دانلود پایان نامه

شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
به طرف می گن چرا پرنده ها زمستون از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه : آخه من امتحان کردم، پیاده خیلی راهه.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال غلط است چون راه طولانی است پرواز می کنند و پیاده نمی روند .
موقعیت : فرد سوال شونده ، کوچ پرنده ها
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی است و از ابهام نحوی بهره گرفته شده است .. یعنی ابهام مذکور در ساخت جمله ی پرسشی وجود دارد. کلمه ی پرسشی “چرا” توانایی مورد سوال قرار دادن تمام بخش های جمله مذکور را دارد ، هرچند که ساخت جمله، هر مخاطبی رابه سوی انتظار داشتنِ پاسخی به پرسش دلیل پرواز کردن، سوق می دهد اما پرسش می تواند، منظورش “چرا زمستان” یا “چرا پرنده ها” یا “چرا از شمال به جنوب” ویا “چرا پرواز می کنند” باشد و در هر صورت پاسخی متفاوت می توان به پرسش داد.. اینجا فرد به پرسش چرا پرواز می کنند پاسخ داده است وهمین پاسخ موجب ایجاد طنز گشته است .
مامانه به بچه میگه : پسرم می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرت رو کشیدی. بچه میگه : آره ولی لگدی که زدم تو شکمش ابتکارخودم بود.
تقابل انگاره : پشیمانی درمقابل عدم پشیمانی از کار زشت. در اینجا اصل ارتباط توسط بچه به هم خورده است . درواقع مادر با بیان جمله ی ” می دونم شیطون گولت زد ” قصد دارد به بچه القا کند که او بچه ی بی ادبی نیست و تنها یک با ر اشتباه کرده است .همچنین مادر انتظار دارد در پاسخ این عبارت بچه از عمل خود پشیمان شده و عذرخواهی کند . بچه با گفتن کلمه ی ” آره ” موجب می شود که مخاطب گمان کند که بچه پشیمان است ولی غافلگیری در عبارت بعد ازآره اتفاق می افتد و همین غافلگیری موجب خنده می شود .
مکانیسم منطقی : از نوع واژگونی نقش است . زیرا بچه با ابتکاری که انجام داده ، نقش خود رابا شیطان عوض کرده و نیاز نداشته که شیطان اورا گول بزند .
موقعیت : خانه ، مادر ، فرزند ، اذیت کردن خواهر
هدف : بچه ی شیطون
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی وغیر مرتبط با طنز است .
چوپان دروغگو می میره ، می ره اون دنیا . ازش می پرسن اسمت چیه ؟ میگه : دهقان فداکار.
تقابل انگاره : تقابل میان راستگو با دروغگو است . می توان گفت که این جک از طنز ناشی از تلمیح بهره می برد زیرا با اشاره به دو داستان قدیمی پیش می رود و اگر مخاطب از این داستان ها آگاه نباشد، این طنز برای او قابل درک نخواهد بود . عبارت چوپان دروغگو که در ابتدای جمله آورده شده است به مخاطب این مطلب را القا می کند که در ادامه ، شاهد دروغ گفتن توسط این چوپان خواهد بود ولی نکته ای که موجب غافلگیری مخاطب می شود این است که این بار چوپان دروغگو از اسم یک شخصیت داستانی دیگر ( دهقان فداکار ) که شخصیتی مثبت است ، برای دروغ گفتن استفاده می کند که همین امر موجب غافلگیری و در نهایت خنده می شود .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است . از آنجاکه چوپان دروغگو همانگونه که از لقبش بر می آید همیشه دروغگو می گوید ، این بار نیز دروغ می گوید و خود را به عنوان یک شخصیت مثبت داستانی جا می زند.
موقعیت : دنیای پس ازمرگ ، چوپان دروغگو ، دهقان فداکار
هدف: هدف جک چوپان دروغگو و شاید بتوان گفت که تمامی افراد دروغگو هستند.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
مادره به بچه میگه : پسرم من دارم می رم خرید ، یه وقت به کبریت دست نزنی ها . بچه میگه : نه مامان جون من خودم فندک دارم.
تقابل انگاره :تقابل میان عادی و غیر عادی است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است .چون بچه فندک دارد دیگر نیازی به کبریت ندارد.
موقعیت : خانه ، مادر ، فرزند و دست زدن به کبریت