دانلود پایان نامه
سوق دادن منابع از پروژه هایی که بازده کافی ندارند به استفاده مؤثر از منابع
کاهش هزینه سرمایه که به دو طریق می توان آن را انجام داد:
الف- استفاده بیشتر از بدهی ها: بدهی ها به دو دلیل ارزان تر هستند: اول اینکه چون وام دهنده ریسک کمتری می پذیرد، پس بازده مورد توقع کمتری دارد. دوم اینکه بهره وام صرفه جویی مالیاتی دارد.
ب- کاهش ریسک شرکت بدون اینکه بازده کاهش پیدا کند، چون با کاهش ریسک بازده مورد توقع سهامداران و وام دهندگان کاهش می یابد، راه های کاهش ریسک مانند پیش فروش محصولات، بیمه کردن دارائی ها در مقابل خطر آتش سوزی و … می باشد (جهان خانی، 1374، 125).
2-12 سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات (NOPAT)
سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات عبارت است از سود بعد از مالیات حاصل از عملیات شرکت که در محاسبه آن اثر ثبت های غیر نقدی حسابداری حذف و صرفه جویی مالیاتی ناشی از هزینه های تأمین مالی از سود کسر گردیده است. سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات نشان دهنده سودی است که به صورت بازده نقدی برای همه تأمین کنندگان مالی شرکت، اعم از سهامداران و اعتباردهندگان، موجود می باشد.
یک استثنا برای محاسبه سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در بخش ثبت های غیرنقدی حسابداری وجود دارد و آن استهلاک می باشد. برای رسیدن به سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات، هزینه استهلاک باید از درآمدهای عملیاتی کسر گردد، زیرا این هزینه از نظر اقتصادی قابل قبول است. دارایی های مصرف شده در جریان عملیات شرکت می بایست قبل از کسب بازده سرمایه گذاری توسط سرمایه گذاران جایگزین شوند. بنابراین هزینه استهلاک به عنوان معادل هزینه های نقدی به حساب می آید. به منظور هماهنگی با سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات، استهلاک انباشته نیز از Capital کسر می گردد (ابوالحسنی، 1389، 34).
2-13 نرخ بازده سرمایه (r)
رابطه شماره (2-15)
این نرخ، بهره وری سرمایه به کار گرفته شده را بدون توجه به روش تأمین مالی و فارغ از انحرافات حسابداری که از ثبت های تعهدی، مفهوم محافظه کاری و عدم احتساب تلاش های ناموفق به سرمایه ناشی می شوند، اندازه گیری می نماید. این نرخ ممکن است به طور مستقیم با نرخ هزینه سرمایه شرکت مقایسه شود تا خلق یا از بین رفتن ارزش در شرکت مشخص گردد.
نرخ بازده سرمایه می تواند بر اساس رویکرد عملیاتی یا رویکرد تأمین مالی محاسبه شود.
2-13-1 محاسبه نرخ بازده سرمایه بر اساس رویکرد عملیاتی
در رویکرد عملیاتی، Capital عبارت از: جمع خالص سرمایه در گردش (NWC)، خالص دارایی های ثابت (NFA) و سایر دارایی ها می باشد. خالص سرمایه در گردش از طریق کسر بدهی های جاری بدون بهره (NIBCLS) از دارایی های جاری به دست می آید. بدهی های جاری بدون بهره در اصل به وجود آورند یک منبع تأمین مالی خودجوش در شرایط عادی فعالیت شرکت هستند به طوری که نیاز به یک سرمایه دایمی را برطرف می کنند مانند حساب های پرداختنی، هزینه معوق، مالیات بر درآمد پرداختنی. دلیل عدم احتساب آن ها در Capital این است که هزینه های تأمین مالی وجوه پرداختی به فروشندگان و کارکنان که معمولاً با تأخیر همراه است، در بهای تمام شده کالای فروش رفته منظور شده اند و نباید به واسطه حذف آن ها از درآمد چیزی کسر گردد. خالص دارایی های ثابت شامل خالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات، سرقفلی و سایر دارایی های بلندمدتی می باشد که برای تداوم عملیات شرکت لازم هستند. برای به دست آوردن Capital، انجام پاره ای تعدیلات روی دارایی ها به خاطر وجود ذخایر معادل سرمایه ضروری است. این تعدیلات عبارتند از: اضافه کردن ذخیره Lifo به موجودی ها، اضافه کردن ذخیره مطالبات مشکوک الوصول به دریافتنی ها، اضافه کردن استهلاک انباشته سرقفلی به سرقفلی، اضافه کردن مانده دارایی های نامشهود سرمایه ای شده به خالص دارایی های ثابت و غیره.
1- ذخیره Lifo:
در مدل اقتصادی درآمد و سرمایه زمانی اندازه گیری می شوند که موجودی ها به قیمت پایان دوره فروخته شده و بلافاصله دوباره خریداری شوند در این درآمدهایی به سود دوره جاری اضافه شده و درآمد انباشته ای به عنوان ذخیره تجدید ارزیابی در تراز نامه ظاهر می شود. این درآمد به سود دوره جاری تعلق دارد زیرا نرخ بازده با هزینه سرمایه ای مقایسه می شود که در محاسبه آن صرفاً تورم منظور شده است. به منظور صرفه جویی مالیاتی به شرکت توصیه می شود که در زمان افزایش قیمت از روش LIFO برای قیمت گذاری موجودی های پایان دوره استفاده کند اما با هزینه کردن بخش بیشتری از کالاهای جدید تحصیل شده روشLIFO هزینه های زیادی را از دوره های قبل در موجودی ها انباشته می کند. که در نتیجه موجودی ها و حقوق صاحبان سهام به روز نبوده و مبلغ آن ها کمتر بر آورد شده به این ترتیب رساندن موجودی ها ارزش گذاری شده برحسب LIFO به روش های جاری ضرورت می یابد. بر عکس FIFO موجودی های کالا را به ارزش های جاری در ترازنامه گزارش می کند و نیازی به تعدیل موجودی ها نیست. ذخیره LIFO از طریق اختلاف بین ارزش گذاری وجودی ها بر مبنایLIFO , FIFO به دست می آید این ذخیره نشان دهنده میزان مبلغی است که موجودی ها در اثر استفاده از FIFO کمتر ارزیابی شده اند مبلغ ذخیره LIFO همیشه در یادداشت های همراه صورت های مالی شرکت های استفاده از این روش افشاء می شود. با اضافه کردن ذخیره LIFO به CAPITAL به عنوان معادل سرمایه، ارزشگذاری موجودی ها از LIFO به FIFO تبدیل می شود و معیار بهتری از روش جاری جایگزینی را نشان می دهد. علاوه بر این با اضافه کردن افزایش LIFO به NOPAT یک سود تحقق نیافته به درآمدها در نتیجه افزایش موجودی ها اضافه می شود. تغییرات دورهای در ذخیره LIFO را می توان از طریق اختلاف بین بهای تمام شده کالای فروش رفته بر مبنای LIFO و FIFO نیز محاسبه کرد. اضافه کردن این مبلغ به سود موجب تبدیل بهای تمام شده کالای فروش رفته بر مبنای LIFO به FIFO می شود به طوری که مزیت LIFO به عنوان معادل سرمایه تولید ترازنامه و صورت سود زیان بر مبنای FIFO و حفظ مزیت مالیاتی است. مزیت دیگر این نوع برخورد این است که نرخ بازده محاسبه شده برای شرکت هایی که از روشFIFO یاLIFO استفاده می کنند قابل مقایسه است (سربندی فراهانی، 1389، 42).
2- استهلاک انباشته سرقفلی
یکی دیگر از معادل های سرمایه، از نحوه حسابداری تحصیل ناشی می شود. حسابداران معتقدند که سرقفلی در طول دوره ای که نباید بیشتر از 40 سال باشد، مستهلک می شود. هزینه استهلاک سرقفلی موجب کاهش درآمد شرکت خواهد شد، به همین دلیل بسیاری از مدیران از انجام عمل تحصیل اجتناب می کنند. برای خنثی کردن اثر هزینه استهلاک سرقفلی که یک هزینه غیر نقدی و غیر مالیات کاه می باشد، می بایست آن را به سود گزارش شده اضافه کرد و استهلاک انباشته سرقفلی را به حقوق صاحبان سهام (سرمایه) و سرقفلی مستهلک نشده، اضافه نمود. بر این اساس، با مستهلک نکردن سرقفلی، نرخ بازده، بازده نقدی را که عاید سهامداران خواهد شد، بهتر منعکس خواهد کرد.
3- نامشهودها
مخارج تحقیق و توسعه باید سرمایه ای شده و در ترازنامه به عنوان یک معادل سرمایه در نظر گرفته شود و در طول یک دوره معقول، مستهلک گردد. نتیجه سرمایه ای کردن و مستهلک نمودن مخارج تحقیق و توسعه، خالص دارایی نامشهودی است که به عنوان ذخیره معادل سرمایه در نظر گرفته می شود. با اضافه کردن تغییر در خالص دارایی نامشهود (مخارج تحقیق و توسعه سرمایه ای شده) به سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات، هزینه تحقیق و توسعه دوره با استهلاک دارایی نامشهود (مخارج تحقیق و توسعه سرمایه ای شده) جایگزین می شود. هنگامی که شرکت به رشد پایدار رسیده باشد، هزینه تحقیق و توسعه دوره با استهلاک دارایی نامشهود برابر بوده و تأثیری بر سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات نخواهد داشت، اما خالص دارایی نامشهود به Capital اضافه خواهد شد تا نرخ بازده (از مقادیر غیرواقعی بالاتر به لحاظ مفاهیم حسابداری به مقادیر صحیح تر به لحاظ مفاهیم اقتصادی کاهش یابد) از نظر اقتصادی درست باشد. همچنین هزینه های بازاریابی و توسعه محصول جدید که موجب کسب سهم اولیه بازار محصول می گردد، باید سرمایه ای شده و در طول عمر محصولات جدید، مستهلک شود. وجوهی که برای بازاریابی و توسعه محصول جدید پرداخت می شود، باید سرمایه ای شود زیرا اگر استراتژی مدیریت موفقیت آمیز باشد، انتظار می رود که این پرداخت ها طی یک دوره زمانی بلندمدت انجام شوند.
4- ذخیره مالیات بر درآمد معوق
یکی از رایج ترین معادل های سرمایه ذخیره مالیات بر درآمد معوق است که نشان دهنده میزان اختلاف بین مالیات بر درآمد محاسبه شده بر طبق قواعد حسابداری و مالیات واقعی پرداخت شده می باشد.
از آنجا که شرکت دارایی را با فرض تداوم فعالیت جایگزین می کند که این امر به نوبه خود مالیات معوقه را افزایش می دهد و با توجه به اینکه ذخیره مالیات معوق هرگز پرداخت نخواهد شد در نتیجه این ذخیره یک معادل دائمی برای سرمایه است علاوه بر این با افزودن افزایش در این ذخیره به درآمدها در محاسبه سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات تنها مالیات واقعی پرداخت شده منظور می شود که موجب ارائه بازده نقدی واقعی کسب شده در فعالیت های شرکت می شود (ابوالحسنی، 1389، 36).