دانلود پایان نامه

2-18- عوامل شخصی و بافتی
عوامل چندی بر ماهیت، مقدار و اثربخشی ابراز وجود تأثیر میگذارند:
الف) جنسیت: جنبش حقوق زنان، به مهار ابراز وجود توجه زیادی داشته، تا جایی که آموزش ابراز وجود را در دستور برنامههای آموزشی خود قرار داده است. افزایش مقالات و کتابهای خودیاری زنانه و پرطرفدار بودن برنامههای ابراز وجود زنان نیز شاهدی بر این مدعاست که زنان در این زمینه به کمک بیشتری نیاز دارند.
ب) وضعیت: ایسلر و دیگران (1975)، از پژوهشهای مفصل خود نتیجه میگیرند، اشخاص گاهی در وضعیتی دیگر، ابراز وجود نمیکنند. علاوه بر این، برخی افراد در ابراز وجودهای منفی مشکل ندارند، اما نمیتوانند ابراز وجودهای مثبتی داشته باشند.
برخی افراد در خانه به راحتی ابراز وجود میکنند. اما در محیط کار نمیتوانند ابراز وجود کنند و یا برعکس. در این مواقع باید بر آن وضعیت و راهبرد مناسب برای غلبه بر مشکلات تمرکز شود.
پ) زمینه فرهنگی: زمینه فرهنگی نیز بر ابراز وجود تأثیر میگذارد. برای مثال، خرده فرهنگهایی که اعتقادات مذهبی شدیدی دارند، عملاً ابراز وجود را به عنوان روشی معتبر رد میکنند و به سلطهپذیری توصیه شده در انجیل عمل میکنند، توصیههایی مثل: «خداوند فروتنان را میبخشاید و آنان را وارثان زمین قرار میدهد» و یا «اگر کسی به صورتت سیلی زد روی دیگر صورتت را به سوی او برگردان». بنابراین آموزش ابراز وجود برای این افراد بیمعنی و نامناسب خواهد بود.
همانطور که فرنهام (1979)،خاطر نشان میکند، ابراز وجود مفهومی فرهنگی است، یعنی ابراز وجودهایی که در اروپا یا امریکا مناسب هستند، در فرهنگهایی که فروتنی، بردباری یا خدمتگذاری را مقدس میدانند ممکن است شایسته و مناسب نباشد.
ت) سن و ابراز وجود: سن وابراز وجود نیز با هم رابطه دارند. پارک و دیگران (1991)، پس از بررسی دانشجویان دورههای تکمیلی امریکا، بین سن و ابراز وجود همبستگی معنادار و مثبتی پیدا کردند. افرادی که سن بیشتری دارند در ابراز وجود با تجربهترند، بیشتر بر احقاق خود پافشاری میکنند. ابراز وجود در برخی شرایط دشوارتر است. این شرایط عبارتند از: تعامل با دیگران در خانه یا محل کار آنها، ابراز وجود در کشور یا حوزهی فرهنگی دیگر، هنگامی که تک و تنها هستید و دوستان و همکارانتان در کنارتان نیستند، هنگامی که مجبورید بر دوستان و همکاران قبلی خودمان اعمال قدرت کنید.
2-19- نشخوارفکری
ازآنجا که نشخوار فکری با هیجان غم و اندوه همراه است و غم و اندوه یکی از هیجانات اصلی انسان است، لذا هر کس به فراخور خود آنرا تجربه میکند.
نشخوار فکری واژهای عمومی است که معمولاً به چندین نوع تفکر اشاره میکند و غالباً به عنوان افکار سمج، چرخان و افسرده کننده در پاسخ به خلق پایین شناخته میشود.
نشخوار فکری به عنوان اشتغال دائمی به یک اندیشه یا موضوع و تفکر درباره آن شناخته میشود
Marteen and Tesser (1989،1996)، نشخوار فکری را اصطلاحی کلی میدانند که به طبقهای کامل از افکار اشاره میکند که تمایل به تکرار دارند، از دیدگاه آنها نشخوار فکری مجموعهای از افکار آگاهانه معرفی مینمایند که حول یک موضوع مهم میگردد و حتی در صورت غیبت تقاضاهای محیطی فوری و ضروری این افکار پدیدار میشود اما در عین حال حفظ این افکار و ادامه آن وابسته به نشانههای محیطی نیست و به افزا یش افکار منفی میانجامند.
Nolen-Hoeksema (1991)، نشخوار فکری را به عنوان افکار منفعلانه و مکرر درباره علائم افسردگی، علل و نتایج آن مفهومسازی کردند. بر طبق این دیدگاه نشخوار فکری روی این حقیقت که فرد افسرده است، روی نشانههای افسردگی و روی علل، معنا و نتایج افسردگی استوار است.
Conway (2000)، نشخوار فکری را افکار مربوط به احساس غم میدانند و از آن تحت عنوان نشخوار فکری روی غم و اندوه یاد میکنند. همچنین نشخوارفکری را به عنوان تعبیر و تفسیر حوادث استرسزای زندگی میدانند و آن را نشخوار فکری واکنش به استرس معرفی میکنند.
نشخوار فکری افکاری هستند که:
به حوادث یا ماهیت خلق افسرده مربوطند.
هدفمدار نبوده و افراد را به طرح و عمل خاصی راهنمایی نمیکنند.
زمانی که فرد درگیر نشخوار فکری است از لحاظ اجتماعی با محیط همخوانی و مشارکت ندارد (یوسفی و همکاران، 1386).
یکی دیگر از راههای تعریف نشخوار فکری ذکر تفاوت آن با دیگر فرایندها و محصولات شناختی است:
2-19-1- نشخوار فکری در مقابل افکار اتوماتیک منفی
Papageorgiou (2001)، میگویند افکار اتوماتیک منفی، ارزیابیهای کوتاه و مختصری از شکستها و باختها در بیماران افسرده است در حالیکه نشخوار فکری زنجیری طولانی از افکار تکراری چرخان و خودمتمرکز بوده و پاسخی به افکار منفی اولیه میباشد.