دانلود پایان نامه

ابراز وجود بنیادی
این نوع ابراز وجود در واقع چیزی نیست جز عمل سادهی ابراز و اصرار بر حقوق، اعتقادات، احساسات و یا عقاید. مثلاً وقتی کسی صحبتتان را قطع میکند، میتوانید بگویید: «ببخشید، دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم».
ابراز وجود همدلانه
در این حالت با به رسمیت شناختن موقعیت یا احساسات طرف مقابل، نشان میدهید که متوجه وضعیت او هستید. در این جا هنگامی که کسی صحبت شما را قطع میکند میگویید: «میدانم که دوست دارید نظرتان را مطرح کنید، اما ای کاش اجازه میدادید من حرفهایم را تمام کنم».
ابراز وجود افزایشی
در این حالت افراد کار را با کمترین مقدار ابراز وجود شروع میکنند و اگر طرف مقابل همچنان بیتفاوت بود، بتدریج بر میزان ابراز وجود خود میافزایند. برای مثال شخصی را در نظر بگیرید که در محل کار خود گرفتار یک فروشندهی سمج و یک دنده شده است. این فرد ممکن است در اینجا با استفاده از راهکار ابراز وجود افزایشی چنین برخورد کند: مثلاً در مرحله اول میگوید: «نه، متشکرم من چیزی لازم ندارم» و پس از آنکه فروشنده همچنان پافشاری کرد میگوید: «نه، گفتم که من قصد خرید ندارم». ولی انگار فروشنده دست بردار نیست. در اینجا فردی که از راهکار ابراز وجود افزایشی اتفاده میکند خواهد گفت: «ببین، دو بار گفتم نه، من قصد خرید ندارم ولی مثل اینکه متوجه نیستی. حالا ازت میخوام که بری بیرون».
ابراز وجود به رویش رویارویی
از این نوع ابراز وجود هنگامی استفاده میکنیم که اعمال و گفتار طرف مقابل تناقض دارند و باید به او نشان دهیم که آنچه میگوید و آنچه میکند فرق دارد. در این روش شما میتوانید آنچه را که حس کردهاید به سادگی بیان کنید. برای مثال بگویید: «شما گفتید که خبر را سهشنبه تایپ کردید. اما امروز پنجشنبه است و خبری از تایپ نیست. لطفاً، همین حالا آن را تایپ کنید».
ابراز وجود منی
در این نوع ابراز وجود، سخنگو به صراحت، رفتار طرف مقابل، تأثیر آن بر زندگی یا احساسات خودش و علت اینکه چرا باید آن را تغییر دهید را توضیح میدهد. در این بیان، مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع میکند، به او میگوییم: «در این چند دقیقه این چهارمین باری است که حرفم را قطع کردی. مثل اینکه توجهی به حرفهایم نداری. داری مرا ناراحت میکنی. اجازه بده حرفم را تمام کنم».
در اینگونه مکالمات وقتی از کلمه «تو» استفاده میکنید که بخواهید طرف مقابل را سرزنش و متهم کنید. ولی واقعیت این است که این نوع ابراز وجودها باعث میشود تا طرف مقابل در لاک دفاعی فرو برود و این چنین اصل موضوع مخدوش شود. برای مثال دو جملهی زیر را با هم مقایسه کنید:
ممکن است شما بگویید: «تو مرا عذاب میدهی چون هیچ وقت سهمت را پرداخت نمیکنی! » و یا همین جمله را طور دیگری بیان کنید: «من عذاب میکشم چون همیشه بیشتر از تو پول میدهم».
با کمی دقت در مییابیم که جملهی دوم بار منفی کمتری دارد و احتمال اینکه طرف مقابل را وادارد تا تا پاسخ خشنی بدهد نیز کاهش مییابد.
گاهی اوقات استفاده زیاد از کلمهی «من» نیز باعث میشود تا دیگران آن را حمل بر خودخواهی، خودمحوری، بیتوجهی شما کنند. به همین دلیل استفاده از ضمیر جمع «ما» در مکالمات روزمره موثرتر از ضمیر مفرد «من» خواهد بود. مثلاً در مورد بالا میتوانیم بگوییم: «ما باید در مورد سهم هر کداممان از این مخارج با هم صحبت کنیم و شرایط را طوری تنظیم کنیم که هیچ کدام از ما از این وضعیت ناراحت نشوند». ضمیر ما باعث میشود تا احساس همراهی بیشتری در افراد ایجاد شود. بگونهای که در نهایت بتوانند در برابر مسائل مشترک، مسئولیت بیشتری حس کنند.
2-15- ابراز وجود مستقیم و غیرمستقیم
لینهن و اگان بین ابراز وجود مستقیم و غیرمستقیم تفاوت قائل شدند. آنها معتقدند ابراز وجود مستقیم و صریح همیشه بهترین راه نیست. به خصوص وقتی با افرادی سرو کار دارید که دوست دارند دیگران نظر مثبتی درباره آنها داشته باشند. بنابراین در برخی موقعیتها ابراز وجود مبهم و غیرمستقیم موثرتر خواهد بود. برای واضحتر شدن موضوع مثال از دو روش ابراز وجود مستقیم و غیرمستقیم میآوریم:
پرسش: «میشه اون نوار موسیقی که دیروز خریدی به من قرض بدی؟»
پاسخ مستقیم: «نه، من هرگز نوارهام رو به کسی قرض نمیدم.»
پاسخ غیرمستقیم: «آهان، منظورت همون نوار وایته. میدونی من هنوز فرصت نکردم خودم به اون گوش بدم، گاهی خیلی طول میکشه تا نوارهای جدیدم رو گوش بدم» در اینجا ابراز وجود صریح و مستقیم، کمی زمخت و حتی پرخاشگرانه به نظر میرسد. اما در رویکرد غیرمستقیم درخواست طرف مقابل را رد نمیکنیم، بنابراین ممکن است از ما بخواهد بعداً نوار را به او قرض بدهیم.
شواهد نشان میدهد که ابراز وجود استاندارد و مستقیم، درست به اندازهی پرخاشگری موثر است و در عین حال از نظر اجتماعی نیز مقبولتر از رفتار پرخاشگرانه است. این نوع ابراز وجود در مقایسه با عدم ابراز وجود از نظر اجتماعی نشانگر تعادل رفتاری کفایت ماست، ولی ممکن است برای دیگران چندان خوشایند نباشد (حاجیحسنی، 1391).
اما لینهن و اگان گوشزد میکنند که اگر سبک مستقیم به سبک مستقیم پیچیده تبدیل شود، ابراز وجود کمتر ناراحت کننده خواهد شد. بنابراین بهتر است از ملاحظات اضافی استفاده شود. منظور از این ملاحظات اضافی صرفاً رنگ و لعاب دادن به رد کردن در درخواستهای دیگران است.
لینهن و اگان، پنج نوع رنگ و لعاب دادن را معرفی میکنند: همدلی، ناچاری، عذرخواهی، خودشیرینی و دروغگویی علنی (به نقل از بیگی و فیروزبخت، 1383).