌دهند. بنابراین، مردم فلسطین به وسوسه‌های وهابیت توجهی نداشته و این فرقه در بین مردم سنی مذهب فلسطین جایگاهی ندارد. شاید به همین دلیل است که جریان سلفیه کمترین تقابلی را با صهیونیسم از خود بروز نداده است. وهابی‌ها هیچ‌گونه تحرکی علیه رژیم اشغالگر قدس از خود نشان نمی‌دهند و مفتی‌های وهابی به هیچ عنوان فتوایی در جهت تحریم رژیم اشغالگر قدس و مبارزه با جنایات آن‌ها و مسائلی از این قبیل صادر نمی‌کنند. حتی گروه‌های تندرو وهابی که القاعده در رأس آنهاست، تاکنون یک سنگ نیز به طرف رژیم صهیونیستی پرتاب نکرده یا بیانیه‌ای را در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی و تهدید آن‌ها به تلافی و مقابله به مثل صادر نکرده است. بلکه در بسیاری موارد، پرده‌ی نفاق از چهره‌ی برمی‌دارد و خود را برادر صهیونیسم می‌خواند؛ تاجایی که گوی سبقت را در دشمنی با شیعه از صهیونیسم‌ها می‌ربایند که از این دسته اقدامات می‌توان به فتوای وهابیون مبنی بر حمایت از رژیم اشغالگران قدس در جنگ با حزب‌ا… وحتی حماس اشاره کرد.86
پیوند میان اهداف وهابیت و صهیونیسم یهودی در مقابله با اسلام راستین و همتراز دانستن این دو خطر را برای جهان اسلام و ایران اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به درستی تبیین کرده و در این باره بیان داشته‌اند که: «امروز آن دستی که آمریکا علیه وحدت تجهیز کرده عبارت از همین دست پلید وهابیت است. این را صریح به مردم بگویید، پرده‌پوشی نکنید از اول وهابیت را برای ضربه زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهی مثل اسرائیل در بین جامعه‌ی مسلمان‌ها آوردند؛ همچنان که اسرائیل را برای این‌که پایگاهی علیه اسلام درست کنند به وجود آوردند.87
وهابیت در اردن
در سال 1343 هـ..ق. جمعی از پیروان فرقه‌ی وهابیت ناگهان به سرزمین اردن حمله بردند و مردم بی‌اطلاع و بی‌خبر ام العمد و همسایه‌ی آن هجوم آوردند و مردان و زنان بی‌گناه را کشتند و اموال آن‌ها را غارت کردند. ولی طولی نکشید که با رانده شدن برخی و اسارت برخی دیگر از وهابیون، عقب نشستند. سپس اسیران وهابی به فرمان انگلیس آزاد شدند. و به پناهگاه‌هایشان رسانده شدند مجدداً در سال 1346 هـ..ق. وهابیان با سپاهی متشکل از سی هزار نفر به اردن حمله کرده و قتل و غارت و خون‌ریزی به راه انداختند تا این‌که با پایان یافتن جنگ‌ جهانی دوم و استقلال این کشور از قیمومت بریتانیا، وهابیونی که از سوی عربستان سعودی پشتیبانی می‌شدند به تبلیغ آیین خود در شهرهای مختلف اردن پرداختند و گروهی را نیز با تطمیع خریداری کردند. در حال حاضر، تعداد زیادی از طلاب اردنی، در کشورهای عرب در حوزه‌ی خلیج فارس سکونت داشته و مشغول فراگیری دستورات فرقه‌ی وهابیت و نحوه‌ی آموزش آن به هم میهنانشان هستند. چندی پیش نیز ناصرالدین آلبانی محدث اهل سنت و مروج مسلک وهابیت از دمشق به اردن منتقل شده و بساط تبلیغ را در این کشور پهن کرده است. متأسفانه علما و زعمای دینی اردن از منطق وهابیون آگاه نبوده و نمی‌توانند به صورت منطقی با آنان مواجه شوند. پیروان وهابیت در اردن، همچون وهابیون سایر کشورها، به دسته‌ها و گروه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. رمضان الرواشده، روزنامه‌نگار اردنی، در نوشتاری که فروردین 1390 در نشریات و پایگاه‌های خبری گوناگون اردنی منتشر کرد، ضمن معرفی جریان وهابیت در اردن، به موضوع وهابیون افراطی در این کشور پرداخت و ازآنان به عنوان وهابیون زرقاء یاد کرده زرقاء، دومین شهر بزرگ اردن و زادگاه ابومصعب الزرقاوی، رهبر شبکه تروریستی القاعده شاخه‌ی عراق و ملقب به «امیر القاعده در کشور «بین النهرین»،محسوب می‌شود. زرقاوی در 7 ژوئن سال 2006م. در هشت کیلومتری شمال شهر بعقوبه در شمال بغداد، به دست نیروهای آمریکایی کشته شد، ولی همفکران وی که ظاهر و اندیشه‌ای کاملاً شبیه وی دارند، در زادگاه او حضور داشته و روز به روز بر شمارشان افزوده می‌شود. قبیله‌ی وی نیز که بیش‌ترشان از وهابیون افراطی هستند، در همین شهر حضور فعالی دارند. زرقاوی و نزدیکان وی، هرچند در ظاهر هیچ‌گاه حمایت آشکار خود از صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق و رژیم بعث سابق این کشور را اعلام نکردند. ولی همواره همسو با سیاست‌های آنان حرکت کرده‌اند. اما آنچه امروز جلب توجه می‌کند قرار گرفتن وهابیون اردنی در برابر دولت عبدالله دوم است؛ همان وهابیونی که بارها از سوی کشورهای منطقه، نکوهش و از دولت اردن خواسته شده بود، با آن‌ها برخورد جدی شود؛ ولی امان از این عمل طفره رفته و با آن‌ها مماشات می‌کرد و گویی، چندان هم از وجود گروهی افراطی- که می‌تواند بعضاً در نقش گروه فشار علیه دیگر کشورهای منطقه عمل کند- ناخرسند نبود.88 گروه‌های وهابی اردن و به‌ویژه شاخه‌های افراطی آن همچون وهابیون زرقاء، در طول بحران سوریه همواره درصد تشنج آفرینی در این کشور همسایه برآمده‌اند. طی این مدت، گزارش‌هایی فراوانی حاکی بر آموزش هزاران تکفیری لیبیایی در اردن برای ورود به سوریه و جنگ در داخل آن کشور وجود داشت. محمد الشلبی از مسئولان جنبش‌ جهادی سلفی اردن، فروردین ماه 1390 در مصاحبه با روزنامه‌ی القدس فاش ساخته بود که این جنبش با قاچاق تسلیحات به سوریه، سعی می‌کرد تا اوضاع در این کشور همچنان متشنج بماند و تلاش‌ها برای توقف خشونت در این کشور به شکست بینجامد. به گفته‌ی وی، نیروهای امنیتی اردن اخیراً تعدادی از اعضای این جنبش

مطلب مرتبط :   قُرْآنَ، غَسَقِ، الْفَجْرِ، ظهر، نماز، دلوک