دانلود پایان نامه

از دیدگاه ، نظریه ی طنز ، قرون وسطی واقعا دوران تاریکی بود زیرا نظریات بسیار کمی در باب طنز وجود داشت . تنها نامی که ارزش ذکر کردن دارد جان تزتزس(1185-1110) است . او خلاصه ی 92 خطی در خصوص شعر کمدی نگاشته که در آن رد پای اندکی از تفکر ارسطویی دیده می شود و هنگامی که او این اثر را نگاشته اثر بوطیقا تقریبا فراموش شده بود. (Cooper,1922:97-98)
2-1-5 تاریخچه ی طنز در دوره ی رنسانس :
رنسانس با کشف دوباره منشاء های یونانی از جمله بوطیقا شناخته می شود . در سال 1508 آلدوس مانونتیوس در ونیز اولین نسخه مدرن متن یونانی بوطیقا را یک دهه پس از ترجمه ی لاتین لورنزو والا ، به چاپ رساندکه تاثیر زیادی بر نقد ادبی داشت . (Weinberg,1961:361-371)
نظریه پردازان رنسانس عمدتا به دنبال فرمول بندی دسته ای از قوانین جهت تشخیص میان طنازی های پیش پا افتاده در قرون وسطی و کمدی جدید بودند و کشف دوباره آثار کلاسیک ابزار مناسبی برای این تلاش بود . در نتیجه دو دغدغه ی مجزا با هم ارتباط یافتند : در یک سو علاقه ی تاریخی به آنچه نویسندگان کلاسیک می گفتند ودر سوی دیگر جستجو برای یافتن معیارهایی که توسط آنها کمدی ها را مورد قضاوت قرار دهند. (Attardo,1994:35)
نظریه پردازان ایتالیایی ، اولین هایی بودند که از ایده هایی که توسط ارسطو بیان شده بود برای شرح نظریه ی جدید طنز و کمدی استفاده کردند.( Ibid)
از چهره های برجسته ی دوران رنسانس به این افراد می توان اشاره کرد :
وتره فاوستو :
در 1511 ، فاوستو (1550-1480 ) کتابی به نام کتابچه ی کمدی منتشر کرد. این یکی از اولین کتاب هایی است که به بوطیقای ارسطو ارجاع داده است .این کتاب به تمایزات طنز کلامی و طنز ارجاعی نیز پرداخته است.) (Attardo,1994:36
فرانسیسکو روبرتلوس :
روبرتولوس(1567-1516 ) در اثر خود به نقد بوطیقای ارسطو پرداخته است و به مرور آثار پیشینیان در باب کمدی از جمله (ارسطو ، سیسرو ، کوئینتیلیان ، هورس و دوناتوس ) می پردازد. (Attardo,1994:36)
نظرهوراس درتطابق میان نوع و موضوع از دغدغه های اصلی روبرتولوس است.او می گوید : از آنجا که گفتمان کمدی ساده است، افکار کمدی نیز باید فروتنانه بوده وبلندپروازانه نباشند. (Ibid:37)
مدیوس :
یکی از تحسین برانگیزترین آثار در باب طنز در دوران رنسانس ، کتاب “سخره ” مدیوس است که با موضوع نقدی بر بوطیقای ارسطو در 1550 منتشر شد. هریک (1950 : 41) آن را برحسته ترین اثر در باب طنز در قرن شانزدهم می خواند و پدینگتون (1933 : 55 ) آن را جذاب ترین اثر از دیدگاه روان شناسی در حوزه ی طنز به شمار می آورد . (Attardo,1994:37)
تقسیم بندی و آرای مدیوس به مدل سیسرو بسیار شبیه است با این تفاوت که او در آثارش به خوبی به اثر “شگفتی ” پرداخته است.(Ibid:38)
گیرولامو موزیو :
موزیو (1576-1496) کتاب “هنر شاعری “را در سال 1551 چاپ کرد . نظرات موزیو در باب کمدی همان نظرات هوراس است اما با تاکید خاصی بر عامل تناسب عمل. موزیو به مسائل حول عامل تناسب در استفاده از زبان ایتالیایی علاقه داشت و ادعا کرد که ایتالیایی زبان مناسبی برای کمدی است . (Weinberg,1970:173)
گیلیو سزار اسکالیگر:
اسکالیگر (1558-1486 ) یک کتاب نقد هفت جلدی در مورد بوطیقا منتشر کرد. منبع اصلی او ارسطو بود هرچند که اسکالیگر آشکارا با ارسطو به مخالفت پرداخت. (Weinberg ,1961:744)
به طور کلی،رویه ی اسکالیگر نسبت به کمدی این است که کمدی باید بدون در نظر گرفتن قوانینی که از خارج ( بافت ) به آن اعمال می شود، سرگرم کننده باشد .( Attardo,1994:39)
تریسینو:
تریسینو (1550-1478 ) یک رساله شش قسمتی در مورد بوطیقا نوشته است. دو بخش آخر در 1562 پس از مرگ نویسنده به چاپ رسید و از دیدگاه نظریه ی طنز بسیار جالب است زیرا بر تفسیر بوطیقا تاکید می ورزد.( Attardo,1994:40)
تریسینو خاطر نشان می کندکه خشنودی به تنهایی موجب ایجاد خنده نمی شود. موقعی خنده ایجاد می شود که موردی که خشنودی را ایجاد می کند همراه با بیقوارگی باشد. مانند یک صورت زشت و یک حرکت ناجور ، یک کلمه ی احمقانه ، یک تلفظ غیراستادانه ، یک دست خشن یا یک گل رز بد بو .
تریسینو نتیجه می گیرد اگر از آن چیزی که انتظار داریم ، چیز متفاوتی اتفاق بیفتد تاثیر طنز افزایش می یابد ، زیرا نه تنها از حس های ما ، بلکه از امیدهایمان نیز تخطی اتفاق افتاده است. (Weinberg,1970:70)
به طور کلی ، نقش تریسینو در بحث طبیعت طنز ، ترکیبی از دیدگاههای سیسرو و افلاطون است با تاکید خاصی که او بر انتظارات خنثی دارد .
لودویک کاستلوترو:
کاستلوترو (1571-1505 )از دیگر مفسران بوطیقا در عصر رنسانس است. تفسیر او اولین بار در 1570 منتشر شد. چیزی که وی را از دیگران مجزا می سازد این است که او اظهار داشت که قصد دارد از تفسیرش برای خلق یک نظریه ی ادبی مستقل ، استفاده کند. کاستلوترو با تفسیر متن ارسطو آغاز کرد ولی یک نظریه ی طنز را به طور مستقل گسترش داد.
کاستلوترو 4 منبع برای خنده ذکر می کند :