دانلود پایان نامه

Martin و همکاران (1996)، با توجه به تحقیقات موجود پیشنهاد کردند که فعالیت نیمکره راست با عواطف منفی بیشتر، ارزیابی منفیتر از خود و تمایل پایین برای عمل رابطه دارد.
پژوهشهای مربوط به این نظریه در عناوین خاصی شکل گرفتهاند از جمله:
فعالیت نیمکرههای مغزی به ویژه نیمکره راست و ترتیب فعالیت این دو نیمکره در پیگیری هدف.
ارزیابی پیشرفت به سمت اهداف
قوانین توقف نشخوار فکری
خلق به عنوان دروندادی برای دوام و یا قطع نشخوار فکری (Borkovec et al., 1993).
2-21- تفاوت جنسیتی در نشخوار فکری
براساس یافتههای پژوهشی، زنان بیشتر از مردان گرایش به نشخوار فکری دارند. در نظریه سبکهای پاسخ، تفاوتهای جنسیتی در گرایش به نشخوار فکری به عنوان واسطهای برای تفاوتهای جنسیتی در افسردگی در نظر گرفته میشود. یعنی، با کنترل تفاوتهای جنسیتی در نشخوار فکری، تفاوتهای جنسیتی در افسردگی مهنادار نبوده است. دلایل تفاوتهای جنسیتی در نشخوار فکری ممکن است فراوان باشد.
برای نمونه مشخص شده است که زنان نسبت به مردان، استرس بیشتری را گزارش میکنند. از قبیل، درآمد پایین، نارضایتی در ازدواج. این تفاوتهای جنسیتی، در تجربه استرس مزمن، میتواند تا اندازهای در بروز تفاوتهای جنسیتی در نشخوار فکری سهم داشته باشد.
همچنین زنان بیشتر از مردان احتمال دارد که قربانی حوادث تروماتیک، از قبیل سوء استفاده جنسی قرار بگیرند. باید در نظر داشت، بر پایه یافتههای پژوهشی، با کنترل سطح افسردگی، سابقه استرسهای عمده در زندگی با گرایش به نشخوار فکری رابطه دارد (باقرینژاد و همکاران، 1389).
Nolen-Hoeksema and jakson (2001)، بر مبنای یافتههای پژوهشهای جامعهمدار، یک الگوی شخصیتی سه مولفهای را پیشنهاد میکنند که میتواند در بروز تفاوتهای جنسیتی در نشخوار فکری سهیم باشد.
اول، باورهای زنان نسبت به هیجانات منفی و مشکل در کنترل این هیجانات است که با نشخوار فکری ارتباط دارد. زنان اعتقاد دارند، هیجانات منفی شدیدتر از آن هستند که بتوان آنها را کنترل کرد. هم چنین زنان ممکن است اعتقاد داشته باشند هیجانات شدید در آنها در مقایسه با مردان، بیشتر به عوامل بستگی دارد، که از کنترلپذیری کمتری برخوردارند (مانند، هورمونها).
دوم، زنان بیشتر احتمال دارد، احساسات خود را، مسئول وضعیت هیجانی روابطشان بدانند و تمام بار حفظ روابط مثبت با دیگران را، به دوش بکشند. این باور، با افزایش در نشخوار فکری، رابطه دارد.
مسئولیت احساسات در تعیین وضعیت هیجانی روابط به این منجر میشود که زنان به کوچکترین تغییری در روابط، حساس و همیشه برای بروز مشکل گوش بزنگ باشند، همیشه مراقب نظرات و رفتارهای دیگران باشند، همیشه به این فکر کنند که چگونه میتوانند دیگران را خوشحال کنن.
در این شرایط، زنان همواره نسبت به وضعیت هیجانی خود گوش به زنگ هستند و از آن به عنوان دماسنجی، برای اندازهگیری کیفیت روابط خود، استفاده میکنند. این وضعیت در بروز نشخوار فکری سهیم است.
سوم، زنان بیش از مردان، احساس میکنند در مورد حوادث مهم زندگیشان، از کنترل کمتری برخوردارند و باید توجه داشت که افراد با احساس کنترل کمتر، نشخوار فکری بیشتری را گزارش میکنند. احساس کنترل پایین سهم عمدهای از تفاوتهای جنسیتی در افسردگی را به عهده دارد. این سه مولفه در کنار یکدیگر، نقش میانجی را در تفاوتهای جنسیتی در افسردگی به عهده دارند.
پژوهشها نشان میدهند که پاسخ نشخواری فکری به تجربه ملالآور، دورههای خلق افسرده را طولانیتر و شدیدتر میکند. همچنین نشخوار، تفکر افراد را به طور منفی جهتدار کرده، این افراد نسبت به بقیه از توان حل مسأله ضعیفتری برخوردارند. معمولاً نشخوار فکری سازوکارهایی را ایجاد میکند که به عوامل خطرناک متفاوت برای افسردگی تبدیل میشود و در واقع به بیشتر شدن فشارها و کم شدن حمایت اجتماعی و خوشبینی و روانرنجوری بیشتر منجر میگردد (حمیدپور، 1385).
Nolen-Hoeksema (1999)، عوامل نشخوار فکری را در والدین بیش کنترل کننده، وجود سابقه آزار جنسی، هیجانی و جسمی از دوران کودکی به عنوان عوامل معنادار در شکلگیری سبک نشخوار فکری معرفی کردهاند. معمولاً جوانان و بزرگسالان افسرده تحت تربیت والدین مزاحم، بیش کنترل کننده، دیکتاتور و طرد کننده بودهاند.
بر طبق نظر بک موضوعات و محتویات افکار در افراد افسرده مربوط به شکستها و باختهای گذشته است. این افکار باعث شکلگیری باورهای منفی در فرد میشود. با کشف ارتباط بین خلق و افکار منفی میتوان به درمان افسردگی پرداخت و از بازگشت مجدد آن پیشگیری کرد. در سال 1992 تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو، رویکرد جدیدی به منظور درمان، پیشگیری و جلوگیری از بازگشت افسردگی تبیین کردند که براساس آن، بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود داشته، در نتیجه، یک رویکرد شناختی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید (آذرگون همکاران، 1388).
2-22- مولفههای نشخوار فکری
در سالهای اخیر بررسی الگوهای تفکر در اختلالات هیجانی و بررسی افکار ناخواسته و نقش آن در دوام اختلالات هیجانی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. از انواع این افکار ناخواسته، نشخوار فکری است، دیدگاه فراشناختی در مورد اختلالات هیجانی، نشخوار فکری را از مولفههای اصلی در شروع و تداوم افسردگی میداند.
نشخوار فکری در برخی اختلالات هیجانی نظیر افسردگی، وسواس فکری-عملی، اضطراب فراگیر و اختلال استرس پس از حادثه مشاهده میشود. نشخوار فکری زیربنای شناختی بیماران وسواس فکری-عملی و افسرده را دچار ناهنجاری میکند و با ناسازگاری ضعیف روان شناختی و افزایش احساسات منفی مانند خشم و فشار روانی رابطه دارد (خسروی و همکاران، 1387).