دانلود پایان نامه

تقابل انگاره :در این جک ، تقابل میان عادی با غیرعادی است .
مکانیسم منطقی: از نوع قیاس غلط است . شباهت میان حرف همزه با عدد شش موجب این قیاس غلط می شود و همچنین چون حرف همزه کوچک است ، گوینده به شش کوچک اشاره می کند.همین امر موجب غافلگیری و خنده می شود.
موقعیت : فرد سوال شونده ، اسم حمزه، شیش کوچولو
هدف : دارای ارزش تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : به صورت دیالوگ است.
زبان : زبان به کاررفته در این جک ، معمولی و محاوره ای است و تنها در کلمه ی حمزه از ابهام واژگانی از نوع هم آوایی استفاده شده است .
گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول . میگه : درو وا کنین من مادرتونم. شنگول میگه : غلط کردی ، آیفون تصویری داریم.
تقابل انگاره : در این جک ، تقابل میان واقعی با غیر واقعی است . در واقع این همان تقابل میان پایان واقعی یک داستان قدیمی و پایان غیرمنتظره ی یک داستان قدیمی است . از آنجا که شنونده با این داستان قدیمی کودکان آشناست منتظر باز شدن در توسط شنگول و منگول و گول خوردن آنهاست اما با شنیدن پاسخی جدید از شنگول ، برخلاف پاسخ معمول او در
داستان اصلی ، این انگاره به کلی در ذهن مخاطب به هم می ریزد و شگفت زده می شود که این شگفتی موجب خنده می گردد. در واقع می توان گفت که این جک از طنز ناشی از تلمیح بهره می برد زیرا با اشاره به یک داستان قدیمی پیش می رود و اگر مخاطب از این داستان آگاه نباشد، این طنز برای او قابل درک نخواهد بود .
مکانیسم منطقی : از نوع تبادل نقش است . دیگر شنگول و منگول همان بچه های ساده ی سابق نیستند که به راحتی گول بخورند.
موقعیت :خانه ی شنگول و منگول ، گرگ ، شنگول ، منگول ، باز نکردن دروآیفون تصویری
هدف : در ظاهر شنگول و منگول است اما با نگاهی عمیق تر می توان دریافت که هدف این جک تمامی بچه های امروزی هستند که نسبت به نسل های پیشین ، به دلیل استفاده از تکنولوژی های امروزی ، آگاه تر هستند و به راحتی گول نمی خورند.
شیوه روایت : توصیفی از نوع داستانی و همچنین دیالوگ است .
زبان : زبان به کاررفته معمولی و محاوره ای است و از اصطلاحات عامیانه ای چون “غلط کردی ” استفاده شده است .
طرف زنش دو قلو می زاد . میره حسابداری بیمارستان میگه : ارزون حساب کنید که دوتاشم ببریم .
تقابل انگاره : تقابل میان منطقی با غیر منطقی است .
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن امر مشهود است چون درنهایت بچه ها متعلق به او هستند واو مجبور است که آنها راببرد.
موقعیت: حسابداری بیمارستان ، حسابدار ، دوقلو ها، پدر فرزندان
هدف : دارا ی ارزش تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت :توصیفی از نوع داستانی و پرسش و پاسخی ( دیالوگ ) ازنوع مونولوگ است .
زبان :زبان جک معمولی و غیر مرتبط با طنز است و هیچ هنجاری را از نظر زبانی نقض نکرده است .
دختره میره تعلیم رانندگی . ازش می پرسن چطور بود ؟ میگه : بد نبود ، اما مربیش خیلی مذهبی بود. من هر جا می پیچیدم ، می گفت یا ابوالفضل ، یا حضرت عباس .
تقابل انگاره : در این جک ، تقابل ازنوع منطقی در برابر غیرمنطقی است .
مکانیسم منطقی : نادیده گرفتن یک امر مشهود است . چون دختر این واقعیت را که افراد در هنگام ترس نیز از کلماتی چون “یا ابوالفضل” و “یا حضرت عباس ” استفاده می کنند نادیده می گیرد و این گونه برداشت می کند که مربی چون مذهبی است در هنگام رانندگی او ازاین کلمات استفاده کرده است .
موقعیت : کلاس تعلیم رانندگی، و شخصیت های مربی و هنرجو
هدف: در ظاهر هدف این جک یک دختر است ولی شاید در لایه های عمیق تر همه ی زنان و رانندگی آنها ، هدف این جک است .
شیوه ی روایت : دیالوگ است .