دانلود پایان نامه

یکی از مشکلاتی که گریبانگیر بسیاری از افراد یک جامعه میشود، عدم صراحت در بیان و قاطعیت در رفتار میباشد. بسیاری از انسانها به طور عمدی یا غیرعمدی در بند تکلفها، تعارفها و دورنگیها ماندهاند و از صداقت دور شدهاند. در فرهنگهایی که مردم سالاری حاکم نیست، شیوههای تربیتی بر اساس روشهای تنبیهی قرار دارد، مبانی آزادی در نظام آموزشی آنها محوری نمیباشد و زمینه تربیتی برای ابراز عواطف و احساسات وجود ندارد. در این فرهنگها، ترس از مظاهر قدرت باعث ایجاد رفتارهایی چون دروغگویی، چاپلوسی، غیبت کردن و تعارضات غیرواقعی می شود که نقطه مقابل رفتار جرأت ورزانه است. این شیوههای آموزشی، جرأت تفکر، خلاقیت و عزّت نفس افراد را مورد تهدید قرار میدهند.
ابراز وجود به معنی ارائه پاسخهای مختلف و تصمیمگیریهای انعطافپذیر در موقعیتهای پیشبینی نشده، با تزلزل و تردید اضطراب آمیز در موقعیتهای اجتماعی مغایرت دارد. رفع این معضل اجتماعی نیازمند آموزش ابراز وجود می باشد (هرمزینژاد و همکاران، 1379).
منظور از ابراز وجود رفتاری است که شخص را قادر میسازد به نفع خود عمل کند، بدون هرگونه اضطرابی روی پاهای خود بایستد، احساسات واقعی خود را صادقانه ابراز کند و با توجه نمودن به حقوق دیگران حق خود را بگیرد (Robert and Emmons, 1982).
Lange and Jakubowski (1976)، مهارت ابراز وجود را اینگونه تعریف میکنند: ابراز وجود شامل گرفتن حق خود و ابراز افکار، احساسات و اعتقادات خویش به نحوی که حقوق دیگران را زیرپا نگذاریم.
Alberti and Emmons (1982)، نیز ابراز وجود را این طور تعریف میکنند: رفتاری که شخص را قادر میسازد، به نفع خودش عمل کند، بدون هرگونه اضطرابی روی پاهای خودش بایستد و احساست واقعی خود را صادقانه ابراز کند و بدون توجهی به حقوق دیگران، حق خود را بگیرد (به نقل از سبزعلیسنجابی، 1385).
ابراز وجود به عنوان توانایی دفاع از خود و نیز توانایی «نه گفتن» به تقاضاهایی که فرد نمیخواهد انجام بدهد تعریف می شود (Adam Rita, 2010).
ابراز وجود ، هستهی رفتار بین فرد و کلید ارتباطهای انسانی است (Lin et al., 2004).
بر اساس دیدگاه Alberti and Emmons (1978)، ابراز وجود به عنوان یک مهارت و کفایت در ارتباطهای بین فردی تلقی میشود. برنامهی آموزش ابراز وجود میتواند اطلاعات، باورها و رفتارهای عزت نفس ، خودکارآمدی ، سلامت عمومی و جرأتورزی انسان را بهبود بخشد به طوری که آنها بتوانند دیدگاه خود را تغییر دهند و روابط بین فردی ایجاد نمایند (خلعتبری و همکاران، 1389).
از آنجا که، شیوهای که در برقراری روابط با دیگران اتخاذ میشود، مسأله حائز اهمیتی بویژه در پویاییهای بین فردی است.
ارتباطات ضعیف میتواند به روابط ناسالم منجر شود و فشار روانی را افزایش دهد. در واقع ابراز وجود مشخصه مهم پاسخ افراد در یک موقعیت است که در آن موضع و علایق فرد در تعارض با موضع و علایق دیگران قرار میگیرد که خود میتواند تضادهای بالقوه به همراه داشته باشد
پژوهشهای گوناگون نشان میدهد که بین کمبود مهارتهای اجتماعی و بروز اختلالات رفتاری در آینده رابطه وجود دارد. این مشکلات که با عملکرد ضعیف مهارتهای اجتماعی فرد مرتبط هستند، عبارتاند از: بزهکاری، نقص در عملکرد تحصیلی و شناختی، فرار از مدرسه و الکلیسم، رفتارهای ضد اجتماعی و اختلالات روانی (ثابتی و شهنیییلاق، 1377).
ابراز وجود بجا و متناسب با موقعیت به ما کمک میکند تا بتوانیم مهارتهای اجتماعی خود را گسترش دهیم، جلوی پایمال شدن حقوقمان را بگیریم، به آسانی تقاضاهای نامعقول دیگران را رد کنیم، از دیگران درخواستهای معقولی داشته باشیم، با مخالفتهای غیرمنطقی دیگران، درست و موثر برخورد کنیم، حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم، رفتار دیگران را با خودمان تغییر دهیم. از رفتارهای پرخاشگرانهی غیرضروری خودداری کنیم و در هر موردی موضع خود را آزادانه با اعتماد به نفس مشخص کنیم.
البته نباید چنین تصور کرد که صرفاً آموختن مهارت ابراز وجود کافی است تا تمام رفتارهای مذکور را بیاموزیم. آنچه مسلم است درونی و نهادینه شدن رفتارهای موثر در هر فرد به بافت شخصیتی و تواناییهای روحی او نیز بستگی دارد.
ابراز وجود متشکل از هفت دسته پاسخ است، سه دسته از آنها پاسخهای منفی هستند: ابراز عقاید نامعقول یا متفاوت، تقاضای تغییر رفتار از دیگران، رد درخواستهای نامعقول آنها.
چهار پاسخ دیگر مثبت هستند: قبول کاستیهای خود، رد و بدل کردن تعارف، شروع و ادامه تعاملات، ابراز احساسات مثبت.
اما اکثر پژوهشها و آموزشها دربارهی جنبههای منفی یا تعارضآمیز این مهارت بودهاند، چ.ن اغلب مردم در همین مورد مشکل دارند.
وقتی فردی منفعل است، فرصتها از دست میروند و موقعیتهای ناخوشایندی به او تحمیل میشوند. رفتار غیر جرأتمندانه، دامنهی وسیعی از مشکلات را، مثل اضطراب، افسردگی، رفتار پرخاشگرانهی ضداجتماعی، ناسازگاری زناشویی، اعتماد به نفس پایین در بر میگیرد.
الگوهای ارتباطی پرخاشگرانه نیز جرأتمندانه نیستند. افرادی که خشم زیادی دارند، به نظر میرسد به نوعی ترس دارند و غالباً به همان مقدار در پاسخ دادن، غیرموثر عمل میکنند. هنگامی که سریع پاسخ میدهند، در واقع اثربخشیشان در کسب هدفهای ارتباطی دراز مدت آسیب دیده است.
جرأتورزی دامنهی وسیعی از افراد را پوشش میدهد، شامل: دانشآموزان، بزرگسالان، دانشجویان، افراد مسن، بیماران روانی، گروههای متخصص، زنان، الکلیکها، معتادین و زوجها (Gardner, 2002).
2-12- ابراز وجود و سبکهای پاسخدهی
Alberti and Emmons (1975)، بین سه نوع سبک پاسخدهی تمایز میگذارند، این سه سبک عبارتند از : پرهیز از ابراز وجود (رفتارهای سلطهپذیرانه)، ابراز وجود و پرخاشگری.
پرهیز از ابراز وجود: یعنی در نظر نگرفتن خود و اتخاذ سبک انفعالی، به نحوی که دیگران افکار، احساسات و حقوق ما را به راحتی نادیده بگیرند. اشخاصی که این سبک خاضعانه را دارند، اشخاصی مردد، ظاهراً آرام و در واقع بیقرارند که از مسائل میگریزند و بدون توجه به احساسات خود، با دیگران موافقت میکنند. آنها اهل ابراز عقیده نیستند، خود را دستکم میگیرند، اعتماد به نفس ندارند و برای به دست آوردن دل دیگران خود را به رنج و زحمت میاندازند. به دیگران اجازه میدهند به حریمشان تجاوز کنند، حقوقشان را نادیده بگیرند و به نیازهایشان بیتوجه باشند. در این سبک هدف فرد آن است که به هر قیمتی، دیگران را خشنود سازد و از ابراز هرگونه تعارضی جلوگیری کند.